مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

محرم

13 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر


سلام
سلام بر حسین(ع)
و بر فرزندانش
و بر پیروانش
سلامِ خدا بر ایشان

 

 

 

 

 

 


1)
با زخمِ خیانت آشنایی، اما…
همواره به فکرِ دردِ مایی، اما…
ما خشک ترین رودِ جهانیم و شما
بابایِ تمامِ آبهایی، اما …

 

 

 

 

 

 

2)
ظهرِ آن روز
تمامِ آبهایِ جهان را
لبِ تشنگیِ فرات
ذبح کردی.
سالها بعد
ما، تابتوت به دوشانِ جنازه ی متعفنِ آب
تمامِ جمعه ها را
عزادارِ جاده هایی میشویم
که غبارِ یک “آمدن” تطهیرشان نمیکند
سالها بعد
ضریحِ تو
قتلگاهِ غصه هایِ ما می شود
قلتگاهِ تنهایی هایِ ما.

راستی آیا
دستهایِ رشیدت
چقدر دست و پاگیر بود
برایِ آن نمازِ آخر
که سر به مُهرِ زانوانش
قامتِ خون ببندی
تا از جماعتِ حنجره ات بگویی:
برادر!
راستی آیا
شبِ جهان
-که از ظهرِ همان روز شروع شد-
در طلوعِ هیچ جمعه ای
قربانی نمی شود؟
راستی آیا
آقایِ مسیح!
بر جنازه ی آبهایِ جهان
نخواهی دمید؟
امروز
سالها بعد از آن ظهر است
و ما
همچنان تشنه ایم.

 شعر از ع . نظری

 1 نظر

العطش

13 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

حسین بن علی، علی اصغر  را هم برد که مثل علی اکبر و قاسم از 

دست جدش حبیب خدا (صلی الله علیه و علیهم اجمعین) سیراب شود.

امام، علی را برده بود که سیراب کند و کرد…

بکاسه و بیده ریا رویا هنیئا…

هنوز می گردم دنبال حقیقت عطش در کربلا

که آب بهانه است و نشانه و در پشت این تشنگی 

برای آب فرات، تشنگی ها خوابیده…

مهتاب ابیان

 1 نظر

به هر قیمتی اشک نمیریزم!

13 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

از اسب پیاده شد و کنار القمه زانو زد. دستهایش را در آب روان فرو برد. قطرات آب از هم پیشی گرفتند تا بر این دستها بوسه بزنند و میان کاسه آن انگشتان آرام بگیرند.

دستها را بالا آورد و نزدیک لبها برد، چند لحظه­ای مکث کرد. اشگشتانش باز شدند و آب غلطید و به آغوش فرات برگشت …

                                                 *****

این سالها، هربار که به تاسوعا رسیده­ایم، این جملات را شنیده­ایم و تصور کرده­ایم و اشک ریخته­ایم اما …

نمی­دانم چرا هیچ­وقت دلیل آن چند لحظه مکث را آنطور که مداح هیأت می­خواند، باور نکردم.

می­گفت: سقای کربلا، خواست تا کمی آب بنوشد اما ناگهان به یاد لبهای تشنه حسین(ع) و کودکان منتظر در خیمه­ها افتاد. فکر کرد که چطور سیراب شود وقتی امامش و همه اهل بیتش تشنه هستند؟ پس آب را ریخت …

همیشه فکر میکردم چطور ممکن است عباس(ع) که فقط به خاطر کودکان لب­تشنه اربابش، مشک را برداشت و خود را به آب رساند، حتی لحظه­ای لبهای تشنه آقایش و چشمان منتظر کودکان او را فراموش کرده باشد که حالا بخواهد (ناگهان) به یاد آنها بیفتد و آب را بریزد؟؟

شما باور می­کنید؟

یادم هست مدتها پیش جایی خواندم:

اسب، حیوان وفادار و عجیبی است. علمدار کربلا، وقتی کنار آب رسید، دید که اسبش ایستاده و آب نمی­خورد. او خوب می­دانست که این اسب، تا زمانی که صاحبش آب ننوشد، لب به آب نمی­زند. این شد که دستانش را پرآب کرد و به سمت دهانش برد و وانمود کرد می­نوشد. اسب، با دیدن این صحنه، وقتی مطمئن شد که صاحبش تشنه نمی­ماند،شروع به خوردن آب کرد …

خواندن این ماجرا، دلیل آن چند لحظه مکث را برایم روشنتر کرد و هرچند نمی­دانم این قضیه چقدر به واقعیت نزدیک است اما بیشتر می­توانم باورش کنم. خیلی بیشتر از آن فراموشی لحظه­ای!

                                               *****

صحنه شهادت علی اصغر(ع)، یکی از جانسوزترین صحنه­های عاشوراست اما …

معمولن پای روضه حضرت علی اصغر نمی­نشینم. باورم نمی­شود امام و مولایم با آن همه عظمت، وقتی رفته که همه هستی­اش را دو دستی نثار معبود کند، ناگهان شیرخواره­اش را روی دست می­گیرد و به سپاه دشمن می­گوید: حداقل به این طفل شیرخوار رحم کنید!

شما باور می­کنید؟

این سالها، گاهی جملات روضه­خوان­ها عوض شده و این صحنه را به شکل­های دیگر تعریف می­کنند که حداقل این جملات امام در آن نیست. شاید آنها هم این جملات را دور از شأن شیرمرد کربلا دیده­اند و این، جای شکر دارد.

در بسیاری از کتب تاریخی که تحریفات عاشورا را بررسی کرده­اند، ازجمله در میان برخی جملات استاد مطهری، اشاره شده که در کربلا طفل شیرخواره­ای وجود نداشته.

البته این بدان معنا نیست که علی اصغر(ع) در کربلا حضور نداشته بلکه فقط نشان می­دهد شیرخوار نبوده.

بااینحال من نمی­خواهم در این سخن کوتاه، این موضوع را بررسی کنم و تشخیص درست و غلطش هم کار من نیست و باید به اهلش سپرد.

اما فقط می­خواهم بگویم گاهی می­ترسیم ازینکه تصوراتمان به هم بریزد. تصور طفل شیرخواره­ای که بر روی دست پدر، حنجرش دریده می­شود، تصویریست که سالها با آن اشک ریخته­ایم و اگر ناگهان آن را از ما بگیرند، حس می­کنیم چیز بزرگی گم شده و درنتیجه هرآنکه چنین چیزی را بگوید، منافق و کافر می­دانیم.

مسائلی ازین دست زیادند که درقالب تحریفات عاشورایی به آنها پرداخته شد و با عکس­العمل شدید مردم، مواجه شد.

اما خوب است یادمان باشد تصاویر اینچنین، آن حقیقت هزارتوی کربلا و عاشوراییان نیست که باید به خاطرش اشک بریزیم و بر سر و سینه بکوبیم. حقیقت، تشنه لبیک بودن است که همچنان در قالب یک شعار باقی ماند و هیچگاه به خاطر درنیافتنش، گریه نکردیم و افسوس نخوردیم.

                                                  *****

بعضی روضه­ها هست که وقتی می­شنوم، چهار ستون بدنم می­لرزد و با خودم فکر می­کنم این مداح چه جرأتی دارد که درباره بزرگانی آنچنان والا و مقرب، چنین کلمات سخیفی را به کار می­برد! حاضرم شرط ببندم اگر مثلن پدر این مداح از دنیا رفته باشد و کسی در مراسم عزای او، چنین جملاتی را درباره مرحوم بگوید، قطعن به دست خود این مداح کشته خواهد شد!

آیا واقعن اشک گرفتن از مردم، به هر قیمتی جایز است؟ چند شب پیش رحیم­پور ازغدی، به نقل از یکی از بزرگان، خطاب به مداحان و شاعران اهل بیت می­گفت: چرا امام حسینی را که در کربلا گفت"هیهات من الذله"، شما چنین خوار و ذلیل می­کنید؟

رحیم­پور می­گفت بزرگی در خواب دیده قیامت شده و خدا می­خواهد او را به جهنم بفرستد. دلیلش هم این بود که خداوند می­فرمود: چرا حسین مرا خوار کردی؟

آن بزرگ گفته بود من چنین نکردم. و ناگهان طوماری از هرآنچه که در تکایا و هیأت­ها خوانده بود، جلوی چشمش ظاهر شد. وقتی از خواب بیدار شد، به کل مداحی و روضه خوانی را کنار گذاشت، چون می­گفت بدون گفتن این چیزها، مجلس نمی­گیرد! پس ترجیح داده بود کلن چیزی نگوید که حداقل آخرتش به باد نرود.

 خدایی، خواندن و سرودن برای اهل بیت، توفیق و عنایتی است که غافل شوی، به جای ثواب، دچار عقوبتت می­کند.

مدتهاست که در هر مجلس و پای هر منبری نمی­نشینم و اشک نمی­ریزم. چون احساس می­کنم ناله کردن و شور بخشیدن به لحظه­هایی از روضه که روضه­خوان­ها (با عذرخواهی از امام زمان(عج)) آنها را می­خوانند، خودش همراهی کردن و شریک شدن در عقوبتی است که احتمالن باید خیلی دردناک باشد.

مهدیه یکتا

 1 نظر

محرم نوشت های سید شهیدان اهل قلم (6)

13 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

وُجوهِهِم نَضرَه النعیم . یُسقون َ مِن رحیقٍ مختوم . خِتامُهُ مِسک وفی ذلک فَلیَتنافَسِ المتنافِسون
از چهره هایشان طراوت نعمت ( بهشت ) را در میابی . از شرابی سر به مهر سیراب شوند مهرآن از مشک است و پیشدستی کنندگان در آن بر یکدیگر پیشدستی می کنند .
سوره مبارکه مطففین / آیات 24 الی 26

لِیرغب المومن فی لقاء ربه .. عجب رازی در این رمز نهفته است ! کربلا آمیزه کرب است و بلا … و بال افق طلعت شمس اشتیاق است .
و آن تشنگی که کربلاییان کشیده اند ، تشنگی راز است . و اگر کربلاییان تا اوج آن تشنگی - که می دانی - نرسند ،چگونه جانشان سر چشمه ی رحیق مختوم بهشت شود ؟
آن شراب طهور که شنیده ای بهشتیان را می خورانند ، میکده اش کربلاست
و خراباتیانش این مستانند که این چنین بی سر و دست و پا افتاده اند .
آن شراب طهور را که شنیده ای ، تنها تشنگان راز را می نوشانند و ساقی اش حسین است ؛
حسین از دست یار می نوشد و ما از دست حسین .
اما ای دل نیک بنگر که زبان رمز ، چه رازی را با تو باز می گوید ” کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا”
یعنی اگرچه قبله در کعبه است ، اما ” فاینما تولوا فثم وجه الله ” .

                                     سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی

 نظر دهید »

خدا هم لعنت می کند

13 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

پیش نوشت:

این روزها نیم نگاهی به خودمان کنیم …

وقتی نماز را سبک می شماریم ، وقتی به راحتی ناسزا می گوییم ، وقتی دل مومنی را می شکنیم ، وقتی دروغ می گوییم ، وقتی غیبت می کنیم ، وقتی هر حرفی را بر حرف پدر و مادر ترجیح می دهیم ، وقتی با نامحرم شوخی می کنیم ، یعنی داریم ” گناه ” می کنیم و گناه چیزی نیست جز آزار خدا و رسولش - صلی الله علیه و آله - و امام زمانمان - عجّل الله -

.

.

.

 

 إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا

سوره أحزاب آيه57

بی گمان کسانی که خدا و پيامبر او را آزار می‌رسانند ، خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت کرده و برآنان عذابی خفت‌آور آماده ساخته است .

پس نوشت:

بهانه ی نوشتن این پست زیارت عاشورا بود! وقتی می خوانیم اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و …

ز.هدایتی

 1 نظر
  • 1
  • ...
  • 674
  • 675
  • 676
  • ...
  • 677
  • ...
  • 678
  • 679
  • 680
  • ...
  • 681
  • ...
  • 682
  • 683
  • 684
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس