مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

جانم

18 اسفند 1393 توسط الزهرا (س) نصر


نُقل ِ کلام کودکی هایم
بر دست های مهربانت ،
بهشت ِ روزهای دنیایت باد.




* فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا (سوره اسرا آیه ۲۳)

نوشته شده توسط: گوشه نشین

 1 نظر

ما متاهل های خسته

17 اسفند 1393 توسط الزهرا (س) نصر

بسم الله الرحمن الرحیم

 
خانم ز یکی از اساتید موفق رشته ماست. در زمینه علمی و اجرایی حسابی فعال است. خوش خلق و مهربان هم. وقتی لیست مقاله ها و سمت هایش را نگاه می کردم توی ذهنم چندتا بچه قد و نیم قد وول می خوردند و مانده بودم یک همسر، یک مادر، چطور میتواند همه اینها را با هم داشته باشد.

بعد یک وقتی سمیه گفت خانم ز مجرد است. انگار آب ریخت روی آتشم. حالا فهمیده بودم چطور می شود همه چیز را با هم داشت…
*
دخترخاله دبیرستانی ام برایم از آرزوها و نقشه هایش می گوید. رشته کارشناسی… گرایش ارشد… دانشگاه… من لبخند میزنم و راهنمایی اش میکنم و همزمان یک فکر مدام توی فکرم وول می خورد: بذار ازدواج کنی…
*
فکر میکنم همه زن ها توی زندگی شان دنبال یک عنصر هویت بخش می گردند. چیزی که بتوانند به آن تکیه کنند. ستون شخصیت شان باشد. قدیم تر ها که سن ازدواج پایین تر و موانع آن کمتر بود، هویت زن ها بیشتر از هر چیز در نقش های خانوادگی شان بروز پیدا می کرد: همسری… مادری… و همین ها آنقدر پرمشغله و مطمئن و مدت دار و راضی کننده بود که جای خالی چیز دیگری احساس نشود.

دختران مجرد تا وقتی ازدواج کنند این عنصر هویت بخش را در درس و کار جستجو می کنند. نقشه های بزرگ برای آینده موفق تحصیلی و شغلی، درس خواندن های شبانه روزی، این در و آن در زدن ها برای پیدا کردن کار… بعد ازدواج چیزی نمی گذرد که همه آن تلاش ها و تقلاهای دیروز بی معنا می شود، یک دفعه پوچ می شود. مثل بادکنکی که بادش را خالی کرده باشند، از همه انگیزه ها تهی می شویم. نمره ها افت می کنند، برنامه ها را بی خیال می شویم، انصراف می دهیم، استعفا می دهیم… ما یک عنصر هویت بخش محکم تر پیدا کرده ایم. یک نقش مطمئن مدت دار. همان راضی مان می کند. درگیر ظرایف و پیچیدگی هایش می شویم، دیگر به سختی های این راه های نامطمئن نیازی نداریم.

این وسط زنانی هم هستند که دوباره به درس برمی گردند، دنبال شغل می گردند، هر کار می کنند که فقط توی خانه نباشند، یک نقش اجتماعی داشته باشند… شروع می کنند برای ارشد بخوانند، کنکور دکتری بدهند، با وجود بچه سر کار بروند… توی اغلب این موارد باید دنبال یک ضعف، نقصان یا ناکافی بودن در نقش همسری و مادری شان گشت. خلل هایی که عنصر هویت بخش اصلی را متزلزل کرده اند. خیلی از اوقات این خلل ها ناشی از اشتباهات یا کم کاری های همسر است. زنش را لبریز نمی کند، اقتاع نمی کند از حس خوب دیده شدن، خواسته شدن، مهم بودن…

همین؟ دو گروه؟ یا مجرد و مطلقه با انگیزه برای رشد شخصی و اجتماعی، یا متاهل های بی انگیزه  بی دغدغه؟

من فکر میکنم آنی که باید باشد هیچ کدام از این دوگروه نیستند. کمال یک زن در هیچ یک از این دو شکل خلاصه نمی شود. نه وقتی مجردهای پرانگیزه فعال بودیم کامل بودیم و نه حالا که متاهل های بی انگیزه ایم…

جای یک چیزی، یک چیز مهمی، مثل بزرگ دیدن، بزرگ فهمیدن، هویت بخشیدن… توی زندگی ما خالی است. همسری و مادری اقناعمان کرده، درست، خوب است، کافی است… اما از آن طرف چه؟ ما دیگر به جامعه و نقش ها و فعالیت هایش برای ساختن هویتمان، پررنگ کردن شخصیت مان نیاز نداریم… اما جامعه چه؟ فرهنگ چه؟ علم چه؟

مطمئنم بازگشت متاهل های اقتاع شده بی نیاز، بی توقع و بی کمبود، به جامعه به محیط علمی، به فعالیت های اجتماعی… برای ساختن نه ساخته شدن، برای دیدن نه دیده شدن، یکی از موفقیت آمیز ترین اتفاق های دنیاست.

زنانی که ستایششان می کنم از این دسته اند، آنها که رفته اند، فاصله گرفته اند، کنار گذاشته اند و دوباره برگشته اند، یا آنها که اصلا نرفته اند که برگردند. از اول بوده اند. درست و محکم بوده اند.

من فکر میکنم باید تنبلی را کنار بگذاریم.

————————————————————————————
پ.ن: عین همین حرف ها، همین نزدیکی و فاصله گرفتن، همین نیاز و بی نیازی.. در رابطه ما با مذهب، با خدا، رشد معنوی و خودسازی… قبل و بعد ازدواج صادق است.  با این تفاوت که در این موضوع در هر دو حال نیاز است. یک نیاز غیرقابل انکار شدید. که بی توجهی و فراموشی اش، توی بخش های دیگر زندگی مان ضربه های بزرگی می زند. ازدواج بهره بزرگی است، همسری و مادری اصلی ترین هویت یک زن است… اما نباید اینقدر عوضمان کند، دورمان کند…

به قلم: صاد

 نظر دهید »

پوشش حضرت زهرا(علیها السلام) به هنگام رفتن به مسجد و قرائت خطبه

16 اسفند 1393 توسط الزهرا (س) نصر


* لاثَتْ خِمارَها عَلی رَأْسِهٰا
لاث به معنی پيچيده است. مثلاً می‏گوييم لاث العمامة علی راسه‏ ای شدّها و ربطها يعنی عمامه را به سرش پيچيد. امّا خمار چيزی بوده است بزرگتر از روسری‏های فعلی زنها به صورتی كه سر و سينه و گردن را می‏پوشانده است و همان است كه در آيۀ شريفه آمده است:
* وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُيُوبِهِنَّ سوره نور آیه ۳۱
روسری‏هايشان را طوری روی سر بيندازند كه سينه را بپوشاند.
خُمر جمع خمار است. به هر حال وقتی اين خبر به حضرت زهرا(س) رسيد برخاستند و خمار را بستند. لاثَ به معنای پيچيدن است. از لفظ خمار هم معلوم می‏شود كه حضرت طوری آن روسری را به كار برده بودند كه روی گردن و سينه ايشان پوشيده شده بود.
* وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبابِهٰا
جلباب نوعی پوشش سراسری بوده كه روی لباسها می‏پوشيده‏اند. شايد چيزی شبيه عبای امروز يا پيراهن بلند عربی. حضرت آن پوشش سراسری را هم طوری بر سر افكندند كه محيط بر تمام بدن ايشان بود.
 
(منبع:  http://mojtaba-tehrani.ir)

 نظر دهید »

رواق

16 اسفند 1393 توسط الزهرا (س) نصر

نشسته ای
دور تا دور من ؛
در آئینه ها …




* وَفِي أَنفُسِكُمْ ۚ أَفَلَا تُبْصِرُ‌ونَ (سوره ذاریات آیه 21)

نوشته شده توسط: گوشه نشین

 نظر دهید »

فرهنگ سازی به رنگ مادر

16 اسفند 1393 توسط الزهرا (س) نصر

 

نمی دانم چطور می شود این قصه را گفت. موضوع خیلی قدیمی ِ نو! دو ساعت هر چه کردم خواب به چشمم ننشست از بس فکر کردم چطور بنویسم؛ پاک یادم رفت شنبه هر دو استاد راهنما منتظر گزارشم خواهند بود. تهش گمان کردم یکی نمی شود؛ شاید دوتا پست!

1. قصه از کجا شروع شد؟

نمی دانم چندنفر با این خاطرات مرز مشترک دارید. روزهایی که کرم ِ دست نبود!سالی یک بار روی دفترچه بسیج اقتصادی یک قوطی کرم نیوا اعلام می کردند. یک جفت جوراب پشت درز دار مشکی ِ ضخیم از آن ها که روی پایین انگشتان سوراخ های خیلی ریز داشت. مردم می رفتند توی صف برای این دو قلم! پودر ماشین شوما گیر نمی آمد، کالای خاص بود. پارچه چادری به سختی گیر می آمد و …

2. من ِ دبستانی چطور حواسم به این چیزها بود؟

به برکت یک خانواده مادری ِ مرفه ِ شاه دوست ِ ضدِ رژیم ِ طاغوتی (فحش آن زمانی انقلابی ها) که حسب ِ علاقه ویژه شان، غیرت داشتند مرا هم ببرند توی تیم خودشان! هر مهمانی ِ خانه پدربزرگ، همه ی تلاششان را می کردند ثابت کنند گوشت را می خریدند دوزار کیلو کیلو کباب می کردند! حالا شده فلان قدر. کره گیر نمیاد. نفت نیست … برای دفاع استدلال می کردم : بابابزرگ سکه بوده فلان قدر، حقوق فلان قدر! حالا شده بهمان قدر خوب به هم میاد دیگه! کل دنیا طلا مهم بوده. بعد ایشون بحث می کرد که نخیر فلان جنس عالیِ ِ آمریکایی بود فراووون حالا نیست! … من می ماندم و چالش جدید تا مهمانی بعدی.

همین؟ نه قطعا! به برکت مادرم. 

تکه کلام مهم آن سالها و اکنون مادرم، رگ ِ غیرتش، دو جمله بود:

“پول نفت مملکتو بریزیم تو جیب اونا!! “   “ارز مملکتو هدر بدیم!! ”

غیرت که می نویسم یعنی غیرت ِ مردانه؛ یعنی رگِ گردن! نه ازین شعارهای بیلبوردی ایرانی، ایرانی بخر!

عدل وسط خانواده ای که همان وقت ها همه ی پزشان این بود که از روی بوردا برای بچه هایشان لباس آمریکایی سفارش بدهند و از آن طرف بفرستند و هنوز هم بحث نوروزهایشان برندهای تندیس و میرداماد و … است. 

توی خانه ی ما چند گناه ِ زشتِ کبیره ی غیرقابل بخشش وجود داشت: دوست داشتن و دنبال جنس خارجی بودن چون امام گفته بود “ما آنها را تحریم می کنیم". بی توجهی به نگهداری وسیله/ جنسی ضروری که فقط خارجیش وجود داشت. بخصوص درباره خوراکی ها، مادرم معتقد بود /هست “معلوم نیست اینها برای ما چه برنامه ای دارند چی توی ترکیب ها باشد، حتا داروهای شیمیایی" 

3. خب، منِ مادر چه می کنم؟ 

* ما برای پیدا کردن جنسِ خوب ایرانی مضحکه ی فروشنده هاییم! دورِ شهر گردیم! ما خواهرانِ غریب ِ بی زار از خرید! بر خلاف عموم خانم ها، اولین سوالی که از فروشنده می کنیم این است: ایرانیست؟ به هم مغازه معرفی می کنیم؛ مارک ایرانی خوب و … کفش ایرانی فلان جا، ملحفه بهمان جا، مانتو، جوراب، …

اقوام مادری چه خبر؟

* * نمی دانم چند سال نوروزها،خانواده ی مادری ِ چای فلان مارک عطر خارجی بخر، که جنس ایرانی برایشان افت دارد و فحش ناموسیست، چای لاهیجان ِ با آب و تاب تعریف کردن درباره ی روش دم و … و شوخی و خنده ی مادر نوشیدند تا شده اند مشتری چای لاهیجان. هر کدامشان الان یک پا مبلغند! مهمانشان بشوید مغزتان را با شنیده هاشان از محبوب خانم شستشو می دهند تا همان آن بیفتید دنبال ِ چای لاهیجان.  

یعنی شاید 20 سال! 20 سال مادرم از چای ایرانی گفت و نوشید و خوراند و خندید و خسته نشد! خندید و از همه طرف دلیل آورد به سلامت ِ چای ایرانی با یقینِ “محبوب خانمی"! 

فقط چای؟ نه هر آن چه بشود. پارسال با خواهرم دو روز مولوی را دهنه به دهنه گشتند برای خرید لیوان و کاسه بلور ِایرانی.

و برای هر آن چه نشود؛ مثل سوزن و سنجاق قفلی و چادر، سیاست؛ نگهداری در حداکثر ِ ممکن است!  

قصه ی غیرت مادر و ماحصل ِ فرهنگساز که با یقینش به ثمر می نشیند، مفصل است و قلندر ِ شب بیدار نگران ِ شنبه. 

این همه نوشتم که چه؟

شب عید است، زنان به خرید.

ماییم که “پول نفت مملکتو بریزیم تو جیب اونا!! “   “ارز مملکتو هدر بدیم!! “ 

ماییم که فرهنگ سازیم؛ ما همه ی امثال محبوب خانم ها، وسط خانواده ای که جنس ِ غیر برند برایشان فحش است!

به قلم: مسیر

 

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 393
  • 394
  • 395
  • ...
  • 396
  • ...
  • 397
  • 398
  • 399
  • ...
  • 400
  • ...
  • 401
  • 402
  • 403
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس