مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

آيه تطهير

04 اردیبهشت 1391 توسط الزهرا (س) نصر

إنّما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس أهل البيت و‌يطهّركم تطهيرا (احزاب،33/33)

اين آيه به گفته بيشتر محدثان اهل سنّت و تمام علماى شيعه، در خصوص اهل كساء، نازل شده است.

چنانچه در صحيح مسلم و ترمذى و تفسير كشّاف و طبرى و در‌المنثور، مستدرك حاكم، منتخب كنز‌العمال و كتاب‌هاى ديگر از عايشه و ام سلمه و انس‌بن‌مالك و ابو‌سعيد‌‌خدرى و ديگران با مختصر اختلافى روايت كرده‌اند كه چون آيه تطهير نازل شد، رسول خدا (ص)، فاطمه (س) و على (ع) و حسن و حسين‌ (ع) را خواندند و كساى خود را بر روى آنها انداختند و فرمودند: «اللهم إنّ هؤلاء أهل بيتي، فاذهب عنهم الرّجس و‌طهّرهم تطهيرا».

در انتهاى سوره واقعه،مي‌فرمايد: إنّه لقرآن كريم، فى كتاب مكنون، لايمسّه إلاّ المطهّرون؛ هيچ‌كس به قرآن، مسّ وجودى پيدا نمي‌كند مگر مطهرون.

با توجه به اين آيه، تنها اهل بيت، مسّ وجودى كتاب مكنون را دارند و اين هم فضيلتى بزرگ براى حضرت زهرا (س) است.

با توجه به اين‌كه منظور از اراده حق تعالي، در اين آيه، اراده تكوينى است نه تشريعى و با توجه به احاديثى كه معناى «رجس» را پاكى از گناه و آلودگى مي‌داند ـ نه پاكى ازنجاسات ظاهرى ـ اين آيه شريفه، بزرگ‌ترين دليل بر عصمت فاطمه زهرا (س) از هر‌گونه گناه و آلودگى است، بلكه مي‌توان گفت: از بعضى جهات مقام صديقه طاهره، از بسيارى از انبيا وائمه (ع) نيز برتر است. چنانچه اين مطلب، از سخنان تاريخى امام حسين (ع) در شب عاشورا در پاسخ به بي‌تابى خواهرش زينب، مشاهده مي‌شود.

امام على (ع) با استناد به آيه تطهير، عصمت و طهارت زهراى مرضيه را يادآورى مي‌كنند . وقتى خليفه اول با حضرت زهرا (س)، به منازعه برخاست و فدك را كه در اختيار آن حضرت بود، مصادره كرد و دعوى آن حضرت را نشنيد و شاهدانش را قبول نكرد، امام على (ع) خطاب به وى گفت:

اگر كسى ادعا كند كه {نعوذا بالله} فاطمه زهرا مرتكب منكر شده است و براى ادعاى خود، شاهدانى هم بياورد و تو او را تصديق كني، كتاب خدا را تكذيب كرده‌اى زيرا آيه تطهير، شهادت خدا بر طهارت زهرا (س) است.

آن بانوى بزرگ حد وسط و محور ارتباط اهل كساء بود.«هم اهل بيت النبوه و‌معدن الرساله، هم فاطمه و‌أبوها و‌بعلها و‌بنوها» آنان اهل بيت نبوت و معدن رسالت هستند: فاطمه، پدر فاطمه، همسر فاطمه و پسران فاطمه.

محور اصلى ارتباط اهل بيت با رسول خدا، يك زن است، زنى كه ذريه‌اى پاك از او، زاده مي‌شود و اوست كه تنها حلقه اتصال اين فرزندان با رسول خداست

اگر به اين نكته دقت كنيم كه گوينده اين كلام، اللّه، ذات مستجمع صفات جماليه و جلاليه است، خدايى كه پروردگار عالم وجود است و اراده‌اش مساوى با تحقق و وقوع مي‌باشد، حقيقت اين تكريم را بهتر، احساس خواهيم كرد.

 4 نظر

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها حقیقتی انکارناپذیر (مقاله )

04 اردیبهشت 1391 توسط الزهرا (س) نصر

تصمیم عمر بر هتک حرمت از معتبرترین کتب مخالفین

با این سفارش‏های موکد (که هفته قبل مطرح شد)، متاسفانه عمر و ابابکر، حرمت خانه‏ی آن حضرت را نادیده گرفته و به هتک آن پرداختند و این فاجعه‏ای نیست که بتوان بر آن پرده افکند.

ما، در این مورد، نصوصی را از معتبرترین کتب اهل سنت نقل می‏نماییم تا روشن شود که مساله‏ی هتک حرمت خانه‏ی زهرا و رویدادهای بعدی، یک واقعیت مسلم است نه یک افسانه. و با اینکه در عصر خلفا سانسور فوق‏العاده‏ای نسبت به نگارش فضایل اهل‏بیت و مثالب اصحاب اعمال می‏شد، ولی به حکم اینکه «حقیقت شی‏ء، نگهبان آن است» این حقیقت تاریخی تا حدی به طور زنده در کتابهای تاریخی و حدیثی محفوظ مانده است. ضمنا در نقل مدارک، ترتیب زمانی نگارش آنها را در نظر می‏گیریم تا به نویسندگان عصر حاضر برسیم.

ابن ابی شیبه و کتاب “المصنف”

ابوبکر بن ابی‏شیبه (159- 235) مولف کتاب المصنف، به سند صحیح چنین نقل می‏کند:

«هنگامی که مردم با ابی‏بکر بیعت کردند، علی و زبیر در خانه فاطمه با او به گفتگو و رایزنی می‏پرداختند. زمانی که این مطلب به گوش عمر بن خطاب رسید ، به خانه فاطمه آمد و گفت: ای دختر رسول خدا! به خدا قسم محبوبترین فرد نزد ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود شما، ولی به خدا سوگند این محبت، مانع از آن نیست که اگر این افراد در خانه تو جمع شدند دستور دهم خانه را بر سر آنها به آتش بکشند.

این جمله را گفت و بیرون رفت. وقتی علی و زبیر به خانه بازگشتند دخت گرامی علیهاالسلام به علی علیه‏السلام و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد کرد که اگر تجمع شما در این خانه تکرار شود خانه را بر سر شماها خواهد سوزاند. به خدا سوگند! او آنچه را که قسم خورده انجام می‏دهد. (۱)

یادآور شدیم که گزارش فوق در کتاب «المصنف» با سندی صحیح نقل شده است، اینک به بررسی سند حدیث از دیدگاه رجالیان اهل سنت می‏پردازیم تا میزان اعتبار تاریخی آن معلوم گردد:

در اعتبار شخص مولف (یعنی ابن ابی‏شیبه) همین بس که ذهبی، دانشمند رجالی اهل سنت (متوفای 748) درباره‏ی او می‏گوید: «عبدالله بن محمد بن ابی‏شیبه، حافظ بزرگ و حجت است. احمد بن حنبل و بخاری و ابوالقاسم بغوی از او نقل روایت کرده و گروهی او را توثیق کرده‏اند… ابن شیبه از کسانی است که از پل عبور کرده و در منتهای وثاقت است» (۲)

بلاذری و کتاب “انساب الاشراف”

احمد بن یحیی جابر بغدادی بلاذری (متوفای 270) نویسنده معروف و صاحب تاریخ بزرگ، رویداد تاریخی فوق را در کتاب «انساب الاشراف» به گونه‏ی زیر نقل می‏کند:

«ابوبکر به دنبال علی (علیه‏السلام) فرستاد تا بیعت کند، ولی علی (علیه السلام) از بیعت با او امتناع ورزید. سپس عمر همراه با فتیله (آتشزا) حرکت کرد و با فاطمه در مقابل در خانه رو به رو شد. فاطمه گفت: ای فرزند خطاب! آیا در صدد سوزاندن خانه من هستی؟ عمر گفت! بلی، این کار کمک به چیزی است که پدرت برای آن مبعوث شده است!». (۳)

درباره‏ی اعتبار بلاذری از دیدگاه اهل سنت همین بس که ذهبی در کتاب تذکره الحافظ وی را با القاب: حافظ، اخباری و علامه می‏ستاید (۴) و در کتاب سیر اعلام النبلاء او را چنین توصیف می‏کند: علامه، اذیب، نویسنده.(۵) .

ابن کثیر در کتاب «البدایه و النهایه» از ابن عساکر نقل می‏کند که: «بلا ذری، نویسنده و دارای کتابهای خوبی است» (۶) بنابراین نباید درباره‏ی بلا ذری شک و تردید کرد.

تا اینجا بررسی سند به پایان رسید. این دو سند صحیح تاریخی، به وضوح حاکی از آن است که بعد از درگذشت پیامبر گروهی که در راس آنان شیخین قرار داشته‏اند تصمیم به هتک حرمت خانه‏ی زهرا علیهاالسلام گرفته‏اند، اما این که افراد مزبور، به نیت خود جامه‏ی عمل نیز پوشانیده‏اند یا نه؟ این مطلب را باید از بررسی مدارک بخش آینده به دست آورد.

ابن قتیبه و کتاب “الامامه و السیاسه”

مورخ شهیر عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری (212- 276) از پیشوایان ادب و از نویسندگان پر کار حوزه تاریخ و ادب اسلامی است، مولف کتاب تاویل مختلف الحدیث و ادب الکاتب و غیره. (الاعلام 4/ 137) وی در کتاب «الامامه و السیاسه» چنین می‏نویسد:

«ابوبکر از کسانی که از بیعت با او سر برتافته و در خانه علی گرد آمده بودند، سراغ گرفت و عمر را به دنبال آنان فرستاد. او به در خانه علی آمد وآنان را صدا زد که بیرون بیایند ولی آنان از خروج از خانه امتناع ورزیدند. در این موقع، عمر هیزم طلبید و گفت: به خدایی که جان عمر در دست اوست بیرون بیایید والا خانه را بر سرتان آتش می‏زنم. مردی به عمر گفت: ای اباحفص (کنیه‏ی عمر) در این خانه فاطمه دخت پیامبر است، او گفت: باشد!». (۷)

ابن قتیبه دنبال داستان را سوزناکتر و دردناکتر نوشته است:

«عمر همراه گروهی به در خانه فاطمه آمدند در خانه را زدند، هنگامی که فاطمه صدای آنها را شنید، با صدای بلند گفت: ای رسول خدا! پس از تو چه مصیبت‏هایی به ما از فرزند خطاب و ابی‏قحافه رسید؟! وقتی مردم که همراه عمر بودند صدای زهرا را شنیدند گریه‏کنان برگشتند، ولی عمر با گروهی باقی ماند و علی را از خانه بیرون کشیدند و نزد ابی‏بکر بردند و به او گفتند، بیعت کن. علی گفت: اگر بیعت نکنم چه می‏شود؟، گفتند: به خدایی که جز او خدایی نیست گردنت را می‏زنیم!!…».(۸)

طبری و تاریخ او

محمد بن جریر طبری (متوفای 310)، فقیه و تاریخ نگار برجسته اهل سنت در تاریخ خود، رویداد فجیع هتک حرمت به خانه‏ی ویح را چنین بیان می‏کند:

«عمر بن خطاب به در خانه‏ی علی آمد، در حالی که گروهی از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. وی رو به آنان کرد و گفت: به خدا سوگند! خانه را به آتش می‏کشم مگر این که برای بیعت بیرون بیایید. زبیر از خانه بیرون آمد در حالی که شمشیری بر دست داشت، ناگهان پای او لغزید و شمشیر از دست او بر زمین افتاد. در این موقع دیگران بر او هجوم آورده و شمشیر را از دست او گرفتند».

این صحنه‏ی تاریخی، حاکی از آن است که اخذ بیعت برای خلیفه‏ی اول، با تهدید و ارعاب صورت گرفته و آزادی و انتخابی در کار نبوده است حال، آیا این نوع بیعت ارزشی دارد یا نه؟ خواننده باید در آن داوری نماید.

به لحاظ معیارهای مقبول علم رجال اهل سنت، در امانت و صداقت و وثاقت طبری سخنی نیست. ذهبی درباره‏ی او می‏گوید:

«پیشوای بزرگ، مفسر قرآن، ابوجعفر نویسنده کتابهای درخشان، ثقه و مورد اعتماد و راستگو». (۹)

ابن عبد ربه و کتاب “العقد الفرید”

شهاب الدین احمد معروف به «ابن عبد ربه اندلسی» مولف کتاب «العقد الفرید » (متوفای 463 ه) در کتاب مزبور بحثی مشروح درباره‏ی تاریخ سقیفه انجام داده و با اشاره به کسانی که از بیعت ابی‏بکر تخلف جسته‏اند چنین می‏نویسد:

«علی و عباس و زبیر در خانه‏ی فاطمه نشسته بودند تا این که ابوبکر، عمر بن خطاب را فرستاد تا آنان را از خانه فاطمه بیرون کند و به او گفت: اگر بیرون نیامدند با آنان نبرد کن. عمر بن خطاب با مقداری آتش به سوی خانه‏ی فاطمه رهسپار شد تا خانه را به آتش بکشد. در این هنگام فاطمه با او روبه‏رو شد و گفت: ای فرزند خطاب! آمده‏ای خانه‏ی ما را بسوزانی؟! او در پاسخ گفت: بلی، مگر این که شما نیز آن کنید که امت کردند (با ابوبکر بیعت کنید)». (۱۰)

ابن عبدالبر و کتاب “الاستیعاب”

یوسف بن عبداللَّه معروف به «ابن عبدالبرّ» (368- 463) مولف کتاب «الاستیعاب»، از بزرگان علم حدیث، فقیه، مورخ و آگاه از انساب است. او در الاستیعاب، بخش مربوط به شرح حال ابوبکر، تحت عنوان «عبداللَّه بن ابی‏قحافه» حادثه‏ی یورش به خانه زهرا را چنین نقل می‏کند:

«علی و زبیر هنگامی که با ابوبکر بیعت می‏شد، به خانه فاطمه رفت و آمد کرده و با او در این زمینه به مشورت می‏پرداختند. چون خبر رفت و آمد آنان به گوش عمر رسید، نزد فاطمه آمد و گفت: ای دختر رسول خدا! کسی محبوبتر از پدر تو برای ما نیست، همچنان که پس از رسول خدا، تو از دیگران نزد ما محبوبتری. به من خبر رسیده که آنان به خانه شما وارد می‏شوند. اگر بار دیگر چنین خبری به من برسد، چنین و چنان خواهم کرد! سپس خانه را ترک گفت و پس از رفتن او علی و زبیر وارد خانه شدند، فاطمه به آنان گفت: عمر نزد من آمد و قسم خورد که اگر این کار تکرار شود چنین می‏کنم. به خدا سوگند او به قسم خود عمل می‏کند». (۱۱)

ابی الفداء و کتاب “المختصر فی اخبار البشر”

اسماعیل بن علی معروف به ابی‏الفداء (متوفای 732) در کتاب معروف خود به نام «المخصتر فی اخبار البشر»، گزارشی نزدیک به آنچه ابن عبد ربه در «عقد الفرید» آورده است. که ما برای اختصار دیگر آن را تکرار نمی کنیم.

در اعتبار کلامی ابی‏الفدا همین بس که ذهبی می‏گوید: او دوستدار فضیلت و اهل آن بود و برای او محاسن زیادی هست. (الدرر الکامنه، نگارش ابن حجر 1/ 372.)

نویری و کتاب “نهایه الارب فی فنون الادب”

احمد بن عبدالوهاب قرشی معروف به نویری (677- 733) شاعر و ادیب معروف مصری مولف کتاب «نهایه الارب فی فنون الادب» است که زرکلی در الاعلام ج۱ ص۱۶۵ آن را ستوده و از قول فازیلیف می‏گوید: حقایقی در این کتاب از مورخان دیرینه نقل شده است که کتابهای آنان به دست ما نرسیده است، مانند «ابن الرقیق»، «ابن رشیق» و «ابن شداد». نویری در کتاب یاد شده، رویداد خانه‏ی زهرا علیهاالسلام را همانند ابن عبدالبر نقل کرده. که ما برای خلاصه آن را تکرار نمی کنیم.(۱۳)

سیوطی و کتاب “مسند فاطمه”

جلال الدین سیوطی (متوفای سال 911)، دانشمند ذوفنون و سخت کوش قرن نهم، در کتاب «مسند فاطمه» رویداد خانه دخت گرامی پیامبر را از مصنف ابن ابی شیبه نقل کرده است. و گفتار ابن ابی شیبه را قبلا بیان کردیم.

 متقی هندی و کتاب “کنزالعمال”

علی بن حسام الدین معروف بن متّقی هندی (متوفای 975) در کتاب ارزشمند خود « کنز العمال» رویداد خانه فاطمه را به نحوی که ابن ابی‏شیبه در «المصنَّف» نوشته نقل کرده است، بنابراین، نیازی به نقل عبارت نیست. (۱۴)

دهلوی و کتاب “ازاله الخفاء”

ولی اللَّه بن مولوی عبدالرحیم دهلوی هندی حنفی (1114- 1176) در کتاب «ازالة الخفاء» (که به زبان فارسی نوشته) درباره‏ی حوادث ایام سقیفه چنین می‏نویسد:

«در همین ایام مشکلی دیگر که فوق جمیع مشکلات توان شمرد پیش آمد و آن این بود که: زبیر و جمعی از بنی هاشم در خانه حضرت فاطمه رضی الله تعالی عنها جمع شده، در باب نقض خلافت، مشورتها به کار می‏بردند و حضرت شیخین آن را به تدبیری که بایستی بر هم زدند».(۱۵)

سپس نصّ تاریخ را که زید بن اسلم از پدرش نقل کرده و ما قبلا آن را از «مصنَّف» ابن أبی‏شبیه نقل کردیم، یادآور می‏شود.

محمد حافظ ابراهیم و قصیده عمریه

محمد حافظ ابراهیم (1287- 1351) شاعر مصری که به «شاعر نیل» شهرت دارد، دیوانی دارد که در ده جلد چاپ شده است. او در قصیده خود تحت عنوان عمر و علی، یکی از افتخارات عمر را این دانسته است که در خانه‏ی علی آمد و گفت: اگر بیرون نیایید و با ابی‏بکر بیعت نکنید خانه را به آتش می‏کشم و لو دختر پیامبر در آنجا باشد!

جالب آن است که محمد حافظ ابراهیم، قصیده‏ی خویش را در یک جلسه‏ی بزرگ قرائت کرد و حضار نه تنها بر او خرده نگرفتند بلکه مدال افتخار نیز به او دادند.

سه بیت این قصیده، مورد نظر و استشهاد ماست:

و قَولةٍ لعَلیٍّ قالَها عُمَرُ
أکرِم بسامِعِها أعظِمْ بمُلقیها

حرقتُ دارَک لا أبقِی علیک بها
إن لم تُبایع و بنتُ المصطفی فیها

ما کان غیرُ أبی‏حَفْصٍ یَفُوُه بها
أمامَ فارِسِ عدنانٍ و حامِیها .

«و گفتاری که عمر آن را به علی علیه‏السلام گفت به چه شنونده‏ی بزرگواری و چه گوینده‏ی مهمّی؟!».
«به او گفت: اگر بیعت نکنی، خانه‏ات را به آتش می‏کشم و احدی را در آن باقی نمی‏گذارم هر چند دختر پیامبر مصطفی در آن باشد».
«جز ابوحفص (عمر) کسی جرأت گفتن چنین سخنی را در برابر شهسوار عدنان و مدافع وی نداشت». (
۱۶)

عمر رضا کحاله و کتاب “اعلام النساء”

عمر رضا کحّاله، محقق معاصر و مؤلف کتاب ارزشمند «أعلام النساء»، در شرح زندگی دخت گرامی پیامبر می‏نویسد:

« ……فقیل له: یا أباحفص إنّ فیها فاطمة، فقال: و إن…
دخت پیامبر در آستانه‏ی خانه ایستاد و گفت: من گروهی بدتر از شما نمی‏شناسم، جنازه رسول خدا را بر زمین گذارده‏اید و کار ریاست را بین خود تقسیم کرده‏اید، بی آن که با ما مشورت کنید و حق ما را به ما برگردانید». (
۱۷)

تا اینجا بخشی از گزارش تاریخ که در آن، به تصمیم شیخین مبنی بر هتک حرمت خانه‏ی فاطمه علیهاالسلام تصریح شده است، پایان پذیرفت. هفته آینده به بخش دیگر از گزارش آن رویداد دردناک تاریخی که حاکی از جامه‏ی عمل پوشاندن افراد مزبور به این نیت جسورانه است، می‏پردازیم.

—————————————–
اسناد:
۱-
مصنف ابن ابی‏شیبه 8/ 572
۲-
میزان الاعتدال 2/ 490، شماره 4549
۳-
انساب الأشراف 1/ 586، ط دار معارف، قاهره
۴-
تذکره الحفاظ 3- 092، شماره 860.
۵-
سیر اعلام النبلاء 13/ 162، شماره 96.
۶-
البدایه والنهایه 11/ 65، حوادث سال 279
۷-
الامامه و السیاسه، ص 12، چاپ المکتبه التجاریه الکبری، مصر.
۸-
الامامه والسیاسه، ص 13، چاپ المکتبه التجاریه الکبری، مصر. مسلما این بخش از تاریخ ، برای علاقمندان به شیخین بسیار سنگین و ناگوار بوده است، لذا برخی درصدد برآمدند که در نسبت کتاب الإمامه والسیاسه به ابن‏قتیبه تردید کنند، حال آن که ابن ابی‏الحدید، استاد فن تاریخ، این کتاب به سرنوشت تحریف دچار شده و تحریفگران بخشی از مطالب آن را به هنگام چاپ، حذف کرده‏اند. غافل از آنکه مطالب مزبور در شرح نهج البلاغه‏ی ابن ابی‏الحدید موجود است. زر کلی در اعلام، کتاب الامامه والسیاسه را از آثار ابن قتبه می‏داند و سپس می‏افزاید: «برخی از علما در انتساب این کتاب به ابن قتیبه تأمل دارند». یعنی شک و تردید را به دیگران نسبت می‏دهد نه به خویش، همچنان که الیاس سرکیس (معجم المطبوعات العربیه 1/ 212) این کتاب را از آثار ابن قتیبه می‏داند.
۹-
میزان الاعتدال 3/ 498، شماره 7306
۱۰-
عقد الفرید 4/ 260، چاپ مکتبه هلال.
۱۱-
استیعاب 3/ 975، تحقیق علی محمد بجاوی ، چاپ قاهره.
۱۲-
المختصر فی اخبار البشر 1/ 156، ط دار المعرفه، بیروت.
۱۳-
نهایه الارب فی فنون الأدب 19/ 40، نگارش نویری، چاپ قاهره، 1395 ه.
۱۴-
کنزالعمّال 5/ 651، شماره 14138، ط مؤسسه الرساله، بیروت.
۱۵-
ازالة الخفاء 2/ 29، ناشر اکیدمی، ط لاهور.
۱۶-
دیوان محمد حافظ ابراهیم 1/ 82.
۱۷-اعلام النساء 4/ 114.

 4 نظر

ختم سوره‌ی واقعه

04 اردیبهشت 1391 توسط الزهرا (س) نصر

علامه مجلسی در زادالمعاد از حضرت سيّد سجّاد عليه‌السّلام روايت كرده است كه فرمودند چون اول ماه هر شهر (ماه قمری) به روز دوشنبه قرار گيرد شروع به خواندن سوره‌ی إذا وَقَعَتِ الْواقِعَة بنما تا چهارده روز، روز اول يك‌بار و روز دوم دوبار تا چهارده بار اين سوره را بخوان.

خواندن اين سوره بدين‌ترتيب موجب توسعه‌ی رزق و آسانی كارهای زندگی و حل مشكلات و اداء ديون و برای هر حاجتی مجرب است. علاّمه مجلسی می‌گويد مكرّر تجربه شده و به نتيجه رسيده است.*

* برای دريافت آداب و دعای ختم به صورت پی‌دی‌اف می‌تونيد به سايت اهل ولاء مراجعه كنيد: آداب و دعای ختم سوره‌ی واقعه

خيلی خوش‌مزه است‌ها!!!

امتحانش كنيد…

هركس نتونست دانلود كنه ايميلشو بذاره تا براش بفرستم (خلاصه هر جوری هست از دستش نديد).

 10 نظر

پروژه اُسکل سازی خاورمیانه!

03 اردیبهشت 1391 توسط الزهرا (س) نصر

دیروز یاهو مکتوب سرویس مخصوص یاهو که اختصاصی برای جهان عرب و خاورمیانه راه اندازی شده است ۶ عکس از لحظه بوسیده شدن سلنا گومز خواننده مشهور نوجوان توسط جاستین بیبر پدیده چند سال اخیر هالیوود گذاشته بود. نظرات متنوع بود و بیشتر به مسخره کردن زوایای زندگی سخیف مدل هالیوودی پرداخته بود. از جمله یک کامنت جالب که در آن نویسنده از یاهو مکتوب سوال کرده بود: “چرا این عکس های غیر اخلاقی و مزخرف را برای ما نمایش داده اید؟ اصلا این تصاویر ارزش خبری ندارند، هدف شما چیست؟”

کامنت مذکور ۶۰۰ لایک و ۴ آن لایک دریافت کرده بود. امروز مجددا مراجعه کردم تا تصویرش را اینجا بگذارم…نبود! :)

در چند ماه گذشته اخبار یاهو مکتوب به طور معمول شامل اخبار ضد اخلاقی هالیوود، مزخرفات بالیوود، یک خبر ضد ایران و احمدی نژاد، ناراحتی در مورد وقایع سوریه و مژده حرکت سریع سعودی به سمت دموکراسی ذیل اخبار عربستان (!) بوده است.

یاد گزارش های ضایع بی بی سی از فستیوال موسیقی راک در کابل افتادم. ۵ تا جوان افغان با سر و شکل های جهنمی در حال بالا و پایین پریدن بودند و ۵۰ نفر هم مقابل آنها حرکات شیطانی از خود بروز می دادند. این جشنواره به علت تهدیدات امنیتی در پایگاه آمریکایی ها و در میان تدابیر شدید امنیتی برگزار شد. همین حرکات سخیف و خنده دار به قدری برای بنگاه بی بی سی ارزش داشت که ۴۵ دقیقه از آن گزارش با آب و تاب فراوان پخش کرد!  کابل با راک به جنگ تروریسم می رود!

زهرا طباخی

 3 نظر

یاد پهلویش نمازم را شکست...

03 اردیبهشت 1391 توسط الزهرا (س) نصر

غروب جمعه ، هشتم اسفند1365، مسجد چهارده معصوم شهرک دارخوین، بدن پاره پاره حاج حسین در کنار محراب و یاران راه در آخرین بیعت ….

.

.

محمدرضا تورجی زاده *، فرمانده گردان یازهرا سلام الله علیها با حال و هوای خوش عرفانی همیشگی که دارد، اکنون بیش از هر زمان می سوزد:

«عجب شب غمباری است.فکرش را هم نمی کردیم یک شب جمع بشویم و جنازه حسینمان ،پدری که سالها برای لشکر و رزمندگان پدری کرد را ببینیم. حسین ما را تنها گذاشت و نزد یاران شهیدش رفت.

بعد از عملیات کربلای ۵حاج حسین آمده بود گریه می کرد و می گفت:”خدایا همه رفته اند ،دیگر کسی نمانده “  تنها شده بود ، خسته شده بود.

خداایافرمانده ما از بین ما رفت.تنهایمان گذاشت.خدایا دیگر صدای او را از پشت بی سیم نمی شنویم. خدایا دیگر تلاوت قرآن او را نمی بینیم. خدایا عجب نعمتی را از ما گرفتی…

لیاقت نداشتیم او در بین ما باشد. او آنقدر رشد کرده بود که ما دیگر لیاقت نداشتیم در بینمان باشد.

روز پنجشنبه بود .پشت بی سیم منو خواسته بودند، به من گفتند مقداری بخوان حسین آقا می خواهد گوش بدهد، خیلی گرفته و ناراحت بود.

یک بیت شعر از مصائب فاطمه زهرا سلام الله علیها خواندم ، وسط خواندن گفتند: طیب الله، بس است دیگر… او طاقت نداشته بیش از این در رثای فاطمه سلام الله علیها بشنود.
امشب همان شعر را بخوانم شما رهروان راه او گریه کنید:


در بین آن دیــــــوار و در    زهرا صدا می زد پــــدر
زهــرای من زهرای من     زهــرای من زهرای من
هنگامی که جنازه او را روی دست می گیرید و با او وداع می کنید و از شهرک بیرون می برید، به او قول بدهیم همانطور که علاقه داشت یک نیروی همیشه رزمنده واقعی باشیم، سرباز امام زمان علیه السلام باشیم و تا آخرین قطره خونمان ، راهش را ادامه دهیم.»
کتاب هزار قله عشق-سید علی بنی لوحی

 




 

پ.ن:



*شهید محمدرضا تورجی زاده ، فرمانده گردان یازهرا سلام الله علیها ،از لشکر امام حسین علیه السلام ،مداح اهل بیت ، که همچون مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها بر اثر جراحاتی بر پهلو و بازو و ترکش ها یی مانند تازیانه بر کمر ایشان به مقام شهادت نائل آمد.

- شهیدان را شهیدان می شناسند…

- کاش شهدا ذره ای از معرفتشون رو به من هم عنایت کنند!

-مادر….

 

 6 نظر
  • 1
  • ...
  • 600
  • 601
  • 602
  • ...
  • 603
  • ...
  • 604
  • 605
  • 606
  • ...
  • 607
  • ...
  • 608
  • 609
  • 610
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس