مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

سفر به خیر عمه سادات

14 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر

دوباره کاروان بار سفر بسته …

 

صدای گام های خسته از دل تاریخ به گوش می رسد

عمه به امام زمانش اقتدا می کند و احرام عشق می بندد به نیت زیارت کعبه دل….

عرفاتش نینوا

مشعرش تل زینبیه

سعیش بین الحرمین

حرمش کربلا

و کعبه اش مزار شش گوشه نگار

اما منا ….

عمه جان برای قربانی چه چیز به منا می بری !؟

آخرین قربانیت را  که “شام ” از تو گرفت

از نگاهت خواندم …

” دل ” خود را بهر قربانی آورده ای.

سفر به خیر عمه سادات.

خواهشی دارم …

دل من را نیز در وقت سفر هم ره خویش ببر

وبه هنگام طواف یاد دلخستگی ما هم باش

مریم صداقتی

 1 نظر

صفر نوشت ۷

13 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر

…خود اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام ولیّ اعظم خدا کمالش در چیست؟ در قربان شدن در راه خود خداست. وقتی اباعبدالله در راه خدا قربان می‌شود، به چه تبدیل می‌شوند؟ اصحاب تبدیل شدند به اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام و اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام در راه خدا قربانی می‌شوند، دیگر اینجا زبان اجازه‌ی اظهار ندارد.

در ثواب زیارت‌های اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام مکرّر دیده‌اید که فرمودند: هر کس امام حسین علیه‌السّلام را زیارت کند: کمن زار الله فی عرشه:[1] مثل کسی است که خدا را در عرش خدا زیارت کرده است. فرمودند: اگر کسی در عرفه یا با معرفت اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام را زیارت کند، یخالطه الله بنفسه: این عبارت اصلاً قابل ترجمه نیست، اینها عبارات معصومین است.

اباعبدالله ولی اعظم خدا وقتی در راه خدا قربان می‌شود، دیگر غیر خدایی نمی‌ماند.

حالا می‌بینید که مگر خدا پیر می‌شود؟ مگر خدا می‌میرد؟ مگر خدا کشته می‌شود؟ مگر خدا کهنه می‌شود؟ کسی که از خود خالی شد، یکپارچه خدایی شد، این دیگر میرا نیست، جاودان است.

پس رمز جاودانگی عاشورا در همین عنصر عشق است و شاهد عشق قربان شدن است.

چون می‌دانید آدم دیوانه که نیست، خودش را قربان یکی دیگر کند، برای چه من بروم خودم را قربانی یکی دیگر کنم؟ اگر مؤمن کمالش در قربان شدن است، حالا گوسفند را به زور بردند مسلخ سرش را بریدند. آن گیاه را گوسفند آمد به زور خورد، آن خاک را گیاه به زور بلعید و جزو پیکر خودش کرد؛

امّا انسان اختیار دارد، آدم عاقل می‌رود خودش را فدای یکی دیگر کند، قربانی یکی دیگر کند، اینجا، آنجایی است که عشق به کار می‌آید، یعنی تنها چیزی که می‌تواند توجیه کند که من همه‌ی هستی خودم را قربان دیگری کنم، بی هیچ چشمداشتی، هیچ چیزی نخواهم، فقط بخواهم قربان او شوم. تنها چیزی که می‌تواند این حرکت را توجیه کند عشق است. لذا اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام بزرگترین تجلّی عشق را به منصه‌ی ظهور گذاشت، و حقیقت عشق را در داستان کربلا تفسیر کرد…*



[1]- شیخ صدوق، امالی، ص 120.

* بخشی از سخنرانی استاد مهدی طيّب در جلسه‌ی اهل ولاء
به کوشش مهتاب ابیان

 2 نظر

انجام تکلیف اهم نه مهم

13 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر
بديهى  است كه حسين بن على عليه السّلام، اگر در مدينه  مى ماند و احكام  الهى را در ميان مردم تبليغ و معارف اهل بيت را بيان مى كرد، عدّه اى را پرورش مى داد. اما وقتى براى انجام كارى به سمت عراق حركت مى كرد، از همه اين كارها بازمى ماند: نماز مردم را نمى توانست به آن ها تعليم دهد؛احاديث پيغمبر را نمى توانست به مردم بگويد؛ حوزه درس و بيان معارف او تعطيل مى شد و از كمك به ايتام و مستمندان و فقرايى كه در مدينه بودند، مى ماند. اين ها هركدام وظيفه اى بود كه آن حضرت انجام مى داد. اما همه اين وظايف را، فداى وظيفه مهم تر كرد. حتّى آن چنان كه در زبان همه مبلّغين و گويندگان هست، زمان حجّ بيت اللَّه و در هنگامى كه مردم براى حج مى رفتند، اين، فداى آن تكليف بالاتر شد.آن تكليف چيست؟ همان طور كه فرمود، مبارزه با دستگاهى كه منشأ فساد بود. اغاره يا تغيير، نسبت به سلطان ظلم و جور؛ قدرتى كه فساد مى پراكند و دستگاهى كه انسانها را به سمت نابودى و فناى مادّى و معنوى مى كشاند. اين، دليل حركت حسين بن على عليه السّلام است كه البته اين را، مصداق امر به معروف و نهى از منكر هم دانسته اند؛ كه در باب گرايش به تكليف امر به معروف و نهى از منكر، به اين نكات هم بايد توجّه شود. لذاست كه براى تكليف اهمّ، حركت مى كند و تكاليف ديگر را و لو مهم فداى اين تكليف اهمّ مى كند. تشخيص مى دهد كه امروز، كار واجب چيست؟ هر زمانى، يك حركت براى جامعه اسلامى متعيّن است. يك دشمن و يك جبهه خصم، جهان اسلام و مسلمين را تهديد مى كند. آن را بايد شناخت. اگر در شناخت دشمن اشتباه كرديم، در جهتى كه از آن جهت، اسلام و مسلمين خسارت مى بينند و به آن ها حمله مى شود، دچار اشتباه شده ايم. خسارتى كه پيدا خواهد شد، جبران ناپذير است. فرصتهاى بزرگ از دست مى رود.

(بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار علما و روحانيان 07/ 05/ 1371)
 3 نظر

ولایت‌مدار بودن بسیار سخت و پیچیده ‌است/ بی‌صبری موسی(ع) در امتحان ولایتمداری خضر(ع)

13 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر
· اگر در محیط خانواده و تحت ولایت پدر و مادر، خوب تمرین نکرده باشیم، معلوم نیست بتوانیم از امر ولیِ خدا اطاعت کنیم. نباید تصور کنیم که اطاعت از امام زمان(ع)، کار ساده‌ای خواهد بود. ممکن است امام زمان(ع)، دستوراتی به ما بدهد که درک آنها و تحمل آن دستورات و تبعیت از آنها برای ما خیلی سخت باشد. در داستان حضرت موسی(ع) و خضر(ع) می‌بینیم که وقتی ایشان قرار شد از حضرت خضر(ع) تبعیت کند، خضر به او گفت؛ «تو نمی‌توانی صبر کنی و پا به پای من بیایی؛ قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطيعَ مَعِيَ صَبْراً»(کهف/67) و در ادامۀ داستان نیز همین شد. خضر(ع) به موسی(ع) گفت: «اگر در رفتار من چیزی دیدی و پذیرش آن برای تو سخت بود، سؤال نکن؛ قالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَني‏ فَلا تَسْئَلْني‏ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً»(کهف/70) اما حضرت موسی با آن عظمت، نتوانست صبر کند و سؤالی نپرسد… حالا به این موضوع فکر کنید که نه ما از حضرت موسی(ع) بالاتر هستیم و نه حضرت خضر(ع) از امام زمان(ع) ما بالاتر است. پس کار ما در تبعیت از امام زمان(ع)، بسیار دشوار خواهد بود.
· آن روزی که درب خانۀ امیرالمؤمنین(ع) را آتش زدند، یاران حضرت 4-5 نفر بیشتر نبودند. در این میان، یکی از همین تعداد کمِ یارانِ علی(ع)، شمشیر کشید و به دفاع از علی(ع) برخاست، اما حضرت دستوری برای او صادر نکرده بود.(إِنَّ الزُّبَيْرَ اخْتَرَطَ سَيْفَهُ يَوْمَ قُبِضَ النَّبِيُّ…؛ تفسیر عیاشی/1/371) این شخص، «زبیر» بود که در این میدان حساس، نتوانست ولایت‌مداری خود را درست به‌جای آورد و در این امتحان مردود شد. یاران ولایت‌مدار حضرت، آمادۀ جان‌فشانی بودند و نگاهشان به حضرت بود تا اگر اشاره کنند، آنها وظیفۀ خود را انجام دهند. اما چون حضرت دستوری صادر نکرد، ایستادند و اقدامی نکردند.
· جالب اینجاست که همین چند نفری هم که در امتحان ولایت‌مداری قبول شدند، نمرات مختلفی داشتند. یکی از آنها که از اصحاب بزرگوار حضرت نیز بود، یک لحظه به دلش خطور کرد که چرا حضرت در چنین وضعیتی، هیچ اقدامی نمی‌کند؟! اما یکی دیگر از آنها (مقداد) حتی یک لحظه نیز به امامش شک نکرد. (امام باقر(ع): إِنْ أَرَدْتَ الَّذِي لَمْ يَشُكَّ وَ لَمْ يَدْخُلْهُ شَيْ‏ءٌ فَالْمِقْدَاد؛ اختصاص مفید/10) نقل شده است که مقداد در آن لحظات، دست به قبضۀ شمشیر داشت و چشمش دائماً به علی(ع) بود تا اگر حضرت اشاره کنند، اقدام نماید.(امام صادق(ع): لَمْ يَزَلْ قَائِماً قَابِضاً عَلَى قَائِمِ السَّيْفِ عَيْنَاهُ فِي عَيْنَيْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع يَنْتَظِرُ مَتَى يَأْمُرُهُ فَيَمْضِي‏؛ اختصاص مفید/9) او کسی بود که با نمرۀ 20 در این امتحان قبول شد.
 1 نظر

تمرین ولایت‌مداری، با پدر و مادرداری

13 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر
· ولایت‌مدار بودن بسیار سخت و پیچیده است؛ هر کسی از عهدۀ آن بر نمی‌آید و نیاز به تمرین مداوم دارد. تمرین ولایت‌مداری هم در محیط خانواده است و البته موفق بودن در این تمرین نیز چندان آسان نیست.
· اگر ما نتوانیم پدر و مادر خود را تحمل کنیم و نتوانیم به آنها درست احترام بگذاریم، ولیّ خدا را هم نخواهیم توانست تحمل کنیم. ممکن است سؤال شود که ولیِ خدا با پدر و مادر فرق می‌کند، او رفتارش خوب و کاملاً درست و حساب شده است، اما پدر و مادرهای ما ممکن است رفتار خوبی نداشته باشند و ایرادهای زیادی در رفتار و گفتارشان وجود داشته باشد.  در پاسخ به این سؤال باید گفت: درست است که رفتار پدر و مادرها ممکن است درست نباشد، اما این پدر و مادر را خداوند برای ما انتخاب کرده است و خداوند دقیقاً آنها را با همین ویژگی‌های رفتاری خاصی که دارند، برای ما درنظر گرفته است تا با تعامل با آنها و احترام به آنها تحت هر شرایطی، بتوانیم رشد کنیم. مثلاً ممکن است پدرِ ما بداخلاق باشد و رفتار تندی با ما داشته باشد. در این صورت باید یادمان باشد که این پدر بداخلاق را خداوند برای ما انتخاب کرده است تا ما در مقابل رفتار تند او قرار بگیریم و با صبر و تحمل و احترام به او، رشد کنیم.
· درست است که بین پدر و مادر و امام زمان(ع) تفاوت بسیار است، اما باید به این نکته توجه کرد که همان خدایی که اطاعت از امام زمان را واجب کرده است، اطاعت از پدر و مادر را هم واجب کرده است. خدا که می‌داند ما چه پدر و مادری داریم و خود ما را هم بهتر از خودمان می‌شناسد و می‌داند که روح ما برای رشد، چه نیازهایی دارد و چه بُعدی از ابعاد روحی ما نیاز به تمرین دارد. لذا خداوند این پدر و مادر را برای ما انتخاب کرده است تا روح ما به خوبی رشد کند.
· خداوند می‌داند که روح ما از چه جنبه‌هایی نیاز به رشد دارد، لذا پدر و مادری به ما داده است که با نیاز ما متناسب باشد و تعامل درست با آنها باعث رشد روحی ما شود. پس اگر پدر و مادری بداخلاق، حساس، ایرادگیر و … داریم هر کدام از این ویژگی‌ها بر اساس حساب دقیق خداوند است.
· از امام صادق (ع) در مورد معنای این آیۀ قرآن سؤال می‌کنند: آن جا كه خداوند در مورد نیکی به پدر و مادر می‌فرماید: «إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما؛ و اگر پدر يا مادر و يا هر دو، در كنارت به پيرى برسند، به آنان «اف» مگو و آنان را از خود مران»(سورۀ اسراء/23) حضرت در پاسخ می فرماید: يعنى اگر پدر و مادرت (به علت پيرى و كم حوصله شدن پر توقع شدند و با بهانه‏هاى بى‏مورد) تو را به ملال آوردند، حتى با گفتن «اف» اظهار ملامت مكن و اگر تو را مورد ضرب و كتك قرار دادند، با تندى و خشونت پرخاش مكن. و آن جا كه مى‏گويد: «با كرامت و ادب به آنان پاسخ بده» يعنى اگر تو را کتک زدند یا به تو سيلى زدند، بگو: خدايتان بيامرزد و از خطايتان درگذرد. اين همان پاسخ كريمانه و محترمانه‏اى است كه خدا از شما انتظار دارد. و آنجا كه مى‏گويد: « وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ ؛ و از روى مهر، بال و پرت را بر خاك راهشان بگستر». يعنى: به آنان خیره نگاه مكن جز از روى مهر و شفقت، و صدايت را فراتر از صداى آنان بلند مكن و نه دستت را فراتر از دست آنان. و پيشاپيش آنان حركت مكن. «عَنْ أَبِي وَلَّادٍ الْحَنَّاطِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع … إِنْ أَضْجَرَاكَ فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَ لَا تَنْهَرْهُمَا إِنْ ضَرَبَاكَ قَالَ وَ قُلْ لَهُما قَوْلًا كَرِيماً قَالَ إِنْ ضَرَبَاكَ فَقُلْ لَهُمَا غَفَرَ اللَّهُ لَكُمَا فَذَلِكَ مِنْكَ قَوْلٌ كَرِيمٌ قَالَ وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ قَالَ لَا تَمْلَأْ عَيْنَيْكَ مِنَ النَّظَرِ إِلَيْهِمَا إِلَّا بِرَحْمَةٍ وَ رِقَّةٍ وَ لَا تَرْفَعْ صَوْتَكَ فَوْقَ أَصْوَاتِهِمَا وَ لَا يَدَكَ فَوْقَ أَيْدِيهِمَا وَ لَا تَقَدَّمْ قُدَّامَهُمَ» (کافی/2/158)
 3 نظر
  • 1
  • ...
  • 650
  • 651
  • 652
  • ...
  • 653
  • ...
  • 654
  • 655
  • 656
  • ...
  • 657
  • ...
  • 658
  • 659
  • 660
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس