مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

اندر احوالات روز اول مدرسه ی اینجانب

01 مهر 1392 توسط الزهرا (س) نصر
خدای را سپاس که سرانجام آن تابستان کش آمده و لایَتَچَسبَک تمام شد و ماه دوست داشتنی مهر و فصل پاییز آمد . به همین مناسبت خاطره ی روز اول مدرسه ام خالی از لطف نیست !
اندر احوالات اینجانب همین بس که زمانی پای به مدرسه گذاشتیم که نه خبری از کیف خوشگل امروزی بود و نه خبری از لوازم التحریر گل و بلبل و نه حتی خبری از جشن شکوفه ها ! ای بخشکی شانس !
ما در حالی وارد پایه ی اول شدیم که مادرمان شخصن به تنهایی تشریف بردند بازار و دقیقا یک مدل کیفی که ما از آن بیزار بودیم برایمان خردید به علاوه ی یک عالمه دفتر بی خط کشی که خدا خودش میداند ما بر سر خط کشی کردن آن دفترها چه شب ها که تا صبح نخسبیدیم !
گذشته از غم کیف دوست نداشتنی و دفتر های بی خط کشی و غم جلد کردن آنها بر دل یک دختر هفت ساله ، غم نداشتن جشن شکوفه ها را هم اضافه بفرمایید .
و اما بعد :
روز اولی که ما به مدرسه رفتیم مادر جان ما را رساندند تا جلوی درب مدرسه و سپس به ما که در هفت سالگی هم مستقل و اجتماعی بودیم فرمودند: رو به سلامت و همان پشت در مدرسه ما را بوسیدند و رفتند.
ما هم رفتیم درون مدرسه و لا به لای همه ی بزرگترها که وسط مدرسه پخشو پلا بودند دنبال هم سن و سالهای خودمان بودیم که در کمال تعجب دیدیم اکثر هم سن و سالان ما دهان هایشان باز است و در حال ضجه و عربده زنی می باشند و ما همینطور خوش خوشان در حیاط مدرسه راه می رفتیم !
تا اینکه یک خانمی ما را کشف کردند و گفتند : اسمت چیه دخترم ؟ ما هم که در یک خانواده ی اطلاعاتی رشد یافته بودیم و می دانستیم که هر کسی در کوی و برزن نام ما را پرسید فوری نباید به او اطلاعات بدهیم به ایشان گفتیم : اسم خودتون چیه ؟
ایشان در کمال تعجب فرمودند: اسم من خانم مدیره !
من هم افاضه فرمودم: اسم من هم دانش آموز کلاس اوله !
خانم مدیر که شیفته ی شخصیت ما شده بود دست ما را گرفت و ما را با خود به سر صف برد و بلند گو را روشن کرد و گفت : پدر مادرها لطفا تشریف ببرند بیرون . کلاس اولی هایی هم که گریه می کنند به این دوستشون نگاه کنند که چقدر خوشحاله برای اینکه اومده مدرسه تا سواد یاد بگیره !
بعد به من نگاه سرشار از محبتی انداخت و گفت مگه نه عزیزم ؟
ما هم که از چیز دیگری خوشحال بودیم گفتیم : نع !
خانم مدیر با تعجب و چشم های ورقلمبیده به ما گفتند : اع ! مگه تو خوشحال نیستی که اومدی مدرسه ؟
ما هم دوباره خیلی قاطعانه افاضه فرمودیم که : نه ! من برای اینکه اومدم مدرسه خوشحال نیستم برا یه چیز دیگه خوشحالم !
خانم مدیر که حسابی متعجب شده بود و یک جورهایی پشت بلندگو ضایع شده بود پرسید :پس برا چی خوشحالی ؟
ما هم فرمودیم : برای اینکه دلم خاگینه می خواست بعد مامانم گفت روزی که میری مدرسه برات خاگینه درست میکنم که زنگ تفریح بخوری . الان هم خاگینه توی کیفمه و منتظرم زنگ تفریح بشه تا بخورمش !
با شنیدن این عبارات لطیف از اینجانب تمام پدر و مادرهایی که آنجا حضور داشتند و ناظم ها و معلمان از خنده روده بر شدند و اینجانب با تعجب به این فکر میکردیم که شاید الان همان زنگ تفریح باشد که باید خاگینه را بخورم!
خلاصه کلاس بندی انجام شد و ما به کلاس رفتیم و هم چنان دهان همکلاسی هایمان از شدت عربده و گریه باز بود و اینجانب خوشحال به خاگینه فکر میکردم !
معلم مان هم آمد سر کلاس و اسم هایمان را پرسید و کلی برایمان حرف زد که یادم نیست و من هم چنان به خاگینه فکر میکردم و کیفم را در آغوشم گرفته بودم !
ناگهان صدای زنگ آمد و همه انگار که از زندان آزاد شده باشند همانطور گریه کنان و عربده زنان دویدند از کلاس بیرون و معلممان هم نمیدانیم چطوری همراه آنها دوید و رفت .
کلاس خالی شد و ما به خیال اینکه لابد زنگ تفریح  است خاگینه را از کیفمان بیرون آوردیم و مشغول خوردن شدیم . سکوت عجیبی بر مدرسه حکم فرما شده بود و ما با لذت خاگینه را می خوردیم که ناگهان دیدیم خانم مدیر آمد به کلاس و با نارحتی گفت : چرا هنوز توی کلاسی ؟ ما هم با یک مقداری ترس از اخم خانم مدیر گفتیم خب زنگ خورد من هم نشستم خاگینه ام را بخورم !
پشت سر خانم مدیر مادرم وارد کلاس شد با چهره ای که کمی تا قسمتی نگران بود و گفت :بازم آتیش سوزوندی ؟
اینجانب که خاگینه کوفتمان شده بود متعجب به مدیر و مادر نگاه می کردم که چطور مادرم از مدیر بخاطر ماجرای سر صف عذر خواهی می کرد . مدیر هم که گاهی زیر چشمی و چپ چپ به من نگاه می کرد به مادرم گفت: دیگه برای زنگ های تفریح خاگینه نذارید تا حواسش از درس و مشق پرت نشود !
عارضم خدمتتان که در راه منزل مادر که ماجرای سر صف را از خانم مدیر شنیده بود حسابی مرا دعوا کرد و من همچنان به باقیمانده ی آن خاگینه ای که در کیفم مانده بود فکر میکردم.


بقلم طهورا

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 5 نظر

آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(1)
4 ستاره:
 
(1)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
2 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
4.5 stars
(4.5)

موضوعات: خوش نوشته لینک ثابت

نظر از: عبدالعظیم حسنی (ع) [عضو] 
  • مدرسه علمیه حضرت عبدالعظیم علیه السلام
4 stars

طهورا جان هنوزم خاگینه دوس داری؟
(همسایه خدا)

1392/07/02 @ 23:27
نظر از: رحیمی [عضو] 
  • محدثه بروجرد

با سلام
به بهانه آغاز مهر شروع سال تحصیلی و هفته دفاع مقدس

اما به یاد حماسه عاشورای سال 60

«کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»

باز هم اول مهر آمده بود

و معلم آرام

اسم ها را می خواند.

اصغر پورحسین!

پاسخ آمد: حاضر.

قاسم هاشمیان!

پاسخ آمد: حاضر.

اکبر لیلا زاد…

پاسخش را کسی از جمع نداد.

بار دیگر هم خواند:

اکبر لیلازاد!

پاسخش را کسی از جمع نداد

همه ساکت بودیم

جای او اینجا بود

اینک اما، تنها

یک سبد لاله ی سرخ

در کنار ما بود

لحظه ای بود، معلم سبد گل را دید

شانه هایش لرزید

همه ساکت بودیم

ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم

گل فریاد شکفت!

همه پاسخ دادیم:

حاضر، ما همه اکبر لیلا زادیم.

زنده یاد قیصر امین پور

1392/07/02 @ 21:21
نظر از: پیشنمازی [عضو] 
  • حضرت نرجس«س» ساری
5 stars

در مدرسه زندگی، در کلاس دنیا، سر زنگ املا، یادمان باشد

برای محبت تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود

فرا رسیدن ماه مهر به همه بچه مدرسه ای های قدیمی مبارک

1392/07/01 @ 14:06
نظر از: جان نثاری [عضو] 
  • مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی حضرت فاطمه(س) تهران
جان نثاری

عجب، كلي خنديدم، ممنون

1392/07/01 @ 14:06
نظر از: پری [بازدید کننده]
پری

خیلی خیلی قشنگ بود. خوشمان آمد. منم از این طور خاطرات دارم. منو بردی تو سالهای خیلی قبل.

1392/07/01 @ 13:16


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس