مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

سیب مهاجر / قسمت اول

01 آذر 1391 توسط الزهرا (س) نصر

 

 

 

بعدازظهر یک روز تابستون بود. هوا گرم و داغ . از توی دکان نانوایی هم حرارت بیرون می زد و گرما مضاعف شده بود. پسرک همین طور که توی صف ایستاده بود فکر می کرد. صدای ترمز یک دفعه یک ماشین مدل بالا توجهش رو جلب کرد.

 

در باز شد ، مردی میانسال – شیک پوش و عطرآگین پیاده شد . قدم هایش مبتکرانه بود. به طرف سوپر میوه اون طرف خیابون روانه شد. مدت زیادی طول نکشید که به همراه شاگرد مغازه برگشت . شاگرد پلاستیک های پر از میوه رو توی صندوق عقب گذاشت و انعام خوبی هم گرفت و رفت. اما در حین جاسازی میوه ها یک سیب از سر پلاستیک سیب ها افتاد و قل خورد آمد کنار جدول ، شاگرد مغازه آمد دنبالش که اونو برداره و توی پلاستیک بگذاره که صاحب ماشین  با ژست خاصی گفت : نمی خوام ، کثیف شده  - بذار هر کی می خواد برداره !

 

بعد هم نشست پشت ماشین  با یک ویراژ محکم  رفت . صدای شاتر بلند شد  آقا پسر چند تا نون می خوای ؟ محمد با دستپاچگی  گفت : دوتا و پولشو گذاشت روی پیش خون  - وقتی نان رو می خواست زیر بغلش بگذاره   زیر چشمی سیب رو می پایید . خیلی خوش رنگ و براق بود . خیلی توجهش رو جلب کرده بود و جذبه سیب به حدی بود که نفهمید چه طور اونو توی جیبش گذاشت و به طرف خونه روانه شد.

 

وقتی رسید توی حیاط خونشون بچه های همسایه های اتاف های اون طرف حیاط داشتن بازی می کردن . مادرهاشون کنار حوض وسط حیاط هر کدام مشغول کاری بودن و با هم درد دل می کردن . گاهی یکیشون هم سر بچش داد می زد.

 

محمد بی صدا به طرف اتاقشون گوشه حیاط ، اتاق پشت به قبله  که پنجره نداشت رفت . بی اعتنا به دعوت بچه ها برای بازی . توی اتاق نون رو گذاشت توی سفره ، سیب رو از توی جیبش درآورد ، محکم با پایین پیرهنش پاک کرد . خواست گاز بزنه دلش نیومد ، گفت بذار بابام بیاد – مادرم بیاد ، شب دور هم که جمع شدیم این سیب قشنگ رو مثل کیک تولد می بریم  و جشن می گیریم.

اما بوی سیب بدجوری کلافش کرده بود .
ادامه دارد …

بقلم سرکار خانم اشراقی از اساتید مدرسه الزهرا

 نظر دهید »

جانهایشان فدایت

30 آبان 1391 توسط الزهرا (س) نصر

 

به نام خدا                                                                         

شب پنجم                                                                                                                                      

مادر نشسته  سير تماشايشان كند     هنگام رفتن است ،مهيا يشان كند                                                                  

او يك زن است و عاطفه دارد ،عجيب نيست               سيراب بوسه ، قامت رعنايشان كند                                          

بر شانه مي زند كه برو ،سهم كوچكي است              بايد نثار غربت مولايشان كند                    (پروانه نجاتي)      

زندگي مثل مزرعه است و ادب چون باران…             (امام علي (ع))                                                               

چه تعبير عجيبي است! ادب به باران تشبيه شده ،چون باران، احياگر.مزرعه اول چيزي كه نياز دارد باران است تا زنده بماند و اهميت ادب براي زندگي به همان اندازه است.كدام ذهن زميني در كدام شاخه از علوم مي توانست چنين جمله ي عميق و كليدي كه در بر گيرنده ي مهم ترين نكات تربيتي ،جامعه شناسي و روانشناسي باشد را  بيان كند كه راه گشاي زندگي ديروز و امروز و فرداي بشر باشد؟ حقي كه  صاحبان وآموزگاران ادب  اين خاندانند. و مگر نه اينكه ريشه ي بسياري از اختلافات و دلگيري ها و دوري ها ورنجش ها ،بي ادبي است؟مگر نه اين كه حرمت نگاه داشتن در هر سطحي از روابط ، سبب آرامش و بالندگي زندگي است؟ وآيا همراهي آزادي و ادب ،ايده آل گمشده ي انسان امروز نيست؟      

رابطه هاي انساني از جنس شيشه اند،البته از نوع نشكن (پيركس).وقتي كه شكل مي گيرند چون ذرات شيشه يك پارچه و يكدست ،جامد و سخت از گرماي محبت جوش مي خورد وبه هم آميخته مي شوند. وابستگي ها به حد اعلا مي رسند و همه چيز در سايه ي با هم بودن شكل مي گيرد.رابطه با ضربه هاي عادي دوستانه ، ترك نمي خورد و افتادن از ارتفاع ها نا چيز شوخي هاي مجاز آسيبي به رابطه وارد نمي كند .اما اگر ناگهان سردش كنندو از بلندي دوستي به قعر بي اعتمادي پرتاب شود ،نه دو تكه ،نه سه تكه كه به رسم شيشه هاي نشكن ، هزار تكه مي شود و باز گشتي برايش نمي يابي! كه اگر بندي هم بخورد هميشه چون آينه ي دق در سطح آن ديده مي شود وداغ دل را تازه مي كند نه رابطه را!و شايد تنها چيزي كه نگذارد اين رابطه ،ميان همسران،ميان پدر ها و پسر ها، ميان مادر ها و دخترها يا ميان خواهر ها و برادر ها حرمتش شكسته نشود ،ادب است.  اگر در اوج صميميت و يكرنگي ،حرمت آدم ها حفظ شود عدم بروز ذلخوري آغاز راه  است و غايت آن، جانفشاني براي يكديگر وپيش مرگي براي هم است!تا جايي كه در دو سو براي خلق شادي در طرف مقابل نقشه مي كشند ورقابت در بيشتر دوست داشتن.               

وآيا كربلا صحنه ي چنين رقابتي نبود تا مدام هر كه از ديگري در جانفشاني براي هم سبقت بگيرد؟ و آيا بانو زينب كبري(س) مظهر ابراز اين ادب و احترام نبود، در پيشكش كردن جگر گوشه هايش و بيش از آن پي نگرفتن از اجساد آنها حتي در پشگاه برادر؟  آيا نبايد به او حق داد كه در اين معركه ي بلا  جز زيبايي نبيند؟ 

قامت دو تا كند كه دو تا تير آخرش 

يك دم سپر شوند براي برادرش

زينب به پيشواز شهيدان خود نرفت

تا كه خدا نكرده ،مبادا برادرش…

گفتند ،عصر واقعه آزاد شد فرات

  وقتي گذشته بود دگر آب از سرش  (برقعي)                                                                                                                                                                                                                                                                                     بهاره بهاره بهنام نیا

 

 

 نظر دهید »

بهشت را به بها دهند، به بهانه ندهند

30 آبان 1391 توسط الزهرا (س) نصر

 

19 روز از عروسی وهب و هانیه می گذشت و ده روز از اسلام آوردنشان که در راه فرزند رسول خدا،جان به جانان تقدیم کردند*و عمریست در جوار مولایشان، روزها را شیرین تر از عسل می گذرانند.
بهشت، پاداش کوچکی است برای حسینی شدن و حسینی شدن ساده است و ساده نیست.
یک روز حسینی که بشوی، برایت غصه می خورند که ناکام از دنیا رفت و یه روز حسینی شدن مساویست با نیش و کنایه های مردم برای مختصر برگزار کردن جشن عروسی ات چون معتقدی وقتی مردم در تامین ضروریات معیشت خود مانده اند، جشن مفصل، امام زمانت را خوش نمی آید.
مساویست با نگاه های معنا داری که سرتاسر زندگی ساده ات را به سخره می گیرند و تو چشمهایت را می بندی و می اندیشی که در زمان بدر و خیبر، مردم با اقتصاد مقاوتی اسلام را نجات و گسترش دادند و تو می دانی که فرزند حسین(ع) گفت: موقعیت امروز ما، موقعیت بدر و خیبر است

————————————-
*   روایت کربلا، حاج یدالله بهتاش

بقلم بانو مشق عشق

 نظر دهید »

مجاهده خاموش

30 آبان 1391 توسط الزهرا (س) نصر

 

از مسیح علی نژاد تا چادر مانتو ملی

خواندن خاطرات حجاب اجباری صفحه مسیح علی نژاد برای من همزمان شد با رونمایی چادر مانتو ملی. تلاقی جذاب این دو مقوله مرا با سوال همیشگی ام دوباره مواجه کرد: ما از جان حجاب چه می خواهیم؟
این قلم تمایل دارد بند حاضر را با یک حکم کلی شروع کند: زندگی زنان محجبه در شرایط فعلی مجاهده ای است خاموش. پررنگ کردن اصطلاح مجاهده بر حکم کلی دیگری که کمی جسورانه است صحه می گذارد؛ زندگی زنان کم حجاب یا بی حجاب و یا هم بدحجاب با شرایط فعلی همخوانی دارد. سوال قابل استخراج از این دو حکم را می توان بدین شکل مطرح کرد: ما در چه شرایطی زندگی می کنیم؟


ظهور انقلاب اسلامی ایران با شعارهای الهی و فرهنگی، نوید تربیت انسان هایی با همان زیربنای فکری را می داد. اردوکشی غرب از جبهه نظامی به جبهه فرهنگی پس از آزادسازی خرمشهر نیز ترس غرب از تربیت انسان انقلاب اسلامی را آشکار کرد. پس جنگ فرهنگی غرب با زمینه تربیت انسان انقلاب اسلامی آغاز شد. تاکید بر اصطلاح جبهه فرهنگی و پررنگ کردن اهمیت فرهنگ از زمینه های نرم و انسانی- الهی انقلاب اسلامی پرده برمی دارد. با اشاره به همین وجوه می توان انقلاب اسلامی ایران را پیش و بیش از آنکه انقلابی سیاسی دانست، انقلابی فرهنگی به شمار آورد.
نکته مهم این مسئله را می توان ضرورت شناخت فرهنگ و شرایط محقق شدن آرمان های فرهنگی دانست. در حقیقت مرتبط دانستن فرهنگ با وجوه دیگری چون سیاست، اقتصاد و اجتماع راز و کلید تعریف به جا از فرهنگ و محقق شدن آرمان های فرهنگی است. اما آیا متولیان مباحث فرهنگی این مرز و بوم، مسائل فرهنگی را در ارتباط با دیگر مسائل جامعه اعم از اقتصادی، سیاسی و اجتماعی رصد می کنند؟ انکار نگاه تک بعدی متولیان فرهنگی نسبت به این مسائل کاری است مشکل و ناممکن.

به بیان دیگر ناتوانی در شناخت مسائل فرهنگی و ریشه های بروز و ظهور این مسائل، طرح ناقص و کاریکاتوری مسئله، تلاش جهت بررسی تک بعدی و ارائه راه حل های ضربتی و کوتاه مدت و غالب بودن نگاه خشک و متصلب سازمانی بر طرح و حل مسئله از ویژگی های عموم متولیان فرهنگی جامعه است.
در این راستا می توان به مسئله حجاب و عفاف که در بیان بسیاری از اهالی فرهنگ به یکی از مهمترین مسائل حال حاضر جامعه تبدیل شده است، اشاره کرد. بارزترین شیوه برخورد با این مسئله را می توان تلاش جهت اقناع سطحی مخاطب بدون در نظر گرفتن زمینه های مختلف حس و تخیل و زیست جهان فرد یعنی جامعه ایران پس از انقلاب و دفاع مقدس دانست.
جابه جایی شدید ارزش ها در جامعه پس از دفاع مقدس و پررنگ شدن اصل رفاه و لذت، به شکل گیری الگوهای رفتاری و اجتماعی منجر شد که غالبا ماهیتی غیرعفیفانه داشتند و در راستای کسب لذت بیشتر مورد استفاده قرار می گرفتند.
در این راستا می توان به عناصر مورد تاکید اکبر جباری از جمله معماری مدرن که تقابلی جدی با معماری عفیفانه اسلامی دارد، شهرسازی مدرن با ماهیتی لذت جویانه همراه با ساختمان های بلند با قابلیت اشراف بر حتی اتاق خواب ساختمان های کوچک، بزرگراه ها جهت داشتن سرعت بیشتر و حتی لایی کشیدن در شب که با لذت فراوان همراه است، رواج یافتن ورزش با محوریت لذت بیشتر؛ چه اینکه ورزش در جامعه مدرن دیگر برای سلامتی و تعادل نیست و… اشاره کرد. مقاله حجاب و زیست جهان جنسی با نگاهی هستی شناسانه، جهان مدرن را جهانی جنسی می داند؛ چه اینکه ادامه حیات در این جهان تنها و تنها در راستای کسب لذت بیشتر صورت می گیرد و هیچ معنایی در آن مد نظر نیست. از این روی حجاب با جهان مدرن در تناقضی آشکار قرار گرفته و بی حجابی را می توان به عنوان یکی از شاخصه های مدرنیته دانست. می توان مدعی شد غفلت از این تقابل مهم و ریشه ای، متولیان فرهنگی را با چالشی مهم مواجه کرده است.(۱)
ناتوانی مربیان دینی و حوزه های علمیه و مسئولین دولتی در ارائه الگوی عملیاتی و کارآمد رفتار دینی و ایجاد شرایط زندگی اسلامی به همراه ارائه به جای شاخصه های این شیوه زندگی، را می توان حلقه ای دیگر و مهم در مسئله حجاب و عفاف دانست. اصطلاح های الگوی عملیاتی و سبک زندگی ناظر بر لزوم تحول در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه هستند.
پررنگ کردن اهمیت حضور در دانشگاه و مدرک گرایی مفرط که پسر و دختر را در دام تحصیلات بی پایان و بی هدف اسیر کرده، ناتوانی آموزش عالی و آموزش و پرورش در تربیت انسان هایی خودکفا و مستقل و تبدیل ایشان به افرادی که همواره دست بر شانه دولت دارند و به انتظار مشاغل دولتی پیر می شوند، تحمیل شرایط سنگین ازدواج اعم از مهریه، جهاز و مراسم های غیرمعقول، هویت بخشی کاریکاتوری از طریق دانشگاه و مدرک به زنان، شایع شدن اصطلاح ازدواج در سنین پائین که اصطلاحی است غیرمعقول و بی توجه به سن بلوغ جنسی و فاصله ویرانگری که می تواند با سن ازدواج داشته باشد و تقبیح این نوع از ازدواج در جامعه، ضعف امکانات و شرایط ازدواج جوانان؛ همگی از مولفه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هستند که در افزایش سن ازدواج و به انحراف کشیده شدن غریزه جنسی افراد و بروز کژرفتارهای اجتماعی از جمله بدحجابی، روابط آزاد و.. موثرند.

شیوع رفتار و گفتارهای متناقض در جامعه که قادر است مخاطب را در برزخی خاص گرفتار کند را می توان یکی دیگر از ابعاد جامعه امروز ایران دانست. شنیدن صدای کارشناسان و مبلغین مختلف که زن نمونه را زنی خانه دار، مادری مهربان و همسری شایسته معرفی می کند و از دیگر سوی به وقت صحبت در رسانه ملی از آمارهای بلند بالای حضور موفق زنان در اجتماع پس از انقلاب پرده بر می دارند و با خوشحالی از غلبه آماری دختران دانشجو بر پسران داد سخن می دهند (و البته آن لحظه فراموش می کنند از رشد لحظه ای مهدکودک های مختلف و خاله ها و عموها و عمه ها و پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها و کم کم پدران و مادران مجازی آمار بدهند؛ چه اینکه آن آمار را برای جلسه ای دیگر و جهت حمله به اشتغال زنان و تشویق خانه داری نگه داشته اند!)، معرفی چهره های اجتماعی زنان اعم از رانندگان کامیون، مهندسین معدن، آتش نشان ها و… که در تقابلی جدی با نکته مورد تاکید ایشان یعنی روحیات لطیف زنان قرار دارد، استفاده مجریان زن با ویژگی های ظاهری و لباس های متفاوت و بعضاً متضاد در شبکه های داخلی و ماهواره که به مدد گیرنده های دیجیتالی داخلی شده اند، پوشش متناقض چهره های رسانه ای به هنگام حضور در تلویزیون (به عنوان گفتمان رسمی و حاکمیت) و در شرایط معمول زندگی، تشویق زنان به ماندن در خانه و اعطای یکی از بالاترین مناصب سیاسی به یک زن و ابراز امیدواری به تداوم و توسعه این مسئله و از سوی دیگر صحبت از تفکیک جنسیتی در دانشگاهها همگی تناقضاتی هستند که در کردار و گفتار مسئولین و کارشناسان منختلف قابل رویت اند.
غفلت از زمینه های روانی پدیده بدحجابی و در نظر نگرفتن ابعاد روحی و روانی پسران و دختران جوان و مسکوت نهادن امیالی چون زیبایی جویی، میل به محبت کردن و محبت دیدن در اوج جوانی، موجب برخوردهایی نامناسب و ضعیف با این مسئله است. در کنار این نکته می توان به عدم ارائه پوشش های زیبا، کامل و جذاب با قیمت های مناسب توسط متولیان و مسئولین اشاره کرد.
نقش غیرقابل انکار رسانه ملی در فروکاست مفهومی حجاب و تبدیل آن به یک پارچه جهت پوشش ظاهری در کنار دیگر عوامل نیز قابل تامل است. این نکته را می توان ذیل ناتوانی در تعرف مناسب و به جا از حجاب و عفاف بررسی کرد. به بیان دیگر کارشناسان امر با ضعفی خاص، حجاب را از گفتمانی عمیق و چندبعدی که نماد شیوه و سبکی خاص از رفتار، کردار و افکار است به پارچه هایی جهت پوشش تقلیل داده اند.
همین نکته را می توان در دوخت چادر مانتو ملی دید و این سوال را مطرح کرد: چادر مانتو ملی در پاسخ به کدام مسئله و نیاز تولید شده است؟
ناتوانی در بررسی جامع الاطراف مسائل و مشخص کردن ریشه های بروز و ظهورشان، ما را به برخوردهایی سطحی و سلبی چون تولید چادر مانتو ملی و گشت ارشاد می کشاند. حال آنکه نمی توان با مسائل انسانی که دارای ابعادی اجتماعی، روانی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی اند، برخوردهایی تک بعدی و یکجانبه داشت.

می توان مدعی شد در بستر شرایطی که هیچ کدام فرد را به سمت حجاب و عفاف رهنمون نمی شوند، متولیان فرهنگی تنها و تنها به ایراد خطابه و سخنرانی در زمینه حجاب و مزایای آن پرداختند؛ در حالیکه این راه است که فرد را به مقصد می رساند نه گوشی که در آن یکریز نجوا شود.
از سوی دیگر اشاره به غفلت خطیبان و مروجان حجاب و عفاف از جنبه های حس و تخیل در تبلیغ و ترویج اصل حجاب و تلاش ایشان جهت اقناع فکری مخاطب نیز قابل تامل است.
به بیان دیگر ما در تبلیغات خود حتی از جنبه های خیال انگیز و حسی که می توانستند موجبات ایجاد علقه را فراهم آورده و با اطلاعات به جا به باورمندی فرد منجر شوند، غفلت کردیم و رسانه ای که می توانست این مهم را عهده دار شود در جهتی عکس رها کرده و به ایراد خطابه اقناعی خود مشغول شدیم.
به این موارد می توان تلاش های شبکه های مختلف ماهواره ای و رسانه های غربی در راستای تضعیف مبانی اعتقادی و اخلاقی افراد جامعه را افزود. ایجاد شبهات مختلف فکری در حوزه های متفاوت از جمله حجاب؛ از سوی رسانه های غربی نکته ای است غیرقابل انکار.
رواج یافتن اصطلاح حجاب اجباری از سوی ایشان در سال های اخیر و حرکت جدید مسیح علی نژاد در صفحه فیس بوک خود در این حوزه قابل تامل است.
این اصطلاح که مروج شبهه ای است خاص، در ذات خود انحرافی غیرعقلانی را حمل می کند. این انحراف را می توان با دقت در کلمه اجبار و طرح پرسش منظور از اجبار در اصطلاح حجاب اجباری چیست، روشن کرد.

«اگر منظور از اجبار در حوزه قوانین الهی باشد که باید گفت بدون تردید مسئله حجاب یکی از اساسی ترین مسائل دینی و الهی به شمار می رود که اختصاص به دین اسلام ندارد و در تمام ادیان الهی از جمله زرتشت، یهود و مسیحیت به لزوم رعایت ان تاکید شده است. اما با توجه به آیات و روایات باید گفت که این مسئله یکی از اوامر الهی است و ترک آن عقوبت پروردگار را در پی دارد، اما پذیرفتن و یا نپذیرفتن آن از سوی مسلمانان مانند سایر احکام الهی امری است که اجبار و اصرار در پذیرش آن طرد شده است. آن هنگام که می خواهیم حجاب را به عنوان امری ایمانی یا عقلانی و به عنوان یک فکر و اندیشه به فردی معرفی نمائیم، استفاده از اجبار چه در اندیشه و فکر و چه در قبول ایمان امری نادرست و بی اساس است.»(۲)
اما با توجه به وجهه اجتماعی حجاب و قرار داشتن این مقوله در حوزه حریم عمومی، «باید گفت که با نگاهی جامعه شناختی، در واقع حجاب به مفهوم پوشش به مثابه رسانه ای هویتی و ارتباطی است که نقش نمادینی در عرصه ارتباطات میان فردی دارد، از این رو مسئله حجاب نه تنها مسئله ای شخصی و خصوصی نیست، بلکه دارای ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بوده و دارای مولفه های مذهبی- معنوی، منزلتی، شخصیتی و رفتاری است که می توان از زوایا، پارادایم ها و منظرهای مختلفی به آن نگریست.»(۳)
از همین روی و با توجه به عمومی و اجتماعی بودن مسئله حجاب، می توان اجبار در این مسئله را در حوزه قوانین اجتماعی دید. «زمانی که بحث از الزام رعایت حجاب به عنوان یکی از قوانین اجتماعی در جامعه مطرح می شود، کلمه اجبار به عنوان یکی از ضمانت های اجرای آن، مشابه هر قانون دیگر به شمار رفته و بار منفی خود را از دست می دهد. چه بسا که اگر مبحث اجبار از همه قوانین اجتماعی کنار گذاشته شود، هیچ قانونی قابلیت به تحقق در آمدن و اجرا شدن نخواهد داشت و هرکس براساس مصالح و منافع شخصی دست به انتخاب قوانین الزام آور می زند. مسلم است که در جامعه ای این چنین باید مفهوم نظم و قانون به فراموشی سپرده شود.»(۴)
شرایط مطرح شده و نیز تلاش های غرب و عواملش را می توان در یک ارزیابی کلی از عوامل شکل گیری پدیده ای به نام بدحجابی یا بی حجابی دانست. پدیده ای که به علت جامع الاطراف بودن با راهکارهای تک بعدی علاجی نمی پذیرد. راهکارهایی چون چادر مانتو ملی که هنوز برای نگارنده مشخص نشده است در راستای کدام نیاز بانوان محجبه تولید شده است و با کدام شاخصه بانوان بی علاقه به حجاب را به سمت خود می کشاند، تنها کارکردشان ارائه بیلان کاری و البته تقلیل مفهومی حجاب است.
برخورد با پدیده بدحجابی یا بی حجابی (این اصطلاحات نیاز به بررسی عمیق جهت مشخص شدن میزان دقت و صحت خود دارند!) در قالب گشت ارشاد جهت حفظ نظم عمومی نیز قابل خدشه است. در حقیقت بعد از اثیات لزوم قانونی کردن حجاب، نوع پیاده کردن این قانون و معیارها و ضوابط آن است که مهم و قابل بررسی است. سوال اینجاست که آیا گشت ارشاد با شیوه برخورد فعلی، روشی استاندارد جهت حفظ این قانون اجتماعی است؟ آیا مامورین محترم و محترمه گشت، صلاحیت و توانمندی کامل جهت حفظ نظم عمومی را دارند؟ از سوی دیگر در کنار عوامل امنیتی، شرایط حفظ حجاب در تمامی ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی وسیاسی مهیا شده اند؟
ریشه شبهات وارده توسط اصطلاح حجاب اجباری را می توان در نوع پیاده کردن قانون یافت. در حقیقت ما در زمینه اثبات قانونی بودن حجاب و لزوم احترام به قوانین مشکلی نداریم، بلکه بیشتر مسائل و اختلافات در نحوه پیاده کردن قانون و معیارها و ضوابط آن است که رخ می نمایند و زمینه جهت ایجاد شبهات مختلف مهیا می شود. شناخت شرایط و بررسی دقیق مسائل و ارائه راه حل های به جا، از افرادی کارشناس و دلسوز برمی آید. لزوم استفاده از این افراد مدت هاست رخ نموده است.

پی نوشت
۱- جهت مطالعه بیشتر رجوع کنید به مقاله حجاب و زیست جهان جنسی به قلم اکبر جباری، دوماهنامه هابیل، دوره جدید شماره چهار، شماره ۵ معکوس
۲- شبنم نادری، حجاب اجبار اختیار قانون، پایگاه تحلیلی تبیینی برهان
۳- همان
۴- همان

بقلم س. دانشور

 نظر دهید »

اللهم انی اسالک حبک و حب من یحبک و حب من تحبه

30 آبان 1391 توسط الزهرا (س) نصر

خدا هر کس که «شبیه» به شما باشد دوست دارد،

مثل همه عاشق ها که هر چیز یا هر کسی که حداقل

شباهتی به محبوبشان داشته باشد را دوست دارند، تا

چه رسد به اینکه «حبیب» باشد…

مگر نه اینکه خدا شادی و رضایت و غضب اش را عین شادی و

رضایت و غضب شما معرفی کرده است؟

خوش به حال آنان که ظاهر و باطن و محیا و مماتشان

رنگ شما را دارد، شباهت به شما دارد… 

می گفت خانوم ها در مجلس روضه با مشت به سینه بکوبید بگذارید

که شبیه زینب کبری سلام الله علیها شوید، به همین مقدار

شباهت هم می شود دل خوش بود..

بقلم بانو حبیب

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 507
  • 508
  • 509
  • ...
  • 510
  • ...
  • 511
  • 512
  • 513
  • ...
  • 514
  • ...
  • 515
  • 516
  • 517
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس