مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

روایتی از یک عاشقانه ی آرام

30 مهر 1391 توسط الزهرا (س) نصر


كاةُ الجـَمالِ العِفـافُ
زكات جمال و زيبايى، عفاف و پاكدامنى است.
امیرالمومنین علی علیه السلام - غررالحكم: ج4، ص105



                   





نشسته بود روی ایوان کوچک خانه ی پر مهرشان، وقتی آمد با سینی چای خوش عطر، هوا انگار لطیفتر شد… چشم در چشم های سیاهش دوخت و گفت: بنشین آمده ام امروز حرف دلم بزنم و بروم… میگفت: میدانی حکایت شاعرانه ی تمام عصر عاشقی های من می شود تـــــو؟ و تــــــــــو خلاصه ی رایحه خوش وصال من به آسمان ها بودی… بوی عطر تو وقتی مرا مست کرد که اشتیاق دیدنت در حاله ی زیبایی از حیا پیچیده بود… و آن روز که در اندیشه ی انتخاب بودم یک چشم داشتم و امروز، در دل این همه تحول شگرف و تمام دقایق، فقط همان روح آسمانی تو واسطه ی تعلقم به دنیاست… همان حس لطیف که روزی مرا به سویت کشاند و امروز بدون آن، مرده ای متحرک هستم…

حرف هایش که تمام شد مات و خیره نگاهم را سوی خود کشید… گفتم: میدانی چقدر حرفایت به دل می نشیند وقتی دلت را روبروی چشمانم می گیری؟ انگار آیینه ای بی غبار باشد…صاف و صیقلی… راستی، بدان اگر چشمان پاک تو نبود به یقین دیدن و به دست آوردن من کار ساده ای نبود…
بقلم ترنج بانو

 نظر دهید »

روایت اول (تیر خلاص)

29 مهر 1391 توسط الزهرا (س) نصر









نگاه به نامحرمان تیری است مسموم از تیرهای شیطان.هرکس از ترس خداوند چشم خود را از نگاه حرام باز دارد، خداوند ایمانی به او اعطا فرماید که شیرینی آن را در قلبش حس کند…رسول خدا صلی الله علیه و آله

روایت اول…

آروم توی هوای گرم قدم بر میداشت انقدر آروم که صدای نفس های شیطون را می شد به وضح شنید…کمان را برداشت تیر اول را رها کرد نزدیک و نزدیکتر شد انقدر که به پاشنه ی بلند کفش قرمزش برخورد کرد انگار پشت پا خورد باشه یه لحظه کفش از پاش درآمد و کف پای بدون جورابش روی آسفالت داغ کوچه کشیده شد و همون وقت بود که حس کرد یه ده سانتی به زمین نزدیکتر شده!نشست تا کفش را دوباره به پا کنه، ناگهان دستش را به زمین خورد و با یه حرکت ناگهانی چنان با سرعت از حرارت آسفالت داغ خودش را جدا کرد که متوجه تیر دوم نشد…با خودش گفت به من چه انقدر هوا گرمه!! اصلا چرا هر چی سختیه باید برای من باشه! مگه فرق من با اون ادم نما چیه که نمی تونه جلوی چشم های ناپاکش رو بگیره… اینبار تیر دوم هم خورده بود به هدف بدون هیچ دردی…

تیر آخر را برداشت خیلی محکمتر از قبل زه را کشید هدف را نشانه گرفت… لحظه آخر بود که شیطون دید دستی روی شونه اش سنگینی میکنه آروم برگشت ببینه کیه… دخترک کمان را از دستش گرفت و با قدرت تمام به سمت خودش نشانه رفت…

وقتی دست های لطیفش رو با اون ناخن های بلند و کشیده گذاشت توی دستهای پسرک… دیگه آخر خط بود تیر خلاص از چله ی کمان رها شد و شیطان لبخندی زد و ناگهان دمای هوا هزار درجه گرمتر شد… 

 


بقلم بانو سپهرا







 1 نظر

دو کبوتر در یک آشیانه

27 مهر 1391 توسط الزهرا (س) نصر

-آمده بود حالشان را بپرسد. فردای روز عروسی بود. چشم دوخت به چهره علی(ع). پسر عمویش بود، برادرش بود، دامادش بود، جانش بود … با لبخند پدرانه، با لبخند پیامبرانه پرسید: همسرت را چگونه یافتی؟

خوبی­های فاطمه(س) بی­شمار بود. روحیات فاطمه(س) عالی بود. خلق و خوی فاطمه(س) بی نظیر بود… از کدام باید می­گفت؟ سوالی که رسول خدا(ص) پرسیده باشد را نمی­توان به آسانی جواب داد. پاسخش تنها از عهده علی(ع) برمی­آید. همه خوبی­های فاطمه(س) را جمع کرد در یک جمله، همه زیبایی­های بانو را خلاصه کرد در چند کلمه، شمرده و باوقار پاسخ داد: بهترین یاور در بندگی خداست.

چه زیبا پاسخ داد علی(ع).



 

-وقت تقسیم کار بود؛ و برای این کار چه کسی بهتر از رسول خدا(ص) ؟ که پدر بود، که بزرگ خانه بود، که پیامبر بود. به چهره عزیزانش نگاهی انداخت و گفت: کارهای داخل خانه با فاطمه(س)؛ و کارهای بیرون از منزل با علی(ع). دنیا را به فاطمه(س) داده بودند انگار. لبخندش نشانه عمق رضایتش بود. گفت: جز خدا کسی نمی­داند چه اندازه از این تقسیم کار خوشحال شدم . گفت: شادی ام برای این است که رسول خدا(ص) مرا از انجام کارهای مربوط به مردان بازداشت.

چه تعریف قشنگی از زن بودن داشت فاطمه(س). به خانه دار بودنش می نازید!



 

-جارو می­زد. دسداس می­کرد. با آن همه مشغولیت­های خارج از خانه، باز هم از کمک به همسرش غافل نبود. هر دو نشسته بودند به آسیاکردن گندم که رسول خدا(ص) وارد شد. علی(ع) و فاطمه(س) اش را مشغول دید. پرسید: کدام یک خسته­ترید؟ اجازه سخن گفتن به فاطمه(س) نداد. سریع پاسخ داد: فاطمه(س) خسته تر است یا رسول الله! فاطمه(س) بلند شد و پدر به جایش نشست. رسول خدا(ص) و امیرمومنان(ع) گرم آسیاکردن گندم بودند.

چه عطر صمیمیتی موج می­زد در آن خانه.



-

دو دو روز بود که غذایی نداشتند. چیزی هم اگر بود می­گذاشت جلو علی(ع). علی(ع) شوهر بود، پدر بود. کم مقامی نداشت پیش خانواده اش. دو روز بود که فاطمه(س) و فرزندانش گرسنه بودند و کسی حرفی نمگفتهیزد، مبادا علی(ع) بو ببرد. که همه می دانستند اگر چیزی باشد او دریغ نمی­کند از خانواده اش. بالاخره فهمید. پرسید: فاطمه جان! چرا به من نگفتی تا غذایی تهیه کنم؟ جواب دختر رسول خدا یک جمله بود. پاسخ سرور زنان عالم یک جمله بود. درس بهترین مادر دنیا یک جمله بود : از خدا شرم میکنم که تو را برای تهیه چیزی که توانش را نداری به زحمت بیندازم!



 

تنهاتر از همیشه از مسجد برگشته بود. خسته از دنیا و مردمش برگشته بود. دلتنگ پیامبر(ص) و آغوش محبتش برگشته بود. دلش خونین از جهل و جفای امت بود. تا چشم زهرا(س) به او افتاد، گفت: روحم به فدایت! جانم سپر بلایت! چه در خوبی و خوشی به سر بری، چه در سختی ها و بلاها گرفتار شوی، من با تو هستم.مثل همیشه یک نگاه به چهره فاطمه(س) کافی بود تا همه غم های دنیا از دلش رخت بندد.

 

 

قشنگی زندگی شان قابل وصف نیست. عمق محبتشان را هم با هیچ کلمه ای نمی توان درک کرد. فقط یکبار علی(ع) گفته بود : ما مثل دو کبوتر در یک آشیانه بودیم…

بقلم صاد

 2 نظر

آیا رواست بگوییم : " خدا شی است ؟"

24 مهر 1391 توسط الزهرا (س) نصر

به بهانه شهادت حضرت امام جواد علیه السلام 
حسین بن سعید گوید : از امام جواد .ع. سوال شد : آیا رواست به خدا گویند : او چیزی است ؟
امام فرمودند :
نعم تخرجه من الحدین حدالابطال و حد التشبیه 
آری با این کار او را از حد ابطال (خدایی نیست ) و حد تشبیه (مانند ساختن او را به مخلوق ) خارج میکنی 

بحار . ج 3 . ص260

 1 نظر

دختربابا

24 مهر 1391 توسط الزهرا (س) نصر


تو مثل اين بنفشه ها هميشه سر به دامني

شكرخداي مهربان تويي كه دختر مني

براي من كه عاشق توو گل روي توام

دختر دانه در من از همه بهتر مني

 

سيب شكفت روي آن دوگونه از حرف پدر

تير نگاه سركشش خورد به خنده پدر:

من نمك از دست تو خورده ام پدر كه اين چنين

خوش نمك است هرچه از اين دولبم كشيده پر

 

گل از گل پدر شكفت از اين جواب دخترش

خواست نوازشش كند خواست بگيرد به برش

گفت جواب من چه شد؟من چه بگويم به علي؟

مادريت به جاي خود ! دختر و وقت شوهرش

 

چراغ سيب گر گرفت روي دو گونه ترش

چه انتخاب مشكلي بين علي يا پدرش

ولي پدر تو گفنه اي كه مادرت منم .. ببين

جدا نمي شود كسي عزيز من زمادرش

 

من كه پرنده توام تشنه آواز مني

پرنده ات را ببرد؟خسته شدي ز خواندنم؟

بازنكن از سرخود بسته ي زنجير مرا

بوي بهشتت برود؟سيرشدي زماندنم؟

 

جمع شد از صحبت او حلقه دو چشم پدر

خنده نمي گذاشت كه لبان او رسد به هم

روي لبان خشك او غنچه خنده باز شد

باشكر كلام تو عجب كه من پيمبرم

 

دلم گواه مي دهد دلت رضاست فاطمه

مي سپرم تو را به او بدون ترس وواهمه

براي تومثل علي فقط علي در عالم است

شكرخدا كه او علي است شكر تويي تو فاطمه!

 

 

شعر از بهاره بهنام نيا  طلبه مدرسه الزهرا

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 520
  • 521
  • 522
  • ...
  • 523
  • ...
  • 524
  • 525
  • 526
  • ...
  • 527
  • ...
  • 528
  • 529
  • 530
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس