مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

همنام

11 آذر 1391 توسط الزهرا (س) نصر

 بعدازظهر پنج شنبه بود .ر فته رفته بوی پاییز شدت پیدا می کرد. نسیم سرد گونه ها را کمی می آزرد. مهدی پسربچه تیزهوش ، در حالی که کیف مدرسه ش را روی دوش انداخته بود ، آرام به طرف منزل می رفت. توی راه فکر می کرد ، چی می شد اگه پدرش امسال یک کیف نوبراش می خرید ! اینقدر بچه ها مسخرش نمی کردن!                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               آخه اون امسال ، سال سومه که  کیف خواهر بزرگترشو استفاده میکنه  . بچه ها هم که چی بگم  ! بچه ن دیگه.
وقتی رسید منزل ، آرزوش عوض شد. گفت خدایا چی می شد خونه بهتری می داشتیم  ، یک قدری بزرگتر ، راحت تر . دیگه مامانم با مادربزرگم سر تنگی جا با هم دعوا نمی کردن . تو این فکرها بود که در باز شد. آمد توی حیاط کوچک خونشون ، مثل همیشه تمیز ، مرتب ، باغچه خونشون سبزی کاری شده بود . اما دیگه چون هوا سرد شده یواش یواش سبزی ها هم کز کردن
– یک دفعه صدای بگومگو ی ما در     با      مادربزرگ   به گوشش رسید ، مادربزرگ می گفت : امشب  ، شب جمعست ، باید اون شمشیر خدابیامرز رو بیاری بکوبی روی دیوار جلوی چشمم . آخه این یادگار همسر مرحومم هست و عروسش در جواب می گفت : آخه الان که جنگ با شمشیر نیست ! مادربزرگ گفت : من این حرف ها حالیم نیست . علما گفتن : هرکس منتظر آقاست ، باید کفن و شمشیرش آماده باشه ، شب جمعه شمشیرشو تیز کنه  شاید روز جمعه روز ظهور باشه !!

شوهر خدابیامرزم تا عمر داشت این کار رو انجام می داد ، حالا از وقتی که مرده شما این یادگارو بردید توی صندوق خونه پنهون کردید ، شما چه جور مسلمون هایی هستید !!مادر هم در جواب می گفت : آخه مادرجون ، قربونت برم ، مبارزه با کافرا تو هر زمون ساز و برگش فرق می کنه . منم می دونم که باید مسلح بشیم خود قرآن گفته : { و اعدوا لهم مااستطعتم من قوة } یعنی هر چی در توانتون هست آماده کنید .سرتون رو درد نیارم ، اونقدر مشغول بحث بودن که نفهمیدن مهدی آمده و دوباره زنگ در خونه زده شد. این بار بابا بود! مهدی خوشحال شد. الان یا دعوا تموم میشه یا  اوضاع بدتر میشه ! این بستگی به حال و حوصله بابا داشت.وقتی بابا از توی حیاط گذشت  به پله جلوی ایوون که رسید متوجه اوضاع شد ( خداروشکر سر حال بود) اول به مادرش سلام گرم و نرمی کرد و گفت : ننه چی شده ؟ چرا اخمت تو همه ؟خوش ندارم بعد این همه خستگی که میام خونه صورتت رو این طوری ببینم. مادربزرگ اخمشو وا کرد و جواب سلام پسرش رو داد بعد بغض کرد و تمام حرف های رد و بدل شده بین خودش با عروسش رو بازگو کرد.پسرش در جواب گفت : آخه ننه ، خدا وقتی مهدی رو به ما داد واسه همین اسمشو مهدی گذاشتیم که به آقا بگیم منتظریم . خوش دارم دایما   نام مهدی توی خونمون برده بشه  - خدا می دونه یکی اسم مهدی رو صدا می زنه دلم چه حالی میشه !! و بعد همگی مادربزرگ و بابا و مامان چشماشون پر اشک شد.
مهدی با خودش فکر کرد ( یعنی اسم من اینقدر تاثیر گزاره ؟ ) یک دفعه یاد حرف معلم دینیشون افتاد.

بقلم سرکار خانم اشراقی از اساتید حوزه علمیه الزهرا نصر

 

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: دلنوشت های طلاب لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس