مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

شکارچی شنبه

18 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر

دیشب با کلی ذوق و شوق رفتم شکارچی شنبه رو دیدم! فیلمی که خیلی در موردش شنیده بودم و واقعا دوست داشتم فیلمی که اینقدر اسرائیل رو عصبانی کرده، ببینم

فیلمی که بخاطر بازی در اون، کشورهای اروپایی حامی اسرائیل، اعلام کردن که به علی نصیریان( که الحق و الانصاف بازی بی نظیری کرد) اجازه ورود به کشورشون رو نمی دن

فیلمی که حتی اونقدر تحت فشار بود که تو کشور خودمون هم زیاد اکران نشد.

روایت جنایتهای اسرائیل اونقدر دردناکه که ما توان دیدن عکسهاش رو هم نداریم و این فیلم اینها رو به تصویر کشیده بود و خیلی دردناک بود! خلی ترسناک.

یه جاهای فیلم، نگران روحیه ی اون پسر بچه بازیگر فیلم شدم. حتی با اینکه می دونه اینها واقعی نیست، اما روحش جریحه دار می شه! ولی نمی دونم همبازی شدن با بازیگر خبره ای مثل علی نصیریان بود یا خودش اینقدر استعداد داره که اینقدر قشنگ بازی کرد! من مجذوب بازی علی نصیریان و این پسر بودم

اما چیزیکه فکر منو از اول فیلم به خودش مشغول کرده بود، نه خشونت ها بود، نه اغراق آمیز بودن، که می دونم اینها مشتی ازخروار هم نیست! اینها یک سر سوزن از کشتارها و جنایتهای صهیونیسمه

چند تا جمله توی فیلم بود که اثر ضد اسلامی داشت!

یکی جمله ای چندین و چند بار توی فیلم بهش تاکید شد: اینو خدا گفته!

این جمله دست آویز «هانن»(نماد اسرائیلیها) بود برای موجه کردن کشتارها و جنایتها و ظلمهاش!

این جمله توی تربیت بچه ها خیلی استفاده می شه! خیلی جاها جز اینکه بگی چون خدا گفته ما انجام می دیم، حرف دیگری نمی شه زد! بچه باید بندگی یاد بگیره! همه قوانین دین دلیل دارن اما بندگی کردن چیز دیگه ایه! وقتی این جمله تو ذهن بچه خراب شد، از چی باید استفاده کرد! یا اینکه تعلیمات خدا کلا یه کسری تعلیمات بی منطق و خشک و خشن معرفی شد؟!!!!!!؟

قسمت دیگه فیلم که من روش حرف دارم، تاکید زشت کارگردان روی مسئله حجاب و جلب توجه نکردن زن بود!

یه جا وقتی مهمون برای پدر بزرگ میاد، «ژاکلین»(پرستار پسر بچه) روسری سرش می کنه! بنیامین ازش می پرسه: این چیه؟ و اون می گه: حجاب! زن باید مغز سرش رو از مردها بپوشونه!

یک جای فیلم نشون می ده که هانن، می گه می خوام برای از بین بردن فساد، این زن رو تطهیر کنم: بعد دست می کنه تو موهای ژاکلین و معلوم  می شه موهاش کلاه گیسه! و موهاشو می تراشه و باز کلاه گیسو سرش می ذاره!

فردای اون روز، تو معبد، بنیامین از ژاکلین می پرسه: چرا می ذاری موهاتو بتراشه؟ و در جوابش چیزی می گه که هیچ ربطی به سوال نداره! با لبخند تمسخر آمیزی می گه: هانن نمی خواد من جلب توجه کنم!
توی معبد ، بین زن و مرد پرده کشیدن. وقتی ژاکلین می خواد جواب بنیامینو بده، پرده رو می زنه کنار و جوابشو می ده! بعد یه پسری میاد بین بنیامین و پرده قرار می گیره و با دعوا به ژاکلین می که که پرده رو بنداز

1. آیا این تو ذهن مخاطب نمی ره که مردی که نمی خواد زنش جلب توجه کنه، مثل هانن (متعصب، خشک، بی منطق، بی رحم، خشن، خودخواه) هست؟

2. اگر هانن با تراشیدن موهای اون، قصد زشت کردن اونو داشت تا جلب توجه نکنه، پس اون نباید کلاه گیس هم می ذاشت! باید با موهای تراشیده ظاهر می شد! در حالیکه اینطور نیست و اون یک کلاه گیس زیبا رو سرشه. پس این جواب یعنی چی؟

3. ژاکلین همه جا واقعا فقط مغز سرش رو می پوشونه و کلاه سرش می ذاره، جز همون جا که می خواد به بچه حجاب رو یاد بده که روسری می پوشه!

4. نمی شد به جای واژه حجاب، از اصطلاح خود یهودیها برای این مطلب استفاده بشه تا بار معنای منفی روی حجاب نیاد؟

5. چرا بنیامین توی معبد این سوالو کرد؟ مگه خونه نمی رفتن اینها؟حس می کنم می خواست پرده بین زنانه و مردانه معبد رو نشون بده و حالت پرده های مساجد ما تداعی می شد

6. پسر بچه ای که اینجا روی روابط زن و مرد، غیرت نشون می ده، یک پسر خشن، بی ادب، تند خو، جنایتکاره که به بقیه پسر بچه های اسرائیلی، کشتار یاد می ده و وقتی نمی تونن به هدف بزنن، کتکشون می زنه!

اصلا نمی دونم باید این فیلم رو تبلیغ کرد و بخاطر ضد صهیونیستی بودن اون، بریم ببینیمش یا اینکه بخاطر این تیکه ها، عطاشو به لقاش ببخشیم؟!!!

واقعا نمی دونم

—————————————-

پ ن: من اصلا نقد فیلم بلد نیستم! اینها دیدگاه های شخصی من بود!

ر. مشق عشق

 نظر دهید »

صفر نوشت ۱۱

18 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر

 

…اگر در مسیر سلوک الی الله نزدیک‌ترین مسیر، مسیر اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام است، یعنی عشق و عرفان وقتی روحش دمیده می‌شود در پیکره‌ی یک حرکت حماسی و انقلابی در جهت احیای ارزش‌های الهی، در جهت مبارزه با ظلم و ستم، آن هم در داخل مجموعه‌ی حکومت اسلامی.

امام حسین علیه‌السّلام به جنگ مسیحیان، یهودیان و بت پرستان نرفت، به جنگ حکومت اسلامی رفت. به جنگ امیرالمؤمنین یزید بن معاویه رفت، با فساد داخل جامعه و حکومت اسلامی مبارزه کرد. آن روح وقتی در این پیکره بیاید، آن موقع است که نزدیک‌ترین مسیر سلوک الی الله است یعنی انسان را از هر راه دیگری زودتر به مقصد می‌رساند. لذا این نکته که بارها و بارها خدمت عزیزان یادآور شدم، در نوشته‌ها هم نوشتم، در ره توشه، در سرّحقّ نوشتم برای عزیزان که مواظب باشید عرفان به معنای غایب شدن از صحنه‌ی مسئولیّت‌های اجتماعی نیست، عرفان به معنای انزواطلبی و کناره کشیدن و بی‌مسؤولیتی و بی‌عملی در صحنه‌های اجتماعی نیست. این نکته در حماسه‌ی عاشورا خیلی خوب خودش را نشان داد. عارفانه‌ترین حرکت، انقلابی‌ترین و حماسی‌ترین حرکت است.

و ان‌شاءالله این درس را از عاشورای اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام بیاموزیم.

عاشورا یک مکتب است باید در آن تربیت یافت، رشد کرد، بزرگ شد. امسال ما تا اینجا در محرم اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام پیش آمدیم. واقعاً دهه‌ی اوّل را طی کردیم، چقدر عوض شدیم، چقدر آدم نوی شدیم، یعنی آدم روز آخر ذی‌الحجّه با آدم روز یازدهم محرّم چقدر فرق کرده؟ عاشورا برای این نیست که ما فقط بنشینیم و گریه کنیم، این گریه موتور محرک است، این عشق و محبّت به اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام نیروی حرکت در مسیر اباعبدالله الحسین علیه‌السّلام است…*

* بخشی از سخنرانی استاد مهدی طيّب در جلسه‌ی اهل ولاء
مهتاب ابیان

 نظر دهید »

بوتیک سنتی ( نگاهی گذرا به فیلم بی پولی )

18 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر

مدتهاست که بی پولی از روی پرده سینماهای تهران برداشته شده ، اما برگی بر تاریخ سینمای ایران افزود. برگی که شاید با تحلیل محتوای آن بتوان به پیشرفت سینمای ایرانی کمک نمود. حمید نعمت الله در این دهه(80) پابه عرصه کارگردانی نهاد و پیشتر به عنوان دستیار فیلمهای مسعود کیمیایی شناخته می شد؛و شاید این انس باعث شده تا رگه هایی از سینمای کیمیایی در فیلمهای او مشاهده شود. رفاقت پایه اصلی فیلمهای کیمیایی و به گمان او یکی از محورهای  جامعه ایرانی است. رفاقت و گروههای دوستی آن چیزی است که در فیلم بوتیک و بی پولی نعمت الله به نمایش گذاشته شده.

بوتیک با داستان رابطه دختر کم سن و سال با نام «اتی» (گلشیفته فراهانی) با جوانی  به نام جهانگیر (محمد رضا گلزار) است که خود برای امرار معاش تلاش می کند ، آغاز می شود. این رابطه پس از مدتی به درون گروه دوستی آن پسر رسوخ می کند و دوستانش نیز تلاش می کنند تا برای سامان دادن به این رابطه تلاش نمایند. دخترک از عقل آنچنانی برخوردار نیست و همین پسر را در مسیر کمک به او بیشتر ترغیب می کند . همزمان با این وقایع او سعی می کند در گروه دوستی اش که مجموعه از انسانهای دارای مساله هستند  زندگی کند و به آنان نیز کمک نماید. دوستان او قربانیان تلخی های جامعه هستند. ماندن پشت دیوار بلند ازدواج ،  در آستانه طلاق ، بی کاری و … مسائل ریز و درشت آنان است.

درست همین اتفاقات در بی پولی تکرار می شود. دختری جوان (لیلا حاتمی) با سودای زندگی مطلوب ، با محبوب خویش ، ایرج (بهرام رادان) ازدواج می کند. شوهر درگیر خرج و مخارج زندگی می شود. تلاش می کند از رقبا و هم سن و سالهایش یک سر و گردن بالاتر باشد. ناگهان گرداب بی کاری آرام آرام او را در خود می بلعد و او هر روز آشفته و سرگردان تر از روز گذشته ادامه حیات می دهد. بی آنکه به خانواده و همسرش بگوید از هر راهی (قرض ، اجاره ماشین برای مسافرکشی ، سرمایه گذاری بی هدف ) صورتش را سرخ نگه می دارد اما نمی گوید بیکار شده است. جدال میان خودش و همسرش را به جان می خرد ولی از اتفاقی که افتاده دم نمی زند و تلاش می کند مثل سابق زندگی لوکس خود را حفظ کند و حتی اگر بتواند بر آن بی افزاید.حاضر نیست ماشین خود را بفروشد یا با کسی در میان بگذارد.

در ابتدای بیکار شدن کارگردان او را با یکی از دوستان دوره مدرسه اش همراه می کند و این یعنی استفاده مجدد از عنصر رفاقت. بعد از مدتی هم او وارد یک گروه دوستی جدید می شود. گروهی که مثل داستان بوتیک پر از مساله هستند. بیکاری ، اعتیاد  ، دوری از خانواده در یکجا دور هم جمع می شود و اینجا رفاقت است که محور قرار می گیرد. نعمت الله در دوفیلم می خواهد بگوید که آنچه دیگران به عنوان چسب دور هم قرار گرفتن یاد می کنند و در افکار عمومی از آنها یاد می شود (مثل پول ، تفاهم و .. ) لزوما عامل ارتباط نیست و در گروهی که همه با هم دچار مشکلاتی هستند و با یکدیگر مشکل دارند عاملی همانند رفاقت می تواند آنها را گرد هم آورد و نه تنها گرد هم آورد ، بلکه عاملی شود برای کمک به یکدیگر. آنها در عین اینکه چیزی ندارند ولی وقتی می بینند که رفیقشان در مهلکه است ا ز خود می گذرند تا او را نجات دهند و در این مسیر هر آنچه دارند را صرف می کنند ، حتی تنها اسکناسهایشان. این درست اتفاقی است که در بوتیک می افتد . جالب آنکه اعضای گروه به یکدیگر شباهت هم دارند. به عنوان مثال در هر دو گروه فردی با کمبود جسمانی حضور دارد. در بوتیک کمبود عقلی و در بی پولی کمبود گفتاری را مشاهده می کنیم.

زنان در هر دوفیلم نقش حاشیه ای دارند و به تعبیری فعال ظاهر نمی شوند. زنان محور داستان هم فوق العاده احساسی ، زودرنج ، کم عقل و محتاج به حمایت ظاهر می شوند. اتی در بوتیک تلاش می کند تا حمایت جهانگیر را به دست آورد و آنقدر ساده است که به ناچیزی ، قربانی هوس کارفرمای به اصطلاح حامیش قرار می گیرد. عروس جوان بی پولی هم فردی عصبی و افسرده است که شوهرش به راحتی می تواند او را از کارهایی که می کند دور نگه دارد ، فریبش بدهد و آنجا که می خواهد و آنطور که مایل است همسرش را از آنچه پیرامونش می گذرد آگاه سازد. موجودی ضعیف و ترسو که در عین حال معصوم و پاک است ؛ نه حاضر است دروغ بگوید و نه مال مشکوک بخورد هرچند که گرسنه است.

در واقع با در نظر نگرفتن اندک اختلافات داستانی بی پولی همان بوتیک است بدون ضرباهنگ تند و پیاپی موسیقی متن . تلاش برای استفاده از فضاهای قدیمی شهر تهران و نیز موسیقی سنتی و مضامین سنتی بی پولی را به یک بوتیک سنتی تبدیل کرده است.

به قلم میم . خوشنویس

 نظر دهید »

صبحانه

18 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر

راجع صبح،‌سحرخیزی، بامداد و …. خیلیا حرف زدن. منو شما هم خیلی چیزا شنیدیم و بلدیمو از بریم. بعضیا معتقدن صبحی زیبا است که با صبحانه ای مقوی و سرشار از ویتامین آغاز بشه، این طوری آدم تا دم غروب شارژ شارژ و سرحاله. عده ای اعتقاد دارند صبح را باید با لبخند آغاز کرد. یه سری میگن آدم باید صبحها یه مقدار بدوه و ورزش کنه و یه مقدار هم ورجه وورجه داشته باشه.

اما واقعا یعنی آدم یه همچی روزایی خیلی خوشحاله و ناراحت نمیشه ،یا نه کمتر ناراحت میشه؟ واقعا بربریو خامه و دویدن و خنده یه چنین معجزه ای می تونه بکنه؟

با احترام فراوان به همه اونهایی که این کارو میکنن و یا از این حرفها می زنن من

می خوام یه صبح دیگه رو هم به حرف های بالا اضافه کنم. حالا انتخاب بهترینش با خودتون باشه.

به نظر من اون صبحی قشنگه- اگه حتی به لحاظ جوی و از نظر هواشناسی بدترین روز باشه- که وقتی آدم چشماشو باز می کنه، چهره محبوبشو، چهره اونی که خیلی خیلی دوسش داره ببینه. اولین حرفها و سلام و علیک رو با اون داشته باشه و همون اول هم با زمزمه های عاشقانه از خواب بیدار بشه.

به این میگن صبح. حالا صبحانه و ورزش و لبخند می چسبه. خلاصه از ما گفتن بود:

در چشم، بامدادان، به بهشت بر گشودن

نه چنان لطیف باشد، که به دوست برگشایی 

قلم فرسایی یک انسان خوش ذوق

 نظر دهید »

در به در دنبال هیچی

18 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر

می گفت : « تو این دوره و زمونه که سر تا پای همه ماهارو ماشینیسم غربی داره فرا می گیره خیلی اتفاقای کوچیک و پیش پا افتاده رو بزرگ و خیلی چیزای بزرگ و از یاد می بریم عادیه. ینی عادی که نه ، برامون عادی شده و هیچ وقتی برای فکر کردن بهش نمی ذاریم. صبح پا می شیمو سگ دو می زنیم برای رسیدن به یه لقمه نون که دیگه مهم نیس برامون حلال یا حروم بودنش تا شب . شبم خستگیه و کوفتگیه شهر و کول می کنیمو میاریم خونه واسه زن و بچّمون. از بسم با این و اون دهن به دهن شدیم اصابمون به قول قدیمیا ترید شده. فرداها و پس فرداهامونم با یه تفاوتای کوچیک همین شکلین . ممکنه رنگ پیرانامون یا زود و دیر شدنهای تو خیابون فرق کرده باشه و الّا ماجرا همون ماجراس . حالا کسی هس بپرسه واسه چی ما تو این دنیا پا گذاشتیم ؟ یادتون هس یه روزی بناست بمیریم ؟ بریم ؟ برا رفتن فکری نکردیم. برا مردن کاری نکردیم . یادمون رفته می میریم همه. وقتشم ملوم نیس…»

گفتم : « چند وقته پیش تو بزرگراه مرحوم جلال آل احمد تبلیغی بزرگ زده بودن که زندگی ایده آل با اِل جی دیجیتال . با خودم کمی فک کردم و اینطوری عوضش کردم : زنگی ایده آل با محمّد وآل . جایی سراغ داری این تبلیغ و تو شهر نصب کنیم ؟ »

میم . آقاسی


 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 646
  • 647
  • 648
  • ...
  • 649
  • ...
  • 650
  • 651
  • 652
  • ...
  • 653
  • ...
  • 654
  • 655
  • 656
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس