مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

به یاد خلبان شهید «احمد کشوری»

20 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

شهید کشوری همواره برای «وحدت» هر چه بیشتر سپاه و ارتش می‌کوشید؛ چنانکه مسؤولین،هماهنگی و حفظ وحدت نیروها در غرب کشور را مرهون او می‌دانستند. عشق شهید کشوری به امام(ره)، به حدی بود که وقتی خبر کسالت قلبی ایشان را شنید به تهران آمد و آمادگی خود را برای اهدای قلب به رهبرش اعلام کرد.
بیش از 31 سال از شهادت خلبان شهید «احمد کشوری» می‌گذرد و نام او با رشادت‌ها و ایثارگری‌هایش در روزهای نخستین جنگ تحمیلی در اذهان باقی مانده است.

شهید احمد کشوری در تیرماه 1332 در خانواده‌ای متوسط به دنیا آمد. دوران دبستان و سه سال اول دبیرستان را به ترتیب در شهر «کیاکلا» و « سرپل تالار» از روستاهای محروم شمال و 3 سال آخر را در دبیرستان «قناد» بابل گذراند.

به خاطر استعداد فوق‌العاده‌ای که داشت، دوران تحصیلش را به عنوان شاگردی ممتاز به پایان رساند. وی ضمن تحصیل، علاقه‌زیادی به رشته‌های ورزشی و هنری نشان می‌داد و در اغلب مسابقات رشته‌های هنری نیز شرکت می‌کرد و توانست در رشته طراحی مقام اول را به دست آورد.

وی در رشته کشتی درخششی فراوان داشت. در این دوره فعالیت مذهبی نیز داشت و با صدای پرسوز خود به مجالس و مراسم مذهبی شور خاصی می‌بخشید. در ایامی نظیر عاشورا با مدیریت و جدیت بسیار، همواره مرثیه‌خوانی می‌کرد و اداره بخشی از مراسم را به عهده می‌گرفت. در این برنامه‌ها، تمام سعی خود را برای نشان دادن چهره حقیقی اسلام به کار می‌برد و معتقد بود که: «انسان نباید یک مسلمان شناسنامه‌ای باشد، بلکه باید عامل به احکام اسلام باشد» و چون در این فکر بود که اسلام را از روی تحقیق و مطالعه بپذیرد، در دوران دبیرستان مطالعاتش را وسعت داد و تا هنگام اخذ دیپلم علاوه بر کتب مذهبی، کتاب‌هایی درباره وضعیت سیاسی جهان را نیز مطالعه کرد.

کشوری در سال آخر دبیرستان، با دو تن از همکلاسان خود، دست به فعالیت‌های سیاسی، مذهبی زد و با کشیدن طرح‌ها و نقاشی‌های سیاسی علیه رژیم وابسته، ماهیت آن را افشا کرد بعد از گرفتن دیپلم، آماده ورود به دانشگاه ‌شد ولی با توجه به هزینه‌های سنگین آن و محرومیت مالی که داشت، از رفتن به دانشگاه منصرف گردید.

در سال 1351 وارد ارتش (هوانیروز) شد. او در آنجا مسایل و موضوعاتی را دید که به لحاظ مغایرت با مبانی اعتقادی، رنجش می‌داد اما سعی می‌کرد در معاشرت با استادهای خارجی، به گونه‌ای رفتار کند که آنها را تحت تأثیر خود قرار دهد. او در این مورد می‌گفت: «من یک مسلمانم و مسلمان نباید فقط به فکر خود باشد». او می‌خواست در آنجا نیز دامنه ارشاد را بگستراند. به علت هوش و استعدادی که داشت، دوره‌های تعلیماتی خلبانی هلیکوپترهای «کبری» و «جت رنجر» را با موفقیت به پایان رساند.

عبادات او نیز دیدنی بود. او شب‌ها با صدای زیباش قرآن می‌خواند و پیوندش را با پروردگار مستحکم‌تر می‌کرد. با زندگی ساده‌اش می‌ساخت و با تجملات، سخت مبارزه می‌کرد. روحیه‌ای متواضع و رئوف داشت و در عین حال در مقابل بی‌عدالتی‌ها سرسختانه می‌ایستاد.

کشوری با همه محدودیت‌هایی که در ارتش وجود داشت، بسیاری از کتاب‌های ممنوعه را در کمد لباسش جاسازی می‌کرد و در فراغت، آنها را مطالعه می‌کرد و حتی به دیگران نیز می‌داد تا مطالعه کنند. چندین بار به علت فعالیت‌هایی که علیه رژیم انجام داد، کارش به بازجویی رسید و حتی مورد تهدیدهای مختلف قرار گرفت.

در اوایل اشتغال به کارش در باختران، شروع به تحقیق در مورد شهر کرد و برای نشر روحیه انفاق در همکارانش، سعی بسیاری انجام داد. بالاخره توانست با همکاری چند نفر دیگر از افراد خیر هوانیروز، مخفیانه صندوق اعانه‌ای جهت کمک به مستضعفین تشکیل دهد. شب‌ها بسیار از مصیبت‌های فقرا سخن می‌گفت و اشک می‌ریخت و فکر چاره می‌کرد. با همه خطراتی که متوجه او بود، به منزل فقرا می‌رفت و ضمن کمک به آنان، ظلم‌های شاه ملعون را برایشان روشن می‌ساخت.

کشوری چه پیش از انقلاب و چه همراه انقلاب و چه بعد از انقلاب، جان بر کف و دلیر، برای اعتلای اسلام ایستاد و مقاومت کرد. در اکثر تظاهرات شرکت کرد و بسیاری از شب‌ها را بدون آنکه لحظه‌ای به خواب برود، با چاپ اعلامیه‌های امام به صبح رساند با آنکه در تظاهرات چندین بار کتک خورده بود، ولی با شوق عجیبی از آن حادثه یاد می‌کرد و می‌گفت: «این باتومی که من خوردم، چون برای خدا بود، شیرین بود. من شادم از اینکه می‌توانم قدم بردارم و این توفیقی است از سوی پروردگار!»؛ وقتی غائله کردستان شروع شد، کشوری همچون کسی که عزیزی را از دست بدهد و یا برادری در بند داشته باشد، از بابت این ناامنی ناراحت بود. سردار شهید تیمسار «فلاحی» درباره او گفت: «او از همان آغاز جنگ داخلی چنان از خود کیاست و لیاقت و شجاعت نشان داد که وصف‌ناکردنی است. یک بار خودش به شدت زخمی شد و هلیکوپترش سوراخ سوراخ. ولی او به فضل الهی و هوشیاری تمام، هلیکوپتر را به مقصد رساند در زمان جنگ هم، دست از ارشاد برنمی‌داشت و ثمره تلاش‌های شبانه‌روزی او را می‌توان در پرورش عقیدتی شیرمردانی چون شهید سهیلیان و شهید شیرودی دانست».

شهید شیرودی چه متواضعانه می‌گفت: «احمد استاد من بود». زمانی که صدام آمریکایی به ایران یورش آورد، احمد در انتظار آخرین عمل جراحی برای بیرون آوردن ترکش از سینه‌اش بود اما روز بعد از شنیدن خبر تجاوز صدام، عازم سفر شد. به او گفته بودند که بماند و پس از اتمام جراحی برود، اما وی جواب داده بود: «وقتی که اسلام در خطر باشد، من این سینه را نمی‌خواهم». به جبهه رفت و چون گذشته، سلحشورانه جنگید؛ به طوری که بیابان‌های غرب کشور را به گورستانی از تانک‌ها و نفرات مزدور دشمن تبدیل نمود. 

وی بدون وقفه و با تمام قدرت و قوا می‌کوشید، پروازهای سخت و خطرناک را از همه زودتر و از همه بیشتر انجام می‌داد حماسه‌هایی که در شکار تانک آفریده بود، فراموش‌نشدنی است. شب‌ها دیروقت می‌خوابید و صبح‌ها خیلی زود بیدار می‌شد و نیمه‌شب‌ها، نماز شب می‌خواند او چنان مبارزه با کفر را با زندگی عجین کرده بود که دیگر هیچ چیز و هیچ کس برایش کوچکترین مانعی نبود. حتی مریم سه ساله و علی سه ماهه‌اش،
هر بار که صحبت از فرزندانش و علاقه او به آنها می‌شد، می‌گفت: «آنها را به قدری دوست دارم که جای خدا را نگیرند».

شهید کشوری همواره برای «وحدت» هر چه بیشتر در میان قشر پاسدار و ارتشی می‌کوشید؛ چنانکه مسئولین، هماهنگی و حفظ وحدت نیروها در غرب کشور را مرهون او می‌دانستند. عشق شهید کشوری به امام(ره)، چه قبل از انقلاب و چه بعداز انقلاب، وصف‌‌ناکردنی است.

بعد از انقلاب وقتی که برای امام(ره) کسالت قلبی پیش آمده بود، او در سفر بود. در راه، وقتی که این خبر را شنید، از ناراحتی ماشین را در کنار جاده نگه داشت در حالی که می‌گریست. وقتی به تهران رسید، به بیمارستان رفت و آمادگی خود را برای اهدای قلب به رهبرش اعلام کرد…

بالاخره در روز  15 آذرماه 59 نیایش‌های شبانه‌اش به درگاه احدیت مورد قبول واقع شد و در حالی که از یک مأموریت بسیار مشکل، پیروزمندانه باز می‌گشت، در دره «میناب» ایلام مورد حمله نابرابر و ناجوانمردانه مزدوران بعثی قرار گرفت.

در حالی که هلیکوپترش در اثر اصابت راکت‌های دومیگ به شدت در آتش می‌سوخت، آن را تا موضع خودی رساند و آنگاه در خاک وطن سقوط کرد و شربت شیرین شهادت را مردانه نوشید. روحش هم‌نشین ملائک بود و پیکر پاکش در بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.

 نظر دهید »

تفسیر جامع «شمس‌الضحی» در 20 جلد تألیف شد

20 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

تفسیر جامع «شمس‌الضحی» عنوان مجموعه‌ای تفسیری است که به قلم حسین درگاهی، پژوهشگر و محقق قرآنی، به رشته تحریر درآمده است و وی 20 سال زمان صرف تألیف این اثر ارزشمند کرده و در طول این دو دهه تمامی تفاسیر روایی را مورد بررسی قرار داده است.
شیوه درگاهی در نگارش تفسیر برمبنای روایات است، از این رو وی تمامی تفاسیر روایی شیعه را مورد بررسی قرار داده است.
مزیت این اثر بر دیگر کتبی که با این سیاق به رشته تحریر درآمده، این است که درگاهی تمامی روایات را ذکر کرده؛ از این رو، روایاتی که به صورت مضمونی با آیات دلالت دارند را نیز نقل کرده است همچنین علاوه بر 20 مجلد تفسیر، 2 جلد از مجموعه به ارائه نمایه اعلام، آیات و احادیث اختصاص داده شده است. 
این پژوهشگر قرآنی اثری دیگر با عنوان «مطلع‌البدر» را نیز در دست انتشار دارد. وی در این اثر به بررسی تمامی نسخ خطی و حواشی تفسیری درباره سوره قدر پرداخته است. وی درنظر دارد تا این اثر را نیز تا پایان امسال به بازار نشر عرضه کند.
درگاهی پیش از این آثار متعددی در حوزه حدیث و پژوهش‌های قرآنی به طبع رسانده است که از آن‌ها می‌توان به مناهل‌الابرار فی تلخیص بحارالانوار در 14 جلد، طاقه گلی از خرابات، ترجمه اکلیل‌المصائب فی مصائب‌الاطائب، ترجمه تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب و… اشاره داشت.

 1 نظر

قسمت اول : سلامی به خورشید قربانی

20 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر


اين بار برايت تحفه‌اي از امام زمان را آورده‌ام.




 

براي امام حسين عليه السلام زيارتهاي زيادي وجود دارد اما يكي از زيباترين آنها از حضرت مهدي عجل الله فرجه است كه ناحيه نام دارد. اين زيارت را شيخ مفيد در كتاب “المزار “از حضرت حجت چنين ميآورد: هرگاه خواستي به روز عاشورا حسين عليه السلام را زيارت كني، بايست و بگو… .

اما من مي‌خواهم در اين مجموعه، در هر شماره قطعه‌اي از اين زيارت را كه دريايي از نور و معرفت است برايت بياورم و البته من چند خطي از نكته‌اي كه به ذهنم آمده براي تو خواهم نوشت و تو نيز همين كار را بكن. هرگاه كه خواندي بي‌معطلي آنچه برايت پر رنگ شد، از من دريغ نكن. تو نيز براي من بنويسيد.




 

قسمت اول 

أَلسَّلامُ عَلي ادَمَ صِفْوَةِ اللهِ مِنْ خَليقَتِهِ،   سلام بر آدم برگزيده خدا از ميان آفريدگانش

أَلسَّلامُ عَلي شَيْث وَلِي اللهِ وَ خِيَرَتِهِ،   سلام برشيث دوست و ولي خدا و انتخاب شده‌اش

أَلسَّلامُ عَلي إِدْريسَ الْقــآئِمِ للهِِ بِحُـجَّتِهِ،   سلام بر ادريس قيام کننده‌ي براي خدا به حجت و گواهش

أَلسَّلامُ عَلي نُوح الْمُجابِ في دَعْوَتِهِ،   سلام بر نوح اجابت شده در دعوتش

أَلسَّلامُ عَلي هُود الْمَمْدُودِ مِنَ اللهِ بِمَعُونَتِهِ، سلام بر هود که از جانب خداوند کمکهاي پيوسته شده

أَلسَّلامُ عَلي صالِـح الَّذي تَـوَّجَهُ اللهُ بِكَرامَتِهِ،  سلام بر صالح که مورد کرامت و توجه حق بوده است

أَلسَّلامُ عَلي إِبْراهيمَ الَّذي حَبّاهُ اللهُ بِخُلَّتِهِ،   سلام بر ابراهيم کسي که خداوند به دوستي رفاقتش را برگزيد

أَلسَّلامُ عَلي إِسْمعيلَ الَّذي فَداهُ اللهُ بِذِبْح عَظيم مِنْ جَنَّتِهِ، سلام بر اسماعيل آنکه خداوند به ذبحي بزرگ از بهشتش او را آزاده ساخت

أَلسَّلامُ عَلي إِسْحقَ الَّذي جَعَلَ اللهُ النُّبُوَّةَ في ذُرِّيَّتِهِ،   سلام بر اسحاق آنکه خداوند نبوت را در فرزندان و ذريه‌ي او قرار داد

أَلسَّـلامُ عَلي يَعْقُوبَ الَّذي رَدَّ اللهُ عَلَيْهِ بَصَرَهُ بِرَحْمَتِهِ،   سلام بر يعقوب کسي که نور چشمش را به رحمتش بدو بازگردانيد

أَلسَّلامُ عَلي يُوسُفَ الَّذي نَجّاهُ اللهُ مِنَ الْجُبِّ بِعَظَمَتِهِ،   سلام بر يوسف آنکه خداوند او را از چاه به عظمتش نجات بخشيد

 

چقدر اين جمله مرا به خود برد: أَلسَّلامُ عَلي إِسْمعيلَ الَّذي فَداهُ اللهُ بِذِبْــح عَظيم مِنْ جَنَّتِهِ. سلام بر تو اي اسماعيل كه خدا قرباني بهشتي را فداي تو كرد.

به حسين مي‌انديشم، كه خدا او را براي خود قرباني كرد.

آري، حسين ذبيح الله  است نه اسماعيل.

خدا در آخرين لحظه، اسماعيل را رها كرد كه اين جامه بر اندام او بزرگ بود و برازنده‌ي حسين، آن چراغ فروزانِ هر روز تاريخ.

مگر نمي‌داني؟ آنچه هر روز بر تو مي‌تابد، رأس ذبيح خداست كه هر سپيده دم، از خون خود طلوع مي‌كند و به شامگاه در خود خون غروب.

آري فلق و شفق، خون حسين است. خوني كه خدا به حرمتش قسم ياد كرده كه: فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ.

و من هر صبح خواهم گفت: السلام علي الحسين ذبيح الله العظيم. سلام بر تو اي خورشيد كه مرا راهنمايي.

لبيكي براي: قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ.

بر اساس زیارت ناحیه مقدسه
مهتاب ابیان

 1 نظر

پیام های عاشورا در کلام امام خامنه ای (2)

20 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

 

اين ، مظلوميت است . اين مظلوميت ، به معناى كوچكى و ذلّت نيست . امام حسين عليه السّلام ، عظيمترين مبارز و مجاهد تاريخ اسلام است ؛ چون او در چنين ميدانى ايستاد و نترسيد و مجاهدت كرد . اما اين انسان بزرگ ، به قدر عظمتش، مظلوميت دارد . همان‏قدر كه بزرگ است ، همان قدر هم مظلوم است ؛ و با غربت هم به شهادت رسيد. فرق است بين آن سرباز فداكار و انسان پرشورى كه به ميدان نبرد مى‏رود ؛ مردم به نام او شعار مى‏دهند و از او تمجيد مى‏كنند ؛ ميدان اطراف او را انسانهاى پرشورى مثل خود او گرفته‏اند ؛ مى‏داند كه اگر مجروح يا شهيد شود ، مردم با او چگونه با شور برخورد خواهند كرد ، و آن انسانى كه در چنان غربتى ، در چنان ظلمتى ، تنها ، بدون ياور ، بدون هيچ‏گونه اميد كمكى از طرف مردم ، با وسعت تبليغات دشمن ، مى‏ايستد و مبارزه مى‏كند و تن به قضاى الهى مى‏سپارد و آماده كشته شدن در راه خدا مى‏شود . عظمت شهداى كربلا به اين است ! يعنى براى احساس تكليف ، كه همان جهاد در راه خدا و دين بود ، از عظمت دشمن نترسيدند ؛ از تنهايى خود ، احساس وحشت نكردند ؛ كم بودن عدّه خود را مجوزّى براى گريختن از مقابل دشمن قرار ندادند . اين است كه يك آدم را ، يك رهبر را ، يك ملت را عظمت مى‏بخشد : نترسيدن از عظمت پوشالى دشمن
_______________________
1371/04/10
در ديدار قشرهاى مختلف مردم به مناسبت فرارسيدن ماه محرم‏

ز.س حسام

 نظر دهید »

سجده بر مهر و تربت امام حسین - علیه السلام

20 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

يكي از علماي اهل تسنن كه از فارغ التحصيلان دانشگاه «الازهر» مصر است به نام «شيخ محمد مرعي انطاكي» از اهالي سوريه بر اثر تحقيقات دامنه‌دار به مذهب تشيّع گرديد و در كتابي به نام «لِماذا اختَرْتُ مَذْهَبَ التَّشَيُّع» علل گرايش خود را با ذكر ملاك متقن بيان نموده است. ما در اين جا به يكي از مناظرات او با دانشمندان اهل سنت پيرامون سجده بر مهري كه از تربت حسيني ـ عليه السلام ـ است مي‌پردازيم.

چند نفر از دانشمندان اهل تسنّن كه بعضي از آنها از دوستان سابق محمد مرعي در دانشگاه الازهر بودند به ديدن او آمدند و گفتگويي به شرح زير با او انجام شد.

علماء سني: شيعيان بر تربت حسيني سجده مي‌كنند و لذا مشرك هستند زيرا سجده بر غيرخدا حرام است.

محمد مرعي: سجده بر تربت، شرك نيست، زيرا شيعيان بر تربت براي خدا سجده مي‌كنند نه براي خود مهر، به عبارت روشن‌تر حقيقت سجده، نهايت خضوع در برابر خداوند است، نه در برابر مهر.

يكي از علماء سني: اگر مطلب چنين است كه مي‌گويي، چرا شيعيان اصرار دارند كه بر تربت حسيني سجده نمايند؟ چرا بر ساير چيزها سجده نمي‌كنند؟

محمد مرعي: اين كه ما بر خاك سجده مي‌كنيم، بر اساس حديثي است كه مورد اتفاق همة فرقه‌هاي اسلامي است كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «جُعِلَتْ لِي الارضُ مَسجِداً و طَهوراً»؛ (زمين براي من سجده گاه و پاكيزه قرار داده شده است.)

بنابراين به اتفاق همه مسلمين، سجده بر خاك جايز است. از اين رو ما بر خاك سجده مي‌كنيم.

عالم سني: چگونه مسلمانان بر اين امر اتفاق نظر دارند؟

محمد مرعي: هنگامي كه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ از مكه به مدينه هجرت كرد، در همان آغاز، به ساختن مسجد دستور داد. آيا اين مسجد فرش داشت؟

عالم سني: نه، فرش نداشت.

محمد مرعي: پس پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و مسلمانان بر چه چيزي سجده مي‌كردند؟

عالم سني: بر زميني كه از خاك، فرش شده بود، سجده مي‌كردند.

محمد مرعي: بعد از رحلت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مسلمانان در عصر خلافت ابوبكر و عمر و عثمان بر چه سجده مي‌كردند؟ آيا مسجد فرش داشت؟

عالم سني: نه فرش نداشت. آنها نيز بر خاك زمين مسجد سجده مي‌كردند.

محمد مرعي: بنابراين اعتراف كردي، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در همة نمازهاي خود بر زمين خاكي سجده كرد و هم چنين مسلمانان در عصر او و در عصر بعد از او تا مدت‌ها بر روي خاك سجده مي‌كردند.

بنابراين بايد گفت قطعاً سجده بر خاك صحيح است.

عالم سني: آري، ولي اشكال من اين است كه شيعيان، تنها بر خاك سجده مي‌كنند.‌‌ آن هم خاكي كه از زميني گرفته و به صورت مهر درآورده و آن را در جيب خود مي‌نهند و با خود حمل مي‌كنند و در زمين ديگر مي‌نهند و بر آن سجده مي‌نمايند.

محمد مرعي: اولاً، به عقيده شيعه، بر هر چيزي كه زمين گفته شود جايز است، خواهد سنگ باشد و خواه خاك.

ثانياً، نظر به اين كه شرط است محل سجده پاك باشد. پس سجده بر زمين نجس يا خاكِ آلوده به نجاست جايز نيست، از اين رو ما شيعيان، قطعه‌اي از گل خشكيده (به نام مهر) را كه از خاك پاك تهيه شده، با خود حمل مي‌كنيم؛ تا در نماز بر خاكي كه مطمئناً پاك و تميز است سجده كرده باشيم. و اِلّا مُهر، موضوعيتي ندارد.

عالم سني: اگر منظور شيعه، سجده بر خاك پاك خالص است، چرا مقداري از خاك را حمل نمي‌كنند، بلكه «مهر» را حمل مي‌كنند!!

محمد مرعي: نظر به اين كه حمل خاك موجب خاك آلودگي لباس مي‌شود و حمل آن مشكل است، از اين رو شيعيان همان خاك را با آب مي‌آميزند و گل مي‌كنند و سپس همان گل را در قالب زيبايي خشك مي‌كنند تا حمل آن آسان و از خاك آلودگي لباس جلوگيري شود.

عالم سني: چرا شما به غير خاك مانند حصير، قالي‌ و زيلو و… سجده نمي‌كنيد؟

محمد مرعي: غرض از سجده، نهايت خضوع در برابر خداوند است وسجده بر خاك (چه خشكيده و به صورت مهر و چه نرم) بيشترين دلالت را بر خضوع و خشوع در برابر خدا دارد؛ زيرا خاك در نزد مردم ناچيزترين اشياء است و ما بالاترين عضو بدن خود (يعني پيشاني) را بر پست ترين چيز (خاك) در حال سجده مي‌نهيم، تا با خضوع بيشتري خدا را عبادت كرده باشيم. بنابراين سجده بر خاك يا مهر، بهتر است از سجده بر اشيايي مثل قالي ابريشمي يا طلا و يا نقره و چه بسا سجده بر اشياء ياد شده هيچ گونه دلالتي بر خضوع وكوچكي بنده در برابر خدا نداشته باشد. اكنون به من بگو آيا كسي كه بر خاك خشكيده (مهر) سجده مي‌كند تا تواضع و خضوعش در پيشگاه خدا رساتر باشد مشرك و كافر است؟ ولي سجده بر قالي و سنگ مرمر و … تواضع و تقرب به سوي خداست!!

عالم سني: پس اين كلمات نوشته شده بر روي مهرها چيست؟

محمد مرعي: اولاً همة تربت‌ها داراي نوشته نيست. بلكه اكثرا بدون نوشته و ساده است.

ثانياً: اگر هم بر روي مهر كلماتي نوشته شده، اشاره به عظمت خدا و يا ذكري از اذكار دارد و يا نوشته شده كه اين خاك مربوط به كربلاي معلي است، تو را به خدا سوگند آيا اين نوشته‌ها موجب كفر است؟ و آيا اين نوشته‌ها، تربت را از خاك بودن خارج مي‌سازد؟

عالم سني: نه، ولي يك سؤال ديگر دارم. به من بگو در تربت زمين كربلا چه خصوصيتي وجود دارد كه بسياري از شيعيان مقيّدند تا بر تربت حسيني سجده كنند؟

محمد مرعي: راز اين مطلب در رواياتي كه از اهل بيت ـ عليهم السلام ـ نقل شده نهفته است.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرموده‌اند:

«السُّجودُ عَلي تُربَةِ الحُسَينِ يَخْرِقُ الحُجَبِ السَّبْعِ»؛[1] (سجده بر تربت حسين ـ عليه السلام ـ حجاب‌هاي هفتگانه را مي‌شكافد). كنايه از اين كه به قبولي بسيار نزديك است.

نيز روايت شده كه: آن حضرت فقط بر تربت حسين ـ عليه السلام ـ سجده مي‌كرد، به خاطر تذلّل و كوچكي در برابر خداي بزرگ.[2]

بنابراين تربت حسين ـ عليه السلام ـ داراي يك نوع برتري است كه در تربت‌هاي ديگر، آن برتري وجود ندارد.

عالم سني: آيا نماز بر تربت حسين ـ عليه السلام ـ موجب قبولي نماز است، هر چند باطل باشد؟

محمد مرعي: شيعه معتقد است نمازي كه فاقد يكي از شرائط صحت نماز باشد، باطل است، ولي اگر نمازي داراي همة شرايط صحت باشد و در سجده‌اش بر تربت حسين ـ عليه السلام ـ سجده گردد، قبول مي‌شود و موجب ثواب بيشتري ‌خواهد شد.

عالم سني: آيا زمين كربلا از همة زمين‌ها، حتي از زمين مكه و مدينه برتر است، تا گفته شود كه نماز بر تربت حسين ـ عليه السلام ـ از نماز بر همة تربت‌ها برتر است؟!

محمد مرعي: چه مانعي دارد كه خداوند چنين خصوصيتي را در زمين كربلا قرار داده باشد؟

عالم سني: زمين مكه، كه همواره از زمان آدم ـ عليه السلام ـ تاكنون جايگاه كعبه است و زمين مدينه كه جسد مطهر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را در برگرفته است، آيا مقامي كمتر از مقام زمين كربلا دارند؟ عجيب است كه حسين ـ عليه السلام ـ بهتر از جدش محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ باشد!!

محمد مرعي: نه، اشتباه نكن. حسين ـ عليه السلام ـ برتر از جدّش نيست. بلكه عظمت و شرافت او به خاطر عظمت مقام و شرافت جدش رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ است ولي راز اين كه خاك كربلا برتري يافته است اين است كه امام حسين ـ عليه السلام ـ در آن سرزمين در راه حفظ دين جدش از جان خود و فرزندان و يارانش گذشت و به تمام مصائب تن در داد و خداوند متعال به خاطر آن، سه ويژگي را به امام حسين ـ عليه السلام ـ داد:

1. دعا در زير قُبّة شريفش به استجابت مي‌رسد.

2. امامان، از نسل او هستند.

3. در تربت، او شفا است.

آيا اعطاي چنين خصوصيتي به تربت حسين ـ عليه السلام ـ اشكالي دارد؟ و آيا معناي اين كه مي‌گوييم زمين كربلا از زمين مدينه برتر است اين است كه امام حسين ـ عليه السلام ـ از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ برتر است تا شما به ما اشكال كنيد؟ بلكه مطلب برعكس است يعني احترام به تربت حسين ـ عليه السلام ـ احترام به حسين ـ عليه السلام ـ است و احترام به حسين ـ عليه السلام ـ احترام به رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ است و احترام به رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ احترام به خداست.

محمد مرعي مي‌گويد: وقتي سخنان من به اين جا رسيد يكي از حاضرين كه قانع شده بود، در حالي كه شادمان بود برخاست و بسيار سخن مرا ستود و از من تمجيد كرد و گفت: من از اين پس مهري از تربت كربلا را با خود همراه مي‌كنم تا بر آن نماز بخوانم.[3]

——————————————————————————–

[1] . بحار الانوار، ج 8، ص 153.

[2] . همان، ص 158؛ ارشاد القلوب، ص 141.

[3] . «لماذا اخترتُ مذهب التّشع»، محمد مرعي انطاكي، ص 341.

به کوشش مهتاب ابیان

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 669
  • 670
  • 671
  • ...
  • 672
  • ...
  • 673
  • 674
  • 675
  • ...
  • 676
  • ...
  • 677
  • 678
  • 679
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس