مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

مرحله مدرسه ای جشنواره قرآنی مدارس علمیه خواهران مدیریت استان تهران و البرز برگزار شد.

05 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر

مرحله مدرسه ای جشنواره قرآنی مدارس علمیه خواهران مدیریت استان تهران و البرز برگزار شد.

معاونت فرهنگی مدرسه علمیه الزهرا(س) کوی نصر تهران گفت: مرحله مدرسه ای جشنواره قرآنی طلاب مدارس علمیه خواهران مدیریت استان تهران و البرز درتهران برگزار شد.

فاطمه احمدیان، معاونت فرهنگی مدرسه علمیه الزهرا(س) کوی نصر تهران گفت: جشنواره قرآنی طلاب مدارس علمیه خواهران مدیریت استان تهران و البرز درتهران به میزبانی این مدرسه برگزار شد.

وی افزود: در این جشنواره 158 طلبه خواهر پایه های اول و دوم از 23 مدرسه علمیه به رقابت می پردازند.

احمدیان گفت: 2 نفر از طلاب مدرسه علمیه الزهرا (س) نیز از شرکت کنندگان در مسابقه می باشند.

وی در ادامه افزود:6 داور در 3 گروه داوری از ساعت8 صبح الی 17 عصر به ارزیابی طلاب می پردازند.

گفتنی است جشنواره روز دوشنبه پنجم دی در مدرسه علمیه الزهرا(س) کوی نصر تهران واقع در واقع در کوی نصر تهران، نبش خیابان فاضل شرقی،پلاک19  در حال برگزار می باشد. 

 مریم صداقتی( رابط خبری مدرسه)

 نظر دهید »

لذت کشف یک کتاب !

05 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر

یکبار جایی نوشته بودم : ” یکی از تاسف برانگیزترین موقعیت ها این است که به خاطرعدم آشنایی با کتابهای خوب ، همین طور الکی و بدون شناخت قبلی کتابی را از کتابفروشی بخرید . “

این عقیده مدت ها با من بود . یک دفترچه ی مخصوص دارم که از هرجایی که گیربیاورم اسامی کتاب های مفید را می نویسم و اغلب کتابفروشی رفتن های من خلاصه می شود به اینکه یک لیست ده تا بیست تایی کتاب را بگیرم دستم و یکی یکی از فروشنده سوال کنم .

اما یک چیز دیگر هم هست که البته باید اول به یک ثبات در خواندن برسی و بعد  شروعش کنی . یکی از لذت های عمیق زندگی این است  که  یکبار بدون هیچ اسم کتاب قبلی بروی نمایشگاه کتاب یا نصف روزت را بگذاری برای سرزدن به چندکتاب فروشی معروف و بزرگ شهرتان . بعد سر فرصت و حوصله بین قفسه ها راه بروی و یکی یکی کتاب ها را نگاه کنی . روی جلد ، پشت جلد . مقدمه را بخوانی ، صفحات میانی را نگاه کنی  ، روی طراحی جلد دقیق شوی ، در پستوهای ذهنت دنبال اسم نویسنده بگردی ، مترجم ، ناشر … آخرش هم کلی با خودت کلنجار بروی که این کتاب را بخرم یا نه ؟

و همین طور کتاب های بعدی … وقتی به پیشخوان کتابفروشی می رسی دستت پر باشد از ده پانزده کتابی که تا به حال نه اسمشان را جایی شنیده بودی نه سابقه ی آشنایی داشتی .

دیگر همین مانده که برسی خانه و یکی یکی کتاب ها را شروع کنی . احتمالا از خواندن بیشترشان چهره ات جور خاصی درهم می رود که مثلا ارزش خریدن نداشت ، بی محتوا بود… حتی اگر این قضیه چندبار تکرار شود حسابی هم از دست خودت و کسی که این برنامه را پیشنهاد داده عصبانی شوی که این بدون شناخت کتاب خریدن دیگر چه صیغه ای بود و همه ی پول هایم را ریختم سطل زباله و …

اما صبر کن ! کافیست آن وسط برسی به یک کتاب خوب . یک کتاب که دوستش داشته باشی ، از خواندنش لذت ببری ، با صفحاتش ، با افکار نویسنده اش احساس آشنایی کنی … یک کتاب از آن ها که بعدش بگویی چه خوب شد خواندمش !

آن وقت تمام ناراحتی کتاب های به درد نخور قبلی از ذهنت پاک می شود . احساس یک کشف شیرین به تو دست می دهد . این کتاب را هیچ کس به تو معرفی نکرده بود ، تعریفش را در هیچ وبلاگ و نشریه ای یا از زبان هیچ دوستی نشنیده بودی …

اما حالا تو می توانی شروع کننده ی این راه باشی و کتاب را به خیلی ها و خیلی جاها معرفی کنی و ته دلت غنج برود که من کشفش کردم !

حتی مهم نیست اگر بعدا معرفی اش را خیلی جاها ببینی و از زبان خیلی ها بشنوی(که درباره ی کتابهای خوب اغلب این اتفاق می افتد) مهم این است که تو از از روی دست آنها ننوشته ای ، خودت به جواب مسئله رسیده ای ، خودت کشفش کرده ای . و اینکه بقیه ی جاها هم از کتاب تو (!) تعریف کنند عیبی که ندارد هیچ خوشحال ترت هم می کند …

کشف یک کتاب هرچند زمان ببرد و به این آسانی ها نباشد اما لذتی دارد که می ارزد هرچند وقت یکبار بدون هیچ لیست و اسم مشخصی سری به کتابفروشی ها بزنی و در ذهنت بگویی : آمده ام برای کشف یک کتاب خوب !

صاد

 1 نظر

قرآن سبز

05 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر

جلد قرآن‌سبز بود. وقتي‌مهدي‌قرآن‌را گرفت‌، رو به ‌همه‌ فرياد زد:

ــ ديديد گفتم‌سبز، مال‌ِ منه‌، اين‌يعني ‌انتخاب‌…

منطقه عملياتي‌ منتظر بچه‌ ها بود. و بچه ‌ها از زير قرآن‌ رد مي‌شدند و قرآن ‌را براي ‌همراهي‌ مي‌گرفتند. مهدي ‌وقتي ‌قرآن‌ِ با جلد سبز را گرفت‌، دوباره ‌برگشت ‌و آخر صف ‌ايستاد. بچه ‌ها اعتراض ‌كردند:

ــ تو كه ‌قرآن ‌گرفتي‌.

ــ اونايي ‌كه ‌انتخاب ‌مي‌شَن‌ بايد دو تا قرآن ‌بگيرند.

اين ‌را با خنده‌ گفت‌. درون‌صف‌ با بچه ‌ها شوخي‌ مي‌كرد. دوباره ‌قرآن‌گرفت‌. جلو رفتم‌ پيشاني‌بندي ‌به ‌دست ‌گرفته ‌بود و قرآن‌ ها را به ‌بازو مي‌بست‌.

ــ اين ‌ديگه ‌چه‌ رسميه‌؟

وقتي ‌مطمئن ‌شد كه‌ قرآن ‌ها محكم‌ بسته‌ شده‌اند، رو به ‌من ‌كرد و گفت‌:

ــ تير هيچ‌وقت‌ به ‌قرآن‌ نمي ‌خوره‌، پس‌ دست ‌هاي ‌من ‌قطع ‌نخواهند شد، تير كه ‌آمد، مطمئناً به ‌قلبم ‌خواهد نشست‌. مي‌خواهم‌ توي ‌اون ‌لحظات ‌آخر، با اين ‌دست‌ ها، قلبم ‌رو لمس‌ كنم‌.

چهره‌اش ‌حاكي ‌از حالات ‌دروني ‌خاصي‌ بود، كه ‌نصيب ‌هركس ‌نمي ‌شد. نور مي ‌باريد از چهره‌اش‌. دوباره‌ خنده ‌اي ‌كرد و زد به ‌پشت ‌من‌. بچه ‌ها گوشه ‌و كنار نشسته ‌بودند و وصيت ‌مي‌نوشتند. و او اين‌كار را چند روز قبل ‌انجام ‌داده ‌بود. در حالي ‌كه ‌بچه ‌ها را يك ‌به ‌يك ‌زيرنظر گرفته ‌بود، لُپ‌ من ‌را گرفت ‌و گفت‌:

ــ وقتي ‌گلوله ‌به ‌قلبت ‌بنشينه‌، پرپر شدنت ‌زيباتر مي‌شه‌. اينو ديشب‌ ديدم‌….

و حرفش‌را نا تمام ‌رها كرد و كوله‌ پشتي‌ اش‌ را برداشت‌:

- مهدي ديشب چه ديدي ؟

مثل ‌اينكه ‌رازي ‌را ناخواسته ‌فاش ‌كرده ‌باشد، پشيمان‌ بود. مي‌خواست‌ فكر مرا از آن ‌حرف ‌دور كند، دوباره ‌پرسيدم‌:

ــ مهدي‌، ديشب ‌چه ‌خواب ‌ديدي‌؟

ــ هيچي ‌بابا، شتر ديدي‌، نديدي‌…

و با سرعت ‌از من‌دور شد. وِل ‌كن‌ِ قضيه‌ نبودم‌. به ‌دنبالش‌ حركت ‌كردم‌. كنار نخلي ‌متوسط‌ او را به ‌دام ‌انداختم‌.

ــ تو ديگه ‌كي ‌هستي‌؟ اينقدر پيله ‌نكن‌.

ــ نگاه ‌كن‌، من‌ بايد بفهمم‌ كه‌…

ــ اي‌ بابا… باشه‌، ديشب‌ خواب ‌ديدم ‌كه‌، بنده ‌عاصي ‌گنهكاري‌ به ‌اسم ‌آقا مهدي‌، آماج ‌رگبار دشمن‌ قرار گرفته‌، همه‌ گلوله ‌ها به ‌يك ‌جا مي‌خوردند، اونم ‌قلب ‌آقا مهدي‌… حالا فهميدي‌؟

و ساكت ‌شد.

ــ خب‌، بقيه‌ش‌؟

ــ بقيه‌ش‌؟… هيچي‌، قطره‌خوني‌ هم ‌از قلب ‌اين‌ آقا مهدي ‌بادمجان‌ بَمي ‌روي ‌زمين‌ نريخت‌… حالا ديگه ‌فهميدي‌؟…

منتظر جواب‌ دادن ‌من ‌نشد، پريد ميان ‌بچه ‌ها….

و درست ‌روز بعد از عمليّات ‌بچّه ‌ها گفتند، او را در ميان ‌راه ‌ديده‌اند. نقش ‌بر زمين‌. در حالي‌ كه ‌با چشماني‌ باز قلبش‌ سوراخ ‌سوراخ ‌شده ‌بود…

(  نام شهيد :  مهدی عبدالله زاده   -   راوي :  همرزم شهید )

 1 نظر

کل یوم عاشورا/ به مناسبت پایان ماه محرم

04 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر

 

همه‌ی زمان‌ها عاشورا و همه‌ی مکان‌ها کربلاست و ما باید نقش حسینی خودمان را پشت سر اباعبدالله الحسین عليه‌السّلام ایفا کنیم. در همین زیارت عاشورا گفتیم ما دو بار از خدا می‌خواهیم: ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین.

هم در سجده می‌خواهیم، هم در حین زیارت که خدایا ما را در راه امام حسین عليه‌السّلام ثابت‌قدم بدار پس باید در عاشورای زمان و کربلای زمین خودمان پشت سر اباعبدالله الحسین عليه‌السّلام حرکت کنیم باید حسین عاشورای زمان و کربلای زمین خودمان باشیم.

هر کسی در زمین شخصی خودش در چنین موقعیتی قرار دارد و دیدید در صحنه‌ی روز عاشورا هم سه گروه بیشتر وجود نداشتند: یک گروه عمر سعد و لشکر عمر سعدند، اینها دنیاطلبند، اینها پلیدترین و جنایتکارترین بشر تاریخ خلقتند.

یک گروه هم اباعبدالله الحسین عليه‌السّلام و اصحاب بزرگوارشان هستند، اینها هم اولیاء الله‌اند. سمبل همه‌ی فضیلت‌ها و کرامت‌ها.

سوم کسانی که وقتی اباعبدالله الحسین عليه‌السّلام مکّه را ترک کرد، آنها مُحرم شدند و رفتند دور کعبه بگردند وقتی پیکر مطهّر اباعبدالله الحسین عليه‌السّلام در صحنه‌ی کربلا قطعه قطعه می‌شد، آنها مشغول ذکر و عبادت خودشان بودند، مشغول تقدّس و زهد جاهلانه‌ی خودشان بودند.

پس سه گروه در همین عاشورای زمان ما هم وجود دارد. یک راه، راه امام حسین است. با همه‌ی فضیلت‌ها، شجاعت‌ها، شهامت‌ها، ایثارها، صبرها و بزرگواری‌ها.

راه دوم، هم راه عمر سعد است با همه‌ی پستی‌ها. راه سوم هم راه آدم‌های بزدل است، راه آدم‌های جاهل است، آنهایی که کنج خلوت‌های خانقاه‌ها و محافل صوفیانه را انتخاب کردند برای اینکه از ایفای رسالت‌های الهی خودشان بگریزند. آنهايی كه نقش حسینی خودشان را ترک کردند و پناه بردند به کنج خانقاهی و مشغول سماع درویشی و لذت‌های نفسانی و شخصی خودشان هستند. پس ما باید خوب دقّت کنیم.

نه راه دنیاطلبان را باید برویم، نه راه کسانی که به ظاهر دنیا گریزند امّا فی الواقع آنها از حسین گریخته‌اند، به خلوت خانقاه و جلسات و محافل عارفانه و صوفیانه‌ی منحرف خوشان پناه بردند. در صحنه‌ی عاشورا امام حسین عليه‌السّلام مگر غیر از این است که هفتاد دو یار دارد، هرکدام ما در صحنه‌ی جهاد باطنی خودمان، چون یک جهاد اصغر داریم، جهاد بیرونی است. یک جهاد اکبر داریم، جهاد درونی و باطنی است، یک جهاد اعظم هم داریم. این جهاد اصغر و جهاد اکبر را همه می‌دانند، جهاد اصغر، جنگ با دشمنان خداست در بیرون، جهاد اکبر جنگ با جنود شیطان است در درون، با جنود جهل است در درون. در این جهاد و نهضت حسینی که هر کسی باید در درون خودش برپا کند، آن هفتاد دو لشکر چه کسانی هستند؟

آنها هفتاد و دو خصلت شایسته‌ای است که یک مؤمن دارد، در حدیث جنود عقل و جهل در کافی امام صادق عليه‌السّلام فرمود: عقل هفتاد و دو لشکر دارد، جهل هم هفتاد و دو لشکر دارد. اینها در وجود انسان با هم می‌جنگند. در واقع این هفتاد دو تن یاران مؤمن در صحنه‌ی جهاد اکبر همان خصلت‌های نیکوی او هستند که آنها را یکی یکی به میدان می‌فرستد و در جهاد اکبر حرکت حسینی خودش را با این یاران، یعنی با این خصائل نیکویی که در باطنش دارد، ایفا می‌کند.

یکی یکی اینها را خرج می‌کند و به میدان می‌فرستد و آنها را در راه خدا خرج می‌کند.

ان‌شاءالله خدا توفیق بدهد که برای این جهاد اکبر و جهاد درونی هم ما لشکریان خودمان را تجهیز کنیم یعنی آن خصائل نیکو را و آن هفتاد و دو لشکر عقل را در خودمان جمع کنیم تا بتوانیم نقش شایسته‌ی خودمان را ایفا کنیم.*

 

* بخشی از سخنرانی استاد مهدی طيّب در جلسه‌ی اهل ولاء
به کوشش مهتاب ابیان

 نظر دهید »

پسرش که شهید شد....

04 دی 1390 توسط الزهرا (س) نصر


پسرش که شهيدشد دلش سوخت . آخه يادش رفته بود برا سيلي که تو بچگي بهش زده بود عذرخواهي کنه .
باخودش گفت : جنازه ش رو که آوردن صورتشو مي بوسم .
آوردنش ….. ولي سر نداشت ….

 

ز.س حسام

 2 نظر
  • 1
  • ...
  • 657
  • 658
  • 659
  • ...
  • 660
  • ...
  • 661
  • 662
  • 663
  • ...
  • 664
  • ...
  • 665
  • 666
  • 667
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس