مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

همتت این باشد...

09 مهر 1391 توسط الزهرا (س) نصر
می‌گفت:
اول
ظرف دلت را آب بکش!
بعد برو بایست زیر بارن.
آب باران که سهل است،
آب زمزم را هم بریزی توی ظرف ناپاک، نجس می‌شود…
برای همین است که گفته‌اند و شنیده‌ای؛ تزکیه مقدم بر تعلیم است!
می‌گفت:
همتت این باشد که ظرفت را همیشه پاک نگه داری.
ظرفت که پاک باشد، خدا دلش نمی‌آید خالیش ببیند…



س.سجادی

 1 نظر

تفکر عمیق

09 مهر 1391 توسط الزهرا (س) نصر

یک روز زیباترین چشم ها را داشت.

بی هیچ زینتی، می درخشید و جلب توجه می کرد.

بیمار شد و یک چشمش را از دست داد.

در خیابان دیدمش، آرام! مثل همیشه.

زیبایی همیشگی اش را نداشت اما آرامش و لبخندش همان بود. مثل همیشه!

صمیمیتمان جرأتم داد تا بپرسم: چطور اینقدر آرامی. سختت نیست بیایی بیرون؟

لبخند زد و گفت: چی شده مگه؟ گفتم: نگاه پرسشگر مردم از آن یکی چشمت.

- وقتی زیبایی داشتم، بخاطر نگاه مردم بیرون نمی آمدم که حالا از ترس نگاهشان نیایم. اگر نگاهشان برایم مهم بود، آن روزها برای جلب نگاهشان باید کاری می کردم!

چقدر این تفکر را می پسندم. و این تفکر، یعنی حجاب

بقلم بانو راضیه

 1 نظر

"اين كه زندگى نشد"!

09 مهر 1391 توسط الزهرا (س) نصر

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

“در اين‌جا مناسب است كه مختصراً يك بحث عرفانى و معنوى مطرح كنم. ما كمتر به حقايق اين بحثها توجه مى‌كنيم؛ هر چند بيشتر حقايق هم همان‌جاست. بحث اين است كه اصلاً ما اين حيات و زندگى را براى چه مى‌خواهيم؟ وقتى شما اتومبيلتان را بنزين مى‌زنيد و در آن روغن مى‌ريزيد و مرتب مى‌كنيد، براى اين است كه سوار آن بشويد و به جايى برسيد. اگر چنانچه كسى اين باك را از بنزين پُركند و سوار شود و روشن كند و به سمت پمپ بنزين بعدى برود و در آن جا مجدداً باك را پُركند و باز ماشين را روشن كند و به طرف پمپ بنزين سومى برود و همين كار را تكرار كند و ادامه دهد، چه هدفى را دنبال كرده و چه فايده‌يى را تأمين نموده است؟! اين كه زندگى نشد. اگر هدف از پُر كردن باك و مرتب كردن ماشين اين باشد كه حركت كنيم تا به جايى برسيم كه مجدداً همين كار را بكنيم، هيچ هدف مشخصى را دنبال نكرده‌ايم.

شما اين موتورى كه اسمش جسم و وجود شماست، براى چه مرتب مى‌كنيد؟ آيا ما غذا مى‌خوريم تا جان بگيريم و راه بيفتيم و حركت و تلاش كنيم و نانى گيربياوريم و دوباره بخوريم؟! اگر دوباره اين نان را هم گيرآورديم و در جسممان ريختيم، با خوردن نان دوم، باز جان و حرارت و حركت و توانى پيدا مى‌كنيم. واقعاً با اين توان، بايد چه كار كنيم؟ آيا باز دوباره به سمت نان حركت كنيم؟! اين كه زندگى نشد. اين، چيز پوچى است. آيا انسان در همه‌ى سالهاى متمادى بخورد تا بتواند كار كند و بعد با كار خود، وسيله‌ى خوردن پيدا كند؟! اين كه يك دورِ دايمىِ خيلى بى‌ربطى شد. اين‌گونه زندگى كه فايده‌يى ندارد.

من در ماشينم بنزين مى‌ريزم كه با آن بتوانم خودم را به نقطه‌ى محبوب و معشوق و آن جايى كه كار دارم، برسانم. البته، وقتى مى‌خواهم به آن جا برسم، طورى راه را انتخاب مى‌كنم كه پمپ بنزينى هم وسط راه باشد. اما هدف، آن پمپ بنزين نيست، هدف آن جاست. ما بايد غذا بخوريم تا براى رسيدن به مقصودى، توان و حيات پيدا كنيم. آن مقصود چيست؟ آن را بايد پيدا كرد. آن معشوق چيست؟ دنبال او بايد رفت. او، آرمانها و آرزوهاى فراتر از چارچوب جسم من و شماست. تلاش ما براى آن آرزوست.”

بیانات حضرت آقا در دیدار با فرماندهان یگان های عمده ی عملیاتی نیروی زمینی و هوانیروز.68/12/5

اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم و اهلک اعدائهم






بقلم اسکالپلی ها

 1 نظر

غمی که در دل ماند با« پایی که جاماند»

09 مهر 1391 توسط الزهرا (س) نصر

«سامی همیشه می گفت : شما صدام و حزب بعث را نمی شناسید.صدام وزیر بهداری خودش را در جلسه ی هیئت دولت با گلوله به قتل رسانید. صدام خون هزاران نفر از شیعیان بی گناه عراق را ریخته است.صدام به یک شیعه ی عراقی به روز بنزین خورانید، وقتی شکمش پر از بنزین شد، با گلوله ی آتش زا به طرفش شلیک کرد تا شاهد انفجارش باشد. صدام  اواخر سال 1358که بر اریکه ی قدرت نشست ، به وفاداری هر که مشکوک شود او را به جوخه اعدام می سپارد.» ص551 چاپ یازدهم «پایی که جا ماند»

« پایی که جا ماند» برخلاف «نور الدین پسر ایران» بیشتر می گریاند و کمترمی خنداند. نورالدین ازجبهه های نبرد ایران و عملیات های غرور افرین همرزمانش می گوید  و مخاطب را در غم و شادی شریک میکند اما در «پایی که جا ماند» غم اسارت لحظه ای فکر مخاطب را آرام نمیگذارد چون هر لحظه مخاطب منتظر است تا نگهبانان شوم و بد صفتی مثل ولید فرحان و ستوان فاضل و … به خاطر نبود یک نصفه تیغ، هزاران اسیر را زیر ضربات کابل و باتوم کبود کنند چندان که صدای ناله ی اسرا در خلوت ذهن خواننده به وضوح شنیده شود.

نورالدین گاهی اوقات در سنگرش سربه سرعراقی ها می گذاشت  مثلا کلاه آهنی خود را روی لوله ی تفنگش گذاشته بالا می برد و عراقی ها به اشتباه سمت کلاه آهنی او شلیک می کردند و انبساط خاطری فراهم می شد برای نورالدین و همرزمانش. جنس شوخی های نورالدین خطرناک و دردسر ساز بود اما شکر خدا نورالدین در خاک ایران بود و مجبور نبود مطیع اوامر بعثی هایی باشد که به قول گروهبان یکم عراقی، ابراهیم یونس:«هرچه عرب تو خوزستان ایرنه می دونه ما چقدر پست و رذل و نامردیم!»

سید ناصر هنگام اسیر شدن 16 سال بیشتر نداشت. او در حالی که ساق پای راستش تیر خورده  و استخوان هایش خرد شده بود به اسارت عراقی ها در آمد و نزدیک بیست روزبا پاشنه ی آویزان از رگ و پوست، بدون کمترین دارو و درمانی در اردوگاه اسرا سر کرد.

فضای کوچک اردوگاه  مانع از این بود که سید رضا بتواند جلوی لگدمال شدن غیر عمد پایش توسط اسرا را بگیرد به همین خاطر شب ها به داخل توالت های متعفن اردوگاه پناه می برد تا حداقل کسی در تاریکی شب پای مجروح و کرم خورده اش را لگد نکند.

« پایی که جا ماند» تابلویی واقعیست از تنفر نظامیان بعثي عراقی نسبت به اسرای ایرنی به خصوص اسرای  بسیجی و سپاهی. نظامیانی که با وحشی گری تمام برای استقبال از اسرا تونل باتوم تدارک می دیدند و اسیر سالم و مجروح برایشان فرقی نمی کرد. حتی اسیری که شکمش پاره شده بود و روده هایش بیرون ریخته بود را به جرم سپر نکردن دستانش در مقابل سرش بیشتر می زدند غافل از این که دستانش را سپر شکم و روده هایش کرده بود تا محتویات شکمش زمین نریزد!

البته  به ندرت در بین نگهبانان عراقی امثال علی جارالله و سامی و دکتر موید هم دیده می شد که مفاهیم انسانی برایشان معنا داشت و کمک های به موقع و خوبی در حق اسرا می کردند.

خلاصه ی سخن این که « پایی که جا ماند» یادداشت های روزانه ی سید ناصر حسینی پور است از زندان های مخفی عراق؛ زندان هایی که نام اسرایش در لیست صلیب سرخ جهانی قرارنگرفته بود .کتاب 700 صفحه ای «پایی که جاماند »بازنویسی 23 صفحه یادداشت کوتاه و رمزی سید ناصر است از 187 روز از مجموع 808 روز اسارتش.



بقلم بانو رامیان
 1 نظر

بی حرمتی شرق در هفته دفاع مقدس به ساحت رزمندگان!

05 مهر 1391 توسط الزهرا (س) نصر

مظلومیت پدران و برادران مظلوم ما که برای دفاع از ساحت مقدس اسلام جان و مال و ناموس شان را کف دست گرفتند و غریبانه متاع دنیا را با حیات جاودانه و سعادت ابدی تاخت زدند، قلم به دستان مزدور دنیا طلب این گونه روایت می کنند:

کاریکاتور توهین آمیز روزنامه شرق

آلوده کردن شان سردارانی که آگاهانه و عامدانه جام پیروزی را از دست سردار کربلا ستاندند و سرمست شراب ناب محمدی به فرمان خمینی کبیر، امام عاشقان و عاقلان، لبیک گفتند، از قلم نجس امثال شما بر نمی آید آقای هادی حیدری!

آنها که طعم زندگی متعهدانه، خدایی و حق مدارانه را نچشیده اند هزار سال است که تصور می کنند حسین علیه السلام هم ضرر کرد که با یزید کنار نیامد! زبان شان لال، گمان عقلی شان از نوک بینی شان فراتر نمی رود و فرض شان این است که عقل حسینیان در برابر احساس شان زانو می زند. حداکثر تصورشان از عشق هوس بازی و زن بارگی است، پس تصوری از مرتبه عشق حسینی و معشاقه عشق و عقل ندارند!

آقای هادی حیدری! به اربابان غربی ات که در روزنامه شرق کوک می شوند بگو: آنها که چشم عقل شان بینا می شود نیازی به چشم بصر ندارند! بار دیگر اگر خواستی سرداران بسیجی و سپاهی را با چشم بسته طراحی کنی توجه داشته باش که راهشان را گم نخواهند کرد! سربند یا زهرا خود راهگشای دنیا و آخرت است…دیدار ما به قیامت!

 

ز.طباخی

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 524
  • 525
  • 526
  • ...
  • 527
  • ...
  • 528
  • 529
  • 530
  • ...
  • 531
  • ...
  • 532
  • 533
  • 534
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس