مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

اسم اعظم چيست؟

08 بهمن 1390 توسط الزهرا (س) نصر

اين مقاله با اين سؤال که اسم اعظم چيست؟ آغاز شده است.
آراء و نظريات درباره‌ی اسم اعظم، مختلف است که عمدتاً بر دو قسم تقسيم می‌شود:
الف- قول شايع اين است که اسم اعظم، اسمي است لفظي از اسماء خدا.
ب- عده اي قائلند اسماء لفظي، اسماء اسماء هستند و عمده خود اسمايند، و پيامبر اسلام (ص)، اعظم اسماء الهي است. اين، قول محققان است مانند امام خميني، علامه طباطبائي، علامه حسن زاده آملي و …
هر يک از اسماء الهي، مربوط است به وصول به حقيقت آن اسماء، و اين امر فقط با تهذيب نفس به دست می‌آید.
احاديثي از اصول کافي، التوحيد و مصباح الشريعه مورد توجه قرار گرفته، هم چنين دعاها مانند دعاي سِمات نيز مورد نظر بوده است؛ و مختار مؤلف اين مقاله، قول محققين است.
اشعاري هم از مولوي و حافظ در اين مقاله آمده است.
واژگان کليدي: اسماء حسني، اسم اعظم، دعاي سمات، وجود کتبي، لفظي، ذهني و خارجي، جلال الدين مولوي، حافظ.

مقدمه
 

بحث در باب اسم، يکي از مسائل بسيار مهم در حوزه‌ی عرفان می‌باشد که عرفان هر کدام، ديدگاه خاصي درباره‌ی آن ارائه داده‌اند و به جهت اهميت آن، سعي کرده‌ایم که افق روشني از ديدگاه هاي مختلف در باب اسم اعظم به دست دهيم.
اسم اعظم از بحث‌های پيچيده و بسيار گسترده اديان اسلامي است، و آراء و نظريات درباره‌ی آن متفاوت است که به دو نظريه مهم اشاره می‌شود.
1- بعضي از محققان قائلند که اسم اعظم، اسمي معلوم و معين نيست بلکه هر اسمي که انسان در حال استغراق در معرفت به خداوند و انقطاع کامل از غير خدا، پروردگارش را بدان بخواند، همان اسم اعظم است.
اسم اعظم داراي سه درجه است:
الف لفظ اسم اعظم
ب مفهوم و معناي آن
ج حقيقت
حقيقت اسم اعظم با برهان عقلي تأييد می‌شود؛ زيرا عليت و معلوليت از شئون وجود است و قانون عليت، حاکم بر همه‌ی جهان است، اسم لفظي اسم اعظم از کيفيات مسموعه و از مقولات عرضي است و مفهوم و معناي اسم اعظم، صورت ذهني است و از کيفيات نفسانيه و از عرضيات است و ممکن نيست که صوت يا صورت ذهني که از اَعراض و معلول انسان هستند بر هر امر ممکني قاهر و غالب شوند؛ مثلاً آصف بن برخيا وزير حضرت سليمان، تخت بلقيس را از يمن به شام با کمک اسم اعظم در کمتر از چشم بر هم زدني انتقال داد و طبق بعضي از تفسیرها «عِلمٌ مِنَ الکتاب»، که در قرآن کريم است (نمل) 27 آیه‌ی 40، همان اسم اعظم است.
2- برخي گويند اسم اعظم، اسمي معيّن است؛ مثلاً عده اي قائلند که اسم اعظم همان «هو» است.

اسم اعظم چيست؟
 

بحث درباره اسم اعظم در آثار متفکران اسلامي مانند عرفا، فلاسفه، مفسران و محدثان مطرح شده است.
آراء و نظريات درباره اسم اعظم، مختلف است:
الف- قول شايع اين است که اسم اعظم، اسمي است لفظي از اسماء خداوند و هر کس بدان دست يابد و با آن خداوند را بخواند، دعايش مستجاب می‌شود و چون در بين اسماء حسناي خداوند چنين اسمي که آن چنان اثري را داشته باشد دست نيافتند، لذا معتقد شدند اسم اعظم، مرکب از حروفي است که هر کس به آن حروف علم داشته باشد دعايش مستجاب و همه اشياء در برابر او خاضع می‌گردند.
عده اي می‌گویند که اسم اعظم در حروف مقطعه اي که در اوايل برخي از سوره هاي قرآن کريم آمده، مستور است و براي اين مدعا، روايت می‌کنند که هرگاه براي اميرالمؤمنين (ع) دشواري روي می‌داد آن بزرگوار دعا می‌نمود و عرض می‌کرد: يا کهيعص، يا حمعسق.
عده اي نيز می‌گویند: اسم اعظم «هُوَ» است و تعبير کامل آن، «يا هو يا من لا هو الا هو» است.
شيخ صدوق در کتاب «التوحيد» از امام محمد باقر (ع) روايت می‌کند که اميرالمؤمنين (ع) فرمودند:
رأيت الخضر (ع) في المنام… (شيخ صدوق، 1357، ص 89) يعني يک شب قبل از جنگ بدر، حضرت خضر (ع) را در خواب ديدم و از او خواستم چيزي به من تعليم دهد که به سبب آن بر دشمنان پيروز شوم، فرمودند: «قل: يا هو يا من هو الا هو». چون صبح شد، خوابم را براي پيامبر (ص) حکايت کردم. پس به من فرمودند: يا علي، اسم اعظم را آموختي.
گروهي می‌گویند: اعظم الاسماء همانا لفظ مبارک جلاله «الله» است (محمد گيلاني، 1372، ص 21-20)
ب- عده اي قائلند که اسماء لفظي، اسماء اسماء و اظلال آنهايند و عمده خود اسمايند که حقايق نوريه و اعيان کونيّه اند و به اين ظلّ و ذي ظلّ اشاره کرده‌اند که للحروف صُوَرٌ في عوالم‌ها، چنان که شيخ محي الدين عربي می‌گوید: اِعلَم، الاسم الاعظم من عالم الحقايق و المعاني حقيقهً و معنيً و من عالم الصور و الالفاظ صورهً و لفظاً. (1) الوهيت چون ظلّ حضرت ذات است و امهات اسماء الوهيت که حيّ و عالم و مريد و قادرند به منزله اظلال اسماء ذاتند، پس اعظم اسماء حقيقت الوهيت، اسم الله است و اسم اعظم در مرتبه افعال، اسم قادر و قدير است، و اعظميت اسماء را مرتبه ديگري نيز هست که اختصاص به تعريف دارد. پس هر اسمي که در تعريف خداوند، اتمّ از ديگري است اعظم از آن است، خواه تعريف در مرتبه لفظ باشد و خواه در مرتبه خارج از آن که عين خارجي خواهد بود و بدين سان اسم اعظم اختصاص به انسان کامل دارد که من رآئي فقد رأي الله. (2) پس وجود حضرت خاتم، اعظم اسماء الهي است و انسان هر قدر به آن حضرت تقرب عيني پيدا کند و نه تقريب أيني [مکاني]، به اسم اعظم خداوند نزديک شده است و چون قرآن، صورت کتيبه حضرت خاتم است، اين اسم کتبي نيز اسم اعظم است. (حسن زاده آملي، 1372، ص 241-239)
امام خميني درباره‌ی اسم اعظم می‌فرمایند: اسم اعظم عبارت از آن اسمي است و آن علامتي است به طوري که واجد همه کمالات خداوند است به طور ناقص يعني نقص امکاني و واجد همه کمالات الهي است نسبت به ساير موجودات به طور کمال. (امام خميني، 1372، ص 61).
هم چنين معظم له در کتاب شرح دعاي سحر در ذيل فقره‌ی «اللهمانی اسئلک من اسمائک باکبرها و کلّ اسمائک کبيره اللهمانی أسئلک باسمائک کل‌ها» می‌فرمایند: خداوند داراي اسم اعظمي است که هرگاه به آن اسم خوانده شود اگر بر درهاي بسته‌ی آسمان خوانده شود، آن درهاي بسته‌ی رحمت گشوده می‌شود، و اين اسم اعظم به حسب مقام الوهيت داراي يک حقيقتي و به حسب مقام مألوهيت (3) داراي حقيقتي و به حسب لفظ و عبارت داراي حقيقتي ديگر است. اما اسم اعظم به حسب حقيقت غيبيه را جز خداوند هيچ کس نمی‌داند، چنان که امام محمد باقر (ع) می‌فرمایند: انّ اسم الله الاعظم علي ثلاثه و سبعين حرفاً… (کليني، بي تا، ج 1، ص 334) يعني اسم اعظم خدا، هفتاد و سه حرف است و تنها يک حرف آن نزد آصف بود، آصف بن برخيا آن يک حرف را گفت و زمين ميان او و تخت بلقيس در هم نورديد تا او تخت را به دست گرفت، سپس زمين به حالت اول بازگشت، و اين عمل در کمتر از يک چشم به هم زدن انجام شد و ما هفتادو دو حرف از اسم اعظم را داريم و يک حرف هم نزد خداست که آن را در علم غيب براي خود مخصوص ساخته است.
اسم اعظم به حسب مقام الوهيت و واحديت، اسمي است که جامع جميع اسماء الهيه است، و اسم اعظم به حسب حقيقت عينيه همان انسان کامل است که خلیفه‌ی خداوند در تمام عوالم است و آن حقيقت محمديه است، و حقيقت اسم اعظم به حسب لفظ و عبارت را فقط اولياي مرضيين و علماي راسخين می‌دانند و از ساير مخلوقات پنهان است. (امام خميني، 1374، ص 89-73).
علامه طباطبائي در دو جا درباره‌ی اسم اعظم الهي بحث کرده‌اند: يکي در تفسير «الميزان» ذيل آيه 180 از سوره‌ی اعراف که خداوند می‌فرماید: «ولله الاسماء الحسني فادعوه بها» و ديگري در «الرسائل التوحيديه» در رساله الاسماء.
الف- علامه طباطبائي در تفسير الميزان می‌فرمایند: ميان صفت و اسم فرقي نيست مگر اين که صفت دلالت می‌کند که ذات، متصّف به آن است و اسم دلالت می‌کند بر ذات در حالي که متصّف به صفت است؛ مثلا حيات و علم، صفت هستند و حيّ و عالم، اسمند، و چون الفاظ شأني جز دلالت کردن بر معنا ندارند، بنابراين حقيقت اسم و صفت، آن چيزي است که لفظ و اسم، کاشف از آن هستند، لذا حقيقت حيات، صفت الهي، و حقيقت ذاتي که حيات عين اوست، اسم الهي است. وسیله‌ی ارتباط موجودات با ذات خداوند همان صفات الهي است. صفات خداوند واسطه‌ی بين ذات او و مصنوعات اوست. پس علم، قدرت، رزق و نعمتي که در اين عالم است از خداوند نشأت گرفته به دليل اين که او متصّف به علم و قدرت، رازقيت و منعميت است. جهل ما به وسيله علم او و عجز ما به وسيله قدرت او، ذلت ما به وسيله عزت او و گناهان ما به وسيله عفو و مغفرت او برطرف می‌شود. خداوند به قهر خود ما را مقهور خود ساخته و به نامحدودي خود ما را محدود کرده، و به بي نهايتي خود براي ما نهايت قرار داده است.
بنابراين کسي که از خداوند، غنا و توانگري را می‌خواهد نمی‌گوید: اي خداي مذلّ مرا بي نياز کن، بلکه او را به اسماء غني، عزيز و قادر می‌خواند و اين مطلب را ما از خود قرآن می‌آموزیم. قرآن همواره آيات را به آن اسمي از اسماء الهي ختم می‌کند که مناسب با مضمون آن آيه است و حقايق را با ذکر يک اسم يا دو اسم برحسب اقتضاي مورد، تعليل می‌کند.
بزرگ‌ترین اسماء الهي که به تنهايي حقايق اسماء را شامل است و کليه حقايق در تحت آن قرار دارند اسم اعظم می‌گویند. اسم هر قدر عام‌تر باشد، آثارش در عالم، وسیع‌تر و برکات نازله از آن، بزرگ‌تر و تام‌تر است، زيرا همه آثار از اسماء است و اسم اعظم آن اسمي است که تمامي آثار منتهي به آن می‌شود و هر امري در مقابلش، خاضع است.
اسماء الهي خصوصاً اسم اعظم، گرچه در عالم مؤثرند ولي تأثيرشان به سبب حقایقشان است نه به خاطر الفاظ و معاني و مفاهيم آن‌ها. بنابراين لفظ اسم يا مفهوم اسم داراي تأثير نيست و تأثير از آن حقيقت اسم است. (علامه طباطبائي، 1363، ص 6-352)
منطق دانان می‌گویند براي هر شيء چهار نوع وجود است:
1- وجود کتبي؛
2- وجود لفظي؛
3- وجود ذهني يا مفهومي يا معنايي؛
4- وجود عيني يا خارجي يا مصداقي يا حقيقتي يا واقعيتي.
پس وجود لفظي و وجود ذهني يا مفهومي اسم اعظم در عالم مؤثر نيستند بلکه تأثير اسم اعظم در عالم به سبب وجود خارجي يا مصداقي است.
ب- علامه طباطبائي در «رساله الاسماء» می‌فرمایند: اگر انسان در روايات و ادعيه تأمل کند و آثاري که براي اسم اعظم در آن روايات بيان گشته است مورد دقت قرار دهد می‌فهمد اسمي که داراي تأثيراتي از قبيل ايجاد، رزق، احياء، اماته، نشر و حشر است، نمی‌تواند اسم لفظي باشد بلکه آن اسم خارجي عيني حقيقي است که همان ذات الهي متصّف به صفتي است. (همان، ص 59)
بنابراين هيچ يک از اسماء الهي در اعظم بودن، متعيّن نيست، بلکه هر اسمي از اسماء الهي که در ارتباط با حاجت عبد است، مورد التجاء قرار گيرد و حاجتمند به آن اسم، انقطاع کامل پيدا کند همان اسم به تناسب حال و حاجتش، اسم اعظم است.
روايت می‌کنند: شخصي از امام جعفر صادق (ع) پرسيد که اسم اعظم را به او بياموزد، امام (ع) به او فرمود: برخيز و داخل اين حوض بشو و غسل کن تا اسم اعظم را به تو بياموزم، پس آن شخص امتثال کرد و وارد حوض گرديد و غسل به جا آورد و چون خواست از آب به درآيد، امام (ع) به اصحاب فرمود که مانع خروج وي از آب شوند، و آن بيچاره هرگاه اراده می‌کرد که از جانبي خارج شود اصحاب او را منع می‌کردند و به آب پرتابش می‌نمودند، و هرچه تضرع و استغاثه کرد به وي رحم کنند سودي نداشت و مطمئن شد که آنها می‌خواهند او را به اين وسيله هلاک کنند، و چون از اسباب طبيعي نوميد شد و حال اضطرار در او پديد آمد بالطبع به سوي حضرت مجيب المضطرين منقطع گرديد و تضرع و لابه به درگاه او برد، و آن‌ها چون زاري و ابتهال او را به سوي حق تعالي استماع کردند، او را از آب بيرون آوردند و بر اندامش لباس پوشاندند و مهلتش دادند تا به حال عادي برگشت، آن گاه به امام صادق (ع) عرض کرد حالا به من اسم اعظم بياموز امام به او فرمودند: اسم اعظم را آموختي و خداي تعالي را بدان خواندي که اجابتت فرمود و از آن نجاتت داد، عرض کرد: چطور!؟ امام (ع) فرمودند: هر اسمي از اسماء خداي تعالي در نهايت عظمت است، انسان وقتي اسم اعظم خدا را ذکر می‌کند و قلب او به غير خدا تعلق دارد از نام خدا بهره اي نمی‌برد و هنگامي که خدا را نام می‌برد و از غير خدا منقطع است همان نام مذکور اسم اعظم است، و تو چون مطمئن شدي که ما تو را خواهيم کشت در قلب تو جز اعتماد بر فضل خداوند چيزي نبود، در اين حال هر اسمي را که در ارتباط با حاجت خود ذکر کردي همان اسم، اسم اعظم است.
اسماء حسناي الهي خصوصاً اسم اعظم در کون [وجود] مؤثرند ولي به نحو اعداد يعني خواندن اين اسماء مبارکه با انقطاع تامّ به مسماي آن‌ها، نفس خواننده را مستعد و قابل تامّ براي رسيدن به مطلوب خويش از فاعل تامّ می‌گرداند. (محمدي گيلاني، 1372، ص 22-21)
حفظ الفاظ و به خاطر سپردن چند اسم نمی‌تواند تأثير حقيقي داشته باشد، چه قدرت تأثير اسم اعظم و يا هر اسم از اسماء الله بستگي تام و تمامي به وصول به حقيقت آن اسم دارد آن هم نه وصول ذهني و علمي، بلکه وصول عيني. اين امر با تهذيب نفس و رياضت و مداومت بر ذکر خدا حاصل می‌شود که لازمه آن نيز سفر کردن از وجود موهوم و سراي خودبيني است.
در مصباح الشريعه - منسوب به امام صادق (ع) - آمده است که از پيامبر اکرم (ص) درباره اسم اعظم سؤال شد، پيامبر (ص) فرمودند:
«کل اسم من اسماء الله اعظم ففرِّغ قلبک عن کلّ ماسواه و ادعه تعالي بايّ اسم شئت فليس لله في الحقيقه اسم دون اسم بل هو الله الواحد القهار»
يعني هر اسمي از اسماء الهي، اعظم است، پس قلب خود را از غير خدا خالي کن و به هر اسمي می‌خواهی خدا را بخوان. (منسوب به امام جعفر صادق) ع، 1400، ص 133
پس از روايت فوق اين نتيجه بر می‌آید که همه اسماء الهي، اسم اعظم است.
در ابتداي دعاي سمات اين گونه آمده است: اللهمانی اسئلک باسمک العظيم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم الذي اذا دعيت به علي مغالق ابواب السماء للفتح بالرحمه انفتحت و اذا دعيت به علي مضائق ابواب الارض للفرج انفرجت و اذا دعيت به علي العسر لليسر تيسّرت… (قمي، 1381، ص 97) يعني خدايا من از تو می‌خواهم به حق اسم بس بزرگت، بس بزرگ‌تر، عزيزتر، برجسته تر، گرامی‌تری که چون خوانده شوي با آن براي باز شدن درهاي بسته‌ی آسمان به رحمت، باز شود، و چون خوانده شوي با آن براي گشايش تنگناهاي درهاي زمين، گشوده شود، و چون خوانده شوي با آن براي آساني سختی‌ها، آسان شود…
در توقيع شريف از ناحيه امام زمان (عجل الله في فرجه) که اعمال ماه رجب است، اين گونه آمده است:
و اَبرِر لنافيه القَسَمَ باسمک الاعظم الاعظم الاجلِّ الاکرم الذي و ضعته علي النهار فاضاء و علي اليل فاظلم (قمي، 1381، ص 188-187)
يعني سوگند ما را در ماه رجب به انجام رسان به حقّ نام اعظم و بزرگت که برتر و گرامی‌ترین نام‌ها آن نام که بر روز نهادي، پس روشن گشت و بر شب گذاردي، پس تاريک شد.
در اعمال روز مبعث اين گونه آمده است:
و باسمک الاعظم الاعظم الاعظم الاجلّ الاکرم الذي خلقته فاستقر في ظلّک (قمي، 1381، ص 212)
يعني و به حق نام بزرگ‌تر، بزرگ‌تر، بزرگ‌تر، برجسته تر، گرامی‌تر که آفريدي پس در سایه‌ات قرار گرفت.
جلال الدين مولوي در مثنوي می‌گوید:
گشت با عيسي يکي ابله رفيق
استخوان‌ها ديد در حفره‌ی عميق
يعني شخصي نادان با حضرت عيسي (ع)، همراه و رفيق شد، ناگهان آن نادان مقداري استخوان در يک گودال ديد.
گفت: اي همراه، آن نام سنّي
که بدان تو مرده را زنده کني
يعني حضرت عيسي (ع) گفت: اي همراه، آن اسم اعظم و عالي را که به وسيله آن، مردگان را زنده می‌کنی.
«سنّي» يعني بلند - رفيع عالي - اعظم (مولوي، 1378، ص 181)
سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سليماني
چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم
يعني با داشتن خاتم لعل يعني لب معجزه گر او که اسم اعظم را نيز به همراه دارد، جاي آن هست که خود را سليمان بدانم؛ و با داشتن اسم اعظم ديگر باکي از ديو يا شيطان ندارم.
گويند سليمان (ع) خاتمي داشته است که بر آن اسم اعظم نقش بوده است؛ و به مدد اين نام معجزه‌آساي مشکل‌گشا خواسته‌هایش برآورده می‌شد و انس و جنّ و مرغ و ماهي مسخّر حکم او بوده‌اند؛ و مدت زماني کوتاه اين خاتم به دست ديو (و به تعبير حافظ اهرمن) می‌افتد که خود را سليمان فرا می‌نماید ولي سرانجام مشتش باز می‌شود و سليمان (ع) دوباره خاتم و فرمانروايي خود را باز می‌یابد. (خرمشاهي، 1373، ص 947-945)
برخي از اهل معرفت بر اين عقیده‌اند که وقتي انسان از ذات خود غيبت حاصل کند و در عظمت وحدانيت حق تبارک و تعالي فاني گردد، خدا را به هر اسمي که بخواند، همان اسم، اسم اعظم خواهد بود. کسي از بايزيد بسطامي اسم اعظم را جويا شد، او پاسخ گفت: اسم اعظم را حدّ و پاياني نيست ولي هنگامي که تو خانه‌ی دلت را براي وحدانيت حق از هرگونه غير پاک کني، با هر اسمي که حق را بخواني، همان اسم اعظم خواهد بود. (ابراهيمي ديناني، 1375، ص 59-58)
نتيجه‌گيري
اسم اعظم الهي در اسلام و عرفان اسلامي بسيار مهم است. راه رسيدن به اسم اعظم فقط و فقط با تزکيه نفس و دوام ياد خدا در قلب و عمل حاصل می‌شود. طريق رسيدن به اسم اعظم، فقط از طريق لفظي نيست بلکه اسم اعظم، سه درجه دارد: الفاظ اسم اعظم، معاني و مفاهيم آن و حقيقت آن، و عمده مطلب، حقيقت اسم اعظم است؛ يعني پيامبر اسلام (ص) و ائمه اطهار (س) و ديگر کمّلين. پس وجود لفظي و وجود ذهني اسم اعظم در جهان، مؤثر نيستند و تأثير اسم اعظم فقط به جهت وجود خارجي است.

پي نوشت ها :
 

*مدرس پرديس قم، دانشگاه تهران
تاريخ دريافت: 84/7/23 تاريخ پذيرش : 84/9/26
1. بدان اسم اعظم برحسب حقيقت و معنا از عالم حقايق و معاني است و برحسب لفظ و صورت از عالم صور و الفاظ است.
2. هر کس مرا ببيند، به درستي خدا را ديده است.
3. معبوديت.

منابع:
1. ابراهيمي ديناني، غلامحسين، اسماء و صفات حق، چاپ اول، تهران، انتشارات اهل قلم، 1375 ش.
2. امام جعفر صادق (ع)، مصباح الشريعه، چاپ اول، بيروت، منشورات مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، 1400 ق.
3. تاجديني، علي، مفتاح نور، چاپ اول، تهران، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي، 1370، ص 91-88.
4. جرجاني، سيد شريف، کتاب التعريفات، چاپ دوم، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ص 11-10.
5. حسن زاده آملي، حسن، انسان کامل از ديدگاه نهج البلاغه، تهران، بنياد نهج البلاغه، چاپ دوم، 1361 ش.
6. حسن زاده آملي، حسن، هزار و يک نکته، چاپ سوم، تهران، مرکز نشر فرهنگي رجاء، 1372 ش.
7. خرمشاهي، بهاء الدين، حافظ نامه، جلد دوم، چاپ ششم، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، 1373 ش.
8. خميني، روح الله، سرالصلوه، چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1369 ش.
9. خميني، روح الله، شرح چهل حديث، چاپ پنجم، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1373 ش.
10. خميني، روح الله، شرح دعاء السحر، چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1374 ش.
11. خميني، روح الله، مصباح الهدايه الي الخلافه و الولايه، چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1372 ش.
12. سجادي، سيد جعفر، فرهنگ اصطلاحات و تعبيرات عرفاني، چاپ چهارم، تهران، کتابخانه طهوري، 1378 ش.
13. صدوق، محمد بن علي، التوحيد، چاپ دوم، قم، مؤسسه النشرالاسلامي، 1357 ق.
14. طباطبائي، سيد محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، جلد هشتم، چاپ دوم، قم، مؤسسه النشرالاسلامي، 1363 ش.
15. طباطبائي، سيد محمد حسين، الرسائل التوحيديه، چاپ دوم، قم، مؤسسه نشر اسلامي، 1415 ق.
16. قمي، شيخ عباس، مفاتيح الجنان، چاپ اول، تهران، انتشارات علميه الاسلاميه، 1381 ش.
17. کاشاني، عبدالرزاق، اصطلاحات الصوفيه، چاپ دوم، قم، انتشارات بيدار، 1370 ش.
18. کليني، محمد بن يعقوب، اصول کافي، جلد اول، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل بيت (ع)، بي تا.
19. محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحکمه، جلد چهارم، چاپ اول، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1363 ش.
20. محمدي گيلاني، محمد، اسم مستأثر، چاپ دوم، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1372 ش.
21. مولوي، جلال الدين، مثنوي، دفتر دوم، چاپ دوم، تهران، انتشارات ناهيد، 1378 ش.
22. واحد ادبيات، فرهنگ ديوان امام خميني، چاپ اول، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1372 ش.
نشريه انديشه هاي فلسفي سال دوم شماره چهارم زمستان 1384

نويسنده:  ح معصوم

 2 نظر

وصیت نامه شهید بابایی (2)

08 بهمن 1390 توسط الزهرا (س) نصر

وصیت نامه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

خدایا ، خدایا ، تو را به جان مهدی (عج) تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار . به خدا قسم من از شهدا و خانواده شهدا خجالت می کشم وصیت نامه بنویسم . حال سخنانم را برای خدا در چند جمله انشاالله خلاصه می کنم .

خدایا مرگ مرا و فرزندان و همسرم را شهادت قرار بده .

خدایا ، همسر و فرزندانم را به تو می سپارم .

خدایا ، در این دنیا چیزی ندارم ، هرچه هست از آن توست .

پدر و مادر عزیزم ، ما خیلی به این انقلاب بدهکاریم .

عباس بابایی

22/4/1361

21ماه مبارک رمضان

شهید عباس بابایی

تیمسار بابایی معاون عملیات نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران د سال 1329 و در قزوین به دنیا آمد. در سال 1348 در رشتهء پزشکی پذیرفته شد، اما به دلیل علاقه به خلبانی، داوطلب تحصیل در رشته خلبانی نیروی هوایی شد و پس از گذراندن دوره مقدماتی برای تکمیل تحصیلاتش در سال 1349 به آمریکا اعزام گشت.

پس از بازگشت به ایران بعنوان خلبان شکاری با جنگنده های اف-5 و اف-4 پرواز کرد و با ورود جنگنده اف-14 به نیروی هوایی ایران در سال 1354، با گذراندن دوره مربوطه به عنوان خلبان جنگنده اف-14 تام‌کت در پایگاه شکاری اصفهان مستقر گردید.

با شروع جنگ ایران و عراق، عباس بابایی به انجام عملیات جنگی هوایی مشغول شد. تیمسار بابایی بیش از 3000 ساعت پرواز جنگی داشت و برای پیشرفت سریع عملیات و دقت در آن تنها به نظارت اکتفا نمی‌کرد بلکه همواره در عملیات پیش قدم بود و در تمام ماموریت‌های طراحی شده، برای آگاهی از مشکلات و خطرات احتمالی خود، آنها را آزمایش می‌کرد. استقامت و بردباری او در انجام پروازهای طولانی مدت و طاقت فرسا با جنگنده اف-14 که گاه تا 10 ساعت بطول می‌انجامید و برای پوشش دادن نقاط کور رادارهای زمینی و دفاع از حریم هوایی میهن با انجام سوخت گیری‌های متعدد هوایی همراه بود زبانزد خاص و عام بود. وی تنها در فاصله سال‌های 64 تا 66، بیش از 60 عملیات جنگی را با موفقیت کامل به انجام رساند.

سرانجام عباس بابایی در سن 37 سالگی و پس از 60 ماموریت جنگی موفق و پس از یک عملیات برون مرزی در منطقه عملیاتی سردشت در تاریخ 15 مرداد 1366 به شهادت رسید و پیکر پاکش در مزار شهدا در جنوب شاهزاده حسین قزوین به خاک سپرده شد.

 3 نظر

اگر هشدار 14 سال پيش رهبر انقلاب جدي گرفته مي‌شد،...

05 بهمن 1390 توسط الزهرا (س) نصر

وقتی سرمایه و دارایی یک کشور به ابزار فشار بیگانگان علیه آن کشور تبدیل شود، كار سخت مي‌شود. اما واقعیت این است که ایران با وجود دارا بودن 14 و 17 درصد از ذخیره نفت و گاز جهان، همواره از همین ناحیه متضرر شده. درست به همین دلیل بود که از همان سال‏های 74 و 75 رهبر معظم انقلاب بحث “اقتصاد بدون نفت” را پیش کشیدند و در باب ضرورت برنامه‏ریزی برای آن سخن به میان آوردند.

رهبر انقلاب در فروردین سال 75 تصریح کردند: «من يك نگرانى مختصرى دارم - كه مربوط به امروز هم نيست؛ سال‌هاست كه اين نگرانى را دارم - و آن اين است كه بايد اقتصاد و ملت ايران از نفت جدا شود… ما بايد كارى كنيم كه ملت و دولت ايران، وابسته به نفت خود نباشند. چون متاسّفانه، امروز در دنيا نفت به سياست‏هاى بين‏المللى، كمپاني‏ها و غارتگران بزرگ و جهان‎خوران و مستكبران وابسته است. در حقيقت، نفت در مشت آنهاست. هر گاه بخواهند، قيمتش را پايين مى‏آورند، توليد را كم يا زياد دور مى‏كنند، يكى را از دور خارج يا وارد دورْ مى‏كنند! نفت مال ماست؛ اما سياستش در دست ديگران است! چنين سرمايه‏اى مايه دردسر است.»

اگر چه ملی شدن صنعت نفت به مصدق نسبت داده می‏شود اما خود او اعتقادی دیگر دارد. مصدق در خاطرات خود به اظهار نظر یکی از مدیران ایرانی شرکت نفت اشاره می‏کند و می‏نویسد: «چند روز بعد از ملي شدن صنعت نفت، يكي از مديران ايراني و موثر شركت نفت بريتانيا و ايران به من گفت اگر دولت توانست يك ماه مملكت را بدون عايدات نفت اداره كند و به كار ادامه دهد، آن وقت مي‌توان گفت نفت را ملي كرده است.»

این روزها که تحریم نفت ایران به عنوان ابزاری علیه کشورمان از سوی ایالات متحده آمریکا دنبال می‏شود، شاید بیش از همیشه ضرورت توجه به مسئله “اقتصاد بدون نفت” جلب نظر کند. استفاده همیشگی ما از ذخایر در حالی است که پایان‏پذیری آنها همواره جزو هشدارهای جدی صاحب‏نظران بوده است.

رهبر انقلاب در این خصوص می‏فرمایند: «من يك وقت عرض مى‌كردم كه اگر يك روز نفت منطقه خاورميانه تمام شود - كه ممكن هم هست چنان روزى پيش آيد – دولت‎ها بايد به فكر باشند. اين كه ما اين قدر روى اقتصاد بدون نفت تكيه مى‌كنيم و اصرار داريم كه هر چه ممكن است، درآمد كشور را از نفت به درآمدهاى ديگر ببريم، به همين خاطر است. امروز بعضى از كشورها - از جمله خود امريكا - نفت خودشان را استخراج نمى‌كنند؛ نفت وارد مى‌كنند، چون به اين قيمتى كه نفت را مى‌خرند، يعنى در واقع مفت! نفت صادركنندگان اين منطقه، با استخراج هر چه بيشتر و فروختن هر چه بيشتر به اين ثَمن بَخس، بعد از گذشت چند سال تمام مى‌شود؛ ولى چاه‎هاى آنها هنوز نفت خواهد داشت. البته چاه‎هاى نفت امريكا، به بركت وفور چاه‎هاى نفت ما نيست – چاه‎هاى متوسّطى است - ولى به هر حال نفت هست.»

گاه حتی مالیاتی که کشورهای غربی از واردات نفت دریافت می‏کنند بالاتر از قیمت صادرات آن بوده است! رهبر معظم انقلاب به این مسئله نیز اشاره می‏کنند: «ما از چند طرف ضربه اقتصادى مى‌‌‌خوريم؛ از جهت نفت هم ضربه‌‌‌ى اقتصادى مى‌‌‌خوريم! نفت، ثروت ملت ايران و ثروت دولت است - كه نماينده ملت است - اما درآمد دولت توليد كننده نفت، كمتر از درآمد دولتى است كه كمپاني‎هاى نفتى آن، نفت ما را مى‌‌‌خرند و آن دولت از آنها ماليات مى‌‌‌گيرد! شما ببينيد چه ظلم بزرگى در دنيا انجام مى‌‌‌گيرد و اتّفاق مى‌‌‌افتد! يعنى تجّار و كارخانه‌‌‌داران فلان كشور صنعتى كه نفت را از خليج فارس مى‌‌‌خرند و به آن جا مى‌‌‌برند، دولت از آنها ماليات مى‌‌‌گيرد - به خاطر نفتى كه آنها مى‌‌‌خرند و وارد مى‌‌‌كنند - آن مالياتى كه او به خاطر اين نفت مى‌‌‌گيرد، بيشتر از آن قيمتى است كه دولت توليد كننده و صادر كننده نفت، به خاطر فروش نفتِ خودش مى‌‌‌گيرد! آيا اين ظلم نيست؟! اين ظلمى است كه كشورهاى صنعتى مى‌‌‌كنند؛ اِعمال نفوذى است كه مى‌‌‌كنند. اين يك ضرر!»

این در حالی است که نفت می‏تواند متقابلا از سوی کشورهای دارای ذخایر نفتی به عنوان ابزار فشاری علیه غرب مورد استفاده قرار بگیرد؛ مسئله‏ای که به واسطه رویکردهای نادرست اتحادیه عرب هیچ‏گاه تا کنون حتی در سخت‏ترین شرایط و در حین جنگ با فلسطین هم مورد استفاده قرار نگرفته است.

این مسئله از جمله مسائلی بود که رهبر معظم انقلاب بارها به عنوان پیشنهاد به کشورهای عربی مطرح کردند. ایشان فرمودند: «امريكايي‎ها از گندم و از محصولات غذايى به عنوان سلاح استفاده كردند؛ در خيلى جاهاى دنيا هم مى‏كنند. چرا كشورهاى اسلامى و عربى اين حق را نداشته باشند؟ يك ماه - فقط يك ماه - به‏صورت نمادين و سمبليك، صادرات نفت را به همه كشورهايى كه با اسرائيل روابط حسنه دارند، قطع كنند. امروز دنيا حركت را - حركت كارخانه‏ها - روشنايى و انرژى را - انرژى برق - و حرارت را، كه سه عنصر اصلى زندگى‏اش است از نفت ما دارد. اگر نفت ما در اختيار آنها قرار نگيرد، حركت كارخانجات، روشنايى و حرارت متوقّف خواهد شد. مگر اين چيز كمى است؟ دولت‌هاى عرب به‏خاطر خودشان اين كار را بكنند. يك ماه - نه اين‏كه دائم - به صورت نمادين به عنوان حمايت از ملت فلسطين اين كار را بكنند، دنيا تكان مى‏خورد. اين از كارهايى است كه مى‏توانند بكنند.»

اکنون اما حاصل شرایط حاکم این شده است که کشورهای صاحب دارایی نفت به واسطه وابستگی‏شان به درآمد نفت بزرگ‏ترین متضرر نفت باشند. ناگزیر باشند دارایی‏های پایان‏پذیر خود که متعلق به نسل‏های آتی نیز هست را مدام به قیمتی که خودشان تعیین کننده آن نیستند، صادر کنند و در عین حال اهرم فشار تحریم را هم بالای سر خود ببینند.

رهبر انقلاب در مرداد ماه سال جاری و در دیدار با فعالان بخش‏های اقتصادی با دیگر بر این مهم تاکید کردند. ایشان رهنمودهایشان به دولت‏های گذشته در مورد “اقتصاد بدون نفت” را یادآوری کردند و از  کم‏توجهی آنان سخن به میان آوردند. رهبر انقلاب فرمودند: «يكى از بزرگ‎ترين بليات اقتصاد ما، و نه فقط اقتصاد ما، بلكه بليات عمومى كشور، وابستگى ما به درآمد نفت است. من چند سال قبل از اين گفتم - البته آن وقت مسئولين دولتى از اين حرف هيچ استقبال نكردند - ما بايد به جايى برسيم كه اگر يك روزى به خاطر قضاياى سياسى، اقتضائات سياسى، يا اقتضائات اقتصادى در دنيا، اراده كرديم كه صادرات خودمان را مثلاً براى مدت 15 روز يا يك ماه متوقف كنيم، بتوانيم. شما ببينيد اين كار چه قدرت عظيمى را براى يك كشور توليد كننده‌ى نفت به وجود مى‌آورد كه يك وقت اگر اراده كرد، بگويد آقا من از امروز تا 20 روز نفت صادر نمي‌كنم. ببينيد چه حادثه‌اى در دنيا به وجود مى‌آيد. امروز ما نمي‌توانيم اين كار را بكنيم، چون به اين درآمد احتياج داريم. اگر يك روزى اقتصاد كشور از درآمد نفت و صادرات نفت بريده شود، اين توان را ملت ايران و نظام اسلامى در ايران به دست خواهد آورد؛ كه تأثيرگذارى‌اش در دنيا فوق‌العاده است. ما بايد به اينجا برسيم. خب، اين حمايت مي‏خواهد؛ بايد از صادرات حمايت بشود.»

اشاره رهبر معظم انقلاب به بيانات 14 سال پيش در نوروز سال 77 در جمع زائران و مجاوران حرم رضوي عليه السلام است. ايشان در آن سخنراني تأكيد كردند: «نفت، ذخيره هميشگى اين ملت است و مى‌‌‌ماند. اولاً از آن براى ساخت زيربناهاى ماندگار و ديگر سرمايه‌‌‌هاى اساسى كشور استفاده مى‌‌‌شود. ثانياً به وسيله قدرت نفت، ملت ايران مى‌‌‌تواند در صحنه سياست بين‌‌‌المللى، ابراز قدرت كند. يك وقت اعلان كند كه من مى‌‌‌خواهم نفتم را شش ماه نفروشم! همه دنيا را تحت تأثير قرار مى‌‌‌دهد؛ همه سياستها را تحت تأثير قرار مى‌‌‌دهد. يا بگويد مى‌‌‌خواهم اين قدر كم كنم، يا اين قدر زياد كنم! اين در طول زمان انجام مى‌‌‌گيرد. پس از اين طرف، ملت ايران ضرر مى‌‌‌كند، از آن طرف هم مسؤولين كشور، همين پول نفت را به خاطر نياز كشور مى‌‌‌دهند و گندم وارد مى‌‌‌كنند! بعد وقتى كه اين گندم وارد مى‌‌‌شود، وقتى كه آرد مى‌‌‌شود، نان مى‌‌‌شود و پا به سفره من و شما مى‌‌‌گذارد، آن جا ضايع مى‌‌‌شود! امروز ما آن مقدارى كه از ضايعات نان ضرر مى‌‌‌بينيم از هيچ ضايعه مادّى‌‌‌اى ضرر نمى‌‌‌بينيم! يعنى همين نان خشكى كه از خانه من و شما خارج مى‌‌‌شود - كه به نظر ما هم هيچ نمى‌‌‌آيد - معادل بخش عظيمى از قيمت گندم وارداتى ماست! اين مطلب را دولتيها - مسؤولين - مى‌‌‌گويند؛ امناى من و شما مى‌‌‌گويند!»

جنس بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار مرداد ماه سال جاري با فعالان بخش اقتصاد كشور و تأكيد بر اينكه راهبرد “اقتصاد منهاي نفت” را ايشان سال‌هاقبل بيان كرده اما توجهي به آن نشد، از جنس همان بياناتي است كه در مورد فساد بانكي اخير عنوان كرده و تأكيد فرمودند كه 10 سال قبل در فرمان هشت ماده‌اي مبارزه با مفاسد اقتصادي اين خطرات هشدار داده شد اما گوش شنوايي وجود نداشت.

در عين حال، ایران اسلامی طی سال‏های گذشته همواره با تحریم‏های مختلف امریکا و کشورهای غربی مواجه بوده و این تحریم‏ها نه تنها سد راه کشور نشده که همواره به رشد بیشتر هم انجامیده است. شاید اکنون وقت آن باشد تا بیش از پیش با برجسته کردن مسئله “اقتصاد بدون نفت” در جهت رفع وابستگی به این ذخیره کشور برآییم. چه آنکه این تحریم‏ها و ابن استقلال از نفت نیز در نهایت به نفع کشور خواهد بود.

رهبر انقلاب از افزایش صادرات غیرنفتی، ایجاد محیط مناسب کسب و کار و تولید ثروت از راه دانش به عنوان راهکارهایی برای کاهش اتکاي به نفت یاد کردند. این در حالی است که در شرایط کنونی کشور و با بی‏ثباتی لجام‏گسخته بازار ارز، سرنوشت صادرات و تولید ملی با ابهام مواجه است. در واقع به جای آنکه به فکر ثبات سرمایه‏گذاری در کشور و توسعه صادرات باشیم، نوعی فضای بی‏اطمینانی را در میان صاحبان صنعت رواج دادیم. اجرایی شدن طرح هدفمند کردن یارانه‏ها و مشخص نبودن برنامه دولت برای افزایش قیمت‏ها، تورم آتی و ابزارهای حمایتی نیز به این بی‏اطمینانی دامن زده و سرمایه‏ها را به سوی بازار سکه و ارز سوق داده است. جالب آنکه تا پیش از این، چنین فضای آشفته‏ای با کاهش نرخ سود بانکی آن هم در شرایطی که میزان نقدینگی کشور به شدت افزایش یافته است، مواجه بود.

پرسشی که وجود دارد، این است که دولت در راستای دستور رهبر انقلاب و با توجه به شرایط بین‏المللی چه راهکاری برای حل و فصل این وضعیت آشفته تدارک دیده است؟ دولت تا کنون در راستای کاهش وابستگی بودجه به نفت چه کرده و برای ایجاد ثبات اقتصادی و سوق دادن سرمایه‏ها به سمت تولید چه مسیری را فراروی خود می‏بیند؟ با توجه به اینکه بی‏ثباتی بازار ماه‎هاست کشور را درگیر خود کرده و در سکه و ارز نیز بروز داشته آیا وقت آن نیست تا دولت‎مردان چاره‏ای جدی برای حل این مشکل بیاندیشند و دیگر راهکارهای کاهش وابستگی اقتصاد کشور به نفت را جدی‏تر از پیش در دستور کار قرار دهند؟ آیا دولت برای تولید ثروت از دانش و اساسا ارتباط میان مراکز دانشگاهی با صنعت که همواره جزو شعارهای جذب و ویترینی بوده است، برنامه و عزمی جدی دارد؟

 3 نظر

راهنماي خريد لب تاپ (1)

05 بهمن 1390 توسط الزهرا (س) نصر

در دو سه سال اخير، يک گرايش و ميل بسيار قوي در کاربران به سمت کامپيوترهاي قابل حمل بوجود آمده است به گونه اي که بازتاب مستقيمِ اين تغيير در ذائقه مصرف کننده نهايي را مي توان در تغيير شغل بسياري از فروشندگان ديگر محصولات IT به حوزه لپ تاپ ها مشاهده نمود.
در اين مقاله قصد نداريم به کند و کاو و بررسي علت ها و عوامل حاکم بر اين شيفت تجاري بپرازيم؛ بلکه قصد داريم، با يک بررسي همه جانبه و بناچار طولاني، مشتريان احتمالي و بالقوه اين محصولات را به سمت انتخابي مناسب و صحيح هدايت نماييم. فرض ما اين است که ضرورت انتخاب صحيح لپ تاپ ( بواسطه قيمت نسبتاً بالاي اين کالا براي بسياري از مصرف کنندگان آن)، به قدري است که خواننده حوصله کافي براي خواندنِ اين مقاله جامع را خواهد داشت.
ما در اين مقاله، ابتدا با روشنگري روي برخي مفاهيم و واژه هاي اصليِ اين حوزه که اغلب در جامعه ما به صورت نادرست به کار گرفته مي شوند، ذهن خواننده را به ميزان لازم، بايوس نموده و سپس توصيه هايي کلي در مورد فيزيکِ لپ تاپ ها ارائه خواهيم نمود. در ادامه مقاله، کاربران را بر اساس نيازهاي کلي و ماهوي آنها ( به عنوان کاربر لپ تاپ)، گروه بندي مي کنيم. مثلاً کاربران دانشجو، کساني هستند که بواسطه ميزان تحرک و جابجايي بالا ( دائماً نقل مکان از کلاسي به کلاس ديگر، در تمام روز و در بيشتر روزهاي هفته)، به لپ تاپي مقاوم و با درجه استحکام نسبتاً بالا نياز دارند و در عين حال، در خريد اين محصول، اغلب با محدوديت بودجه مواجه هستند که اين خود با اصل اول در تناقض است. در اين جا ما بايد يک مصالحه دقيق، بين دوام و استحکام لپ تاپ، با قيمت آن برقرار نماييم.
براي هر گروه از کاربران، ما يک لپ تاپ را به عنوان پيشنهاد اول خود ( بدون توجه به موجود بودن يا نبودن آن در بازار داخل) معرفي نموده و سپس نزديک ترين لپ تاپ موجود در بازار داخل به آن را معرفي مي کنيم. سپس در همان گروه، تعدادي لپ تاپ ديگر را معرفي و خريد آن ها را به مشتريان بالقوه آن گروه، توصيه مي نماييم.
امروزه در بازار کامپيوترهاي قابل حمل، شما با واژه هايي همچون لپ تاپ، نوت بوک، نت بوک، Tablet PC, UMPC، لپ تاپ هاي جايگزين دسک تاپ (desktop replacement) و غيره بر مي خوريد که تصميم گيري درباره انتخاب محصول مناسب با نيازهاي شما را مشکل مي نمايد.
از سوي ديگر، هر کدام از شرکت هاي سازنده، محصولات خود را در قالب خانواده هاي گوناگون محصول، و اغلب با نام هاي عجيب و غريب عرضه مي کنند که در اغلب اوقات مردم، با عوامل و پارامترهاي حاکم بر اين طبقه بندي، آشنا نبوده و اين خود بر سردرگمي آن ها مي افزايد. ضمناً اهميت برخي فناوري هاي جديد، به حدي است که گاهي اوقات توجه به آن ها در هنگام خريد، صرفه جويي هايي زياد آتي را در پي دارد.
تمام اين موارد، منجر به بروز سوالاتي فراوان در ذهن مشتري اين محصولات ايجاد مي نمايد.

 

پاسخ اين گونه سوالات، به اين موضوع بستگي دارد که آن ها را از چه شخصي بپرسيد. حتي فروشندگان اين محصولات در بازار کامپيوتر، تعريف مناسبي در مورد اين محصولات به مشتري ارائه نمي کنند چرا که خود نيز از فلسفه آن ها آگاه نيستند. خود من اخيراً در يکي از بازارهاي معروف فروش محصولات IT در تهران شاهد بودم که يک فروشنده، نِت بوکي را به يک مشتري ( که به دنبال يک لپ تاپ ارزان قيمت بود)، به عنوان لپ تاپي معرفي مي کرد که فقط درايو اپتيکال ندارد!
اما آيا مرز مشخصي بين محصولات مختلف در حوزه کامپيوترهاي قابل حمل وجود دارد؟ پاسخ من به اين سوال مثبت است.
روش هاي گوناگون و متنوعي براي تشريح کلاس هاي مختلف لپ تاپ ها وجود دارد؛ اما سايز صفحه نمايش، يکي از متداولترين معيارهاي طبقه بندي لپ تاپ ها است. در ابعاد 12 اينچ و کمتر از آن، کامپيوترهاي قابل حمل، نوعاً در کلاس نت بوک قرار مي گيرند. بالاي 12 اينچ، گروه لپ تاپ ها و نوت بوک ها قرار دارند و در مرز 16 اينچ، مرزها کمي مبهم شده و کامپيوترهاي قابل حمل جايگزين دسک تاپ (desktop replacements) نيز وارد بازي مي شوند. يک عامل افزاينده بر اين ابهام، نوت بوک هاي داراي صفحه نمايش چرخان هستند که بدون توجه به اندازه آن ها، در خانواده tablet PC قرار مي گيرند.
اگر شما يک لپ تاپ را به عنوان کامپيوتر اصلي خود مي خواهيد و اغلب کارهاي خود را با آن انجام خواهيد داد، نوت بوکي کوچکتر از 13، 3 اينچ را به شما توصيه نمي کنيم. اگر چه سيستم هايي در اين ابعاد، بسيار قابل حمل و راحت هستند، اما به هيچ عنوان، براي يک کار 8 ساعت در روز مناسب نيستند. در ضمن قدرت و کارايي اين لپ تاپ ها نيز در خور اين نوع کاربرد نيست. يک لپ تاپ با صفحه نمايشي به اندازه 14 يا 15 اينچ، براي کاربردهاي روزانه و همه منظوره بسيار مناسب است. به عنوان مثال، شرکت DELL در حوزه لپ تاپ هاي خانگي خود، کلاسي را با عنوان Everyday Computing معرفي مي کند که در اين کلاس، لپ تاپ هاي Inspiron 15R به عنوان لپ تاپ هايي ( با صفحه نمايش 15، 6 اينچي) براي کاربردهاي عمومي و روزمره با اقبال زيادي مواجه شده اند. اما لپ تاپ هايي با صفحه نمايش بزرگ تر از محدوده مذکور، قابليت حمل يا Portability آن را دچار چالش مي کند. زيرا صفحه نمايش هاي بزرگ، و سخت افزار قدرتمند مکمل، نوعاً فضاي زيادي را اشغال نموده و توان الکتريکي بيشتري نيز مصرف مي نمايند که اين خود، به معناي کاهش عمر باطري است. اما اگر از لپ تاپ خود اغلب اوقات در منزل استفاده مي کنيد، و کمتر آن را به همراه خود، بيرون مي بريد، يک لپ تاپ در گروه replacement ‏desktop ( مثل، Sony VAIO VPC-F115FM/B Dell Studio 17, HP Envy 17 و يا Alienware M17X) براي شما مناسب خواهد بود.
بعضي از مردم، دو عبارت لپ تاپ و نوک بوک را به صورت هم معني به کار مي برند؛ زيرا به مرور زمان، بسياري از Laptopهاي موجود در بازار، کوچک تر و سبک تر از اسلاف خود هستند. با رشد فناوري Laptop، توليد کنندگان توانسته اند قدرت بيشتري را در بسته بندي هاي کوچکتري جاي دهند. در واقع فرمت Notebook اکنون بصورت يک نُرم عمومي در آمده است.
اما هنوز Laptop هايي وجود دارند که بزرگتر از آن هستند که بتوان آنها را Notebook به حساب آورد. Lenovo ThinkPad W701ds داراي يک نمايش گر اصلي 17 اينچي و همچنين يک نمايش گر ثانويه 10، 6 اينچي LED است. اين مدل، وزني معادل 11 پوند (13، 7 پوند با لوازم جانبي) دارد. Laptop هاي مخصوص بازي نيز مي توانند بسيار بزرگ باشند:
Dell Alienware M17×، وزني معادل 5، 3 کيلوگرم داشته و به يک نمايشگر 17 اينچي مجهز است. در حاليکه اين کامپيوترها قابل حمل هستند، شما احتمالاً نمي خواهيد آن را در تمام طول روز بر روي دوش خود حمل کنيد.

 

نوت بوک ها در مقايسه با نت بوک ها

کامپيوترهاي Notebook، اصولاً نسخه هاي سبک تر و کمي جمع و جورترِ لپ تاپ ها ( حتي با عمر باطري بيشتر) هستند. در واقع، تفاوتي اساسي بين يک لپ تاپ و نوت بوک وجود ندارد؛ آن ها دو نام مختلف براي يک چيز هستند. در ابتدا هنگامي که کامپيوترهاي لپ تاپ ظاهر شدند، نام لپ تاپ براي اين محصولات بکار برده مي شد؛ با گذشت زمان و با افزايش محبوبيت آن ها، نسل هاي بعدي، عليرغم فشردگي و جمع و جور شدن بيشتر، با افزايش قابليت ها همراه بودند و اين امر باعث گرديد تا نام نوت بوک، به فرهنگ واژگان کامپيوترهاي قابل حمل اضافه گردد. بطور ايده آل، يک کامپيوتر نوت بوک، در عين کم حجم تر بودن نسبت به لپ تاپ، داراي همان قدرت پردازش و ويژگي هاي ( شايد بيشتر) کامپيوترهاي لپ تاپ بزرگتر از خود بوده و حتي از عمر باطري بيشتري برخودار است و به همين لحاظ، بسياري از توليد کنندگان، قيمت بالاتري را براي راحتي استفاده از يک کامپيوتر کوچک که قابليت هاي بزرگي را درخود جاي داده است، تعيين مي کنند. باز تاکيد مي کنيم که اين يک مفهوم کاملاً نسبي است و مرز مشخصي بين لپ تاپ و نوت بوک وجود ندارد. در واقع به واسطه اصل او حاکم بر فلسفه وجودي لپ تاپ ها يعني همان قابل حمل بودن، اگر بخواهيم لپ تاپي را در عين بهره مندي از امکانات و قدرت پردازش بالا و در عين حال سبک تر بودن ( نسبت به همقطاران خود)، با نامي شايسته صدا بزنيم، به آن نوت بوک مي گوييم.
نوت بوک ها معمولاً داراي نمايش گرهايي در ابعاد 12 تا 17 اينچ بوده و وزني معادل 2/3 تا 2/7 کيلوگرم دارند.
Mac Book Pro ‏(13 اينچي) يک کامپيوتر نوت بوک است. اين مدل، داراي يک نمايشگر 13، 3 اينچي بوده و 2 کيلوگرم وزن دارد که آن را به يک عضو مناسب، براي قرار گرفتن در خانواده نوت بوک ها تبديل مي کند. هنگامي که اين نوت بوک را ببندند، 2، 41 سانتيمتر ضخامت خواهد داشت. اين محصول در عين حال، داراي بسياري از ويژگي هايي است که شايد برخي از آن ها را در يک کامپيوتر لپ تاپ معمولي پيدا نمي کنيد: يک کارت ‏(‎802.11n)‏Wi-Fi‎) ، يک آنتن Bluetooth ( نسخه 2، 1)، يک پردازنده دو هسته اي (Core 2 Duo)، ‏4 گيگابايت حافظه DDR3 و يک درايو SSD‏(124 گيگابايتي)، انواع پورت هاي HDMI, DVI، گيگابايت اترنت، FireWire… و نيز اسپيکرهاي استريويي با ساب ووفر، برخي از ويژگي هاي اين نوت بوک هستند. اين مدل همچنين به يک درايو DVD و Webcam داخلي (iSight camera) نيز مجهز مي باشد.
کامپيوترهاي Notebook، محصولات نسبتاً تازه واردي در بازار کامپيوتر هستند. هنگامي که Notebookها در اوايل سال 2008 براي اولين بار شروع به جلب توجه کاربران نمودند، سوالات زيادي را در ذهن کاربران ايجاد نمودند. در واقع، استراتژي غالب براي مصرف کنندگان کامپيوتر اين بود که سريع ترين و قدرتمندترين کامپيوتر را در يک دامنه قيمتي مناسب پيدا کنند. اما مصرف کنندگان به تدريج متوجه شدند که آن ها براي اکثر کارهايي که انجام مي دهند الزاماً به يک کامپيوتر پيشتاز نياز نخواهند داشت. از سوي ديگر، همچنان که وب نقش مهم تري را در حوزه Computing بر عهده گرفت، ملزومات پردازشي براي کامپيوترهاي مصرف کنندگان نيز کاهش يافت. کاربرد اصلي يک کامپيوتر Notebook، وسيله اي براي اتصال سريع به اينترنت در هر کجا ( با توجه به عمر باطري بالاي 8 ساعت)، ورود به کارتابل خود و انجام عمليات دورکاري است. در کشورهايي که اينترنت بي سيم، در گستره جغرافيايي وسيع و با سرعت و سهولت بالا در دسترس مي باشد، اين وسيله در داخل مترو، فضاي باز دانشکده، در پارک ها و تفريح گاه ها، در فرودگاه، لابي هتل ها، در ويلا و کنار ساحل، به شما کمک مي کند تا سريعاً به اينترنت دسترسي يافته و به انجام عمليات جستجو در وب، ايميل، ورود اطلاعات، دانلود و غيره بپردازيد. اين وسيله براي کار با نرم افزارهاي قدرتمند آفيس، نرم افزارهاي گرافيکي مثل فوتوشاپ و غيره طراحي نشده است. در واقع روي نوت بوک ها، نسخه خاص و سبکي از آفيس به نام Microsoft Works نصب مي گردد.
Microsoft Works، يک نسخه کوچکتر، سبک تر و با ويژگي هاي کمتري نسبت به Microsoft Office است که در برگيرند? يک Word processor، يک spreadsheet و يک سيستم مديريت بانک اطلاعاتي و يک نرم افزار calender و نيز يک ديکشنري است.

نت بوک ها، بهترين ابزار براي پردازش ابري

نت بوک ها و Cloud Computing شانه به شانه يکديگر حرکت مي کنند. يک شبکه Cloud Computing مجموعه اي از سرورها است که ذخيره ساز ي داده ها و قدرت پردازش را بر روي اينترنت تأمين مي کند. بطور ايده آل، يک سرويس Cloud Computing مي تواند نياز به يک کامپيوتر شخصي قدرتمند و گرانقيمت را از بين ببرد. ماشين هاي فعال بر روي اينترنت، تمام کارهاي سخت را براي شما انجام خواهند داد.
بطور کلي مي توان گفت که اين محصولات داراي نمايش گرهاي کوچکتر از 12 اينچ بوده و وزن آنها حدود 1 کيلوگرم ( کمتر از 1، 6 کيلوگرم) مي باشد. اين مدل ها معمولاً با قيمتي بين 300 تا 600 دلار عرضه مي شوند. Eee PC 1001PQ، مثالي از اين خانواده است که 1، 1 کيلوگرم وزن داشته و به يک نمايشگر 10 اينچي مجهز مي باشد. اين مدل از يک پردازنده Intel Atom Pineview- M N450 استفاده مي کند وداراي 1 تا 2 گيگابايت حافظه DDR2 است.
Eee PC 1001PQ با باطري 6 سلولي، داراي 9 ساعت عمر باطري است. اين نوت بوک، داراي 2 پورت USB، ‏1 پورت RJ-45، يک کانکتور VGA، يک وب کم 3 مگاپيکسلي، بلوتوث و غيره مي باشد.
HP Mini 5103، نت بوکي مجهز به پردازنده دو هسته اي و سريع اتم (N550 Dual Core)، ‏2 گيگابايت حافظه DDR2، 1، 2 کيلوگرم وزن و صفحه نمايش 10، 1 اينچي مي باشد.

سيستم هاي Ultra-Mobile

حالا نوبت به UMPC ها (Ultra-Mobile PC) مي رسد. به لحاظ تاريخي، اين اصطلاح ساخته و پرداخته مايکروسافت است که اولين بار براي يک فرم- فاکتور کوچک از کامپيوتر هاي قلمي (Pen Computer) اين شرکت ( با سيستم عامل Tablet PC مايکروسافت) بکار برده شد. اين محصول يک کامپيوتر Tablet است ( يک صفحه نمايش کامپيوتر را بدون صفحه کليد در نظر بگيريد). اينترفيس اکثر UMPCها، يک نمايش گر لمسي با يک قلم Stylus و يک آرايه از کليدهاي فيزيکي است که در طرفين نمايش گر آن قرار گرفته اند. اين Tablet همانند Notebookها سبک بوده و به نمايش گرهاي کوچکي در دامنه 4 تا 8 اينچ مجهز هستند.
بعضي از مدل هاي UMPC داراي يک صفحه کليد QWERTY کامل هستند که شما مي توانيد آن را از زير صفحه نمايش بيرون بکشيد. گروه ديگري از اين ابزارها صرفاً بر اينترفيس صفحه لمسي تکيه دارند. اکثر UMPCها، سيستم عامل ويندوز7 را اجرامي کنند. در حاليکه قابليت حمل UMPCها بيشتر از Notebook است، اما گران تر از Notebookها هستند.
Sony VAIO P11، يک مثال خوب به حساب مي آيد. اين محصول داراي يک نمايشگر 8 اينچي (1600‏× ‏768 )بوده‏ و 632 گرم وزن دارد.
VAIO P11 داراي پردازنده Atom، ‏2 گيگابايت رم، 64گيگابايت هارد SSD( گسترش تا 256گيگابايت)، GPS، وب کم، Wi-Fiو غيره است. Sony VAIO P11 در عين حال از طريق ميکروفن، مي تواند بعنوان يک ابزار VoIP مورد استفاده قرار گيرد.
اما بعضي از مردم به غلط، از عبارت UMPC براي تشريح تمام ابزارهاي کامپيوتري کوچک ( شامل Netbookها) استفاده مي کنند. گروه ديگري، از اين عبارت براي متمايز نمودن کامپيوترهاي موبايل گرانقيمت از Notebook هاي ارزانقيمت استفاده مي نمايند. براي مثال، در حاليکه Apple محصول MacBookAir خود را يک Notebook مي نامند، سايرين معتقدند که اين ابزار در دسته بندي Notebook ها قرار نمي گيرد. Air به اندازه کافي باريک است تا در داخل يک پاکت پستي قهوه اي رنگ قرار گيرد و در عين حال به يک نمايشگر 13، 3 اينچي با نور پشتي LED مجهز است. با اين حال، پردازنده آن از قدرت کمتري در مقايسه با ساير مدل هاي Macbook برخوردار است. اين محصول داراي فضاي ذخيره سازي محدودي بوده و تنها چند درگاه دارد. از سوي ديگر، Air قيمت نسبتاً بالائي دارد و بر چسب قيمتي آن از 1299 دلار آغاز مي شود.
طراحي، قدرت پردازش و قيمت Air باعث مي شود که قرار دادن آن در يک دسته بندي خاص تا حدودي دشوار باشد. به همين دليل است که برخي از روزنامه نگاران، از عبارت UMPC براي تشريحي ابزارهايي که قابل حمل هستند اما قدرت و قيمت بالاتري در مقايسه با Notebookها دارند، استفاده مي کنند. با استفاده از اين فرهنگ اصطلاحات، Notebook يک محصول کوچک و ارزانقيمت است که قدرت پردازشي نسبتاً پائيني دارد. از سوي ديگر، عنوان UMPC به ابزاري تعلق مي گيرد که کوچک است، اما در مقايسه با Notebook، قيمت بالاتري داشته و عموماً از پردازنده بهتري استفاده مي کند.

کم رنگ تر شدن مرزها

در واقع همچنانکه با فناوري و ارائه محصولات جديد و جديدتر، پيش مي رويم، مرزهاي جدا کننده ميان خانواده هاي نوت بوک ها، نت بوک ها و UMPC ها کمتر و کمتر مي شود. شرکت Asus کامپيوترهاي Eee PC T101MT را عرضه کرده است. اين ابزار، پيوندي ميان Tabletها و نت بوک ها به حساب مي آيد. Eee PC T101MTبه يک صفحه نمايش گر لمسي 12، 1 اينچي LED مجهز است که بر روي يک مفصل قرار گرفته و شما مي توانيد صفحه نمايش را به اطراف بچرخانيد و يا آن را برگردانده و بر روي صفحه کليد ابزار ببنديد. اينترفيس صفحه لمسي، به شما امکان مي دهد تا از اين نت بوک، بعنوان يک Tablet PC استفاده کنيد. اين محصول روي سايت آمازون، به قيمت ‏446 به فروش مي رسد.

تلفن هاي هوشمند نيز از پتانسيل کافي براي ايجاد سردرگمي بيشتر در عرصه Mobile Computing برخوردارند. با افزايش هر چه بيشتر قدرت تلفن هاي هوشمند، آنها به تدريج در همان سطحي قرار مي گيرند که Notebookها در حال حاضر قرار دارند. آنها بسيار قابل حمل و چند کاره هستند. شرکت هايي که نرم افزارهاي کاربردي را براي تلفن هاي هوشمند طراحي مي کنند، در آينده نزديک مي توانند استراتژي هاي Cloud Computing بيشتري را در محصولات خود پياده سازي نمايند.
در عين حال، بعضي از توليد کنندگان Notebook، در حال همکاري با Carrierهاي تلفن سلولي هستند تا فناوري سلولي را در محصولات خود ادغام کنند. بعضي از Notebookها مي توانند براي نقل و انتقال داده به 3G,EDGE و ساير شبکه هاي سلولي دسترسي پيدا کنند. در حاليکه انتقال داده ها با استفاده از اين پروتکل ها کندتر از Wi-Fi خواهد بود، اما زيرساختار شبکه هاي سلولي از شالوده قدرتمندتري در مقايسه با شبکه هاي Wi-Fi برخوردار است.
در اين ميان، يک موضوع قطعي است: تحريک پذيري (Mobility) از اهميت بالائي برخوردار است. مردم مي خواهند توانائي دسترسي به نرم افزارهاي کاربردي و داده هاي مورد نظر خود را در هر زمان و مکاني در اختيار داشته باشند. آنها به دنبال ابزاري هستند که به يک درايو ديسک سخت با ظرفيت کافي مجهز باشد و يا يک Notebook که بتوانند از آن براي ورود به يک سرويس ذخيره سازي داده Online استفاده نمايند.

 2 نظر

طرح اینترنت ملی

05 بهمن 1390 توسط الزهرا (س) نصر

این سوال مطرح است که آیا اینترنت ملی قرار است دسترسی کاربران را به شبکه‌ها و پروتکل‌های داخلی محدود کند و دسترسی به اینترنت جهانی را با حذف و محدودیت روبرو سازد یا خیر. به گفته برخی از متخصصان اینترنت ملی قرار است در کنار شبکه اینترنت جهانی در دسترس کاربران قرار بگیرد و تنها میزبانی داده‌ها در داخل، حمایت و حفاظت از اطلاعات و اتصال شبکه‌های داخلی با یکدیگر را برعهده بگیرد. اما همچنان توضیحات مبهم و ناروشن از سوی مسئولان درباره اینترنت ملی، نگرانی کاربران جهت دسترسی به شبکه جهانی را دامن می‌زند.

بحث بر سر ماهیت اینترنت ملی، موضوعی است که پس از گذشت چند سال از طرح این ایده، همچنان بی‌پاسخ و مبهم باقی مانده است. در حالی که وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات از راه‌اندازی اینترنت ملی تا شش ماه آینده خبر داده است، هنوز هم کسی نمی‌داند که اینترنت ملی واقعا چیست؟ عملکرد و مقررات حاکم بر آن چگونه است؟ آیا اینترنت ملی دسترسی کاربران ایرانی را به شبکه جهانی محدود می‌کند؟ آیا اینترنت ملی قرار است ادامه‌ای بر روند فیلترینگ در ایران باشد یا نه؟ 

اینها همه سوالاتی است که از ابتدای طرح ایده اینترنت ملی که در دوره‌هایی با عنوان اینترنت پاک و اینترنت حلال نیز از آن یاد می‌شد، از سوی بسیاری از متخصصان، کاربران و رسانه‌ها بیان شده و در واقع تاکنون نیز پاسخ روشن و یقینی در مقابل این سوالات مطرح نشده است.

شاید زمانی که نمایندگان مجلس شورای اسلامی در باره چیزی به نام اینترنت ملی توجیه نشده و به همین دلیل حاضر نشدند برای آن بودجه‌ای اختصاص دهند فکرش را هم نمی‌کردند که روزی دولت خود آستین همت بالا بزند و این طرح را با بودجه داخلی وزارت ارتباطات راه‌اندازی کند.

ماجرا از این قرار است که در زمستان‌۱۳۸۵ که بحث لایحه بودجه سال‌۸۶ مطرح شد، ابتدا بودجه‌ا‌ی ۱۰‌‌میلیارد تومانی برای شبکه ملی اینترنت یا همان اینترنت ملی در کمیسیون صنایع و معادن تصویب شد اما در کمیسیون تلفیق به تصویب نرسید و به‌رغم اینکه این پیشنهاد کمیسیون صنایع و معادن بود و در لایحه دولت نیامده بود اما کمیسیون تلفیق به‌دلیل توجیه نبودن در مورد مفهوم اینترنت ملی آن را تصویب نکرد و لذا در صحن علنی مجلس نیز تصویب نشد.

با این حال چند ماه بعد، هیئت وزیران در خرداد سال‌۸۶ برنامه‌های عملیاتی راه‌اندازی و بهره‌برداری این شبکه‌ را در سال‌های ۸۶‌ تا‌۸۸ تصویب کرد که براساس آن شرکت مخابرات ایران و شرکت‌های مخابراتی وابسته و شرکت‌های مخابراتی استانی مجاز شدند در طول سال‌های ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ تا مبلغ ۵۶۶۰‌میلیارد ریال از منابع داخلی خود جهت ایجاد شبکه ملی اینترنت سرمایه‌گذاری کنند.

 چندی بعد نیز در تاریخ ۲۸‌ مرداد ماه‌۱۳۸۶ شورای اقتصاد با درخواست وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات درخصوص سرمایه‌گذاری در طرح شبکه ملی دیتا به مبلغ ۳۵۰میلیارد تومان موافقت کرد.البته بارها گفته شد که این طرح تا فلان مرحله پیش رفته و مثلا در سال ۸۹ راه‌اندازی می‌شود اما هر بار وعده‌ها تحقق نیافت و کسی هم سر در نیاورد که اینترنت ملی چیست؟ حتی بر سر نام این پروژه نیز بحث و جدل‌هایی درگرفت و برخی آن را اینترنت ملی، برخی شبکه ملی اینترنت و بعضی دیگر آن را اینترانت کشوری نامیدند، درحالی که در برنامه پنجم از آن به‌عنوان شبکه ملی اطلاعات نام برده شده است.

در قانون برنامه پنجم توسعه، اینترنت ملی به عنوان یکی از زیرساخت‌ها و شاخص‌های توسعه فناورانه و تکنولوژیک در کشور مطرح شده است. طبق ماده دهم قانون برنامه پنجم توسعه، تقویت رسانه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی ملی و همسو، به منظور مقابله با رسانه‌های معارض خارجی، تهاجم فرهنگی و جرایم و ناهنجاری‌های رسانه‌ای به عنوان تکلیف برعهده دولت گذارده شده است.

همچنین در ماده 46 این برنامه دولت و در رأس آن وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات موظف شده است تا شبکه ملی اطلاعات را ایجاد کند و توسعه دهد. این شبکه اطلاعاتی باید امن و پایدار، متناسب با موازین شرعی باشد و پهنای باندی در حد استانداردهای جهانی داشته باشد تا در پرتوی آن در پایان برنامه ایران در رتبه دوم منطقه قرار گیرد.

برنامه پنجم توسعه کلیتی از ایده اینترنت ملی را مطرح می‌کند و تهیه آیین‌نامه اجرایی و مشخصه‌های عملیاتی آن را برعهده وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات می‌گذارد.

فاز اول در راه است…

حال رضا تقی‌پور، وزیر ارتباطات اعلام کرده است که فاز اول اینترنت ملی در سال جاری به مراحل اجرایی خواهد رسید و در نهایت تا سال 92 فاز نهایی آن تکمیل و اجرا خواهد شد. تقی‌پور در توضیح ویژگی‌های اینترنت ملی مشخصه‌هایی را مطرح کرده و اجرای این طرح را طبق برنامه پنجم از اهداف مهم دولت در حوزه توسعه ارتباطات و شبکه‌های الکترونیک کشور دانسته است. به گفته تقی‌پور شبكه ملي اينترنت يا شبكه اطلاعات ملي بر پايه پروتكل اينترنت طراحي شده و يكي از زيرساخت‌هاي اصلي دولت الكترونيك محسوب مي‌شود. در اين طرح ارسال تصوير، صوت و عكس با حجم زياد اطلاعات به سهولت و با سرعت بالائي انجام مي‌شود. همچنین پهناي باند اینترنت ملی در حد استاندارد خواهد بود و محدوديتي در سرعت دسترسی کاربران ایجاد نخواهد شد.

باوجود توضیحات وزیر ارتباطات درباره زمان راه‌اندازی و ویژگی‌های شبکه اینترنت ملی، هنوز مسائل بسیاری در این بحث با ابهام روبرو است و برخی از کاربران اینترنت را در ایران با نگرانی‌هایی مواجه کرده است. یکی از نگرانی‌های عمده کاربران در ایران دسترسی به شبکه جهانی اینترنت است. «اینترنت» ملی از بسیاری جهات شبیه به «اینترانت» ملی به نظر می‌رسد که شبکه‌ای محلی با دسترسی محدود و داخلی خواهد بود. حال این سوال مطرح است که آیا اینترنت ملی قرار است دسترسی کاربران را به شبکه‌ها و پروتکل‌های داخلی محدود کند و دسترسی به اینترنت جهانی را با حذف و محدودیت روبرو سازد یا خیر. به گفته برخی از متخصصان اینترنت ملی قرار است در کنار شبکه اینترنت جهانی در دسترس کاربران قرار بگیرد و تنها میزبانی داده‌ها در داخل، حمایت و حفاظت از اطلاعات و اتصال شبکه‌های داخلی با یکدیگر را برعهده بگیرد. اما همچنان توضیحات مبهم و ناروشن از سوی مسئولان درباره اینترنت ملی، نگرانی کاربران جهت دسترسی به شبکه جهانی را دامن می‌زند.

“عبدالمجید ریاضی” معاون  برنامه ریزی و نظارت راهبردی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در توضیح موضوع می‌گوید با راه اندازی شبکه اینترنت ملی، دسترسی ها محدود نمی شود و فیلترینگ داخلی بر اساس فرهنگ، ارزش ها و باورهای کشور انجام می‌شود و عمده کار فیلترینگ روی مسایل اخلاقی است. اما همچنان چنین اظهارنظرهای کلی و نامعلومی نگرانی‌های کاربران را در زمینه فیلترینگ مرتفع نکرده است.

با وجود تمام این نگرانی‌ها می‌توان مزایایی را نیز برای طرح اینترنت ملی برشمرد که در کنار معایب و ابهامات این طرح قابل توجه و تأمل است. یکی از مهم‌ترین مزایایی که برای اینترنت ملی برشمرده شده است، میزبانی داده‌ها و اطلاعات شبکه در داخل ایران است. میزبانی اطلاعات شبکه‌های ایرانی در خارج از کشور موجب می‌شود که در صورت قطع ارتباط ایران با شبکه بین المللی امکان دسترسی به سایت‌های داخلی نیز برای کاربران وجود نداشته باشد. در حالی که راه‌اندازی اینترنت ملی و میزبانی داده‌های شبکه‌های داخلی در کشور این خلأ را برطرف می‌کند و دسترسی به شبکه‌های داخلی در قالب اینترنت ملی سامان‌دهی و تنظیم می‌شود.

همچنین بالا رفتن امنیت داده‌ها و اطلاعات را می‌توان از جمله نقاط قوت ایده اینترنت ملی دانست. ازسوی دیگر با راه‌اندازی اینترنت ملی، علاوه بر سامان‌دهی و یکپارچه‌سازی IP های کاربران، در هزینه‌های دیتاسنتر و راه‌اندازی آن صرفه جویی می‌شود و در قالب شبکه اینترنت ملی، ظرفیت و استانداردهای دیتاسنترها ارتقا می‌یابد.

باید امیدوار بود تا اعلام راه‌اندازی اینترنت ملی ازسوی رضا تقی‌پور همانند اعلام راه‌اندازی این شبکه از سوی محمد سلیمانی در سال 1385 در حد حرف و نظر باقی نماند و همچون پروژه‌های عمرانی متعددی که در مراسم پر زرق و برق کلنگ آنها زده می‌شود و فی امان الله رها می شوند، به فراموشی سپرده نشود. علاوه بر این باید به مسئولین وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات گوشزد کرد که اجرای یک طرح ملی همچون اینترنت ملی، تنها با همراهی و موافقت مردم است که به سرانجام مطلوب و دلخواه می‌رسد.

 1 نظر
  • 1
  • ...
  • 632
  • 633
  • 634
  • ...
  • 635
  • ...
  • 636
  • 637
  • 638
  • ...
  • 639
  • ...
  • 640
  • 641
  • 642
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس