مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

حیا در بٌعد تربیتی 4

01 اردیبهشت 1395 توسط الزهرا (س) نصر

سلسله مباحث استاد حاج آقا مجتبی تهرانی (ره) در خصوص حیا


رابطه «حیا» و «ایمان»
در این جلسه می‎خواهم رابطه بین حیاء و ایمان را بحث کنم، روایتی که اوّل بحثم در این چند جلسه از امام صادق(صلوات‎الله‎علیه) می‎خوانم که حضرت فرمودند: «لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَهُ»، مربوط به نقش حیاء بر روی ایمان است. این مطلب، تا قدری موضوع بحث این جلسه است. ما روایات متعدّدی داریم که رابطه حیاء و ایمان را مطرح می‎کند که یکی از آنها همین روایتی است که در اوّل هر بحثم مطرح می‎کنم. در روایتی از پیغمبر اکرم است که حضرت فرمودند: «قال رسول‎الله(صلی‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم): الإیمان و العمل أخوان شریکان فی قرنۀ لا یقبل الله تعالی احد ما الا حسابه».[2]‎السلام) است که فرمودند: «الْحَيَاءُ وَ الْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِي قَرَنٍ فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُهُ»،[3]‎رود، اگر حیاء رفت، ایمان هم می‎رود. این همان است که اوّل بحثم می‎خوانم. روایت دیگری از علی(علیه‎السلام) داریم که فرمودند: «کثرۀ حیاء الرجل دلیلٌ علی ایمانه»[4]‎های متعدّدی داریم، من به عنوان نمونه اینها را گفتم. بحث ما نقش حیاء بر روی ایمان و رابطه‎ای است که این دو با هم دارند، آن هم رابطه‎ای که اگر یکی رفت، دیگری هم می‎رود. روایت یعنی ایمان و حیاء در یک رشته و همراه هم هستند، اگر یکی برود دیگری هم می ایمان و عمل مثل دو برادر هستند که به تعبیر من در یک ریسمان هستند. روایتی از امام باقر(علیه
«حیاء» لباس ایمان
در روایات نقش «حیا» را تحت عنوان لباس بیان می‎کنند. من دو روایت از پیغمبر اکرم می‎خوانم؛ حضرت فرمودند: «قال رسول‎الله(صل‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم): الْإِيمَانُ عُرْيَانٌ وَ لِبَاسُهُ الْحَيَاء»[5]‎فرماید. در روایتی دیگر حضرت می‎فرماید: «قال رسول‎الله(صل‎الله‎علیه‎وآله‎وسلم): الْإِسْلَامُ عُرْيَانٌ فَلِبَاسُهُ الْحَيَاء»[6]‎کنند. حضرت بحث عریانی را مطرح می‎کنند. ایمان لخت است و لباس آن حیاء است. ما یک سؤال می‎کنیم؛ نقش لباس برای بدن چه نقشی است؟ نقش حفاظتی است. آدم لخت را حساب کن، نه لباس روی لباس که برای زینت است، چون می‎فرماید «عریان». آدم لخت برای حفاظت از آفات لباس می‎پوشد. مثلاً لباس، او را از سرما محافظت می‎کند. نقش لباس نقش حفاظتی است، یعنی کار لباس در ارتباط با بدن کار حفاظتی است؛ چون تعبیر در هر دو روایت عریان است. خوب دقّت کنید اینها بحث‎های طلبگی است که می‎کنم. ایمان لخت است، اگر بخواهی آن را حفظ کنی باید با حیاء حفظ کنی. بحث کیفیّت است.
توجّه کنید من دارم گام به گام پیش می‎روم. اوّل که ایمان و حیاء ملازم هم هستند، اگر یکی برود، دیگری هم رفته است، این مطلب اوّل بود. مطلب دوم این است که حیاء چه نقشی دارد؟ چگونه است که اگر آن برود ایمان هم می‎رود؟ می‎گوید مثل این می‎ماند که ایمان لخت است و حیاء هم لباسش است، لباس آن را حفظ می‎کند، لباس نباشد سرما می‎خورد بعد هم می‎افتد می‎میرد، تمام شد رفت.

ادامه »

 نظر دهید »

حیا در بٌعد تربیتی 3

30 فروردین 1395 توسط الزهرا (س) نصر

سلسله مباحث استاد حاج آقا مجتبی تهرانی (ره) در خصوص حیا

حسن و قبح درجه دارد


حُسن و قُبح نسبت به بایدها و نبایدها است که به آنها احکام یا اعمال می‎گوییم. در این شکی نیست که زیبایی یک عمل با زیبایی عمل دیگر مساوی نیست. خود انسان درک می‎کند که یک عمل زیبا است، یک عمل دیگر را هم می‎بیند که زیبا است، امّا این دو را با هم مقایسه می‎کند، این مراتب حسن و قبح است.
بعد قُبح اعمال هم همین‎طور است، یک عمل زشت است، یک عمل زشت‎تر است. سیلی زدن به صورت غیر زشت است، قتل هم زشت است، امّا آیا این دو مساوی هستند؟ نه. لذا می‎گویند: حُسن و قُبح دارای مراتب است.
تبعیت احکام از مراتب مصلحت‎ها و مفسده‎ها
احکام ما که باید و نبایدها است چون بر محور حسن و قبح است، اگر مصلحت ملزمه باشد، حکم الزامی و جدّی است که نباید ترک کنی. اگر از آن طرف مفسده زیاد باشد، نباید انجام دهی. این مصلحت و مفسده مراتب دارد، آنهایی که اهلش هستند می‎فهمند، ما احکام واجب داریم و از آن طرف احکام مستحب داریم، مستحب آنجایی است که انجام عمل رجحان دارد، یعنی انجام دادن با انجام ندادنش فرق می‎کند؛ در انجام دادن یک چیزی نصیب انسان می‎شود، لذا می‎گویند: این کار رجحان دارد؛ امّا مصلحت، ملزمه نیست یعنی به اندازه‎ای نیست که لازم باشد، حتماً آن کار را انجام دهی. در باب مکروهات هم همین‎طور است. لذا تمام بایدها و نبایدها در شریعت اسلام بر محور «مصلحت‎ها و مفسده‎ها» و «حُسن‎ها و قُبح‎ها» است، همیشه این‎طور است.
شکر مُنعِم امری فطری است
چون من سراغ احکام شرعیه آمدم، می‎خواهم حیاء را در این فضا بحث کنم. ما در باب شکر مُنعِم بحثی داریم که یک امر فطری است.[3] از همان فطریات انسان است، یعنی اگر کسی به آدم محبتی کرد، احسانی کرد، انسانیّت اقتضا می‎کند که از آن تشکر کنیم. این مطلب، چیزی نیست که قابل انکار باشد، مگر این‎که شخصی مسخ شده باشد. شکر انواعی دارد، شکرِ قلبی داریم، زبانی داریم، عملی داریم. حتی در روایات این تعبیر آمده است که «الانسان عبید الاحسان».[4] انسان بنده احسان است.
ما الآن داریم در منطقه شریعت بحث می‎کنیم، چون وارد احکام شرعیه شدیم. کسانی که خودشان را متدیّن می‎دانند، مسلمان می‎دانند، مؤمن می‎دانند و می‎گویند ما معتقد به مبدأ و معاد هستیم، اینهایی که مدعی هستند که تمام نعمت‎هایی که در اختیار ما است چه متصل و چه منفصل[5] خدا به ما داده است، بحث درباره احکام شرعیه، مربوط به اینها است. عقل عملی جزء غرایز و فطریات است، این عقل اقتضا می‎کند که انسان از کسی که به او نیکی کرده است، به نحوی تشکر نماید.

ادامه »

 نظر دهید »

حیا در بٌعد تربیتی 2

28 فروردین 1395 توسط الزهرا (س) نصر

سلسله مباحث استاد حاج آقا مجتبی تهرانی (ره) در خصوص حیا

آثار مخرب ترویج بی‎حیایی، توسط فرهنگ‎سازان جامعه

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم،
والحمد لله رب العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین.
رُویَ عن الصادق(علیه‎السلام) قال: «لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَهُ».[1]

مروری بر مباحث گذشته:
بحث ما راجع به «حیا» بود و عرض کردم که یکی از بزرگ‎ترین مشکلات جامعه ما ترویج بی‎حیایی در سه رابطه دیداری، گفتاری و رفتاری است. در جلسه گذشته عرض کردم که حیاء یک امر اکتسابی نیست، بلکه یک امر غریزی یعنی یکی از مواهب الهی است. انسان مجموعه‎ای از غرایز و فطرت‎ها است و یکی از غرایز او نیز «حیا» است. این را هم عرض کردم که در معارف ما از حیاء به «پوشش روح» نیز تشبیه شده است.
در آخر جلسه گذشته آیه شریفه‎ای را در این رابطه مطرح کردم، به روایاتی درباره این بحث هم اشاره کردم. در روایتی از علی(علیه‎السلام) آمده است که حضرت می‎فرماید: «أحسن ملابس الدنیا الحیاء»[2] یعنی «بهترین لباس دنیوی حیاء است» و این لباس هم دو بُعدی است و دو کار از آن می‎آید: هم موجب می‎شود که قبائح انسان پوشیده شود و از طرفی انسان را می‎آراید. در آیه هم این تعبیر بود که «يُواري سَوْآتِكُمْ» یعنی این پوشش، قبائح را می‎پوشاند «وَ ریشا»[3] یعنی لباس پاکیزه و زیبایی است.
«خُلع» و «عریان شدن» ضد حیاء است
در روایتی که از سماعه درباره جنود عقل وجهل بود، داشت: «الْحَيَاءُ وَ ضِدَّهَا الخُلع»[4] حیاء یکی از جنود و سپاهیان عقل است و ضدش «خُلع» است. «خُلع» چیست؟ مرحوم صدرالمتألهین(رضوان‎الله‎تعالی‎علیه) می‎فرماید: خُلع از ماده خَلَعَ است، «خَلَعَ ثوبَه» یعنی «لباسش را از تن برکند و بیرون آورد». حیاء یک پوشش برای روح است که جلوی افراط و تفریط شهوت و غضب را می‎گیرد که افعال ناروا از انسان سر نزند. چون این کارها زشت است و موجب می‎شود انسان خجالت بکشد. حیاء است که هم مانعیّت داشته و هم انسان را می‎آراید. امّا ضد این خصوصیّت، آن است که انسان این لباس را از تن روحش بیرون بیاورد و «خَلع» کند. این بیان خیلی روشن است و فرمایش ایشان خیلی واضح است.
برای همین است که من در بحث‎های تربیتی عرض کردمکه نکته اساسی و اصل مهم در معارف اسلامی و مکتب اسلام، پرده‎داری است، نه پرده‎دری است. اصل حیاء است، نه بی‎حیایی. این عبارت خلاصه و چکیده‎ای از روایات و فرمایشات بزرگان دین است.
«حیاء» حالت شرمندگی و خجالت است
من در این جلسه می‎خواهم مطلبی را در مورد حیاء مطرح کنم. آن چیزی که موجب می‎شود روح انسان در ربط با اعمال زشت، یک حالت انفعال پیدا کرده و به تعبیری شرمنده شود، حیاء است. مرحوم صدرالمتألهین فرمودند: «حقیقۀ الحیاء الإنکسار» حقیقت حیاء شکستن و شرمنده شدن است. گاهی انسان وقتی که کار ناشایستی مرتکب می‎شود، می‎گوید: منفعل شدم، شرمنده شدم، خجالت کشیدم و … این تعبیرات مختلف، در محاورات ما متداول است. پس معلوم می‎شود که «حیا» از مقوله انفعال است. به اصطلاح منطقیون، «حیاء» حالت روح، در ربط با عمل قبیح و زشت است.

ادامه »

 نظر دهید »

آیا امامت جماعت زن جایز است؟

26 فروردین 1395 توسط الزهرا (س) نصر


تفاوت اقوال در این زمینه زیاد است. آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی می‌فرمایند: «جايز است زن جلوتر از مرد نماز بخواند؛ اگرچه احتياط، مقدم‌بودن محل ايستادن مرد بر محل سجده زن و بودن حائل بين آن دو است». اما برخلاف این نظر، حضرات آیات امام خمینی (ره)، مکارم‌شیرازی، سیستانی، فاضل‌لنکرانی، نوری‌همدانی معتقدند که زن عقب‌تر از مرد باشد و این مطلب را با توضیحات مختلفی عنوان می‌کنند.

یکی از مستحبات مورد تأکید، خواندن نماز به جماعت است. نماز جماعت به اقتضای نوع، شرایط و نحوه انجام آن، از احکام خاصی برخوردار است؛ احکامی که گاه جنسیت‌پذیر هستند و با توجه به زن یا مرد بودن امام یا مأمومین تفاوت می‌کند؛ ازاین‌رو نگاهی به احکام و استفتائاتی که در این زمینه وارد شده است، ما را در اجرای بهتر این مستحب الهی یاری خواهد کرد.

شرکت در نماز جماعت
سؤال: شرکت زنان در نماز جماعت جایز است؟
پاسخ: آیت‌الله خامنه‌ای می‌فرمایند: «شرکت زنان در نماز جمعه و جماعت اشکال ندارد و ثواب جماعت دارد»، اما آیت‌الله بهجت معتقدند: «در مورد زنان اساساً آن‌چه به ستر نزديك‌تر باشد، افضل است و غير آن ثوابش كمتر است».

مرد یا زن‌بودن امام جماعت
سؤال: آیا امامت جماعت زن جایز است؟
پاسخ: در این زمینه آن‌چه در بیان فقها مفروض است، امامت جماعت زن برای زنان است و نه مردان. در این زمینه حضرات آیات بهجت، سیستانی و مکارم‌شیرازی می‌فرمایند: «جایز است». حضرات آیات خامنه‌ای، نوری‌همدانی و مظاهری نیز امامت زن برای زن را پذیرفته و می‌فرمایند: «امامت زن در نماز جماعت فقط براى زنان جايز است».

حضرات آیات زنجانی و هاشمی‌شاهرودی توضیح می‌دهند: «زن، چنان‌چه عادل باشد و نماز را صحيح بخواند و ساير شرايط ذكرشده در رساله‌ها را داشته باشد، مي‌تواند امام جماعت بانوان باشد».

اما آیت‌الله اردبیلی معتقدند: «امام جماعت‌بودن زن برای مردان جایز نیست و احتیاط لازم این است که زن امام جماعت زن‌ها هم نشود». آیت‌الله صافی‌گلپایگانی نیز می‌فرمایند: «جماعت‌شدن زن، برای مردان جایز نیست و برای زن‌ها مکروه است و این در صورتی است که آن زن واجد تمام شرایط امامت جماعت شود و الا جایز نیست».

آیت‌الله فاضل‌لنکرانی نیز می‌فرمایند: «هركس موظف است طبق نظر مرجع تقليد خود عمل كند؛ لذا كسانى كه از امام و اين جانب تقليد می‌كنند، بنابر احتياط واجب نمی‌توانند به آن خانم اقتدا كنند، بلى چون اين مسأله فتوا نيست می‌توانند به مرجع ديگر كه امامت زن را براى زن‌ها جايز و صحيح می‌داند، با رعايت الأعلم فالأعلم رجوع كنند».

جایگاه امام جماعت
سؤال: امامت جماعت زن در نماز جماعت در چه مکانی می‌ایستد؟
پاسخ: آیت‌الله زنجانی می‌فرمایند: «بهتر اين است كه امام جماعت زن جلوتر از ساير زن‌ها نايستد و در يك رديف بايستند». حضرات آیات سیستانی و هاشمی‌شاهرودی نیز این برابری امام جماعت زن و مأمومین را به احتیاط واجب مطرح می‌نمایند.

صفوف نماز جماعت
سؤال: آیا در نماز جماعت تقدم مرد بر زن لازم است؟
پاسخ: تفاوت اقوال در این زمینه زیاد است. آیت‌الله هاشمی‌شاهرودی می‌فرمایند: «جايز است زن جلوتر از مرد نماز بخواند؛ اگرچه احتياط، مقدم‌بودن محل ايستادن مرد بر محل سجده زن و بودن حائل بين آن دو است».

اما برخلاف این نظر، حضرات آیات امام خمینی (ره)، مکارم‌شیرازی، سیستانی، فاضل‌لنکرانی، نوری‌همدانی معتقدند که زن عقب‌تر از مرد باشد و این مطلب را با توضیحات مختلفی عنوان می‌کنند. آیت‌الله مکارم‌شیرازی می‌فرمایند: «لازم است زن عقب‌تر از مرد بایستد یا میان آن‌ها دیوار یا پرده یا 10 ذراع که 5 متر است، فاصله باشد». ایشان در پاسخ دیگری چنین توضیح می‌دهند: «درصورتی‌که فاصله صف مردان از جلو با صف زنان کمتر از 5 متر باشد، نماز آنان باطل است؛ مگر در جاهایی که ازدحام زیاد است، مانند حرم پیامبر صلوات‌الله‌علیه و حرم امام رضا علیه‌السلام و مصلاهای نمازجمعه و مانند آن».

آیت‌الله سیستانی نیز می‌فرمایند: «بنابر احتیاط، لازم است زن عقب‌تر از مرد بایستد؛ مگر این‌که حائل باشد یا 10 ذراع یا بیشتر فاصله باشد». آیت‌الله فاضل‌لنکرانی این حکم را چنین بیان می‌کنند: «بهتر است جای سجده زن عقب‌تر از جای ایستادن مرد باشد». امام‌خمینی (ره) و آیت‌الله نوری‌همدانی عقب‌تر بودن سجده‌گاه زن را احتیاط مستحب دانسته‌اند. حضرات آیات بهجت و صافی‌گلپایگانی نیز معتقدند: «مکروه است زن جلوتر از مرد بایستد». البته امام‌خمینی (ره) نیز در تحریرالوسیله این تقدم زن بر مرد را مکروه دانسته‌اند.

سؤال: آیا وجود مانع و پرده میان زن و مرد اشکال دارد؟
پاسخ: حضرات آیات خامنه‌ای و بهجت بیان می‌کنند: «حضور و شرکت زنان در نماز جماعت اشکال ندارد و اگر پشت سر مردان بايستند، احتياجى به حائل و پرده نيست، ولى اگر در کنار مردان بايستند سزاوار است که حائلى بين آن‌ها باشد تا کراهت کنار هم ايستادن مردان و زنان در نماز برطرف شود».

آیت‌الله مکارم‌شیرازی نیز می‌فرمایند: «میان امام و مأموم و همچنین میان مأمومین نسبت به یکدیگر، باید چیزى که مانع دیدن است، نباشد، بلکه حایل شیشه‏‌اى نیز اشکال دارد، اما اگر مأموم زن باشد، حایل میان او و مردان مانعى ‏ندارد». ایشان در مورد حائلی مانند دیوار میان زنان و مردان نیز می‌فرمایند: «درصورتى‌که دیوار به قدرى بلند نباشد که دو محل را از هم جدا کند و در واقع همه آن‌ها زیر یک سقف نماز بخوانند، اشکال ندارد».

آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه پاسخ‌شان، در جهت توضیح و توجیه این حکم به نکته مهمی اشاره کرده و می‌فرمایند: «اين‌که وجود حائل بين زنان و مردان در نماز موجب تحقير و توهين به شأن و کرامت زنان مى‏شود، توهم و خيالى بيش نيست و اساسى ندارد، به علاوه دخالت‌دادن نظرات شخصى در فقه صحيح نيست».

آیت‌الله مکارم‌شیرازی نیز در توضیح این مطلب چنین می‌فرمایند: «در نماز جماعت که زنان در طبقه بالا و مردان در طبقه پایین هستند، ما مى‏گوییم معیار صدق، وحدت مکان است، در عین این‌که اتصال شرط است؛ پس به شرط وحدت مکان مثلاً دو متر ارتفاع هم ضرر به اتصال نمى‏زند. بنابراین جایى که مثلاً بالکن فقط یک قسمت باز دارد و بقیه قسمت‏هاى آن پوشیده است، افرادى که مقابل قسمت باز مى‏ایستند، با پایین وحدت مکان دارند و دیگران هم به آن‌ها متصل مى‏شوند؛ اگرچه با پایین وحدت مکان ندارند. و اگر مردان در طبقه دوم باشند، باید به‌گونه‌ای باشد که در تمام حالات، چه ایستاده و چه نشسته، صفوف پایین را ببینند و حایلی نباشد، و اگر زنان باشند، حایل کوتاه به اندازه قامت یک انسان کافی است».

آیت‌الله فاضل‌لنکرانی نیز می‌فرمایند: « اتصال آن‌ها به اين است كه اگر بالا نبودند و محاذى همان مكان بالا، در طبقه پايين قرار داشتند، اتصال برقرار بود».

سؤال: اگر در نماز جماعت به علت کثرت جمعیت، اتصال از امام به وسیله مردان حاصل شود و بعد در عرض آن‌ها با فاصله پرده، زنان اقتدا کنند و در عرض آن‌ها با فاصله پرده، دوباره مردان اقتدا کنند، چه حکمی دارد؟
پاسخ: آیت‌الله مکارم‌شیرازی در پاسخ به این سؤال می‌فرمایند: «این کار خلاف احتیاط است».

سؤال: آیا نماز خواندن زنان در طبقه بالا جایز است؟
پاسخ: آیت‌الله خامنه‌ای می‌فرمایند: «درصورتى‌كه شبستان و بالكن مذكور عرفاً يك محل حساب شوند، نماز صحيح است». آیت‌الله بهجت نیز در توضیح کیفیت این اتصال می‌فرمایند: «به همان صورت كه اگر پايين بودند، در همان مكان اتصال داشتند».

 نظر دهید »

اعمال شب لیله الرغائب

25 فروردین 1395 توسط الزهرا (س) نصر

بدان كه اولين شب جمعه ماه رجب را «ليلة الرغاب» (يعنى شب دلدادگان) میگويند و براى آن عملى با فضيلت بسيار از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله وارد شده كه آن را سيّد در كتاب «اقبال» و علاّمه حلى در «اجازه بنى زهره» نقل كرده اند، بعضى از فضيلت آن اينكه به سبب انجام آن گناهان بسيار آمرزيده مى شود، و نيز نمازى در آن وارد شده كه هركه آن را به جای آورد هنگام شب اوّل قبرش حق تعالى ثواب آن را به نيكوترين صورت و با روى گشاده و درخشان و زبانى گويا به سوی او میفرستد، پس به او میگويد: اى حبيب من تو را بشارت باد كه از هر شدّت و سختى نجات يافتى، بنده میگويد تو كيستى؟ به خدا سوگند من چهره اى زيباتر از چهره تو نديدم، و سخنى شيرين تر از سخن تو نشنيدم، و بويى بهتر از بوی تو نبوييدم! ! پاسخ ميدهد: من ثواب آن نمازم كه در فلان شب، از فلان ماه، از فلان سال به جاى آوردی امشب نزد تو آمدم تا حقّت را ادا كنم، و مونس تنهايى تو باشم، و هراس را از تو برگيرم و هنگامی كه در صور (شيپور قيامت) دميده شود، در عرصه قيامت سايه اى بر سرت خواهم افكند، پس خوشحال باش كه خير هرگز از تو جدا نخواهد شد.
كيفيت اين نماز چنين است:

اولين پنجشنبه ماه رجب را روزه میدارى، چون شب جمعه داخل شود، ما بين نماز مغرب و عشا، دوازده ركعت نماز بجاى مى آورى، هر دو ركعت با يك سلام به اين ترتيب كه در هر ركعت يك مرتبه سوره «حمد» و سه مرتبه «سوره قدر» و دوازده مرتبه «سوره توحيد» می خوانى و هنگامى كه از نماز فارغ شدى هفتاد مرتبه مى گويى:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ وَ عَلَى آلِهِ [وَ آلِ مُحَمَّدٍ] .
خدايا! بر محمّد پيامبر درس ناخوانده و خاندانش درود فرست
سپس به سجده میروى و هفتاد مرتبه ميگويى:
سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرُّوحِ
پاك و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح
آنگاه سر از سجده بر می دارى و هفتاد مرتبه مى گويى:
رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجَاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيُّ الْأَعْظَمُ
پروردگارا! مرا بيامرز و بر من مهرورز و از آنچه از من میدانى بگذر، تو خداى برتر و بزرگ ترى
دوباره به سجده مى روى و هفتاد مرتبه مى گويى:
سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَ الرُّوحِ
پاك و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح
سپس حاجت خود را میطلبى كه به خواست خدا برآورده خواهد شد.
آگاه باش زيارت حضرت رضا عليه السّلام در ماه رجب مستحب است، و انجام آن در اين ماه امتياز خاصى دارد، همانگونه كه انجام عمره در ماه رجب فضيلت دارد تا جايى كه روايت شده انجام آن در اين ماه، در فضيلت همتاى حج است و نيز نقل شده: حضرت سجاد عليه السّلام در ماه رجب به عمره مشرّف شده بود، و شب و روز نزد كعبه نماز میخواند، و در حالى كه پيوسته در سجده بود اين ذكر از زبان ايشان شنيده میشد:
عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ
گناه از بنده ات بزرگ شده، پس بگذر گذشت از سوى تو زيبا باشد.

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 26
  • 27
  • 28
  • ...
  • 29
  • ...
  • 30
  • 31
  • 32
  • ...
  • 33
  • ...
  • 34
  • 35
  • 36
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس