مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

آیا مشکلات اقتصادی مانع ازدواج است؟

18 دی 1392 توسط الزهرا (س) نصر

 

به لطف بارش رحمت بیکران الهی در قامت برف، تعطیلات اجباری دامن ما و دفتر عزیزمان را هم گرفت که این خانه نشینی یک روزه چشممان را به جمال برنامه ای به نام حرف حساب روشن کرد. حرف حسابش هم این بود که ازدواج را سخت نگیرید و با زوج هایی که به قولی ساده ازدواج کرده بودند حرف می زدند و در این بین مثل همه برنامه های این روزها پیامک های مخاطبین را هم مرور می کردند.

نکته مشترک اکثر پیامک های رسیده وجود مشکلات سخت اقتصادی و… بود که به زعم! و باز هم تاکید می کنم زعم دوستان بزرگترین مانع ازدواج جوانان است. سوالی که بعد از دیدن کوتاه برنامه به ذهنم خطور کرد این بود: آیا واقعا مشکلات اقتصادی مانع ازدواج جوانان است؟

به گمان من مشکل اقتصادی مانع ازدواج نیست! بلکه می توان پای مشکل دیگری را این وسط جست و یافت و آن مشکل چیزی نیست مگر مشکل اعتقادی، بله مشکل اعتقادی! در واقع این اعتقادات و اصول و مبانی فکر جوانان امروز است که دچار مشکل شده و به صورت مانعی نه در مسیر ازدواج که در مسیر بسیاری از اعمال آنها قرار گرفته است.

اعتقاداتی که ریشه در تعریف ناصحیح از زندگی، مرگ، مشکلات، مسیر حرکت، خانواده، ازدواج، خرید شب عید، شب یلدا، صحبت با دوست و هم اتاقی و هم کار، صحبت با مغازه دار سرکوچه و بزرگترین و ریزترین مسائل شخصی و جمعی ما دارد. در واقع تصوری که از زندگی و جزئیات و کلیاتش داریم با مشکلی عمیق مواجه است، این است که در تعریف مشکلات و مسائل دچار اشتباه می شویم.

یک اصل کلی: آیا تا به حال با لحظات خوشی که صرفا و صرفا شاد باشند و حتی ذره ای تلخی و سختی آمیخته شان نباشد مواجه شده ایم؟ نشده ایم، چه اینکه در این جهان همه چیز به هم آمیخته است، تلخی با شیرینی؛ راحتی با سختی؛ خنده با گریه! فقط تفاوت اتفاقات زندگی های ما در میزان آمیختگی این دو قطب جذاب زندگی است. یعنی برخی اتفاقات سختی شان پررنگ تر است و برخی راحتی شان، اما در آمیختگی شان هیچ شکی نیست. کمی تامل در زندگی های فردی و جمعی مان می تواند ما را به مثال های روشنی در زندگی هامان برساند.

یک مثل ساده و خیلی کلی: وقتی از خواب که شاید راحت ترین پدیده خلقت است بلند می شویم تا لحظاتی هرچند کوتاه با کرختی بدن و کش و قوس و تلخی خاصی دست و پنجه نرم می کنیم! یعنی حتی خواب هم به نوعی با سختی دست به یقه است! به همین شکل می توان در جزء جزء زندگی مسئله یافت. آیا زندگی پدیده ای راحت، سرراست و آسان است؟ با دقت به همین اصول کلی می توان تعریف از مشکل را در زندگی های امروزی با چالشی جدی مواجه کرد.

در همین زندگی پر از سختی و راحتی با مسیری مواجهیم که باید به یک جای خاص برسد و آن جای خاص و یا هدف خاص و یا مقام خاص به گفته حضرت آیت الله جوادی آملی رسیدن به نورانیت است. وقتی قرار بر رسیدن به این چنین مقصدی است خوشی و ناخوشی، مشکل و مسئله در این مسیر چه جایگاهی می یابد؟ اینها جدی ترین مسائلی است که باید با آنها دست به یقه بود، چه اینکه به نوع رفتار ما شکل می بخشند.

حال در این معادله خاص ازدواج و مسائل اقتصادی چگونه تعریف می شوند؟ نشستن برای رسیدن به شرایط ایده آل برای اردواج کردن منطقی است؟ اصلا تعریف شرایط ایده آل چیست؟ مکنت اقتصادی و یافتن شغل و داشتن خانه و …؟ چرا یک جوان با تحمل سختی های تجرد و خریدن مشکلاتی عمیق برای روح خود حاضر است به آن تعریف خاص از شرایط ایده آل برسد؟ جالب این است که در همین نوع رفتار هم ما سختی را به جان می خریم تا راحتی را به دست بیاوریم! یعنی در این معامله هم سختی و خوشی در هم آمیخته است. سختی روحی و مسائل تجرد طولانی در ازای مکنت مالی برای ازدواج در سن بالا.

سویه مقابل این مدل کاهش سختی های تجرد و به دست آوردن آرامش روحی با ازدواج به هنگام همراه با کمی مشکلات اقتصادی پس از ازدواج! تحمل کدام یک سخت تر است؟ نکته اینکه خداوند در قرآن تضمین می کند که من به شمایانی که نیازمندید، در صورت ازدواج از فضل خودم کمک می کنم و بی نیازتان می کنم و من با گوشت و پوست و استخوانم معتقدم خداوند سبحان در قرآن دروغ نمی گوید. یافتن افرادی که با توکل و اعتقاد عمیق و با داشتن تعریفی صحیح از مشکلات ازدواج کرده اند و هم اکنون در زندگیِ خوب و خوش به سر می برند و البته مشکلاتی هم دارند، چه اینکه زندگی بدون مشکل معنی ندارد به هیچ وجه سخت نیست.

در حقیقت دوگانه آرامش و آسایش مسیری است که باید از میان آنها انتخاب کنیم و همه می دانیم که آرامش قادر به تضمین آسایش هست ولی آسایش متضمن آرامش نیست.

انتظار به دست آوردن شرایط ایده آل برای اقدام به هر کاری در این جهان به توهمی غیرقابل انکار می مانند و ریشه در عدم شناخت انسان و هدف انسان دارد.

با ربط نوشت: حضرت استاد صفایی حائری می فرمایند در این دنیا زیر پای ما اتش روشن کرده اند تا برویم و نمانیم! مشکلات همان آتش اند خب…

یه با ربط نوشت دیگه: زعم یعنی تصور و تفکر غلط و جالب است که همه این اصطلاح را وقتی که می خواهند از اعتقاد صحیح خود سخن بگویند به کار می برند. عجیبه والا…

دوباره باربط نوشت: یکی از بچه ها می گفت نامزد یکی دیگه از بچه ها امتحانای این ترمشو که داد مرخصی تحصیلی گرفت و رفت خونه و گفت تا ازدواج نکردم به اون محیط برنمی گردم و با توکل رفت و زود هم ازدواج کرد. همت و مردانگی به این می گن! مردایی که به خاطر ترس از مشکلات ازدواج نمی کنن به نظرم همه چیز مردی رو دارن جز اینکه یادشون رفته مرد باشن.

به قلم خوب سحر همیشه دانشور

 1 نظر

فدای سرت...

15 دی 1392 توسط الزهرا (س) نصر

گلایه بسیار است و زمان کم آخر می دانی هر چقدر هم مشهد باشی کم است …حتی 10 روز!

راستش گنبد طلا و گلدسته ها را که می بینی خود بخود انگار حاجت گرفته ای… همه ی مشکلات و درخواست ها را فراموش میکنی  و فقط غرق آرامشی که به تو هدیه داده است می شوی…غرقِ غرقِ غرق…

…..

به خودش می آید که روز آخر است و بالاخره حاجتی هم…گفتن درخواست خودش مقدماتی دارد ..امام است که سراپا گوش به حرف مهمانش مقابلش می ایستد و مهمان نه، زائر نه، گدا، هم باید بداند عریضه را چطور به زبان بیاورد…

با ایمان به اینکه گوش میکند مودب می ایستد و سلام میدهد:

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی!

جواب سلام داده شده اش را که نمی شنود اما …صد البته که مشکل از گیرنده است… سری کج می کند و آرام می گوید:  …یا علی بن موسی به حق مادرت…به حق جوادت…یا امام رضا …ناامید از همه جا به سراغت آمدم…ناامیدم نکن…آقا جان! اوضاع خراب است…خراب…شیطان جولان میدهد در این یک وجب دل …آقا جان! دل امام زمانم از دست من…

اشک میریزد…

تشکر میکند از مهان نوازی ها…تشکر میکند از لطف های بی دریغ سلطان…التماس دعا دارد در سرازیری قبر…

سلام دوباره ای میدهد..ادای احترامی میکند..میخواهد که برگردد چیزی به ذهنش می رسد..

رو به ضریح میکند و می گوید:

یا علی بن موسی!اگر هم حاجتم را ندادید فدای سرتان فقط به من بگویید این گدا دیگر کجا پی روا شدن حاجتش برود؟! کجا را دارد؟

هق هقی می کند و بیرون می آید…

 

 

به قلم : بانوی مبارز

 نظر دهید »

فرزند بیشتر...

14 دی 1392 توسط الزهرا (س) نصر

بحث تعداد فرزند معمولاً چند وقت یکبار در فضاهای مختلف طرح می شه .
خانه، محل کار، فامیل، جمع دوستان
خیلی ها تا می گویی فرزند بیشتر، مقابلت جبهه می گیرند!
مثل اینکه نفس تو از جای گرمی بلند می شود!
بذار فرزندانت بزرگ شوند تازه می فهمی خرج یعنی چه !
از یک طرف این حرفها !
از طرف دیگر آیه های امیدبخش قرآن :

… به پدر و مادر نيکي کنيد! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نکشيد! ما شما و آنها را روزي ميدهيم، و نزديک کارهاي زشت نرويد، چه آشکار باشد چه پنهان! و انساني را که خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد! مگر بحق (و از روي استحقاق)، اين چيزي است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شايد درک کنيد! ﴿الأنعام: ١٥١﴾

 

و فرزندانتان را از ترس فقر، نکشيد! ما آنها و شما را روزي ميدهيم، مسلما کشتن آنها گناه بزرگي است! ﴿الإسراء: ٣١﴾


حضرت علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به این نکته اشاره دارند که خداوند وقتی می فرماید فرزندانتان را از بیم فقر نکشید یعنی در آن زمان هم دختران را می کشتند و هم پسران و فقط کشتن دختر نبوده.
و می فرماید: منظور آیه به طور شفاف این است که این شما نیستید که روزی فرزندان را می دهید تا در هنگام فقر و تنگدستی دیگر نتوانید روزی ایشان را برسانید .


و الآن ما آنها را نمی کشیم اما از حضور آنها به دلیل ترس از فقر جلوگیری می کنیم!
ترس از فقر !
در عصر جاهلیت: عربها نمی دانستند که خدا روزی فرزندان را می رساند .
در این عصر ما می دانیم ! اما باز انگار نه انگار که این وعده در قرآن داده شده است .
فکر کنم داریم نزدیک می شویم به آن زمانی که می گویند از اسلام فقط نامش باقی خواهد ماند .

+کلیپ صوتی از بیانات مقام معظم رهبری درباره افزایش نسل

 

به قلم : سیده بانو

 نظر دهید »

گره‌های صاحب‌دار ...

13 دی 1392 توسط الزهرا (س) نصر

یک گره‌‌های ناجوری بیفتد توی وجود آدم، که هرچه برای باز شدنش تلاش بکند به جایی نرسد، مدت‌ها در به در شود پشت خانه‌ی این امام و آن امام، و مدام درب بکوید و سرتاپا التماس شود و جوابی نشنود … باز راه بیفتد در خانه‌ی امام دیگری و دوباره دست نیاز دراز کند و باز دست خالی برگردد … برود و بیاید و برود و بیاید بدون هیچ جوابی … کم کمک ناامید شود و خودش بیخیال و خسته از این همه دویدن و جواب نگرفتن … و با خودش فکر کند که لابد صلاح نبوده است که حتی به شفاعت آن‌ها هم گره‌‌های کورشده‌اش باز نمی‌شود … بعد یک روز، صبح یکی از همین روزهای بیخیال‌شدگی، بیفتد به دلش که مصلحت این رفتن‌ها و جواب نگرفتن‌ها، از جای دیگری است … همه‌ی آن‌ها، هرچقدر هم که کریم و رئوف و باب‌الحوائج، اما باز شدن این‌ گره دست کار امام دیگری است … و اجابت شدن تمام آن التماس‌ کردن‌ها، به رضایت این آخرین امام بسته است … و خودش بشود فتح باب که یادت بدهند، که آی! یاد بگیر و توی زندگی‌ات مودب باش … مگر خودت توی زمان خودت برای خودت صاحب نداری که گره‌های زندگی‌ات را بدون اجازه از امامت، می‌آوری پیش ما؟ … برو لااقل اول اجازه بگیر و بعد بیا و از ما جواب بخواه! … و بعد … خستگی و ناامیدی تمام این مدت را، یک حسِ عمیقِ پر از آرامشِ دوست‌داشتنی جایگزین شود و تو، که حالا دفعه‌ی اولی است که میخواهی بروی معتکف نگاه صاحب‌ت شوی، راضی باشی که تمام وجودت گره گره شود و دردهایت داغ شوند و داغ‌هایت سوز و سوزهایت اشک شوند و جاری شوند پیش پای نگاه امام… یک آرامشِِ وصف‌ناشدنی از بودنِ این همه گره‌های باز نشده… گره‌هایی که یقین داری یک روز عاقبت بخیر می‌شوند… گره‌هایی که می‌دانی باز شدنشان تو را به نگاه صاحبی گره می‌زنند که تا حالا سراغش نرفته بودی… گره‌هایی که ادب کردن را به تو یاد خواهند داد … هذا یومُ الجمعه… از همان جمعه‌هایی که صاحب ظهور می‌کند… از همان جمعه‌هایی که پُرند از گره‌های باز نشده…

منم شبیه حضوری که هست اما نیست
تویی شبیه خیالی که نیست اما هست…

چه روزهای سیاهی که بی تو سهم دلم
سکوت بود و سکوت و شکست بود و شکست


.
.
.

به قلم : بغض کال

 1 نظر

حاج آقا قرائتی میگفتن ...

13 دی 1392 توسط الزهرا (س) نصر

طرف میگه بچه ام رو هر کاری کردم نماز نمی خونه ، مسجد نمی ره و اینا من و مادرش هم از بس گفتیم بهش خسته شدیم دیگه ولش کردیم!!!

گفتم:بچه رو ول کردی به امان خدا؟! آخه مرد حسابی ! اگه دَرِ یه شیشه خیارشور تو خونتون وا نشه اینقد دست به دست میگردونی اش

تا یکی بالاخره بازش کنه ! بچه ات از یه شیشه خیارشور کمتره!

خوب بگو یکی دیگه باهاش حرف بزنه! بالاخره تاثیر میذاره!

 

 

………………………………………………

سلامتی حاج آقا قرائتی صلوات!

 1 نظر
  • 1
  • ...
  • 430
  • 431
  • 432
  • ...
  • 433
  • ...
  • 434
  • 435
  • 436
  • ...
  • 437
  • ...
  • 438
  • 439
  • 440
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس