مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

و غدیر ادامه دارد...

10 مهر 1394 توسط الزهرا (س) نصر

از خودشان می پرسیدند، خدایا! چه شده که پیامبر صلی الله علیه و آله در این گرما جمعمان کرده! اصلاً او که آن قدر به حق مردم توجه میکند، چرا خسته هایی که با سختی، قسمتی از راه را طی کرده بودند، برگردانده؟! …
- انسان را از مرگ گریزی نیست! صدای پیامبر، در گوششان می پیچید: انسان را از مرگ گریزی نیست!
خدایا! حبیب خدا، چه می گفت؟! ما درست شنیده بودیم؟!
- سایه ی سرمان می روی؟! آرام دلمان از ما خسته ای؟! اشک ها امانمان نمی دهد! سفر با تو آن قدر شیرین بود که دوست داریم از شوق تا مدینه بدویم! حرف از رفتن نزنید! پاهایمان جان میخواهد بهارمان!
نمی گویید بدون شما چه کنیم؟! تمام زندگیمان! نمیگویید به شما عادت کرده ایم؟! با شما پشت گرم و دلگرمیم! نماز خواندن پشت سر شما را با که عوض کنیم؟! وقتی دشمنان مسخره مان کردند، چهره ی شما کجاست که با آن آرامش بگیریم؟!
از زادگاهتان می آییم! از بهترین نقطه ی زمین! بهترین مخلوق خدا! شادیمان را به غم بدل نکیند! مولا هوا گرم است! دلتان به حالمان بسوزد! تازه داریم میفهمیم که شما با بقیه فرق دارید! «اویس» ندیده عاشقتان شد! ما که دیدیمتان چگونه رهایتان کنیم؟! می دانم نیامدیم مدام پشت در خانه تان ننشستیم و منتظر دیدارتان نبودیم! می دانم با اسم کوچک و بی ادب صدایتان کردیم که خدا ناراحت شد و تذکرمان داد! میدانم برای نجوای با شما صدقه ندادیم آن قدر که حکم خدا تغییر کرد!
چه بگویم از مردی که از جنس و جان پیامبر بود! مردی که کودکیش با او سپری شده و با دستان پر مهر پیامبر قد کشیده بود! هم سن نوجوانان مکه بود که سینه سپر کرد و به دعوت رسول خدا لبیک گفت! همو که نفسش به نفس پیامبر وصل بود و علمش به علم الهی او پیوسته!
می دانیم بد کردیم! ولی بدترین جزا را برایمان نپسندید! شما که رئوفید! رحیمید! دلتان برای بچه هایمان که شما را نمی بینند بسوزد! سؤال هایمان را که جواب گوید، وقتی نباشید؟! حبیب خدا!

ادامه »

 نظر دهید »

نام مهدیِ عزیز ما در غدیر عزیز

10 مهر 1394 توسط الزهرا (س) نصر

غدیر ولایت، نام چشمه ای است که خبر ولایت آخرین جانشینان انبیا، در آن رسمی و فراگیر شد. نمیدانم چشمه ی غدیر، چه لب تشنه ای را سیراب کرده و خاک آن، چه بی پناهی را پناه داده بود که افتخار سقایت و قدمگاهی ولیّ الله نصیبشان شد؟!
یکی از احکام الهی بسیار مهم که باقی مانده و عمر نازنین پیامبر رو به اتمام، حکم حج بود؛ زیرا هیچگاه در طول زندگی سراسر خیر رسول مهربانی، رخ نداده بود. ایشان تنها 3 بار به عمره مشرّف شده بودند و قرار بود در این فرصت، احکام حج را به مسلمانان یاد دهند؛ اما یاد دادن این فروع دین، با اصول دین، همراه شد و در راه بازگشت، حبیب خدا، از مسأله ای سخن فرمود که ابتدا باعث نگرانی مردم شد؛ از چیزی که همیشه از آن میترسیدند: از دست دادن پیامبر. چیزی که برخی منکرش میشدند و بعضی از ترس فکر به آن، هرگاه متوجهش میشدند، فکرشان را پرتاب میکردند به زمانی بعد؛ زیرا پیامبر به دلیل عصمت، اولویت تصرف داشت حتی به خودشان 1 و این یعنی کسی ما را بیشتر از خودمان دوست دارد و تا او بود، عذابی نازل نمیشد2؛ کسی که رحمت بود و منبع آرامش! ولی قرآن کریم مردم را آماده کرده بود که اگر پیامبر بمیرد یا کشته شود باز به روش گذشته، بر میگردید؟3 و برحذرشان داشته بود از بد شدن و به گذشته برگشتن. آخر پیامبر آمده بود که گنج های درون انسانها را در آورد و به آنها هدیه کند؛4 زیباییهای وجود خود را. این عزیز که خودمان را به خودمان هدیه داده بود در راه بازگشت از حج، حرف از رفتن زد!
در راه بازگشت، حبیب خدا، از مسأله ای سخن فرمود که ابتدا باعث نگرانی مردم شد؛ از چیزی که همیشه از آن میترسیدند: از دست دادن پیامبر. چیزی که برخی منکرش میشدند و بعضی از ترس فکر به آن، هرگاه متوجهش میشدند، فکرشان را پرتاب میکردند به زمانی بعد
شیطان و لشکریانش پس از شنیدن این جمله، به فکر تعطیلات و استراحتی طولانی افتاده بودند و طاغوت، خوشحال! زیرا راه خود را آسان و مسیر کفر را بی کلوخ می دید. نزدیک برآورده شدن یکی از بهترین آرزوهای قبیله ی لعنت بود. آری؛ اگر رهبر مؤمنان میرفت، برگشت به جاهلیت راحت بود.
درست در همین لحظه ی سرنوشت ساز، ابرهای سیاه ناامیدی مؤمنان به کناری رفته و پنجه های تیز و خون آلود شیطان از قلب مؤمنان فاصله گرفت؛ زیرا اسم محبوب خدا 5 بر زبان حبیب خدا جاری گشت: علی …
به سراغ سرزمین غدیر و چشمه ی عزیز ولایت رفتیم تا از او بشنویم آنچه را که پیامبر از آخرین وصیّ آخرین جانشینان انبیا فرمود: خاک داغ غدیر عزیز! قسمتان میدهم به خدا! راستش را بگویید، روز 18 ذی الحجه ی 10 هجری را یادتان هست؟!

ادامه »

 نظر دهید »

از روز غدیر خم تا روز حکومت منجی بشر

10 مهر 1394 توسط الزهرا (س) نصر

1- ابتدا رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) حمد و ثنای الهی را به جا آورده، صفات قدرت و رحمت حق تعالی را ذکر فرمودند.
2- سپس به بندگی خود در مقابل ذات الهی، شهادت دادند و تصریح فرمودند که باید فرمان مهمی را درباره امام علی (علیه السّلام) ابلاغ کنم و گر¬نه رسالت الهی را نرسانده ام و ترس از عذاب خدا دارم.
با بیان کردن «حدیث منزلت» و «آیه ولایت» جایگاه حضرت علی(علیه السّلام) را مشخص فرمودند و این طور ادامه دادند که من از جبرئیل درخواست کردم از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ این مهم به خاطر کمی متّقین و زیادی منافقین و فساد ملامت کنندگان و حیله های مسخره کنندگان اسلام معاف دارد و در این قسمت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) از اذیتهای برخی گلایه کردند:
منافقین بارها به خاطر رفاقت و توجه و قبول بسیار علی مرا اذیت کرده اند، آن قدر که این آیه نازل شد «وَ منْه م الَّذینَ ی ؤْذ ونَ النَّبِیَّ وَ یَق ول ونَ ه وَ أ ذ نٌ ق لْ أ ذ ن خَیْرٍ لَك مْ ی ؤْمِن بِاللَّهِ وَ ی ؤْمِن لِلْم ؤْمِنینَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذینَ آمَن وا مِنْك مْ وَ الَّذینَ ی ؤْذ ونَ رَس ولَ اللَّهِ لَه مْ عَذابٌ أَلیم»: و بعضى (از منافقان) هستند كه دائم پیغمبر را می آزارند و (چون عذر دروغ آن ها را به حلم خود می پذیرد) مى گویند: او شخص ساده و زودباورى است؛ بگو زودباورى او لطفى به نفع شماست، كه به خدا ایمان آورده و به مؤمنان هم اطمینان دارد و براى مؤمنان (حقیقى) شما وجودش رحمت است، و براى آن ها كه رسول را آزار دهند عذابى دردناك مهیّاست.
بیزاری خود را از گمراهان امّت اعلام فرمودند و اشاره ای هم به اصحاب “سقیفه ملعونه” و غاصبین مقام امامت نمودند و آنها را لعن کردند و در همین بخش از خطبه به حکومت امام مهدی (علیه السّلام) اشاره می کنند و عملی شدن وعده خدا را نوید می دهند.
حضرت بعد از این گلایه فرمودند: اگر بخواهم می توانم نام آن منافقان را ببرم، ولی با بزرگواری با آنها رفتار کرده ام. و با وجود این افراد خدا از من راضی نمی شود، مگر با ابلاغ آنچه خدا بر من در حق علی نازل کرده که «ای رسول! آن¬چه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده ٓ در حق علی- برسان و اگر نرسانی رسالت الهی را نرسانده ای و خداوند تو را از مردم حفظ می کند: «یا أَیّ هَا الرَّس ول بَلِّغْ ما أ نْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه وَ اللَّه یَعْصِم كَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرینَ» (المائده، 67)
3- در مرحله بعدی حبیب خدا فرمودند: خدا، علی را برای تمام انسانها به عنوان صاحب اختیار و امام که اطاعتش واجب است، قرار داده و کلام او، مورد عمل و امر او، نافذ است؛ هر کس تابع او باشد و او را تصدیق کند مورد رحمت الهی است و خداوند اطاعت کننده او را، آمرزیده است و امامت در نسل من از فرزندان او تا روز قیامت باقی است.
رسول مهربان ما، ائمه (علیهم السلام) را مسئول بیان حلال و حرام معرّفی می کنند و فضایل حضرت را می شمرند:
ای مردم! علی را فضیلت دهید که … هیچ علمی نیست مگر آنکه آن را به علی آموخته ام … هیچ کس در ایمان به من بر او سبقت نگرفت … او در حالی که جانش را فدای من کرده بود در جای من خوابید … او را قبول کنید که خداوند او را منصوب نموده است.
و می فرمایند: کسی که این گفتار را رد کند، ملعون است و مورد غضب و اشاره فرمودند که “جنب الله” در آیه¬ی «أَنْ تَق ولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْت فی جَنْبِ اللَّهِ وَ إِنْ ك نْت لَمِنَ السَّاخِرینَ» (الزمر، 56) امام علی (علیه السّلام) است و حضرت امیر و پاکان از نسل او (علیهم السّلام) را “ثقل اصغر” معرّفی می کنند و قرآن را “ثقل اکبر” و به این فضیلت اختصاصی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) اشاره فرمودند که لقب “امیر المؤمنین” بعد از من برای احدی جز او حلال نیست.

ادامه »

 نظر دهید »

آیا پیامبر خدا از ابلاغ ولایت وصی خود می ترسید؟

10 مهر 1394 توسط الزهرا (س) نصر

واژه جهل در لغت به دو معنا آمده است، معنای اول همانی است که در مقابل علم قرار دارد 2 یعنی فعلی را بدون علم انجام دادن که در فارسی به نادانی تعبیر می شود و معنای دوم آن حماقت، سفاهت و بی اعتنایی به حق است .3 بنابراین واژه جهل گاهی ضد علم و در نقطه مقابل آن قرار می گیرد و گاهی در معنای ضد عقل استعمال می شود. این کلمه در آیات و روایات بسیاری در معنای دوم استفاده شده است به گونه ای که محدثان بزرگی چون کلینی (ره) از عنوان «عقل و جهل » برای نامگذاری بابی از ابواب کتاب های روایی خویش استفاده نموده اند4 ، نه عنوان «علم و جهل » و به همین جهت است که طبق کلام نورانی امیرالمومنین علیه السلام، ممکن است انسانی هم عالم باشد و هم جاهل! ایشان در حدیث قابل تاملی می فرماید: «رب عالم قد قتله جهله و علمه معه لاینفعه» . 5
بعضی از دانشمندان در عین حال كه عالمند، جاهلند. چون عاقل نیستند، كشته جهلند و علم آنان به حالشان نافع نیست. كسی كه علم را برای مقام های دنیا، جلب توجه و احترام مردم و یا برخورداری از زرق و برق بیشتر و احیانا اعمال سلطه بر دیگران طلب كند، خود را ارزان می فروشد. او عالم است ولی عاقل نیست. و شاید بتوان جاهلیت مدرن در فرهنگ غرب را یکی از بهترین مصادیق این روایت دانست.
سخت ترین مشکل در راه رسالت آن بزرگواران، همین جهل و ضعف فرهنگی جامعه به شمار می رفت. حضرت نوح علیه السلام صدها سال مردم را به توحید دعوت کرد و طبق برخی روایات تنها هشتاد نفر به ایشان گرویدند. 6

ادامه »

 نظر دهید »

قصه یار دیرین علی علیه السلام و جوان ایرانی

10 مهر 1394 توسط الزهرا (س) نصر

«از بنده خدا، علی امیرالمؤمنین به حذیفه یمانی. سلام خدا بر تو. امّا بعد، من تو را بر حکومت مدائن که از سوی خلیفه پیشین به عهده داشتی، ابقا نمودم. تقوا الهی پیشه کن و با مردم با رأفت و مهربانی رفتار نما. همه مردم را هم جمع کن و نامه دیگر مرا هم برای آن ها بخوان.»
مسجد شهر، لبالب جمعیت بود. حذیفه ی سال خورده، وارد مسجد شد. مردم برای نماز و خطابه او، سر از پا نمی شناختند. سالیان درازی بود که، طعم عدالت را نچشیده بودند. برای همین، حضور حذیفه، غنیمت بزرگی بود. اما شاید کمتر کسی می دانست که حذیفه، در تدفین شبانه دختر مظلوم پیامبر صلی الله علیه و آله هم حاضر بوده است! حق هم داشتند. اخبار زیادی از مدینه به این شهر بزرگ نرسیده بود!
نماز به پایان رسید و حذیفه بر فراز منبر رفت و دستور داد فردی نامه ی امیرالمؤمنین علیه السلام را، برای مردم بخواند.
«_ بسم الله الرحمن الرحیم. از بنده ی خدا علی امیرالمؤمنین، به مردمی که نامه ام به آن ها می رسد. سلام بر شما. شکر خدائی را که جز او نیست و سلام بر پیامبر رحمت که به دیدار الهی شتافت. بعد از او مردم، دو نفر را که می پسندیدند بر خلافت نشاندند. آن دو مدتی خلافت کردند. و بعد از آنها عثمان، خلیفه شد ولی بعد از ظلم بسیاری که به مردم رفت توسط آنها کشته شد و مردم، مرا برای خلیفه بودن، اجبار کردند. دنیائی که در عین سزاواری، بی نهایت از آن نفرت داشتم. اما مردم برای این کار آنقدر عجله داشتند و آنقدر درب خانه ام جمع شدند که نزدیک بود فرزندانم زیر دست و پا له شوند. اما حذیفه همچنان والی و بزرگ شماست و من، به درستی او امیدوارم. خداوند علی را هم در مسیر تقوا حفظ کند. والسلام.»

ادامه »

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 104
  • 105
  • 106
  • ...
  • 107
  • ...
  • 108
  • 109
  • 110
  • ...
  • 111
  • ...
  • 112
  • 113
  • 114
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس