مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

زنی که نامش در زیارت ناحیه مقدسه می‌درخشد

03 آذر 1392 توسط الزهرا (س) نصر

تاریخ قوی‌ترین بنیه را برای پاسداری از نام نیکو و خون مظلومان دارد؛ بنیه‌ای عظیم به قدمت پیکره انسانیت. شاید اگر قدرت تاریخ نبود، انگیزه الگویابی در میان بشر از میان می‌رفت؛ چرا که بسیاری از انسان‌ها بوسیله شهادت تاریخ از شخصیت‌های مختلف الگو پذیرفته و سعی کرده‌اند همانند افراد خوش‌نام تاریخ زندگی کنند تا نام آنها هم جاودان شود؛ و تاریخ امین خوبی است در رساندن واقعیت‌ها به نسل‌های بعد…

تاریخ کربلا یکی از محکم‌ترین و استوارترین بدنه‌های گذشته تشیع است. روزهایی که به واسطه خون شهدای اسلام در صفحات اذهان پاینده شده و نسل به نسل به آیندگان منتقل می‌شود.

به شهادت تاریخ، نامش بحریه بنت مسعود الخزرجی است؛ همسر جناده بن کعب انصاری، از شهدای دشت کربلا. نامش را جناده بن حرث هم نوشته‌اند که از طایفه خزرج بود و چون پسر نوجوانی به نام عمرو داشت او را ام عمرو می‌گفتند.

ام عمرو به همراه همسرش جناده بن کعب و پسر نوجوانش عمرو از همان منزل آغازین در مکه به کاروان حسین بن علی «علیه السلام» پیوست. او همسر و فرزندش را در کربلا فدایی امام زمانش کرد.

پس از آنکه جناده در روز عاشورا به شهادت رسید، او پسر نوجوانش را آماده میدان کرد و برای دفاع از حسین بن علی به سمت دشمن فرستاد.

زمانی که عمرو بن جناده خواست به میدان رود، امام حسین (ع) فرمود: پدر این جوان کشته شده. شاید مادرش راضی نباشد که به میدان رود. در این هنگام عمرو به امام چنین پاسخ داد: مادرم دستور داده که به میدان بروم و لباس جنگ بر من پوشانده است و او به شهادت من در راه امام زمانم راضی و خشنود است. سپس به میدان رفت و با آنکه در سنی حدود 11 سالگی بود، در دفاع از حسین بن علی به شهادت رسید.

سپاه شمر سر عمرو را از تنش جدا کرده و به سواری دادند. سوار بر اسب تاخت و به نزدیکی مادر عمرو رفت و سر پسر را جلوی ام عمرو انداخت.

ام عمرو سر پسر نوجوان خود را برداشت و گفت: چه نیکو جهاد کردی پسرم، ای شادی قلبم! ای نور چشمم! و سپس سر را با قدرت به طرف دشمن پرتاب کرد. سر نوجوان شهید خانواده جناده به مردی از سپاه شمر خورد و او را از پای در آورد.

بعد از آن بحریه به سراغ خیمه رفت و عمود خیمه را برداشت و به سپاه شمر حمله کرد تا به وسیله عمود خیمه با آنان بجنگد. در این هنگام امام حسین که از قصد ام عمرو آگاه بود، مانع او شد و او را به خیمه زنان برگرداند. نام این بانوی عاشورایی در زیارت ناحیه مقدسه آمده است.

بحریه از همان آغاز سفر که فهمید امام زمانش لباس احرام را بیرون آورده و لباس رزم پوشیده، خانواده‌اش را به راه امام فراخواند؛ بی‌آنکه چون و چرایی بکند و اتمام حج را بهانه نماید. او از اولین منزل همراه کاروان امام شد و منزل به منزل در مسیر کربلا به پسرش درس دفاع و اطاعت محض از ولایت را آموخت. او همسرش را به شهادت تشویق می‌کرد و خون او را در راه دفاع از حسین بن علی مایه شرافت و آبروی دنیا و آخرتش می‌دانست.

او همسر و مادر شهید است؛ شهیدانی که تاریخ جاودانه کربلا را رقم زدند و نامشان تا ابد در زمره عاشوراییان می‌درخشد.
و نام او به پاس این فداکاری‌ها بر بلندای زیارت ناحیه مقدسه می‌درخشد…

پی‌نوشت‌
1.    با اندکی اقتباس از لهوف
2.    زنان عاشورایی
3.    كافي، ج2، باب حب الدنيا
طهورا ابیان

 4 نظر

کنیزانی که آزاده بودند

03 آذر 1392 توسط الزهرا (س) نصر


نامش کَبْشه است و کنیه‌اش ام‌سلیمان. کنیزی بود که امام حسین (ع) او را به هزار درهم خرید و پس از آن در خانه ام‌اسحاق (یکی از همسران امام حسین و مادر فاطمه صغری) خدمت می‌کرد .پس از گذشت مدتی با ابورزین ازدواج کرد و حاصل ازدواجشان سلیمان بود. ابورزین از یاران و اصحاب امام حسن (ع) بود.

فرزند آنها، سلیمان غلام امام حسین (ع) بود. سلیمان پیک امام حسین به سوی رؤسا و اشراف بصره بود که عبید الله بن زیاد دستور داد گردنش را بزنند.

سلیمان همان است که در زیارت ناحیه مقدسه نامش آمده است. ام‌سلیمان به همراه مولایش امام حسین (ع) راهی کربلا شد.

ام‌سلیمان زنی عالم، فاضل و نیکوکار بود و هنگامی‌که متوجه شد حسین بن علی راه کربلا را در پیش گرفته است، همراه کاروانیان کربلا و مولایش حسین راهی کربلا شد و جزء اسیران واقعه عاشورا گردید. او تمام مصایب را در راه خدا تحمل کرد. کبشه در کنار حضرت زینب بود و در مسیر سخت کربلا تا شام به اهل بیت پیامبر کمک می‌کرد.

او یکی از اسیران واقعه عاشوراست؛ زنی که اسیر شد به جرم محبت و وفاداری به امام زمانش. او بر ایمان خود استوار بود و با همین استقامتش در راه حق، نامش در تاریخ و در زمره عاشوراییان قرار گرفت.

***
همسر عبد الله بن اریقط بود. نامش فُکهیه بود. او در خانه رباب (یکی از همسران امام حسین و مادر علی‌اصغر، خدمت می‌کرد.

حاصل ازدواج او و همسرش، عبدالله، پسری بود به نام قارب که در دشت کربلا به همراه حسین بن علی به شهادت رسید.

او فرزندش را طوری تربیت کرده بود که همیشه حسین بن علی و خاندان پیامبر را بر خود ترجیح دهد. فرزند او در دفاع از امام زمان خود به شهادت رسید و نام فکهیه تا همیشه در زمره مادران شهید دشت کربلا جاودان ماند.

فکهیه همراه بانو رباب در زمین کربلا به سلک اسیران درآمد و در مسیر کاروان اسرا از کربلا به شام رفت. اونیز در زمره زنان عاشورایی است.

***
نامش حسنیه است. یکی از خدمتکاران آستان حضرت سیدالشهداء.
امام حسین (ع) او را از نوفل بن حارث بن عبدالملک خرید. وی به ازدواج مردی به نام سهم درآمد و حاصل این ازدواج فرزندی بود به نام  مُنحج.

حسنیه به امام زین‌العابدین (ع) خدمت می‌کرد تا اینکه به همراه فرزندش منجح و کاروان کربلاییان با امام خویش همراه شد و به دشت کربلا رسید.

حسنیه و پسرش به امام و اهل بیت پیامبر خدمت می‌کردند و او حمایت از امام زمان را به پسرش می‌آموخت. منجح در کربلا و در دفاع از حسین بن علی به شهادت رسید.

حسنیه در کاروان اسرای کربلا با اهل بیت پیامبر همراه و در مصائب آنان شریک شد و غمخوار حضرت زینب (س) بود.

***
هر یک از این زنان که غیر از نسل زنان هاشمی‌ بودند و در کربلا حضور داشتند، توانستند با استقامت در راه دین خدا و دفاع از امام خود، همسران و فرزندان خود را در زمره یاران حسین قرار داده و تا ابد مهر یاران عاشورایی حسین را بر پیشانی خود بزنند.

این زنان اگرچه خدمتگزاران اهل بیت پیامبر بودند، اما توانستد در سلک بهترین افراد تاریخ قرار بگیرند و با دفاع از راه حق در تاریخ جاودان کربلا سهمی ‌داشته باشند.

آنها اگرچه آزادشده به دست حسین بن علی بودند، اما آزادگی حقیقی را در کنار عاشوراییان و با همجواری اهل بیت در مسیر کربلا تا شام، آزادگی تاریخی خود را در کنار خاندان حسین بن علی یافتند.

پی‌نوشت‌
1.    زنان عاشورایی
2.    اعلام النسا

طهورا ابیان

 نظر دهید »

بانویی که از امام پرستاری کرد

29 آبان 1392 توسط الزهرا (س) نصر

در جمع زنان، شخصیت‌هایی وجود دارد که درخشش معنویتشان در سراسر تاریخ اسلام پرتو افکنده است. فاطمه بنت الحسن از اینگونه زنان بود. این بانوی کریمه، که معنویت او در طول تاریخِ اسلام نورافشانی کرده است، از خاندان پاک رسالت و عصمت بوده و در شرافت و حیاء و عفت، سرآمد زنان عصر خود است. برای او اوصافی همچون: فاضله، عالمه، صالحه، صدیقه، پارسا و پرهیزگار شمرده‌اند.

او دختر امام حسن مجتبی (ع) بود. طینت پاک و اخلاق منحصر به فرد او سبب شد تا امام حسین (ع) او را به همسری امام سجاد (ع) در آورد. بیش از نیم قرن از هجرت تاریخی رسول اکرم(ص) به مدینه می‌گذشت. در آن ایام پیوندی خجسته در خاندان پاک پیامبر(ص) به وقوع پیوست.

این پیوند یکی از زیباترین رخدادهای تاریخ اسلام است. دو نسل امامت به هم رسید و از اینها فرزندانی پاک و طاهر به وجود آمد که ائمه(ع) به آنان مباهات می‌کردند. این پیوند مبارک که بین حضرت امام زین العابدین(ع) و فاطمه دختر امام حسن مجتبی(ع) برقرار شد، شادی و سرور را به خاندان پاک پیامبر(ص) هدیه کرد و لبخند مسرت را بر لبان مبارک آنان نشاند. در بیشتر کتب معتبر نوشته‌اند تنها همسری که به عقد دائمی ‌امام سجاد(ع) در آمد، فاطمه دختر امام حسن بوده است.

دختر، همسر و مادر امام؛ کسانی که آیه تطهیر در شأن و مقامشان نازل شده است. فاطمه در خانه‌هایی زندگی می‌کرده که اهل آن، در عبادت، از برگزیدگان خلق بوده‌اند و از جهتی این بانوی بزرگوار، مصداقِ «ارْحام مطَهَّره» است که در زیارت وارث وارد شده است؛ فاطمه بنت الحسن هم دختر امام بود و هم همسر امام و هم مادر امام.

امام صادق علیه السلام درباره‌ جده‌شان فاطمه بنت الحسن چنین فرمودند:«او زنی صدیقه و راستگو بود و در دودمان حضرت امام حسن علیه السلام، کسی به درجه او نرسید.»

آن ماه که دختر حسن بود
معصومه و زُبده زَمَن بود

ایشان در کربلا حضور داشتند و در کنار حضرت زینب به پرستاری از امام خویش مشغول بود. در دل او علاوه بر زخم‌های عمیق شهادت اهل بیت پیامبر، نگرانی بیماری همسر و مقتدایش هم موج می‌زد.

فرزند کوچک او امام محمد باقر هم در دشت کربلا حضور داشت و اینها همه یعنی او با خانواده‌اش در قیام کربلا به یاری امام زمانش رفته بود و پس از واقعه روز عاشورای سال 61 هجری، نه یک غم که هزاران غم بر جگرش شعله کشیده بود.

او از سویی باید در حفظ و سلامتی امام سجاد می‌کوشید و از سویی باید به مراقبت از پسر خویش محمد بن زین العابدین می‌پرداخت؛ چراکه هر دوی این بزرگواران امامان پس از حسین بن علی بودند و باید راه هدایت پیامبر را بر مردم می‌گشودند.

اگر چه همسر و پسر او در کربلا شهید نشدند، اما او همچون پیام‌بری بود از قیام کربلا که تمام مصائب اهل بیت را به چشم جان دیده و درک کرده و به گونه‌ای خانواده و یاران همسرش را در کربلا از دست داده بود.

فاطمه بنت الحسن بی‌شک از پدرش خصوصیات بسیاری به ارث برده بود. او یقیناً از صبر امام مجتبی بهره‌ها داشت؛ صبور بود که در کاروان اسرای کربلا همسر بیمارش را بر شتران بی‌جهاز می‌دید و دم بر نمی‌آورد مبادا که جان امام زمانش به خطر بیفتد. او دورا دور از علی بن الحسین، امام سجاد، مراقبت می‌کرد و از سویی در سلسله کاروان اسرا پسر کوچکش محمد بن علی را می‌دید و واژه واژه صبر را در وجودش می‌پروراند.

فاطمه خانواده‌ای نیکو داشت و نسلی نیکو تربیت کرد. خداوند او را انتخاب کرده بود تا نسل امامت را از رحم او ادامه دهد.

او با شهادت خوب آشنا بود. فاطمه در کنار پدرش با شهادت انس گرفته بود و از همان هنگام که تیرهای کینه و بی‌بصیرتی را بر پیکر بی‌جان پدرش حسن بن علی دیده بود، خوب می‌دانست که دین خدا را یاری هم‌چون خون بها نیست و او با کربلا آشنا بود.

او کربلا را خوب می‌شناخت و صبر در برابر مصیبت را بلد بود. او در کاروان کربلاییان الگویی همچون زینب داشت که کوه صبر بود و از او می‌آموخت و از همسرش پرستاری می‌کرد.

فاطمه بنت الحسن ایثارگر راه دین خدا بود و الگویی است برای تمام زنان آزاده و ایثارگر…

پی‌نوشت‌
1.    بحار الانوار
2.    منتهی الآمال
3.    یاران شیدای حسین

طهورا ابیان

 نظر دهید »

زنی که خانواده‌اش را روانه بهشت کرد

26 آبان 1392 توسط الزهرا (س) نصر

تاریخ همواره وام‌دار زنانی است که درایت و دین‌دوستی‌شان خود را نشان داده است؛ زنانی که علی‌رغم عواطف سرشار نسبت به همسر و فرزندانشان، مشوق آنها بوده‌اند در مسیری که می‌دانستند انتهایش شهادت و دوری از آنها در دنیاست، تا روزی که پیمانه عمر آنها هم سر آید و در بهشت همنشین شهدایشان باشند. همسرانی که تمام قد در تاریخ ایستاده‌اند و نامشان بر مأذنه‌های رشادت به همراه شهدایشان می‌درخشد .. زنانی که مردانشان از دامن آنان به معراج رفته‌اند …

نام پسرش را «خلف» گذاشت و از این رو به «ام‌خلف» مشهور است. همسر اولین شهید روز عاشورا، موسلم بن عوسجه.

وی از زنان برجسته شيعه بود كه در كربلا حضور داشت و افتخارش یاری حضرت سيدالشهدا و خانواده ایشان بود.

وقتي همسرش مسلم شهيد شد، او پسرش خلف را آماده جنگیدن و دفاع از حسین بن علی کرد و این در حالی بود که امام حسین علیه‌السلام از خلف خواسته بود تا به مراقبت از مادرش بپردازد، اما همسر مسلم بن عوسجه که یاری امام را بر عواطف مادری‌اش مقدم داشته بود، پسرش را آماده کرد و به سمت میدان فرستاد.

وقتی که پسرش لباس رزم پوشید و آماده میدان شد، ام‌خلف به او چنین گفت: جز با ياري پسر پيغمبر، از تو راضي نخواهم شد. در این راه بکوش و با خون خود در راه دین خدا و حسین بن علی مرا رو سفید کن!

خلف بن مسلم بن عوسجه همچون پدر شهیدش به ميدان شتافت و پس از جنگي نمايان، به شهادت رسيد. لشکریان شمر پس از به شهادت رساندن خلف، سر او را از بدنش جدا کردند و به سمت مادرش که در گوشه‌ای از میدان به تماشای جنگ‌آوری پسرش نشسته بود، پرتاب کردند. ام‌خلف شجاعانه سر پسرش را برداشت و بوسید و گریست و خدای را شکر کرد که فرزندش در راه حسین بن علی فدا شده است.

او در تشويق فرزندش به مبارزه در راه ياري پسر پیامبر، با برخورد مناسب و شايسته‌ای به استقبال سر شهیدش رفت و با شهادت جوانش، الهام‌بخش مادران شهيدی شد كه از تقديم فرزندان خود براي ياري اسلام، مضايقه‌اي ندارند.

ام‌خلف در عصر عاشورا مسئولیت سنگینی به عهده گرفت. او سعی کرد با شهدات و بزرگواری همچون کوه از خیمه‌های اهل بیت محافظت کند. او با دفاع از خیمه‌ها توانست چندین بار جان پسر حسین بن علی، حضرت زین العابدین، را نجات دهد و در سخت‌ترین اوضاع و در قیام عاشورا؛ آنجایی‌که حرامیان به سمت خیمه‌ها حمله برده بودند، بدون هیچ واهمه‌ای از دین و اهل بیت امام خود دفاع کرد و هر كلمه از سخنان پرمعنا و روح‌بخشش و نيز هر جمله از نطق‌ها و سخنراني‌هايش همچون تيرِكاري و شهاب سوزاني بود كه بر قلب دشمنان مي‌نشست و با كمال سرافرازي و موفقيت، اين مسئوليت سنگين را به خوبي انجام داد و باري كه مردان بزرگ نمي‌توانستند به صورت دسته‌جمعي به منزل برسانند، اين بانوي با عظمت‌، به تنهايي به منزل رسانيد.

در شجاعت ام‌خلف چنین سروده‌اند:
سرحلقه آن زنان كه بودند اسير
بود آن علويه اشجع از شير دلير
انديشه به دل نداشت زان كوه سپاه
زيرا كه به چشم او جهان بود حقير

***
ام‌خلف نمونه یک زن تاریخ‌ساز است. او که در میان راه کربلا به کاروان حسین بن علی علیه‌السلام پیوسته بود، توانست با بهره‌گیری از بصیرت و دین‌داری، خانواده‌اش را در بهشت گرد هم آورد.

ام‌خلف همسرش را میدان فرستاد و چنان کوه در گوش همسرش نجوا کرده بود که مسلم بن عوسجه با روحیه‌ای کامل به میدان رفت؛ بی‌آنکه نگران آینده ام‌خلف باشد و همسر یک شهید چنین است؛ استوار همچون کوه؛ کوهی که نمی‌گذارد همسرش برای فدای حسین شدن دغدغه‌ای داشته باشد.

ام‌خلف همسر شهید است؛ شهیدی که نامش بر سکوی یاران حسین در پایین پای ضریح شش گوش تا ابد می‌درخشد و چه سعادتی از این بالاتر؟ ام‌خلف همسر چنین شهیدی است…

ام‌خلف مادر شهید است؛ شهیدی که در راه حسین و به دستان مادر به میدان رفته است. شهیدی که تنها فرزند ام‌خلف است که در راه اعتقاد و امام خود فدا می‌شود.

و یقین که ام‌خلف هم هنگام به خون غلتیدن پسرش در دلش به خدا چنین گفته بود : اللهم تقبل منا هذا القربان!
و اگر جز این بود او نمی‌توانست کمال را چنین در عاشورا به تصویر بکشاند.

و ام‌خلف مصداق کامل یک زن تاریخ‌ساز است. ام‌خلف یک زن عاشورایی است.

پی‌نوشت
با اندکی اقتباس از؛
* خصائص حسینیه
* لهوف
* یاران شیدای حسین

طهورا ابیان

 نظر دهید »

دختری که با سر پدر آرام گرفت

25 آبان 1392 توسط الزهرا (س) نصر

السلام عليك يا رقيه (س) بنت الحسين (ع)
نام رقيه آمد، از كجا آغاز كنم؟؛ از ادله‎ای كه شهيد مطهري آورد و ثابت كرد كه كودكي با اين نام و ويژگي‌ها در كاروان حسين بن علی (ع) نبوده است؟ و تنها دختر كاروان حضرت، سكينه بوده اما به سن و سالي ديگر…

يا استناد كنم به دلايلي در طول سال‌هاي پس از شهيد مطهري كه وجود اين دخترك معصوم را در واقعه كربلا اثبات مي‌كند؟ واقعه‌اي كه در منتهي‌الآمال و ساير منابع تاريخي آمده و از ظلمي كه بر اين دختر رفته سخن رانده كه چگونه در برابر بي‌تابي‌هاي او براي پدرش، سر پدر را بر دامان او انداختند و كودك بي‌گناه از فرط درك داغ اين مصيبت، جان به جان‌آفرين تسليم كرد….

نه! اصل حرف بر سر چيز ديگري است؛ حرف بر سر آه مظلوم است…

زمان در بطن خود طنين حوادثي را كه رخ مي‌دهد نگاه مي‌دارد و آنها كه به نواي آن دل می‌دهند، اين صدا را از عمق تاريخ مي‌شنوند…

آه مظلومان تا بر سر آن ظلم‌كننده بازنگردد، آرام نمي‌گيرد و تنها اين بازگشت در دست تقدير الهي مي‌چرخد تا زمانش برسد.

حال دخترك كوچك معصومي كه به دلیل عاشقِ پدربودن به شهادت مي‌رسد و او را به خاطر عشقش آزار مي‌دهند، آهي سخت و طولاني -به طول عمر تمام كودكان زمين- سر داده است كه هنوز پس از عبور سال‌ها و شبهه‌هاي بودن و نبودنش، پرده اشك بر چشمان هر شنونده‌اي مي‌كشد و ناخودآگاه مي‌گويد يا رقيه (س).

کودکی سه ساله که ما در همه محافل و مجالس حسینی شنیده‌ایم جایگاه بازی‌اش آغوش پدر و دوش عمویش عباس بوده است.. و شنیده‌ایم که در روز عاشورا چطور با سن کمش دل نگران پدر بوده است … و شنیده‌ایم که در کاروان اسرای شام چه ها بر دل او داغ گذاشته…

اما بگذار گمان کنیم که رقیه بنت الحسین در کربلا نبوده است… شاید این‌گونه دلمان آرام بگیرد که دشمنان حسین بن علی (ع) تا این حد ظالم نبوده‌اند که عمق ظلمشان به این دخترک هم رسیده باشد..

بگذار گمان کنیم خبری از گوش و گوشواره نبوده است… بگذار گمان کنیم که بهانه گرفتن‌های دخترکی سه ساله برای عمویش عباس نبوده است… بگذار گمان کنیم که خار مغیلان به پای او نرفته است… بگذار آبله‌های کف پاهای کوچکش را نبینیم… بگذار دلمان را قرص کنیم که در کاروان اسرایی که بر شترهای بی‌جهاز سوار شده بودند، قامت کوچک او نبوده است… بگذار ماجرای سیلی بر گوش دخترکی کوچک را به خاطره‌ها بسپاریم آنگاه که دستان زننده‌اش آنقدر بزرگ بوده‌اند که نیمه صورت او نیلی شده بود… بگذار حقیقت نداشته باشد ماجرای دختر کوچکی که از کاروان عقب می‌افتد و زجر و زجر که به دنبالش می‌رود … بگذار بگوییم نبوده است …

اما از همه اینها که بگذریم با دلمان چه کنیم؟ با حرم سپیدی که در دمشق می‌درخشد … با یک دنیا خاطره از روضه‌های روز سوم محرم… با سوزناکی روضه‌هایت…

بگذار فقط صدای آه رقیه بماند در تاریخ… چه فرقی می‌کند رقیه در کربلا باشد یا در شام … مهم صدای آه کشیدن اوست که بر قامت تاریخ نقش بسته است…

دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود                             گوشه ویرانه جای بلبل زهرا نبود
جان بابا خوب شد بر ما یتیمان سر زدی                         هیچ‌کس در گوشه ویران به یاد ما نبود

طهورا ابیان

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 439
  • 440
  • 441
  • ...
  • 442
  • ...
  • 443
  • 444
  • 445
  • ...
  • 446
  • ...
  • 447
  • 448
  • 449
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس