مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

ما هیچ ، ما شکستنی !

07 دی 1392 توسط الزهرا (س) نصر

زخم بر می دارد ، مثل صفحه ی گوشی که بعد از مدتی خش دار می شود ، جداره های گلو هم انگار بر اثر بغض اینطور می شود .. نمی شود هرنوع کلمه ای را ادا کرد تا مثل نمک روی زخم بدترش کند ، آنجا که در دعای کمیل هی با کلمه ها روضه می خواند:  معتذراً نادماً منکسراً مستقیلاً مستغفراً … این ها ، از آن کلمات است . منکسرا، یعنی یک از پای افتاده ی دست خالی که احساسش لای در گیر کرده است ، یعنی ظرف سفالی عتیقه ای که باد با همدستی پرده ی حریر از پنجره ی نیمه باز ، پرتش کرده پایین و به تکه های شکسته شده اش هم کسی اهمیت نداده ، برف و باران گرفته ، پاییز و زمستان آمده و رفته ، خاکی و گلی مانده همان جا ، بی رنگ ، بی رو ، بی حتا نشانه ای از عتیقگی …

انکسار ، چاقو نیست که برش بزند به روح ، پتک و چکش نیست که با یک ضربه خُرد و خمیر کند ..

مثل فوت کردن قاصدکی است که صاف هُلش می دهی سمت دیوار ، بعد صدای له شدنش را ، جیغش را  نمی فهمی .
آن هم آرام و تلوتلو خوران می افتد پایین ، از حال می رود ، هرچه هم دوباره راهی اش کنی ، رمقی ندارد برای حرکت ، ناچار تکه تکه اش می کنی که بی چیز شود ، یکی یکی دارایی اش را می کَنی از وجودش .

دعای کمیل را برای همین خیلی دوست دارم که آدم را مثل اسپند روی آتش ، با اضطراب می سوزاند ،
بعد می رسد به منکسراً ، گلو را چنگ می زند ، زخم عمیق می شود .

دوباره با عجز می گوید : “یا رب ارحم ضعف بدنی” یعنی خودت ببین که ” ألآن انکسر ظَهری ” شده ام !

پدر ِ لحظه های آشفته ام در آمده ، لرز به زانوهایم افتاده . جسمم از این همه درد به خود می پیچد . حالا وقتش رسیده که خودت رحمم کنی . رحمتم کنی .

مثل گنجشکی که در باران و سرما اسیر شده ، مرا لای دست های گرمت بگیر !

______________________________________________________________

مادرها وقتی زعفران را در هاون می کوبند ، حواسشان هست که ضربه ها مداوم باشد اما آرام ، ریز باشد اما زیاد تا به هدف برسند ، خوب که له بشود ، بهتر رنگ و عطر می دهد ، برای زعفران خیلی ارزش قائل اند که یک وقت از دور و بر نریزد بیرون ، اما اگر زحمتش را کشیدند و دیدند نه رنگ درست حسابی داشت نه عطر و طعم ، دلشان می گیرد ، می گذارندش کنار ، می گویند تقلبی بود . دروغ بود .

لِه می شویم ، خُردمان می کند تا به جایی برسیم ، اما گاهی عصاره مان دلش را راضی نمی کند .. خدا !

 

آدم هایی که در حسرت کربلا می سوزند ، یک جور خاصی به پیاده روی اربعین هم فکر می کنند . نه ؟

 

به قلم : فاطمه بانو

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 نظر دهید »

موضوعات: دلنوشت های طلاب لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس