مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

به بهانه ی ماه شعبان

27 خرداد 1392 توسط الزهرا (س) نصر

من کتاب خواندن را دست تنها شروع کردم. این «دست تنها» یعنی هیچ کس را نداشتم که بهم بگوید کدام کتاب خوب است و کدام ارزش خواندن را ندارد. کدام نویسنده محشر است و کدام به درد نمیخورد. کتابهای ادبیات راهنمایی و دبیرستان و کتابخانه دوست داشتنی مدرسه مطهری تنها کمک هایم بودند. و من قدم به قدم جلو رفتم. خودم نادر ابراهیمی را پیدا کردم، شناختم. خودم طه حسین را خواندم، اسلامی ندوشن را شناختم، شیفته شهید مطهری شدم… من همان طور که دستم را به صفحه های کتاب ادبیاتم گرفته بودم آرام آرام قدم برداشتن را شروع کردم و کم کم توانستم راه بیفتم. و دنیای مقابلم هی برایم روشن تر شد. آدم ها را شناختم، با کتابها آشنا شدم. سبک ها را یاد گرفتم…

یکی از نویسنده هایی که من در دوران دبیرستان شیفته اش بودم، سید مهدی شجاعی بود. قلمش را دوست داشتم و تم مذهبی نوشته هایش حسابی با عقایدم جور درمی آمد. خلاصه آنقدر از او خواندم و خریدم که یک وقت از دست خودم عصبانی شدم: یعنی چه! نمیشه که همش یک نویسنده!!

خواستم بگویم که «کرشمه خسروانی»، «طوفان دیگری در راه است» و «کمی دیرتر»ش را هم با همین پشتوانه در دست گرفتم. منتظر خاطرات خوبی بودم که «کشتی پهلو گرفته» ،«آفتاب در حجاب» و «پدر، عشق، پسر» را برایم تداعی کند. منتظر خواندن جمله های خوب از نویسنده محبوبم بودم.

اما نشد.

و به این نتیجه رسیدم که او برای رمان ساخته نشده. مضامین عالی است، طرح داستان فوق العاده است، شخصیت پردازی بد نیست، …اما قلم، قلم یک داستان نویس نیست. قلم کسی است که متن ادبی می نویسد، قلم کسی است که دلنوشته می نویسد، قلم کسی است که موعظه می نویسد…قلم، شسته رفته نیست.

و برای اثبات این ادعا همین کافی است که برای منی که خواندن هر داستان یا رمان فارغ از تعداد صفحات و سبک نویسنده یا خستگی و سرشلوغی خودم، اغلب تنها یک شب - دقیقا از زمانی که آن را باز کنم تا وقتی به صفحه آخر برسم- زمان می برد، این دفعه در کمال تعجب تمام کردن «کمی دیرتر» دویست و شصت صفحه ای نزدیک دوهفته زمان برد!

این یعنی قلم جذب نمی کند…داستان تو را دنبال خودش نمی کشد…

طرح داستان یکی از قوی ترین طرح هایی بود که یک داستان می تواند داشته باشد: جوانی که در مجلس نیمه شعبان وسط «آقا بیا» گفتن های جمع «آقا نیا» می گوید و مورد مواخذه و نصیحت آنها قرار میگیرد، همان شب به خواب تک تکشان می رود. او حامل پیغامی از آقاست:فردا قرار است ظهور کنند و تو را کم دارند! آنوقت است که بهانه گرفتن های تک تکشان شروع می شود …

و من وسط خواندن کتاب مدام داشتم حرص می خوردم و با خودم می گفتم: از این بهتر نمیشد یک طرح فوق العاده را خراب کرد!!!!

و این همان حسی بود که موقع خواندن «کرشمه خسروانی» داشتم. یادش بخیر، چقدر دنبال کتاب گشتم. چقدر تشنه داستانش بودم. داستانی که همین طور خام و دست نخورده هم می توانست از زیباترین نمایشنامه ها باشد: ارینب یکی از زیباترین زنان مدینه بود که همسر ثروتمندی داشت. وصف زیبایی او تا شام و دربار معاویه می رسد. یزید ندیده شیفته اوصاف این زن می شود و از پدر راه چاره میخواهد. معاویه با ترفندی همسر ارینب را به شام دعوت می کند و او را به خودش نزدیک می کند. تا جایی که به او پیشنهاد دامادی خودش را می دهد. فقط با یک شرط: دخترش حاضر نیست با مرد زن دار ازدواج کند! شوهر ارینب به طمع دامادی خلیفه از دور زن زیبایش را طلاق می دهد و پیک معاویه با خبر طلاق عبدالله و خواستگاری یزید به طرف مدینه راه می افتد. امام حسین(ع) که از ماجرا خبردار می شود زودتر از پیک به خواستگاری ارینب می رود و مشخص است که او کدام یک را انتخاب می کند. ماه ها بعد، همسر ارینب که از دربار معاویه طرد شده شکست خورده و پشیمان به مدینه برمی گردد و به خانه امام می رود تا سراغ اموالی که نزد زن گذاشته بوده را بگیرد. انتظار هر حرفی را دارد جز این جمله امام: من تابه حال به همسرت نگاه هم نکرده ام. پیش من امانت بود تا برگردی…

اما فکر می کنید حاشیه پردازی های طولانی چه بر سر این داستان فوق العاده آورده است؟ «کرشمه خسروانی» را بخوانید تا بفهمید.

همین بلا بر سر «کمی دیرتر» هم آمد. کتابی با طرح جلد فوق العاده، اسمی جذاب، طرحی پرکشش و قیمتی خیلی زیاد(هشت هزار و پانصد تومان برای دویست و شصت صفحه!) که همه چیز دارد جز یک قلم داستانی.



بقلم صاد

مطلب قبلی
مطلب بعدی
 2 نظر

آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(1)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
1 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)

موضوعات: دلنوشت های طلاب لینک ثابت

نظر از: صالحی [عضو] 
  • مدیریت استانی کردستان
صالحی
5 stars

بسیار جالب بود
انشاءالله همگی بتوانیم در این ماه عزیز دل امام زمان را شاد کنیم

1392/04/01 @ 09:05
نظر از: فاطمیه جلفا [بازدید کننده]
فاطمیه جلفا

سلام
از کتاب گفتی واقعا حال کردم حالا که اهل کنابی به کتاب مناظره دکتر وشیخ هم سری بزن البته شاید تا حالا خوانده ای
موفق باشی همسنگر
فامیه جلفا

1392/03/27 @ 19:42


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس