مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

مناظره ابن ابى العوجا با امام صادق (ع) قسمت اول

02 تیر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

(ابن مقفع و ابن ابى العوجا، دو نفر از دانشمندان زبردست عصر امام صادق (ع ) بودند، و خدا و دين را انكار مى كردند و به عنوان دهرى و منكر خدا، با مردم بحث و مناظره مى نمودند)
در يكى از سالها، امام صادق (ع ) در مكه بود، آنها نيز در مكه كنار كعبه بودند، ابن مقفع به ابن ابى العوجا رو كرد و گفت : اين مردم را مى بينى كه به طواف كعبه سرگرم هستند، هيچ يك از آنها را شايسته انسانيت نمى دانم، جز آن شيخى كه در آنجا (اشاره به مكان جلوس امام صادق (ع ) كرد) نشسته است، ولى غير از او، ديگران عده اى از اراذل و جهال و چهارپايان هستند.

- چگونه تنها اين شيخ (امام صادق -ع -) را به عنوان انسان با كمال ياد مى كنى؟.

براى آنكه من با او ملاقات كرده ام، وجود او را سرشار از علم و هوشمندى يافتم، ولى ديگران را چنين نيافتم.

- بنابراين لازم است، نزد او بروم و با او مناظره كنم و سخن تو را در شأن او بيازمايم كه راست مى گويى يا نه؟.

به نظر من اين كار را نكن، زيرا مى ترسم، در برابر او درمانده شوى، و او عقيده تو را فاسد كند.

- نظر تو اين نيست، بلكه مى ترسى من با او بحث كنم، و با چيره شدن بر او نظر تو را در شأن و مقام او، سست كنم.

اكنون كه چنين گمانى درباره من دارى، برخيز و نزد او برو، ولى به تو سفارش مى كنم كه حواست جمع باشد، مبادا لغزش يابى و سرافكنده شوى مهار سخن را محكم نگهدار، كاملاً مراقب باش تا مهار را از دست ندهى و درمانده نشوى…

برخاست و نزد امام صادق (ع ) رفت و پس از مناظره، نزد دوستش ابن مقفع بازگشت و گفت : واى بر تواى ابن مقفع ! ما هذا ببشروان كان فى الدنيا روحانى يتجسد اذا شأ ظاهراً، و يتروح اذا شأ باطناً فهو هذا…
: اين شخص بالاتر از بشر است، اگر در دنيا روحى باشد و بخواهد در جسدى آشكار شود، و يا بخواهد پنهان گردد همين مرد است.

او را چگونه يافتى؟

- نزد او نشستم، هنگامى كه ديگران رفتند و من تنها با او ماندم، آغاز سخن كرد و به من گفت : اگر حقيقت آن باشد كه اينها (مسلمانان طواف كننده ) مى گويند، چنانكه حق هم همين است، در اين صورت اينها رستگارند و شما در هلاكت هستيد، و اگر حق با شما باشد كه چنين نيست، آنگاه شما با آنها (مسلمانان ) برابر هستيد (در هر دو صورت، مسلمانان، زيان نكرده اند).

- من به او (امام ) گفتم :خدايت رحمت كند، مگر ما چه مى گوئيم و آنها (مسلمانان ) چه مى گويند؟ سخن ما با آنها يكى است.

فرمود: چگونه سخن شما با آنها (مسلمين ) يكى است، با اينكه آنها به خداى يكتا و معاد و پاداش و كيفر روز قيامت، و آبادى آسمان و وجود فرشتگان، اعتقاد دارند، ولى شما به هيچيك از اين امور، معتقد نيستيد و منكر وجود خدا مى باشيد.

- من فرصت را بدست آورده و به او (امام ) گفتم : اگر مطلب همان است كه آنها (مسلمانان ) مى گويند و قائل به وجود خدا هستند، چه مانعى دارد كه خدا خود را بر مخلوقش آشكار سازد، و آنها را به پرستش خود دعوت كند، تا همه بدون اختلاف به او ايمان آورند، چرا خدا خود را از آنها پنهان كرده و بجاى نشان دادن خود، فرستادگانش را به سوى آنها فرستاده است، اگر او خود بدون واسطه با مردم تماس مى گرفت، طريق ايمان آوردن مردم به او نزديكتر بود.

او (امام ) فرمود: واى بر تو چگونه خدا بر تو پنهان گشته با اينكه قدرت خود را در وجود تو به تو نشان داده است، قبلاً هيچ بودى، سپس پيدا شدى، كودك گشتى و بعد بزرگ شدى، و بعد از ناتوانى، توانمند گرديدى، سپس ناتوان شدى، و پس از سلامتى، بيمار گشتى، سپس تندرست شدى، پس از خشم، شاد شدى، سپس غمگين، دوستيت و سپس دشمنيت و به عكس، تصميمت پس از درنگ، و به عكس، اميدت بعد از نااميدى و به عكس، ياد آوريت بعد از فراموشى و به عكس و… به همين ترتيب پشت سرهم نشانه هاى قدرت خدا را براى من شمرد، كه آنچنان در تنگنا افتادم كه معتقد شدم بزودى بر من چيره مى شود، برخاستم و نزد شما آمدم.

 نظر دهید »

مناظره امام صادق (ع) با منکر خدا

01 تیر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

در كشور مصر، شخصى زندگى مى كرد به نام عبدالملك، كه چون پسرش عبدالله نام داشت، او را ابوعبدالله (پدر عبدالله ) مى خواندند، عبدالملك منكر خدا بود، و اعتقاد داشت كه جهان هستى خود به خود آفريده شده است، او شنيده بود كه امام شيعيان، حضرت صادق (ع ) در مدينه زندگى مى كند، به مدينه مسافرت كرد، به اين قصد تا درباره  خدايابى و خداشناسى، با امام صادق (ع ) مناظره كند وقتى كه به مدينه رسيد و از امام صادق (ع ) سراغ گرفت، به او گفتند: امام صادق (ع ) براى انجام مراسم حج به مكه رفته است، او به مكه رهسپار شد، كنار كعبه رفت ديد امام صادق (ع ) مشغول طواف كعبه است، وارد صفوف طواف كنندگان گرديد، (و از روى عناد) به امام صادق (ع ) تنه زد،
امام با كمال ملايمت به او فرمود:


نامت چيست؟
او گفت : عبدالملك (بنده سلطان )

امام : كنيه تو چيست؟

عبدالملك : ابو عبدالله (پدر بنده خدا).

امام : اين ملكى كه (يعنى اين حكم فرمائى كه ) تو بنده او هستى (چنانكه از نامت چنين فهميده مى شود) از حاكمان زمين است يا از حاكمان آسمان؟
وانگهى (مطابق كنيه تو) پسر تو بنده خداست، بگو بدانم او بنده خداى آسمان است، يا بنده خداى زمين؟ هر پاسخى بدهى محكوم مى گردى.

عبدالملك چيزى نگفت، هشام بن حكم، شاگرد دانشمند امام صادق (ع ) در آنجا حاضر بود، به عبدالملك گفت : چرا پاسخ امام را نمى دهى؟

عبدالملك از سخن هشام بدش آمد، و قيافه اش درهم شد.

امام صادق (ع ) با كمال ملايمت به عبدالملك گفت : صبر كن تا طواف من تمام شود، بعد از طواف نزد من بيا تا با هم گفتگو كنيم، هنگامى كه امام از طواف فارغ شد، او نزد امام آمد و در برابرش نشست، گروهى از شاگردان امام (ع )] نيز حاضر بودند، آنگاه بين امام و او اين گونه مناظره شروع شد:

آيا قبول دارى كه اين زمين زير و رو و ظاهر و باطل دارد؟

- آرى.

آيا زيرزمين رفته اى؟

- نه.

پس چه مى دانى كه در زمين چه خبر است؟ چيزى از زمين نمى دانم، ولى گمان مى كنم كه در زير زمين، چيزى وجود ندارد.
گمان و شك، يكنوع درماندگى است، آنجا كه نمى توانى به چيزى يقين پيدا كنى،
آنگاه امام به او فرمود: آيا به آسمان بالا رفته اى؟

- نه.

آيا مى دانى كه آسمان چه خبر است و چه چيزها وجود دارد؟
- نه.

عجبا! تو كه نه به مشرق رفته اى و نه به مغرب رفته اى، نه به داخل زمين فرو رفته اى و نه به آسمان بالا رفته اى، و نه بر صفحه آسمانها عبور كرده اى تا بدانى در آنجا چيست، و با آنهمه جهل و ناآگاهى، باز منكر مى باشى (تو كه از موجودات بالا و پائين و نظم و تدبير آنها كه حاكى از وجود خدا است، ناآگاهى، چرا منكر خدا مى باشى؟) آيا شخص عاقل به چيزى كه ناآگاه است، آن را انكار مى كند؟.

- تاكنون هيچكس با من اين گونه، سخن نگفته (و مرا اين چنين در تنگناى سخن قرار نداده است ).


بنابراين تو در اين راستا، شك دارى، كه شايد چيزهائى در بالاى آسمان و درون زمين باشد يا نباشد؟ آرى شايد چنين باشد (به اين ترتيب، منكر خدا از مرحله انكار، به مرحله شك و ترديد رسيد).

كسى كه آگاهى ندارد، بر كسى كه آگاهى دارد، نمى تواند برهان و دليل بياورد.

از من بشنو و فراگير، ما هرگز درباره وجود خدا شك نداريم، مگر تو خورشيد و ماه و شب و روز را نمى بينى كه در صفحه افق آشكار مى شوند و بناچار در مسير تعيين شده خود گردش كرده و سپس باز مى گردند، و آنها];ّّ در حركت در مسير خود، مجبور مى باشند،اكنون از تو مى پرسم : اگر خورشيد و ماه، نيروى رفتن (و اختيار) دارند، پس چرا بر مى گردند، و اگر مجبور به حركت در مسير خود نيستند، پس چرا شب، روز نمى شود، و به عكس، روز شب نمى گردد؟

به خدا سوگند، آنها در مسير و حركت خود مجبورند، و آن كسى كه آنها را مجبور كرده، از آنها فرمانرواتر و استوارتر است.”

- راست گفتى.

بگو بدانم، آنچه شما به آن معتقديد، و گمان مى كنيد دهر (روزگار) گرداننده موجودات است، و مردم را مى برد، پس چرا دهر آنها را بر نمى گرداند، و اگر بر مى گرداند، چرا نمى برد؟ همه مجبور و ناگزيرند، چرا آسمان در بالا، و زمين در پائين قرار گرفته؟ چرا آسمان بر زمين نمى افتد؟ و چرا زمين از بالاى طبقات خود فرو نمى آيد، و به آسمان نمى چسبد، و موجودات روى آن به هم نمى چسبند؟!.

(وقتى كه گفتار و استدلالهاى محكم امام به اينجا رسيد، عبدالملك، از مرحله شك نيز رد شد، و به مرحله ايمان رسيد) در حضور امام صادق (ع ) ايمان آورد و گواهى به يكتائى خدا و حقانيت اسلام دارد و آشكارا گفت : آن خدا است كه پروردگار و حكم فرماى زمين و آسمانها است، و آنها را نگه داشته است.

حمران، يكى از شاگردان امام كه در آنجا حاضر بود، به امام صادق (ع ) رو كرد و گفت : فدايت گردم، اگر منكران خدا به دست شما، ايمان آورده و مسلمان شدند، كافران نيز بدست پدرت (پيامبر ـ ص ) ايمان آورند.

عبدالملك تازه مسلمان به امام عرض كرد: مرا به عنوان شاگرد، بپذير!.

امام صادق (ع ) به هشام بن حكم (شاگرد برجسته اش ) فرمود: عبدالملك را نزد خود ببر، و احكام اسلام را به او بياموز.

هشام كه آموزگار زبردست ايمان، براى مردم شام و مصر بود، عبدالملك را نزد خود طلبيد، و اصول عقائد و احكام اسلام را به او آموخت، تا اينكه او داراى عقيده پاك و راستين گرديد، به گونه اى كه امام صادق (ع ) ايمان آن مؤمن (و شيوه تعليم هشام ) را پسنديد.

 نظر دهید »

چرا نام حضرت علی علیه السلام در قرآن نیامده

31 خرداد 1390 توسط الزهرا (س) نصر

عالم سني: اگر علي ـ عليه السّلام ـ خليفة بلافصل پيغمبر ـ صلّي الله

عليه و آله ـ است لازم بود اين مطلب و نام علي ـ عليه السّلام ـ در قرآن

مجيد بيان و ذكر گردد، تا مسلمانان در اين مورد دچار اختلاف نشوند.


عالم شيعي: اولاً، مسأله خلافت علي ـ عليه السّلام ـ، توسط پيامبر ـ

صلّي الله عليه و آله ـ آن قدر تكرار و تأكيد شده بود كه اين مسأله امري

عادي شده بود و لذا نيازي به حكم الهي در قرآن نيست.


ثانياً، بايد توجه داشت كه مسأله ولادت و خلافت علي ـ عليه السّلام ـ

معيار شناخته شده مؤمنان واقعي از ديگران بوده است.


ثالثاً، اشكال بر اين كه چرا نام علي ـ عليه السّلام ـ در قرآن نيامده وارد

نيست، زيرا نام هيچ كدام از خلفاء و اصحاب پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ

در قرآن ذكر نشده، جز نام «زيد بن حارثه» كه به مناسبت ازدواج پيامبر ـ

صلّي الله عليه و آله ـ با «زينب» همسر سابق زيد، سخن از او به ميان

آمده است.[1]


عالم سني: همان گونه كه نام زيد در قرآن به مناسبت يك حكم فرعي ذكر

شده، لازم بود نام علي ـ عليه السّلام ـ نيز به مناسبت بين يك حكم اصلي

و مهم (يعني امامت و خلافت پس از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ ) ذكر شود.


عالم شيعي: اگر نام علي ـ عليه السّلام ـ ذكر مي‌شد، نظر به اين كه

دشمنان آن حضرت بسيار و تعداد قرآنها در آن عصر، بسيار اندك بود، ‌قطعاً

قرآن را تحريف كرده ونام او را از قرآن، حذف مي‌كردند. پس بهتر بود كه مقام

رهبري آن حضرت با اوصاف ذكر گردد! چنان كه شيوة قرآن، پرداختن به

كليات است ولي مصاديق آنها توسط پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مشخص مي‌گردد.

عالم سني: ده‌ها بلكه صدها آيه در قرآن، در وصف علي ـ عليه السّلام ـ

وارد شده است: مانند: آية ولايت (مائده، 55)، آيه اطاعت (نساء، 59)، آيه

مباهله (آل عمران، 161)، آية تطهير (احزاب، 33)، آية بلاغ در غدير خم

(مائده، 67)، آيه إكمال (مائده، 3) و…[2] كه هر كدام از اين آيات، با توجه به

شأن نزول و احاديثي كه از طرق شيعه وسني از پيامبر اكرم ـ صلّي الله

عليه و آله ـ نقل شده در راستاي امامت و خلافت بلافصل امام علي ـ عليه

السّلام ـ نازل شده‌اند؛ با توجه به اين كه قرآن مي‌فرمايد: «وَ ما آتاكُمُ

الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»؛[3] آن چه را كه رسول خدا ـ صلّي

الله عليه و آله ـ براي شما آورد و به شما امر كرد، آن را دريافت كنيد و انجام

دهيد و آن چه را كه از آن نهي كرده، در انجام آن باز ايستيد، و آن را انجام

ندهيد.


و مطابق حديث ثِقْلين، كه همة مسلمانان آن را قبول دارند پيامبر ـ صلّي

الله عليه و آله ـ فرمود: «دو چيز گرانقدر در ميان شما مي‌گذارم: 1. قرآن؛ 2

. عترت و اهل بيت خود را.


و مطابق روايات متعدد شما، فرمود: دو چيز را باقي مي‌گذارم: 1. قرآن؛ 2. سنّتم را.


بنابراين بايد به سنت يعني گفتار پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ گوش

فرادهيم و آن را بپذيريم، اينك مي‌گوييم، آيات مذكور، بر اساس سنت پيامبر

ـ صلّي الله عليه و آله ـ در شأن علي ـ عليه السّلام ـ نازل شده‌اند، بنابراين

قرآن مجيد، امام علي ـ عليه السّلام ـ را امام و جانشين بلافصل پيامبر ـ

صلّي الله عليه و آله ـ معرفي كرده است، گر چه طبق مصالحي‌، نام آن

حضرت در قرآن نيامده است.


مانند اين كه در تمام قرآن، تنها در چهار مورد، نام پيامبر (محمد ـ صلّي الله

عليه و آله ـ) و يك بار نام احمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ آمده، ولي صدها بار،

با وصف از آن حضرت ياد شده است.


و مانند اين كه از صد و بيست و چهار هزار پيامبر، فقط نام چند تن از آنان در

قرآن ذكر شده است.


حاكم سني: اكنون اگر بنا باشد، از يكي از پنج مذهب (حنفي، حنبلي،

مالكي، شافعي و جعفري) پيروي كنيم، پيروي از كداميك بهتر است؟


عالم شيعي: اگر بخواهيم منصفانه قضاوت كنيم،بايد بگوييم مذهب جعفري

صحيح‌ترين مذاهب است و به پيروي سزاوارتر. زيرا تنها مذهبي كه از مكتب

امام صادق ـ عليه السّلام ـ و اهلبيت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ

مي‌باشد، تشيع است و آن حضرت چون از خاندان رسول اكرم ـ صلّي الله

عليه و آله ـ است، آگاهتر است به احكامي كه پدرش رسول اكرم ـ صلّي

الله عليه و آله ـ آورده است.


مع ذلك، بد نيست كه بدانيد پيروي از مذهب تشيع از نظر برخي علماي

اهل تسنن جايز دانسته شده است. شيخ «محمود شلتوت» استاد اكبر

دانشگاه الازهر مصر در فتواي تاريخي خود مي‌نويسد:


«اِنّ مذهبَ الجعفريّة المعروف بِمذهبِ الشَيعَةِ الأماميَّةَ الأثني عَشَرِيّة،

مَذهبٌ يَجوزُ التَّعبُّدُ بهِ شرعاً، كسائرِ مذاهبِ أهلِ السُّنَّةِ، فينبَغي

للمُسلمينَ أن يَعْرِفوا ذلكَ، و اَن يَتَخَلَّصُوا مِنَ العَصَبِيَّةِ بِغَير الحقَ لمذاهبٍ

مُعَيّنَةٍ فما كانَ دينَ الله و ما كانَتْ شريعَتَهُ بتابعةٍ لمذهبٍ، او مقصُورةٍ علي

مذهبٍ، فالكلُّ مُجْتَهِدونَ مَقبولُونَ عِنداللهِ تعالي يجوزُ لِمَن اَهْلاً لِلنَّظَرِ و

الإجتهاد تقليدُهم و العَمَل بِما يُقَرِّرُونهُ في فِقْهِهِم و لا فَرْقَ في ذلكَ بينَ

العِباداتِ و العباداتِ و المُعامِلات.[4]

 

محمد فَخّام مي‌نويسد: خداوند شيخ شلتوت را رحمت كند، كه به اين

مطلب بسيار بلند و پراهميت توجه كرد، و آن فتواي جاودانه و قهرمانانه و

صريح خود را داد كه: عمل به مذهب شيعة دوازده امامي، نظر به اين كه يك

مذهب فقهي اسلامي است و بر اساس قرآن و سنت و دليل استوار

پي‌ريزي شده است جايز است.


عبدالرحمن النّجاري مي‌نويسد: ما هم اكنون بر اساس فتواي شيخ

شلتوت، فتوا مي‌دهيم بي‌آن كه فتواي خود را به مذاهب چهارگانه اهل

تسنن، منحصر سازيم، شيخ شلتوت، امام و مجتهد است و رأي او

هماهنگ با عين حقيقت مي‌باشد.

 

——————————————————————————–

[1] . « فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها »؛ احزاب، 37.

[2] . براي اطلاع از اين آيات به كتاب دلائل الصدق، ج 2، ص 73 تا 321 مراجعه كنيد كه 282 آيه در آن كتاب، در اين راستا، ذكر شده است.

[3] . حشر، 7.

[4] . مجله رسالة الاسلام، ارگان رسمي «دار التّقريب بين المذاهب الاسلاميه بالقاهره»، شماره 3، ص 227، سال 1379 هـ .ق.

[5] . في سبيل الوحدة الاسلامية، سيد مرتضي الرضوي، ص 52، 54، 55.

 

عبدالفتاح عبدالمقصود مي‌نويسد: مذهب شيعة دوازده امامي، شايستگي

آن را دارد كه در رديف مذاهب اهل تسنن، پيروي گردد، و بر اهل تسنن هيچ

گونه ايراد و انتقادي نيست كه از مذهبي پيروي نمايد كه در ساير مذاهب

برتري دارد؛ وقتي دريافتيم كه منبع اصلي آن مذهب (شيعه) حضرت امام

علي ـ عليه السّلام ـ باشد، همان كسي كه بعد از رسول خدا ـ صلّي الله

عليه و آله ـ از همگان به دين اسلام، آگاه‌تر بود.[5]

 


همانا مذهب جعفري، معروف به مذهب شيعه دوازده امامي، مذهبي

است كه تعبّد (اعتقاد و پيروي) به آن، مانند ساير مذاهب اهل تسنن،

شرعاً جايز است. بنابراين بر مسلمانان سزاوار است كه به اين مطلب آگاه


شوند، و از تعصّب بيجا به مذاهب مخصوصي، پرهيز كنند، و تعصب در پيروي

از مذهب خاصي نداشته باشند. همة (علماي بزرگ اين مذاهب) مجتهدند،

و فتواي آنها در پيشگاه خداوند قبول است، و افرادي كه مجتهد نيستند،

مي‌توانند از آنها تقليد نمايند، و به احكام آنها كه در فقه خود، مقرر نموده‌اند،

عمل كنند، و در اين راستا، فرقي بين عبادات و معاملات نيست. دانشمندان

و اساتيد بزرگي از اهل تسنن مانند: «محمّد فخّام»، استاد سابق دانشگاه


سابق الازهر، «عبدالرحمن النّجاري»، مدير مساجد قاهره، «عبدالفتاح

عبدالمقصود» استاد ونويسندة زبردست مصري و… فتواي مذكور شيخ

محمود شلتوت را تأييد كرده‌اند.

 1 نظر

از رموزات قرآن درباره حضرت علی علیه السلام

30 خرداد 1390 توسط الزهرا (س) نصر

 

 

از رموزات قرآن مجید: حروف مقطعه قرآن مجید معانی و اسرار زیادی دارد

 

یکی از اسرار این حروف آن است که هر گاه مکررات حروف مقطعه حذف شود

 

از مابقی حروف جمله زیر به دست می آید

 

صراط علی حق نمسکه

 

آری امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) راه خداست باید به دامن آن بزرگوار متمسک شد

 

و چنگ زد و متوسل شد.

 

و عیاشی از ابولبید بحرانی روایت کرده گفت مردی در مکه حضور امام باقر (ع)

 

رسید سوالاتی چند از آن حضرت نمود از آن جمله پرسید معنی (المص) چیست؟

 

آن حضرت جوابی به او فرمود پس از آنکه آن مرد از حضورش مرخص شد

 

حضرت به من فرمود این بیانات تفسیر باطن قرآن می باشد، عرض کردم برای

 

قرآن ظاهر و باطن هست؟ فرمود بلی از برای قرآن ظاهر و باطن  و معانی

 

بسیاری است و قرآن ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و سنن و امثال و فصل و

 

 وصل دارد هر کس گمان کند کتاب خدا مبهم است هلاک شود و مردم را به

 

هلاکت اندازد ، سپس فرمود ای عبید حساب کن (الف، لام، میم، صاد) مجموع

 

 آنها چه می شود؟ عرض کردم 161 می شود فرمود هر وقت سال داخل 161 شد

 

خداوند سلطنت بنی امیه را منقرض گرداند. و آخر مدت مذکور روز دهم محرم بود

 

که مسوده داخل کوفه شد  و بنی امیه از بین رفتند.

 نظر دهید »

متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را

22 خرداد 1390 توسط الزهرا (س) نصر

با نام خدا

بعضي خواندنيها چه قدر لذيذند…

در بحار الانوار احاديث مربوط به فرقه ي ناجيه را مي خواندم

بر خورد م به اين حديث پر از حلاوت و جمال

از هما ن هايي كه آدم را مست مي كند…

از حبيب خدا صلي الله عليه و آله نقل كرده بود كه فرمود:

هنگامي كه مرا به آسمان عروج دادند، در برابر پروردگارم

در مقام  قرب قاب قوسين يا نزديكترايستادم،و ندايي را از جانب

الله (تعالي)شنيد م كه، يا محمد از كساني كه همراه با تو در زمينند

چه كسي را دوست مي داري؟گفتم:خداي من، دوست مي دارم

كسي را كه تو دوستش مي داري و مرا به محبت او امر كرده اي.

پس گفت:يا محمد تو علي را دوست داري  و من نيز او و هر كه

محب او باشد را دوست مي دارم.

هنگامي كه به آسمان چهارم باز مي گشتم جبرئيل را ملاقات كردم

به من گفت خداي بزرگ به تو چه گفت و تو به او چه گفتي؟

گفتم  دوست من،جبرئيل! او به من چنين و چنان گفت و من نيز به او

چنين و چنان گفتم( آنچه بينشان رفته بود)پس جبرئيل گريست و گفت

اي محمد قسم به اويي كه تو را به حق مبعوث كرد اگر اهل زمين

علي را دوست مي داشتند آنگونه كه اهل آسمان او را دوست دارند

هرگز خداوند آتشي را كه با آن احدي را عذاب كند خلق نمي كرد.

(بحارالانوار،ج39،ص248)

ببين كه كيست او؟ كه وقتي حبيب خدا به نزديك ترين فاصله به

محبوبش مي رسد و در آنجايي كه جاي معا شقه ي دو حبيب است

به جاي هر حرفي از محبت او مي گويند و مي شنوند…

توان گفتن هيچ نيست…

خود بخوان و لبريزشو…

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 723
  • 724
  • 725
  • 726
  • 727
  • ...
  • 728
  • ...
  • 729
  • 730
  • 731
  • ...
  • 732
  • ...
  • 733
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس