مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

به خداحافظیِ تلخ تو سوگند نشد/ که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

08 مرداد 1393 توسط الزهرا (س) نصر

راستش را بگویم، تقریبا مطمئن میتوانم بگویم که هیچ وقت از خداحافظی ها و وداع ها خوشم نیامده. خوشم نیامده که هیچ، حتی بدم آمده. حالم را بد کرده، سختم آمده، بغضم شده، فرار کرده ام ازش.

حالا فکر کن این وسط مجبور باشی از چیز خوبی خداحافظی کنی. چیزی که برایت خوب بوده و دوری از او دلتنگ ت کند اما چاره ای جز وداع و خداحافظی نباشد. گریزی نباشد. واضح است که سخت تر هم میشود خب.

فکر کن خداحافظی ای همیشگی از یک دوست، خداحافظی و به خاک سپردن عزیز ت، زیارتِ وداع از حرم معصوم علیه السلام یا وداع با ماه مبارک رمضان….

از یک هفته به آخر ماه مبارک، از همان شبِ بیست و سوم و آخرین شبِ قدر، هی بی تابم. هی نگران لحظه های آخر. هی ترسِ از دست دادن…

همکارم رو به آن یکی، روزهای باقیمانده را میشمارد و میگوید: «مهندس! کی این هفت روز هم تموم میشه و راحت میشیم؟!»

و غم عالم مینشیند به دلِ من. دردم میآید. بغضم میشود. با خودم میگویم: «هفت روز؟ فقط هفت روز؟ چه زود تموم شد! چه بی توشه ام من… چه دست خالی… :( »

از چند روز به آخر مانده، زمزمه میکنم:

“کم کم غروب ماه خدا ديده مي شود…. صد حيف ازين بساط که برچيده مي شود…”

به دعای وداع با ماه مبارک از زبان امام سجاد علیه السلام که میرسم، حالم بدتر میشود. عجب دعایی است این دعا. این سلام ها که سلامِ خداحافظی ست… آه. گلوی آدم را محکم تر میفشارند.

و تمام شد… به همین راحتی، به همین سادگی. به همین بی حاصلی.

“چه شب هایی ز دست این گدا رفت

سحرهای پر از عشق و صفا رفت

خداحافظ دعاهای مبارک

بهار رحمت و ذکر خدا رفت “

و عمر هم به همین زودی ها تمام میشود و میرود. و قیامت از راه میرسد، مثل همین عید فطر.

و خوشبخت آن کسی که بخشیده شد… در این بهار رحمت و غفران و مغفرت…

کاش در آن روز، لب هایمان خندان باشد، نه اینچنین انگشتِ حسرت بر دندان و لب گزیدن…

و البته امیدواریم به صاحب خانه و میزبان، به رحمت و مغفرت و بزرگواری اش… ان شاءالله که لطف و مغفرت بیکران ش شامل حال شده و توشه ها پر شده…

نجوای من

 1 نظر

واجبُرْ مُصیبَتَنا بشَهرِنا*...

08 مرداد 1393 توسط الزهرا (س) نصر

خدایا خودت برایمان مهمانی گرفتی

و پای سفره ی مخصوصت نشاندی

دلمان را اسیر سفره ی پر نعمتت کردی

داخل کوله هایمان را پر کردی از هر چه آذوقه ای که بعدها نیازمان است

برای عبادت های نکرده و چشم های ورم کرده مان از خواب، ثواب نوشتی

مهربانا!

حالا نیز خدایی کن و مصیبت از دست دادن میهمانی ات را برایمان جبران بفرما…

تو خود ما را بر این مصیبت دلداری ده…



* فرازی از دعای چهل و پنجم صحیفه سجادیه (وداع با ماه مبارک)

خداحافظ ماه قشنگم…

 نظر دهید »

نگاهی به مجموعه داستان «دو دنیا»

07 مرداد 1393 توسط الزهرا (س) نصر

اسم «گلی ترقی» را اولین بار اردیبهشت پارسال شنیدم. همان زمان که تب و تاب کتاب، قبل از شروع نمایشگاه کتاب در شبکه‌های مجازی همه را به نوعی گرفتار کرده بود. مترصد تهیه و خواندن کتاب‌ها یا دست‌کم کتابی از او بودم، تا همین یک ماه پیش که «دو دنیا»ش را هدیه گرفتم.

قلم گلی ترقی نسبتاً روان است. استعداد پیچیده و گنگ و مبهم نوشتن را دارد؛ اما در این کتاب، کمتر از چنین ظرفیتی بهره گرفته و این برای منِ خواننده‌ای که بیشتر به دنبال پر کردن اوقات فراغتم با لذت کتاب‌خوانی هستم، تا حل مسائل و ورزش ذهنی، یک ویژگی مثبت است.

کتاب مشتمل بر چند داستان کوتاه است که در عین استقلال، به هم ربط‌هایی دارند. راوی که در یک کلینیک روانی در پاریس بستری شده است، روایاتی از گذشته را به یاد می‌آورد و به کتابت می‌کشد که در قالب همین داستان‌های مستقلی که از شخصیت‌های مشترکی تشکیل شده‌اند به نگارش درآمده است.

داستان‌ها اغلب به روشنی و سادگی روایت می‌شوند و خواننده را با خود همراه می‌کنند. توصیفات محیط و شرایط، معقول و منطقی است؛ نه زیاد به جزئیات پرداخته شده و نه خواننده را در خلأیی نهاده که خودش محیط و شرایط اطراف را هر طور که دوست دارد بسازد.

داستان‌ها از شخصیت‌های متعددی تشکیل شده که حکایت‌هاشان از زبان نویسنده روایت می‌شود. نویسنده در همهٔ داستان‌ها -که در سنین کودکی، نوجوانی، جوانی و احتمالا میانسالی راوی اتفاق افتاده است- حضور دارد؛ ولی اغلب به عنوان ناظری منفعل. او ترجیح می‌دهد به‌جای قهرمان بودن، به نظاره‌گر بودن و روایت کردن بسنده کند.

نویسنده در به تصویر کشیدن خوشی‌های کوچک کودکی و شیطنت‌های دخترانه، بسیار موفق عمل کرده است. در عین حال که بخش‌هایی از کتاب، به همین شیطنت‌ها شیرین شده است، رنگ و بوی کلی داستان‌ها، تیره، غمگین و افسرده است.

بریده‌های کوچک مبهم و مسکوتی در میان داستان‌ها به چشم می‌خورد که «ترقی» گاه با عبارت‌های ساده‌ای مثل «نمی‌دانم چطور شد که…» اتفاقات و تسلسل روایات را پیوند زده است و از ابهامات عبور کرده است. با این همه، ابهام‌ها چندان خواننده را آزار نمی‌دهد.

گلی ترقی عقاید خاصی دارد که به نظر من با ظرافت آن‌ها را لابه‌لای داستان‌ها جای داده است. محقّر یا تهی جلوه دادن شعائر مذهبی در رفتار تک و توک آدم نمازخوان و روزه‌بگیر داستان‌هایش که عبادت‌هاشان همه به قصد ظاهرسازی و عوام‌فریبی و دغل‌بازی است و در خفا «آن کار دیگر می‌کنند»؛ و سبک‌مغز جلوه دادن‌شان، از جملهٔ این اعتقادات است که به صورت کمرنگ و گذرا در گوشه و کنار وقایع قابل اشاره است.

خواندن این کتاب را به دوستان علاقمند به داستان‌نویسی توصیه می‌کنم؛ فکر می‌کنم نکته‌های ریز خوبی را بشود از آن برگرفت. از جمله توصیفات صریح واقع‌گرایانه‌اش در برخی جریان‌ها که بسیار ملموس و دلپذیر است. به این دو نمونه نگاه کنید:

«دو روز بعد آقای «ر» از راه رسید، با جعبه‌های شیرینی و صندوق‌های میوه و سروصدا و خنده، به اضافهٔ یک گرامافون بوقی برای «سوفی» و یک دوربین عکاسی برای من. سوفی قهر بود و از پدرش هزار جور بازخواست کرد: کجا بودی؟ چرا دیروز نیامدی؟ با کی بودی؟ انگار یک زن گنده بود و از شوهرش بازخواست می‌کرد. من اگر یکی از سؤال‌ها را از پدرم می‌کردم، تمام پول توجیبیِ آن ماه را جریمه می‌شدم و یک پس‌گردنیِ جانانه هم نصیبم می‌شد تا دیگر از این غلط‌ها نکنم.»

…

«تابستان‌ها توی زیرزمین زندگی می‌کنیم؛ نیمه‌تاریک و نمور است و زیر ملافه یخ می‌زنیم. قسمت صدرنشین آن جایگاه پدر است […] خوابِ بعد از ناهار برای همه اجباری است (بدبختی بزرگ برای ما بچه‌ها). پیژامه می‌پوشیم و گوش‌تاگوش […] دراز می‌کشیم. پدر، دور از دیگران، پای حوض می‌خوابد. برای او تشک می‌اندازند و گوشه‌های شمدی نازک را، مثل پشه‌بند، به پایه‌های صندلی بالای سرش گره می‌زنند تا از آزار مگس‌ها در امان باشد. مادر مراقب خوابِ راحت اوست. دور تشک او را امشی می‌زند و اگر صدایی از ما دربیاید با مگس‌کش محکم به سر و پای‌مان می‌کوبد.»

دو دنیا چاپِ انتشارات نیلوفر، با قیمت ۷۵۰۰ تومان (در سال جاری) است.

کوثرانه

 نظر دهید »

تی‌شرت‌هایی که بی‌صدا آب می‌روند

06 مرداد 1393 توسط الزهرا (س) نصر

درس جدیدمان دربارهٔ شیوهٔ نگارش نامه‌های رسمی و اداری بود در زبان انگلیسی. برای تمرین موظف شدیم نامه‌ای بنویسیم در انتقاد و یا شکایت از محصولی که به تازگی خریداری کرده‌ایم و متوجه وجود عیبی در آن شده‌ایم. خود معلم مثال تی‌شرتی را زد که مثلا بعد از اولین شست‌وشو آب رفته و سایز کم کرده است. این را که گفت، بچه‌ها اول یکی‌یکی و با تردید، و بعد همگی با هم زدند زیر خنده. شکایت‌نامه برای یک تی‌شرت؟!

این موضوعی بود که چند ماه اخیر زیاد به‌ش فکر می‌کردم؛ شکواییه، رسیدگی به شکایات و نظارت بر عملکردها. چیزی که به نظرم درصد بالایی از بی‌قانونی‌ها و هرج و مرج‌های بازار را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

حتما برای شما هم پیش‌آمده که یک محصول واحد، با جنس واحدی را ببینید که در دو فروشگاه نزدیک به هم -و حتی گاهی چسبیده به هم- با دو قیمت متفاوت و گاهی بسیار متفاوت به فروش برسد. و حتما از خودتان سؤال کرده‌اید چطور چنین چیزی ممکن است. شاید به این فکر کرده باشید که اجناس زیادی در بازار هست که هیچ مرجعی برای قیمت‌گذاری ندارد. و یا بازار فاقد هر گونه نظارت مراجع ذی‌صلاح است؛ تازه اگر مرجع ذی‌صلاحی برای چنین موضوعی وجود داشته باشد!

یا به وضوح شاهد کم‌فروشی و کلاه‌برداری در خرید و فروشِ حتی اجناس مصرفیِ بسیار ساده بوده‌اید؛ مقداری خیار مجلسی خریداری می‌کنید و بعد از رسیدن به منزل و باز کردن کیسه متوجه خیارهای بادمجان‌سایزی می‌شوید که ته کیسه را پر کرده‌اند.

یا دیده‌اید که بسیاری از محصولات، خصوصاً محصولات صنعتی و الکتریکی، هر چه از زمان صدور اولین محصولات سازنده‌اش می‌گذرد به بی‌کیفیتی بیشتری می‌گراید. به خاطر همین است که زیاد می‌شنویم «فلان جنس، قدیمی‌هاش اصله».

به این فکر می‌کنم که چطور چنین چیزهایی به این وفور دارد اتفاق می‌افتد و کک هیچ‌کس چنان که باید، نمی‌گزد. به این که آیا درآمد حاصل از این نوع معاملات از نظر شرعی حلال است یا نه، هیچ کاری ندارم؛ بیشتر به این فکر می‌کنم که چطور ممکن است در میان مردم یک کشور، چنین پدیده‌هایی شیوع پیدا کند و نه مردم صدای اعتراض‌شان را بلند کنند و نه هیچ نظارت جدی و بگیر و ببند و پلمپی اتفاق بیفتد. منظورم از بلند شدن صدای اعتراض مردم، غُرهای غیررسمی و بی‌حاصل که توی صف نان و اتاقک تاکسی یا اتوبوس‌ها می‌زنیم نیست؛ منظورم یک جور درخواست جدی، رسمی، پی‌گیرانه و در سطح وسیع‌تری از جامعه است که کمی جدیت یا وخامت اوضاع را نشان دهد.

به نظرم این موضوع دو سر دارد: یک: عدم نظارت مسئولین مربوطه بر بازار و فعالیت‌های اقتصادی و خدماتی؛ دو: عدم اطلاع کافی مردم از حقوق‌شان.

این دو تا البته بی‌ارتباط به همدیگر نیستند. علت اول که روشن است. واقعا نظارت بر فعالیت‌های اقتصادی و خدماتی بسیار کم است که اگر این‌طور نبود، نباید شاهد قیمت‌های جورواجورِ یک محصول واحد، یا بی‌کیفیتی محصولات، یا تناقض داشتن بعضی از محصولات با مسلمات مذهبی و فرهنگی‌مان باشیم. متأسفانه این عدم نظارت فقط محدود به حیطهٔ اقتصادی و خدماتی نیست؛ به طور کلی فعالیت‌های کشور ما فاقد نظارت بر اجرا است که شاید بعدتر درباره‌اش بنویسم.

از سوی دیگر ما هم -شاید به دلیل کم‌اطلاعی- نظارت و رسیدگی را از مسئولان طلب نمی‌کنیم. کم‌آگاهی از این که این حق من است که در قبال پولی که می‌دهم جنس خوبی بگیرم یا وقتی پولی می‌دهم حق من است که جنسی مطابق با مشخصه‌هایی که سازنده‌اش ادعا کرده تحویل بگیرم. این حق من است که خدمات خوب دریافت کنم و البته این خدمات را با برخورد انسانی کارمندان دریافت کنم و نه نگاه‌های بی‌حوصلهٔ از بالا به پایین و تحقیرآمیز. اگر همهٔ ما از این حقوق ساده خبر داشته باشیم و راه‌های انتقال نقد و شکایات‌مان را به مسئولین مربوطه بلد باشیم، خودبه‌خود با بالا بردن حجم شکایات، مسئولین را مجبور به رسیدگی و پی‌گیری جدی‌تر خواهیم کرد. اگر الان اغلب ما به عنوان خریدار و درخواست کنندهٔ خدمات، در موضعی پایین‌تر از فروشنده و ارائه دهندهٔ خدمات خود را تصور می‌کنیم و یا این‌گونه به ما نگاه می‌شود، ناشی از ناآگاهی ما نسبت به حقوق‌مان است. کافی است به خوبی بدانیم که ما از فروشنده طلب داریم، طلب یک جنس خوب؛ و از ارائه دهندهٔ خدمات نیز، طالب خدمات خوب هستیم.

این پروسهٔ نظارت و شکایت و رسیدگی و اقدام، نیاز به یک استارت دارد؛ وگرنه شروع که بشود، با دیدن نتیجه‌اش، به نظر من، دیگر متوقف نخواهد شد و آن‌وقت است که بازار از حالت «هر کی به هر کی» و «کی به کیه» درآمده، روال معقول و منطقی خودش را پیدا می‌کند.

سر و سامان گرفتن این پروسه غیر از شکل دادن به بازار و قانون‌مند کردنش، و پایین کشیدن نرخ کم‌فروشی و هر نوع کلاه‌برداری در بازار، برکات مهم‌تری دارد؛ جدی شدن نقش فعال مردم در اداره کشور. این که یک شهروند بداند که مرغ‌فروشیِ گران‌فروش سر کوچه، به خاطر تماس او با ۱۲۴، پلمپ شده و کارش به قانون و جریمه و تعهد کشیده است؛ به او احساس شخصیت می‌دهد، حس سهیم بودن و نقش فعال داشتن در جامعه را القاء می‌کند که نتیجه‌اش علاوه بر بالا رفتن رضایت نسبی از نظام حاکمه، تقویت تکرار نظارت‌گری و پی‌گیری شکایات در او و همین‌طور بالا رفتن میزان اهمیت امور جامعه و تمایلش به شرکت فعال‌تر در جامعه خواهد بود.

کشوری که به جای نظام سربازخانه‌ای، با نظام شهروندی و همسایگی اداره شود، قطعا جای قشنگ‌تری برای زندگی خواهد بود و شکواییه نوشتن برای آب‌رفتن یک تی‌شرت، دیگر در آن مضحک به نظر نخواهد رسید.

ک.خسروی

 1 نظر

فریز کردن تخمک دختران جوان از نگاه فقهی

05 مرداد 1393 توسط الزهرا (س) نصر

فرزندآوری و ادامه نسل، یکی از حقوق طبیعی افراد است؛ حقی که گاه بنابر شرایط به وجود آمده قابلیت تحقق نخواهد یافت؛ مگر در شرایطی خاص!

بالا رفتن سن ازدواج و تجرد خودخواسته یا ناخواسته، از جمله موانعی است که از شکوفایی احساسات مادرانه زنان جلوگیری می‌کند و آنان را از حس زیبای مادری محروم می‌سازد.

یکی از راه‌حل‌هایی که جدیداً برای رفع مشکل ازدواج دیرهنگام و خطرات ناشی از باروری در سنین بالا ارائه شده است، نگهداری امکان باروری به وسیله فریزکردن تخمک‌هاست؛ روشی که باید دیدگاه شرع را در در مورد آن بررسی کرد.

طرح بحث
توانایی باروری زنان از حدود 35 سالگی رو به کاهش می‌گراید؛ به‌طوری‌که شانس باروری در زنان بالای 40 سال، به کمتر از 7 درصد می‌رسد و علاوه بر آن عوارض بارداری را نیز به دنبال خواهد داشت؛ مشکلاتی مانند ابتلا به دیابت حاملگی، دشواری زایمان طبیعی، پارگی کیسه آب و….(1)

در چنین شرایطی یکی از راه‌حل‌های مطرح‌شده برای پیشگیری از این مشکلات، آنست که دختری مجرد، در سن بالا و انتهای دوران باروری، بنابر آینده‌نگری و به خاطر ترس از احتمالات آینده، تصمیم بگیرد که از قدرت باروری کنونی خود استفاده کند و آن را برای آینده‌ای که به آن احتیاج خواهد داشت، ذخیره سازد. از این‌رو، با توجه به پیشرفت علم و تکنولوژی‌های جدید و امکانات ویژه‌ای که ایجاد شده است، می‌توان تخمک‌های زایا و فعال او را فریز کرد تا بعد از ازدواج و با احتمال عدم باروری، برای ادامه نسل، از آن استفاده شود.

در این فرض و در هنگام دریافت و فریز تخمک، مردی و اسپرمی ‌وجود ندارد؛ تنها و تنها تخمک دختر دریافت می‌شود تا در آینده، با اسپرم همسر او ترکیب شود و جنین به وجود آید؛ یعنی کلیه مراحل لقاح و ترکیب اسپرم دریافت‌شده و تخمک فریزشده، در آزمایشگاه صورت می‌گیرد.

در چنین شیوه‌ای به دلیل باکره‌بودن دختر، از طریق لاپاراسکوپی می‌توان تخمک را دریافت کرد. برای دریافت تخمک نیز معمولاً از داروهای مخصوصی استفاده می‌شود که تخمدان‌ها را به تولید تعداد بیشتری تخمک طی یک ماه تحریک می‌کند. در صورتی‌که دختر یا زنی تمایل به استفاده از این داروها نداشت، می‌توان به کمک روش لاپاراسکوپی، قطعات کوچکی از تخمدان را برداشته، منجمد کرد و بعدها آن قطعه را به منظور تولید تخمک به بدن وی پیوند زد.(2)

البته تحریک تخمدان‌ها و گرفتن تخمک بدون عمل لاپاراسکوپی، ممکن است عوارضی داشته باشد؛ همچنین خطر تحریک شدید تخمدان و عوارض آن همیشه وجود دارد.(3)

حکم مسئله
مسلماً در چنین مسئله‌ای، لقاح خارج رحمی ‌(IVF) خواهد بود و ترکیب اسپرم و تخمک در خارج از رحم زن انجام خواهد شد؛ چراکه تخمک در شرایط آزمایشگاهی نگهداری می‌شود.

اگر این مسئله بدواً مشکلی نداشته باشد، حکم آن، همان حکم لقاح خارج رحمی‌ خواهد بود. به عبارت دیگر با اثبات ضرورت این کار، حکم مسئله تابع همان مباحثی خواهد بود که در لقاح خارج رحمی ‌بیان شده است؛ یعنی در صورتی که ابتدائاً، برای گرفتن تخمک و اسپرم، جهات شرعی رعایت شود و فعل حرامی‌ صورت نپذیرد، صرف ترکیب اسپرم زوج و تخمک زوجه، در خارج از رحم، بلااشکال است.

اما برای اثبات ضرورت این اقدام می‌بایست جامعه فقهاتی بنا بر مصلحت فرد و سیاست افزایش جمعیت و…، نسبت به آن اعلام نظر کنند؛ هرچند ضریب موفقیت این اقدام نیز مشخص نیست؛ چراکه آنچه تعیین‌کننده است، سلامت کروموزوم‌ها و نحوه ترکیب آنها و نتیجه آن است. از طرفی ممکن است سیتوپلاسم (غشا دور تخمک) بر اثر تزریق اسپرم به داخل تخمک، در مواردی دچار صدمه و آسیب شود که این امر موفقیت عمل لقاح را کاهش می‌دهد.(4)

آنچه به نظر می‌رسد آنست که برای حفظ کیان خانواده و بقا و تداوم نسل‌ها، وجود حداقل یک فرزند لازم است؛ فرزندی که نسب پدر و مادر را داشته باشد و از طرق شرعی و قانونی به وجود آمده باشد. از این‌رو اقدام به این عمل تنها در چارچوب تعریف‌شده و با تشخیص احتمال عدم باروری دختر در آینده، و در شرایطی که مقدمه حرامی‌ ایجاد نشود و فعل حرامی‌‌ نظیر لمس و نظر عورت، از طرف گروه درمانی که اجراکننده این اعمال هستند و یا ضرر رسیدن به بدن، صورت نگیرد، می‌توان حکم به اباحه چنین امری داد؛ اما به صورت محدود و با شرط عمومیت‌نیافتن و تسری ندادن آن به حالت‌های دیگر و شرایط مختلف.

به عبارت دقیق‌تر، این امکان به معنای آن نیست که دختران مجرد، با دریافت اسپرم بیگانه، حتی در شرایط آزمایشگاهی و فارغ از ازدواج، بتوانند صاحب فرزند شوند و اباحه این مسئله تنها برای بعد از ازدواج و تلقیح اسپرم زوج است، نه برای فرزنددارشدن دختران مجرد از طریق اسپرم بیگانه.

علاوه بر این موضوع، در این میان از حقوق کودکانی که در چنین شرایط آزمایشگاهی، نطفه آنها منعقد می‌شود و اختلاف سنی زیاد میان کودک و والدین نیز نباید غافل شد؛ بدین معنا که کودک حق دارد از جوانی و سرزندگی پدر و مادر بهره‌مند شود؛ چراکه اختلاف سنی زیاد میان کودک و والدین مشکلات بعدی را به دنبال خواهد داشت. در حقیقت، یکی از علل انجام این امر، پایداری امکان باروری است و در اولین فرصت ممکن بعد از ازدواج، این امر باید صورت بگیرد؛ نه اینکه زوجین تا مدت‌ها بهره‌مندی از این امکان را به دلایل گوناگون و برای راحتی بیشتر خود، به تأخیر بیندازند.

اسما جیران پور

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 412
  • 413
  • 414
  • ...
  • 415
  • ...
  • 416
  • 417
  • 418
  • ...
  • 419
  • ...
  • 420
  • 421
  • 422
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس