مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

سینمای خانگی

08 اسفند 1391 توسط الزهرا (س) نصر

بعد از چند سال زندگی مشترک بالاخره فهمیدم هر کسی به یک چیزی/چیزهایی علاقه دارد و قد علم کردن در مقابل علاقه مندی های شریک زندگی غیر از فرسایش روح طرفین سودی نخواهد داشت. همان سال های اول کشف کردم که همسرم به تماشای فیلم علاقه مند است و رو تُرش کردن ها و دق کردن ها و غصه خوردن ها و خون به جگر شدن های ناشی از فشردن کلیدِ قرمزرنگِ کنترلِ تلوزیونِ ۲۱اینچِ شهاب‌مان توسط ایشان، آن هم به محض ورود به خانه و هوو پنداشتن آن جعبه ی ناقابل هیچ سودی برایم نخواهد داشت، غیر از اشک های پنهانی که مرا از پا در می آورْد و اشک های علنی که هر دوی‌مان را. چند سال پیش از روی عشق به همسر و در واقع به جهت تسلیم سرنوشت شدنم با هزینه ی شخصی خودم! یک دستگاه دی وی دی پلیر درپیت خریدم که از همان ابتدا بنای ناسازگاری گذاشت و هیچ فاز نداد. یک ضبط غول پیکر هم داشتیم و داریم که به علت هیکل گنده اش و فضای کم خانه ی ما، مدت هاست توی کمد اتاق بچه ها زندانی شده است. خواست این همه اَبَرضبط نباشد!، طفلک روزگاری برای خودش کسی بود. امان از جبر زمانه.

به هر روی چند وقت پیش به لطایف الحیلی یک پلیر دیگر جفت و جور کردیم و تلویزیون ۲۱اینچ شهاب را هم که چند سالی بود بازارش کساد شده بود و رفته بود توی اتاق بچه ها برای بازی پلی استیشن و حالا به دلیل قرار گرفتن در سال تحصیلی و تحریم پلی استیشن، در کنج عزلت به سر می بُرد با یک حرکت عشقولانه و غافلگیر کننده آوردیم توی اتاق خودمان که همسرمان بتواند هر چه قدر دلش می خواهد فیلم تماشا کند و البته ما هم بنای همراهی ایشان را داشتیم با تمام وجود.

پرانتز باز—–> (محمد حسام یک عادت خیلی خوشگل دارد که حتما دلش می خواهد قبل از خواب چند دقیقه ای را بلکه چند ساعتی را در اتاق ما بخوابد. قبل از خواب می آید تق تق تق در می زند که؛ مامان می شه بیام یه نقطه پیش تون بخوابم بعد برم تو اتاق خودمون؟. ما هم می گوییم فقط یک نقطه ها!، و محمد حسام هم می گوید باشه. این یک نقطه در صورت خوب آلود بودن ما می شود دو نقطه،‌ سه نقطه، چهار نقطه و همین طور نقطه چین نقطه چین تا صبح کشیده می شود و صبح بیدار می شویم و می بینیم ؛ بله! جا تَر است، بچه هم هست!) <—- پرانتز بسته

برویم سراغ پلیر جدید و ماجرای فیلم تماشا کردن ما. یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود. یک شب از شب ها که ما می خواستیم همراه همسرمان فیلم تماشا کنیم محمد حسام طبق معمول هر شب آمد توی اتاق و خواست یک نقطه پیش ما بخوابد. ما نمی خواستیم بخوابیم و تلویزیون را روشن کرده بودیم و فیلم را چپانده بودیم توی پلیر و مثلا سینمای خانگی درست کرده بودیم برای خودمان. حسام هم طبیعتا تصمیم گرفت همراه ما اول یک نقطه فیلم تماشا کند! و بعد یک نقطه بخوابد.

از آن جا که قصه ی فیلم به ماجرای روزهای تبعید امام در پاریس و درگیری های خیابانی آن روزها در ایران مربوط می شد موضوع برای حسام جالب شده بود. خب بچه است دیگر برایش سئوال پیش می آید. مامان اینا که تفنگ دارن آدمای بدی هستن؟ اونا که فرار می کنن آدمای خوبی هستن؟ چرا اینا دارن اونا رو می کشن؟ مامان توضیح داد که شاه مردم را اذیت می کرد و مردم او را دوست نداشتند، امام خمینی که خیلی شجاع بود به ایران آمد و شاه ترسید و فرار کرد و مردم هم پیروز شدند و یک همچین توضیحات تندتند و مُجمَلی. نه این که فیلم حساس بود و ما هم دست مان یک‌وری بود و نمی توانستیم فیلم را به عقب برگردانیم! ناچار بودیم تندتند توضیح بدهیم که یک وقت حتی یک دیالوگ هم از دست‌مان نرود. هر چه باشد پولش را داده بودیم. یعنی جو سینما تا این حد گرفته بود ما را آیا؟!

خلاصه… سئوالات پسرک تمامی نداشت و حالا می خواست بداند آن آقایی که یک چیز سفیدی روی سرش دارد مگر مثل امام خمینی نیست؟! و آیا او نمی تواند مردم را نجات بدهد!!!؟ بنابراین باید هم توضیح می دادم که به آقاهایی که چیز سفیدی روی سرشان می گذارند می گویند روحانی، هم این که اسم آن چیز سفید چیست و هم این که امام خمینی یک روحانی است و هر کس روحانی بود امام خمینی نیست و …

همه ی توضیحات را که دادیم حسام به شکل خنده داری در ورطه ی یک تلاش مذبوحانه برای یاد گرفتن اسم عبا و قبا و عمامه افتاد و به متنوع ترین شکل ممکن حروف این سه کلمه را با هم ترکیب می کرد و در نهایت هم نمی توانست اسم هیچ کدام شان را به درستی ادا کند!. از آن طرف، همسر هم که غرق فیلم شده بود با ایما و اشاره می رساند که کمتر حرف بزنیم و صدای تلوزیون را بلندتر کنیم و این وسط خودش هم سعی می کرد ادای درست کلمه های عبا و قبا و عمامه را به حسام بیاموزد!

ساعت حدود دوازده نیمه شب بود و تنها اتفاقی که می توانست اوضاع را تغییر دهد صدای زنگ تلفن بود. سجاد از مشهد تماس گرفته بود تا اخبار داغ خواستگاری‌اش را به اطلاعم برساند. صحبت هایم که با سجاد تمام شد برگشتم توی اتاق. فیلم تمام شده بود و اسم بازیگران و عوامل فیلم روی صفحه ی تلویزیون مثل بادکنک هایی از کلمات، به سمت آسمان می رفتند. پاکت سی دی را توی دستم گرفتم و جواد از روی پاکت برایم توضیح داد که در نهایت برای هر کدام از شخصیت های فیلم چه اتفاقی افتاد.

بقلم یک مامان !

 نظر دهید »

تغییر ادبیات گفتاری در اینترنت

08 اسفند 1391 توسط الزهرا (س) نصر

 

تغییر ادبیات گفتاری در اینترنت
نوشته شده توسط: کوثر، در تاریخ:۳۱م, فروردین ۱۳۸۹، تعداد بازدیدها: 617 نفر

محیط اینترنت، یا همان فضای مجازی، یک فرق اصولی با جامعه‌ی حقیقی دارد که می‌شود بهش گفت «فضای باز تعامل».

اینجا ارتباط برقرار کردن با آدم‌ها، نه محدودیت مکانی دارد و نه زمانی و نه جنسیتی. خیلی راحت آدم‌ها، در کم‌ترین زمان ممکن با هم ارتباط برقرار می‌کنند.

این باز بودن فضا، شاید بیشتر از هر چیز، بر کاهش محدودیت‌های عرفی و دینی در روابط دو جنس دختر و پسر دلالت دارد. در این فضا، دخترها و پسرها، بسیار راحت‌تر از فضای حقیقی، با هم در تعامل‌اند.

الان قصد آسیب‌شناسی این پدیده را ندارم. فقط این روزها یکی از تأثیرات آن، فکرم را مشغول کرده است.

تا آنجا که تجربه‌ی زندگی در جامعه‌ی حقیقی نشان داده است، دخترها عموما بسیار محتاطانه‌تر از پسرها کلماتشان را انتخاب می‌کنند. حرف‌های رکیک بین‌شان خیلی کمتر رد و بدل می‌شود. حتی فحش‌های مورد استعمال آن‌ها با هم فرق دارد.

پسرها شوخی‌هایشان، ادبیات گفتاری‌شان، خشن‌تر است، درشت‌گویی بیشتر دارند و خلاصه‌اش اینکه عموما ادبیات دخترها پاستوریزه‌تر است!

اما خلط این دو جنسیت در محیط مجازی و فرو افتادن پرده‌ی روابط بین هر جنسیت، خصوصا در شبکه‌های مجازی که تعامل‌ها بیشتر است، باعث تغییر ادبیات حاکم بر دختران فعال در این فضای مجازی شده است.

پسرها طبق روال معمول، با یکدیگر شوخی می‌کنند، از روی دوستی، ناسزا می‌گویند، درشت‌گویی می‌کنند؛ در حالی‌که بر خلاف معمول، دخترها گفتارشان را دارند می‌شنوند و ناخواسته تحت تأثیر ادبیات آن‌ها قرار می‌گیرند؛ طوری که بعد از مدتی، کلمات یا اصطلاحاتی را در دایره‌ی لغات آن‌ها می‌بینی، که چند وقت پیش وجود نداشت.

نمی‌دانم برعکس این هم درست است یا نه. یعنی پسرها هم با دیدن ادبیات دخترانه، ادبیاتشان تغییری کرده است؟

این یک مطلب علمی و کارشناسی نیست، بیان یک تجربه است.

بقلم بانو خسروی

 نظر دهید »

در راستای اقتصاد مقاومتی:)

07 اسفند 1391 توسط الزهرا (س) نصر

من میوه خشک را خیلی دوست دارم ولی چه الان که قیمت‌ها بالا رفته چه قبلا، دلم نمی‌یومد پول بدم و بخرم! چون بنظرم پول زور بود :)

ماما‌نم همیشه زمستون ها سیب و موز روی بخاری خشک می‌کردند، یه ماهیتابه روی بخاری میذاشتند و میوه‌های تیکه تیکه شده را توی ماهیتابه قرار می‌دادند. من هم امسال روی شوفاژ‌های خونه‌ام میوه خشک کردم و به گفته آقای همسر، دقیقا مثل میوه‌خشک‌های بیرون شده! (البته مسلماً بهتر از بیرونی‌هاست) درست کردنش هم اصلا سخت نیست و اکثر میوه‌ها یک‌روزه خشک می‌شند.

روی شوفاژ‌هاتان را آلمینیوم بکشید (اگه آلمینیوم ندارید میتونید پوست پفک، چیپسی که خوردید را بشورید و چندتیکه کنید و روی شوفاژتان بذارید! افتصاد مقاومتی‌ه دیگه) من سیب، پرتغال، کیوی و لبو و نارنگی خشک کردم. پرتغال را اول خیلی آروم پوست کردم و بعد با یه چاقوی خیلی تیز برش برش دادم، خیلی‌ها با پوست برش می‌دند برای اینکه بدون پوست اگه چاقو تیز نباشه، پرتغال له میشه و دیگه نمیشه خشک‌ش کرد. می‌تونید هم اول برش بدید و اگه از پوست‌ش خوشتان نمی‌یاد (چون مزه تلخی داره بعد خشک شدن) تک تک پوست برش زده‌ها را بکنید. برای نارنگی‌ها، روش دوم را پیشنهاد می‌کنم چون نارنگی خیلی لطیف‌تر و آبکی تره!vaadi.ir (1)

 عکس از هانیه

سیب‌ها و کیوی‌ها را هم کاملا پوست‌شان را گرفتم و نیم سانت نیم سانت برش دادم؛ نکته‌اش اینه که اگه خیلی نازک بگیرید، زیادی خشک میشه و موقع خوردن خوب نمیشه، کیوی‌ها و سیب‌های من ۲۴ ساعته خشک شدند، و پرتغال‌ها یک روز و نیم‌ه.

حتما هر چند ساعت یکبار بهشون سر بزنید و پشت و رو کنید میوه‌ها را و اگه خشک شده‌ بودند از رو شوفاژ بردارید.

 vaadi.ir (2)

بفرمائید، این هم میوه خشک‌هایی که درست شدند. اگه تونستید جلوی خودتان را بگیرید و همه‌شان را نخورید، پذیرائی خوبی برای ایام عید می‌تونه باشه

بقلم بانو مطهری

 1 نظر

دوباره و همیشه پدر

06 اسفند 1391 توسط الزهرا (س) نصر

دیشب با رقیه از کنار کتابفروشی رد می شدیم، یهو رقیه با هیجان گفت سحر! برگشتم دیدم خودشه، پدر بود. عکسش رو جلد کتاب بود وسط بقیه عرفا و فخر الشیعه ها. احوالات عرفا و آیات عظامی که در دینداری گوی سبقت رو از بسیاری ربوده بودن.

آیت الله حکمت نیا هم اونجا بود، حضرت پدر علیه الرحمه.

من همیشه از شاگردای پدر شاکی ام که چرا در قبال اندیشه های آسمانی این مرد ربانی کار خاصی نمی کنن و حقش رو ادا نمی کنن؛ در صورتی که این اندیشه ها به شدت جهانی و تکان دهنده ان.

 دیشب که عکسش رو روی جلد کتاب دیدم دوباره غصم شد و به شدت هوای صدای آسمانی پدر توی وجودم زنده شد.

پدر این فرزندت خسته است، یه پدر تو این شرایط چیکار می کنه؟

بقلم بانو دانشور

 3 نظر

نقش کارتون در تربیت دهه شصتی‌ها

05 اسفند 1391 توسط الزهرا (س) نصر

یکی از سرگرمی‌های دوران کودکی ما، کارتون‌هایی بود که از تلویزیون پخش می‌شد مثل خانواده دکتر ارنست، مهاجران، باخانمان، بچه‌های کوه آلپ، بچه‌های مدرسه والت، حنا دختری در مزرعه، آن شرلی، نیک‌و‌نیکو، هایدی، بنر… البته در کنارِ همهٔ کارتون‌های خارجی که اکثرشان ساختِ یک شرکتِ انیمیشن‌سازِ ژاپنی بودند، کارتون‌های ساخت داخل که با عروسک ساخته شده بودند، مانند مدرسه موش‌ها، چاق و لاغر، کلاه قرمزی، هادی و هدی، الستون و ولستون و… نیز داشتیم.

تقریباً از دو سال قبل بود که صدا و سیما در برنامه‌هایی مثل «نقره» و «بچه‌های دیروز» قسمت‌هایی از کارتون‌های قدیمی را پخش کرد و نوستالژی‌های دوران کودکیمان را زنده کرد؛ چند ماهی هم هست که شبکه‌های مختلف سیما هر روز، این کارتون‌ها را بازپخش می‌کنند.

پخش کارتون‌های قدیمی ذهن را به مقایسه آن‌ها با کارتون‌های جدید هدایت می‌کند و این مقایسه تفاوتِ فرهنگیِ شگرفی به مثابهٔ یک انقلاب در فرهنگ و مفاهیم اروپا و نیز ژاپن، بعنوان مجری رمان‌های اروپایی، نشان می‌دهد؛ تفاوتی که در آن حیا، عزت نفس و زندگانی اجتماعی تبدیل به قهرمان‌گرائی، ‌ شخص پرستی و نفس‌پرستی و حداکثر یک رابطه عشقی متزلزل شده است.

به عنوان مثال، در کارتون خانواده دکتر ارنست و مهاجران، همهٔ اهالی خانواده، حتی کوچک‌ترین عضو آن، مسئولیت انجام کاری را داشتند و باید حتما آن را طبق برنامه انجام داده و جزئی از وظیفهٔ خود می‌دانستند. این وظیفه‌شناسی در قالب خانواده یکی از نکاتی است که در کارتون‌های جدید غایب یا کمرنگ است.

ازنکات دیگر این انیمیشن‌ها ادب واحترامی بود که فرزندان درخصوص پدر و مادر و بزرگ‌تر‌هایشان رعایت می‌کردند. داستان فیلم تلاش می‌کرد با حذف یکی از اعضای خانواده ارزش وی و روابط عاطفی با وی که یکی از پدر یا مادر، خواهر یا برادر یا فرزند یا حتی بستگان دور‌تر بود را نشان بدهد، عنصر خانواده و کانون گرم خانوادگی و احترام به آن یکی ازنکات مهمِ همه آن کارتون‌ها بود؛ تمام ماجرا که اتفاقاً عمدتا از داستان‌ها و رمان‌های اروپایی سرچشمه می‌گرفت، ‌ تلاش قهرمان داستان را معطوف به عضو دیگری از خانواده می‌کرد. با ملاحظه بسیاری از فیلم‌های کارتونی جدید این بند‌ها و تعهدات گسسته است و گوئی انقلابی در عواطف اروپایی رخ داده است. انقلابی که نمی‌توان آن را طبیعی دانست.

از نظر پوشش نیز، لباس‌ شخصیت‌های زن و دختر در کارتون‌های قدیمی از نکات قابل توجه است. مثلا دختران همگی دامن و پیراهن‌ دخترانه به تن داشتند با جوراب‌های کلفت یا شلوارک‌های سفید؛ زن‌های بزرگسال را نیز لباس‌های پوشاننده و وزین مایهٔ حجب شده بود. مساله‌ای که نه تنها دیگر در انیمیشن‌ها و سریال‌های مدرن و امروزی مشاهده نمی‌شود بلکه بر عکس این موضوع نیز با انرژی زیادی پیگیری می‌شود. به حدی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران کمتر قادر است فیلمی پیدا کند که با معیارهای عفاف و حیای انسانی همخوانی داشته باشد و قابلیت اصلاح نیز داشته باشد.

سوال این است که این گریز از حیا و عفاف از برای چه قصدی در فرهنگ اروپا ایجاد شده است. این کارتون‌ها حداکثر مربوط به ۳۰ سال پیش هستند و داستان‌های این رمان‌ها به بیشتر از یک سده نمی‌رسند.

بقلم بانو مطهری

 1 نظر
  • 1
  • ...
  • 487
  • 488
  • 489
  • ...
  • 490
  • ...
  • 491
  • 492
  • 493
  • ...
  • 494
  • ...
  • 495
  • 496
  • 497
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس