مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

کامنت با چاشنی مشت و لگد

23 بهمن 1392 توسط الزهرا (س) نصر

 

چند وقتی است که مسئله کامنت گذاری برای مطالب نوشته شده در سایت ها و خبرگزاری ها ذهنم را به خود مشغول کرده. در واقع آنچه که به درگیری ذهنم جهت می دهد اصل کامنت گذاشتن نیست بلکه شیوه برخورد با یکدیگر  و  شیوه اظهار نظر در این فضاست.

گشتی کوتاه در مطالب پربازدید سایت ها و خبرگزاری های کشور و استان ما را با کامنت هایی تند، عصبی، توهین آمیز و آمیخته با تحقیر و تمسخر مواجه می کند. کامنت هایی که به مثابه مشت و لگدی هستند به سمت طرف مقابل. روی جالب این قضیه را می توان در رها شدن مطلب اصلی منتشر شده در سایت، توسط مخاطبان و اظهار نظر بر روی نظرات یکدیگر و بحث و مشاجره لفظی با دیگر کامنت گذاران جست. مشاجراتی با چاشنی توهین!

اما سوال اساسی این است که چرا اینگونه ایم؟ چرا از خواندن چند خط که موافق با سلیقه، تفکر، ایده، اندیشه، مشی سیاسی، دیدگاه فرهنگی، سبک زندگی و خواست و علائقمان نیست عاجزیم و با سرعتی شگفت از کوره در می رویم؟

و سوال اساسی تر این است که وقتی نوع برخورد ما با چند مخاطب که فقط در قالب کلمات ظاهر شده اند به این شکل است با مخاطبان جانداری که رو در رو و از طریق کلمه به علاوه صوت به اضافه قد و قامت با ما مواجه می شوند چگونه برخورد می کنیم؟ از کی اینقدر کم تحمل شدیم که خودمان هم هنوز متوجه نیستیم؟

جستن رگه های خشم و عصبانیت برخی افراد معمولی در فتنه ۸۸ و به دل گرفتن کینه همدیگر در آن فضا و بریدن برخی خانواده ها از یکدیگر و قطع شدن ارتباط دوستانه برخی دوستان در مسئله مهم نبود سعه صدر و نداشتن قدرت تحمل اندیشه دیگران که این روزها چندان هم دور از دسترس نیست، کار چندان سختی به نظر نمی آید.

می خواهم بگویم اگر این مسئله را از همین جا جدی نگیریم شاید کار جدی تر از این حرف ها بشود و به جایی برسیم که به سختی بتوان تشنج و ازکوره در رفتن ها را کنترل کرد.

همین

پی نوشت: البته که در خصوص فتنه ۸۸ فقط مردم معمولی و عصبی شدنشان مدنظر است نه کسانی که برای همین مردم معمولی و نظام و انقلاب شمشیر را از رو کشیده بودند.

بقلم س. دانشور

 

 نظر دهید »

به مناسبت سالروز وفات حضرت معصومه (س)

21 بهمن 1392 توسط الزهرا (س) نصر
به جـــان پاک تو اي دختر امام، ســلام        به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام


به گمانم کسی نباشد که ذکر «یا فاطمه اشفعی لنا فی‌الجنه» را نشنیده باشد؛ ذکری که بر بلندای گنبد تو خوش می‌درخشد و دانه‌های فیروزه‌ای تسبیح من همواره دلتنگ دانه انداختن برای نام تو می‌شوند …

و به شهادت تاریخ گویی روز دهم ربیع‌الثانی بود شاید هم دوازدهم، که از در و دیوار بیت‌النور، حزن می‌بارید؛ پیش از آنکه دیدگانت منور به نور دیدن حضرت علی بن موسی الرضا بشود، چشم سر فرو بستی و پرتوهای گرم خواهرانه‌ات را به سمت خراسان فرستادی.

و حالا بعد از گذشت مدت‌ها هنوز هم وقتی که وارد حرم می‌شویم ذکر لبمان اشفعی لنا فی‌الجنه است؛ نه اینکه به طلب بهشت باشیم؛ نه! که حریم تو خود بهشتی است در سرسرای این کره خاکی و ما را چه حاجت به بهشت‌های دیگر؟

بهشت ما ایوان آینه توست که دنیا در آن می‌تابد و دل‌ها به‌سان تسبیح هزار دانه، آنجا دانه می‌اندازند و پر ِپرواز می‌گیرند؛ بهشت حریم توست یا فاطمه معصومه.

آفتابی که چشم از دنیا فروبست
روز دهم ربیع‌الثانى و بنا بر قولى دوازدهم ربیع‌الثانى سال ٢٠١ هجرى پیش از آن‌که به آرزویش برسد و امام رضا علیه‌السلام را ببیند، در شهر قم دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند. او که دختر امام هفتم، امام موسی بن جعفر و خواهر امام هشتم شیعیان بود، از هر حیث در دل مردم جای داشت و به او تمسک می‌جستند.

پس از عروج روحانی حضرت معصومه، مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوى محل فعلى که در آن روزگار واقع در محدوده بیرونی شهر و مشهور به «باغ بلبلان» بود، تشییع کردند.

قبر مهیا شد و بزرگان شهر در این تردید ماندند که چه کسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد؟

ناگاه دو تن سواره که نقاب به صورت داشتند از جانب قبله به تاخت آمدند و به سرعت نزدیک شدند و پس از خواندن نماز یکى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى پیکر پاک و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد.

آن دو سوار پس از پایان مراسم بدون آن‌که با کسى سخن بگویند بر اسب‌هاى خود نشستند و از باغ بلبلان دور شدند. بنا به گفته بعضی علما به نظر مى‌رسد که آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار؛ امام رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند؛ چراکه معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیا الهی انجام شده است.

فضیلت زیارت حضرت معصومه (س)
امام صادق علیه‌السلام درباره فضلیت زیارت حضرت معصومه (س) فرموده‌اند: انّ للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدينة ألا و انّ لاميرالمؤمنين عليه‌السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الضغيرة ألا ان للجنة ثمانيه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فيها اموأة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى عليهاالسلام و تدخل بشفاعتها شيعتى الجنة با جمعهم

خداوند حرمى دارد كه مكه است، پيامبر حرمى دارد و آن مدينه است، حضرت على (ع) حرمى دارد و آن كوفه است، و قم، كوفه كوچك است كه از هشت درب بهشت سه درب آن به قم باز مى شود؛ زنى از فرزندان من در قم از دنيا مى‌رود كه اسمش فاطمه دختر موسى (ع) است و به شفاعت او همه شيعيان من وارد بهشت مى‌شوند.

زيارت مأثور درباره حضرت معصومه(ع)
يکي از ويژگي‌هاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارت‌نامه‌اي از سوي حضرات معصومین علیهم السلام درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. زنان برجسته‌اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع آنها نيست، هيچ‌کدام زيارت مأثور از سوي امامان معصوم ندارند و اين نشان‌دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است.

در بخشی از زیارت‌نامه آن حضرت چنین آمده است: يا فاطِمَةُ ا ِشْفَعى لى فِى الْجَنَّة فَاِنَّ لَكَ عِنْدَاللّْه ِشَأْناً مِنَ الشَّأْن ِ

اى فاطمه(معصومه) در مورد بهشت از من شفاعت كن؛ كه ترا نزد خدا مقام رفيعى است.

بقلم طهورا ابیان و منتشر شده در مهرخانه

 نظر دهید »

به آتش کامکوات ها

20 بهمن 1392 توسط الزهرا (س) نصر

چه کسی گفته بود بچه‌ها تا شش ماه اول زندگی‌شان مریض نمی‌شوند؟!

باید دیدمش از اشتباه در آورمش که یک سرماخورده‌اش را در خانه دارم!

بچه‌ها که مریض می‌شوند روزگار بر مادرها چند برابر سخت می‌گیرد. داروها دلشان نمی‌آید زود تأثیر کنند. و بچه‌ها نمی‌خواهد به اندازه شیر بخورند.

اعتراضی نیست. فقط باید حواسم باشد که خدا حواسش هست. تنها کسی که همه حواسش هست.

و من می‌توانم در همان لحظه‌ایی که دارم یوسف را تکان می‌دهم و دست‌هایم مثل عروسک‌های داستان اسباب بازی از بدنم کنده می‌شود ذهنم را ببرم پشت پنجره آن کتابخانه که رو به درختان باغ مجلس است. کتابم را روی میزی که فقط مال خودم است باز کنم. موبایلم را در حالت بی‌صدا بگذارم و فقط تماشا کنم.

مثل مسافری که به ساعت حرکت قطارش خیلی مانده و عجله‌ای ندارد.

بین و من آن میز روزهای زیادی فاصله هست. پس تا وقتش برسد، اگر فرصت کنم همین چای دارچینم را دم می‌کنم و می‌نویسم و می‌خوانم.


بسیاری از اشیایی که همیشه با ما بوده‌اند خالقی داشته‌اند. حالا تو بگو دو تا کمان چوبی کوبیدن به صندلی چهارپایه که خلق نیست؛ اختراع نیست. من بازهم به روح مهربان خالق این صندلی چوبی درود می‌فرستم.

پ.ن. بعضی‌ها به عادت، تاریخ روزها را می‌دانند. من اما به‌روز واکسن پسر و وقت خانه بهداشت و تاریخ انقضای بطری شیر است که تاریخ روزها را می‌دانم.

پ.ن. گلدانی که برایم آورده‌ای هر روز مژده روزی نو را می‌دهد. برگ‌هایی که به سختی از غلافشان بیرون می‌آیند مرا مصمم‌تر می‌کنند.

پ.ن. ایستگاه قطار ساری؛ موازی ریل‌ها؛ باغچه‌ای است که در آن گل ناز کاشته‌اند. شبنم گرفته. مسئول ایستگاهش می‌گذارد چشم‌هایت هرچه دوست دارند روی ریل‌هایش هوهو چی‌چی کنند. روحم لبه‌ی آن باغچه نشسته و منتظر من است. آهای کامکوات‌ها! شاید دوباره آمدیم تا به آتش کوچک شما گرم شویم.

بقلم ف جناب

 نظر دهید »

به یاد آن روزها 2

20 بهمن 1392 توسط الزهرا (س) نصر

بابام می گفت: قرار بود فردا امام رحمت الله به ایران بیایند.در شهرهای بزرگ خبر از درگیری های شدید خیابانی بود اما در شهر ما که شهر کوچکی بود درگیری به آن معنا وجود نداشت. البته تب و تاب انقلاب و راهپیمایی در شهر ماهم مشهود بود حتی چندی پیش مردم به صورت خود جوش خانه ی یکی از ساواکی های شهر را به آتش کشیده بودند. اما درگیری رسمی وجود نداشت و خلاصه شهر ما نیز حال و هوای انقلابی به خود گرفته بود.

بعضی ها می گفتند قرار است با آمدن امام خمینی رحمت الله ارتش وارد شهرها شود و نبرد خونینی بین مردم و ارتش صورت بگیرد حتی در شهرهای کوچک.

در نیمه های شب دوازدهم بهمن با جمعی از دوستان که جزو انقلابیون شهر بودند جمع شدیم و یک بمب دست سازی که خودم با سه راه شیرآب و دینامیت درست کرده بودم را در یکی از محله ها به صورت آزمایشی منفجر کردیم! میخواستیم اگر از عملکردش مطمئن شدیم برای مقابله با ارتش به تولید انبوه برسانیمش! خلاصه چشمتان روز بد نبیند از موج انفجارش ظرف و ظروف اهل محل همگی شکسته بودند!

جالب اینجاست که فردا صبح شنیدیم که توده ای ها و کمونیست های شهرمان مدعی شده بودند انفجار دیشبی کار آن ها بوده برای مقابله با ورود امام!

خاله ام می گفت: به یمین ورود حضرت امام خمینی رحمت الله خیلی از کسانی که توان مالی مناسبی داشتند می خواستند گوسفندی و یا گاوی را قربانی کنند. وضع مالی پدرم تعریفی نداشت و من خیلی غصه می خوردم که چرا ما نمیتوانیم گوسفندی را برای امام رحمت الله قربانی کنیم. آنقدر عاشق حضرت امام خمینی رحمت الله بودم که دلم میخواست خودم قربانیشان شوم. تصمیم گرفتم هرطور که شده خودم را به تهران برسانم و هنگام ورود امام رسما قربانیشان شوم!

اما شنیدم که ایشان مردم را از قربانی کردن گاو و گوسفند نهی کرده اند و همین نهی ایشان باعث شد اندکی دلم آرام بگیرد و قید رفتن به تهران را بزنم!


بقلم بانو رامیان

 نظر دهید »

من یک مذهبیم !

19 بهمن 1392 توسط الزهرا (س) نصر

توی صف عابر بانک دو نفر اول دختران جوانی هستند که ارام پچ پچ می کنند و بلند بلند می خندند .پشت سرشان پسر جوانی ایستاده و با تبلتش ور می رود .نفر چهارم مرد میان سالی است که پک های عمیق به سیگارش می زند و دودش را از دماغش بیرون می دهد.نفر آخر هم من هستم با یک دنیا دلهره که نکند فاطمه توی ماشین از خواب بیدار شود.پیر زنی پشت عابر ایستاده و مرتب دکمه ها را می زند و ناامیدانه نچ نچ می کند .ناگهان نگاهی به صف می اندازد و با دستش به من اشاره میکند و می گوید:دختر جون بیا!از پله های آهنی عابر بانک بالا می روم .پیر زن رمز کارتش را آرام در گوشم می گوید و من وجه را به کارت پسرش منتقل می کنم.پیر زن دعا کنان می رود و من هم میروم آخر صف سر جایم می ایستم.تا لحظه ای که نوبتم بشود به این فکر می کنم که مردم هنوز به مذهبی ها اعتماد دارند .کاش با رفتارهای نسنجیده خرابش نکنیم!

بقلم میس طلبه

 2 نظر
  • 1
  • ...
  • 425
  • 426
  • 427
  • ...
  • 428
  • ...
  • 429
  • 430
  • 431
  • ...
  • 432
  • ...
  • 433
  • 434
  • 435
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس