مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

اسرائیل: یک موشک بزنیم ایران 15 هزار موشک میزند

14 آبان 1390 توسط الزهرا (س) نصر

روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت در گزارشی تصریح کرد: اولین موشکی که از «تل آویو» به ایران اصابت کند، اسرائیل باید خود را برای دریافت بیش از 15 هزار موشک در عرض چند دقیقه آماده کند و یک رژیم فلج باقی میماند که غرب برای جابه‌جا کردن آن باید از ویلچر استفاده کند.

        

روزنامه کیهان در ستون اخبار ویژه امروز شنبه خود نوشت:

* گویا نیوز: تعارف چرا؟ جنبش سبز واقعاً آمریکایی بود

دو پایگاه اینترنتی وابسته به اپوزیسیون صراحتا اعلام کردند که اپوزیسیون از حمایت‌های علنی آمریکا و غرب حمایت می‌کند و ادعای تکذیب این موضوع خود یک دروغ آشکار است.

گویانیوز در این باره به قلم یکی از اعضای سابق گروهک تحکیم که نوچگی نهضت آزادی را می‌کند، نوشت: سران جنبش سبز اگر محبوبیتی در میان اپوزیسیون پیدا کردند، نه به دلیل ثبات در مواضعشان که برعکس، به این دلیل بود که مواضعشان تغییر کرده است، کسانی مثل آقای امیرارجمند باید از خود بپرسند که چرا در طول جنبش سبز حتی یک بار شعار علیه آمریکا داده نشد و شعار نه غزه نه لبنان یا جمهوری ایرانی مطرح شد؟ آیا معنای شعار «اوباما یا با اونا یا با ما» جز طلب حمایت‌های خارجی و کسب حمایت آمریکا بود؟ مگر نه اینکه شیخ مهدی کروبی شجاعانه و با صراحت در مصاحبه با مجله آمریکایی نیویورکر از حمایت غرب و آمریکا استقبال کرد و در زمانی که رئیس مجلس ششم بود با هیئتی آمریکایی دیدار کرده بود؟

از سوی دیگر سایت روزنت در مطلبی به قلم «ا ـ ن» طنزنویس فراری که در محافل ضدانقلاب از او به عنوان عامل پروژه افتضاح «درازگوش تروا» یاد می‌شود، خطاب به هیلاری کلینتون نوشت: خانم کلینتون! اخیرا گفته‌اید سران جنبش به شما پیام داده‌اند که ما نیاز به کمک نداریم… اما پیام، این تعارف است، شما خود را دوست ما می‌دانید و ما هم مطمئنیم که شما دوست ما هستید و شما نباید به حرف ما گوش کنید و باید اصرار کنید، بعد ما می‌گوییم نه، بعد کم کم قبول می‌کنیم. این یک راز است [!]

روزنت هم شعارهایی چون نه غزه نه لبنان و اوباما یا با اونا یا باما را نشانه روشن استقبال محافل ضدانقلاب از حمایت‌های آمریکا دانسته و تصریح کرده که آمریکا طبیعتا نباید در ایران دنبال سران لائیک برای اپوزیسیون بگردد بلکه باید به دنبال افرادی مثل موسوی و کروبی برای حمایت باشد.

«ا ـ ن» در پایان می‌نویسد: مطمئنم بعد از انتشار این نوشته توسط همه دوستانم متهم به هزار اتهام سخت خواهم شد ولی جنبش سبز و جنبش سکولار به طور جدی به حمایت دولت آمریکا نیازمند است، ما متاسفانه کمک‌های مالی خارجی را نگرفته‌ایم. [!!!]

بنابر اخبار موثق، چنین نوشته‌هایی اصالتا به قصد فاکتور کردن برای نهادهای مسئول توزیع دلارهای آمریکا تهیه می‌شود و افراد کلاهبردار به قصد سرکیسه کردن طرف‌های مستأصل در واشنگتن حاضر می‌شوند به ترویج علنی «مزدوری» بپردازند.


* اسرائیل: یک موشک بزنیم ایران 15 هزار موشک می‌زند

محافل دولتی آمریکا، اسرائیل و انگلیس در اقدامی به ظاهر هماهنگ اما در واقع طبق تقسیم کار قبلی، سناریوی جدی‌تر شدن فشار و تهدید علیه ایران را از سر گرفته‌اند.

براساس این سناریو، ابتدا و تعمداً ـ به اصطلاح ـ خبری! توسط هاآرتص درز داده شد مبنی بر اینکه موضوع حمله اسرائیل به ایران جدی شده است، همزمان برخی سخنگویان دولتی آمریکا با تظاهر به اینکه دراین باره نمی‌توانند موضع صریحی اتخاذ کنند، مدعی شدند فشارها و تحریم‌ها را علیه ایران شدیدتر می‌کنند و همزمان گاردین ابعاد دیگری از این سناریو را تا حدفاصل تحریم و تهدید نظامی پیش برد، ماحصل این پروژه چند لایه جنگ روانی، القای این نکته به مخاطبان ایرانی بود که تهدیدها را باید جدی بگیرند و به پای میز مذاکره بیایند.

باراک اوباما پنج شنبه در حاشیه اجلاس گروه 20 گفت: من و سارکوزی هر دو توافق داریم که باید فشار بی‌سابقه‌ای به ایران وارد شود و یکی از مسائل امنیتی مهم که ما گفت‌وگو کردیم، موضوع تهدید مداوم برنامه هسته‌ای ایران است.

همزمان با این اظهارات، روزنامه صهیونیستی هاآرتص نوشت: نتانیاهو و باراک نخست وزیر و وزیر جنگ اسرائیل در تصمیم حمله به ایران جدی هستند و می‌کوشند موافقت همه اعضای کابینه برای حمله به تاسیسات اتمی ایران را کسب کنند.

جی کارنی سخنگوی کاخ سفید، از اظهارنظر درباره این خبر خودداری کرد و گفت: تحریم‌ها ایران را منزوی کرده و آمریکا در حال حاضر به دیپلماسی تمرکز دارد، همزمان، گاردین این طور القا کرد که آمریکا و انگلیس برای حمله به تأسیسات اتمی ایران برنامه‌ریزی کرده‌اند.

اما از لایه‌های علنی این رویکرد چندگانه سیاسی ـ رسانه‌ای برای سر پا نشان دادن تهدیدهای اقتصادی و سیاسی و نظامی غرب که بگذریم، ابعاد واقعی تر در تحلیل‌های منتشره جلب توجه می‌کند.

نوشته اخیر گاردین بر خلاف ادعای دولتمردان آمریکا مبنی بر انزوای ایران و اثرگذاری تحریم‌ها، تصریح می‌کند: «تحریم‌ها و حملات ویروسی به تأسیسات هسته‌ای ایران مانع از آن نشده‌اند که ایران از گسترش اورانیوم غنی شده باز بماند.

یک مقام ارشد وایت هال در انگلیس می‌گوید ایران به شکل شگفت‌آوری در مقابل فشارهای تحریمی و دیگر فشارها مقاومت کرده است، این مقام می‌گوید ایران مجددا رویکرد تهاجمی در پیش گرفته است و ایران توانسته حمله ویروس استاکس نت به برنامه هسته‌ای‌اش را محدود و سپس جبران کند، سرویس‌های اطلاعاتی غربی به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ایران ظرفیت برنامه غنی‌سازی اورانیوم خود را به طور کامل احیا کرده است.»

به نوشته گاردین «اکنون به نظر می‌رسد ایران از صدمات استاکس نت عبور کرده و حتی توانسته بر ظرفیت برنامه غنی‌سازی خود بیفزاید، سازمان‌های اطلاعاتی غربی معتقدند که ایران با جابه‌جایی امکانات هسته‌ای‌اش و فعال‌تر کردن مرکز هسته‌ای فردو در نزدیکی استان قم به شدت بر اقدامات حفاظتی از تأسیسات خود افزوده است».

هر چند گاردین سعی کرده تهدید نظامی را برجسته کند اما پشت پرده این تهدیدنمایی را در یک عبارت لو می‌دهد آنجا که می‌نویسد «یک مقام وزارت دفاع انگلیس می‌گوید ما معتقد به پیگیری رویکرد دوگانه هستیم که اعمال فشار و دیپلماسی را با هم داشته باشد، ما خواهان یک راه حل مبتنی بر مذاکره هستیم اما باید تمام گزینه‌ها روی میز باشد» و معنای این عبارت این است که آمریکا و انگلیس و غرب، دستان خود را در پشت میز مذاکره کاملا خالی می‌بینند و بنابراین مایلند با جنگ روانی و شعبده‌بازی هاله‌ای از تهدید و فشار را تصویرسازی کنند.

در همین حال روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت در گزارشی تصریح کرد: اولین موشکی که از «تل آویو» به ایران اصابت کند، اسرائیل باید خود را برای دریافت بیش از 15 هزار موشک در عرض چند دقیقه آماده کند و یک رژیم فلج باقی می‌ماند که غرب برای جابه‌جا کردن آن باید از ویلچر استفاده کند.

این روزنامه افزود: مقامات اسرائیل از پایان دولتشان به دست ایرانی‌ها در صورت کوچک‌ترین تعرض تأسیسات هسته‌ای این کشور وحشت دارند و واکنش ایران را ویرانگر می‌دانند.

این روزنامه می‌افزاید: فرمانده ستاد ارتش اسرائیل، «بنی گانتس» و رئیس موساد «تمیر باردو» و رئیس سازمان اطلاعات ارتش سرلشکر «افیف کوخافی» و «یورام کوهین» رئیس دستگاه امنیتی اسرائیل (شاباک)، با ایده حمله به ایران کاملا مخالف هستند، تنها دو نفر از مسئولان سیاسی ـ نظامی اسرائیل یعنی «بنیامین نتانیاهو» و «ایهود باراک» طرح حمله به تأسیسات هسته ای ایران را تأیید می‌کنند آن هم بدون در نظر گرفتن عواقب چنین حمله‌ای و پاسخ متقابل ایران.

یدیعوت آحارونوت مقامات اسرائیلی را به چند دسته تقسیم کرده است:

1ـ آنها که می‌گویند تاثیر اقدام نظامی علیه ایران کم است و در عین حال پاسخ ایران بسیار وحشتناک خواهد بود این گروه معتقد است به راه انداختن یک جنگ منطقه‌ای سبب ویران شدن اسرائیل می‌شود
 
2ـ گروه دوم بر این عقیده است که باید خویشتندار بود، زیرا برنامه هسته‌ای ایران تا دو یا دو سال و نیم دیگر تمام نخواهد شد.

3ـ جبهه‌گیری سوم از سوی فرماندهان دستگاه‌های امنیتی اسرائیل همچون رئیس ستاد ارتش «بنی گانتس» و رئیس موساد «تمیر باردو» و رئیس سازمان اطلاعات ارتش سرلشکر «افیف کوخافی» و «یورام کوهین» رئیس دستگاه امنیتی اسرائیل (شاباک) اتخاذ شده است که تمام آنها با طرح حمله به ایران مخالف هستند، موضعی که با موضع سران سابق دستگاه‌های امنیتی اسرائیل همچون «گابی اشکنازی» و «مئیر داگان» و «عاموس یدلین» و «یوفال دیسکین» که با برخورد نظامی با ایران به شدت مخالف بودند، مطابق است.
 
4ـ اما گروه چهارم که «نتانیاهو» و «باراک» تشکیل دهنده آن هستند طرفدار اقدام نظامی علیه ایران هستند،
خاطرنشان می‌شود حتی کسانی چون ایهود باراک نیز پیش از این تصریح کرده‌اند در صورت درگیری با ایران، جمهوری اسلامی برای آنها جهنم برپا خواهد کرد و «اسرائیل کوچک‌تر از آن است که بخواهد با ایران درگیر شود و ما در این باره دچار اشتباه نمی‌شویم».


* 30 درصد افزایش آمریکایی‌های زیر خط فقر

شمار شهروندان آمریکایی که دچار فقر مفرط هستند طی 10سال گذشته بیش از 30 درصد افزایش یافته است.

به گزارش رادیو فردا به نقل از بنیاد برو کینگ، شمار آمریکائیانی که در زیر خط فقر زندگی می‌کنند به میزان یک سوم افزایش یافته است.

بر اساس این گزارش با افزایش 12میلیون نفر به فقرای آمریکا، شمار آمریکائیانی که از این پس زیر خط فقر زندگی می‌کنند به 46 میلیون نفر می‌رسد و این رقم برابر 15درصد از جمعیت کل ایالات متحده است.

یادآور می‌شود انتشار چنین آماری توأم با تحریف و دست‌کاری و تقلیل عمق فاجعه در آمریکاست.


* موسوی خوئینی‌ها: به این دلیل بازداشت نشدم که…

موسوی خوئینی‌ها علت عدم بازداشت خود با وجود اعمال محدودیت برای برخی دست‌اندرکاران فتنه را توضیح داد.

وی در پاسخ به این سؤال که «چرا در دوران بعد انتخابات سال 88، نیروهای امنیتی که به بازداشت سران اصلاح‌طلبان می‌پرداختند و به نوعی شما را پدر معنوی اصلاح‌طلبان و مرد پشت پرده می‌دانستند، مبادرت به بازداشت شما نکردند؟ آیا توصیه‌ای شده بود و یا جرئت این کار را نداشتند؟! نوشت: «هیچکدام؛ نه بحث توصیه است، نه بحث جرئت» و افزود: ولی علت اینکه بنده را بازداشت نکرده‌اند این است که خود آنها می‌دانند من نه مزاحمتی برای آنها دارم و نه قدرت آن را دارم.

خاطرنشان می‌شود به تازگی موسوی خوئینی‌ها دبیر مجمع روحانیون، با وجود حمایت‌های صریح خود و تشکل متبوعش از فتنه‌گران و با علم به اینکه فتنه سبز احیاشدنی نیست، اقدام به موضع‌گیری علیه برخی شعارها کرده و شعار جمهوری ایرانی در برابر جمهوری اسلامی را محکوم کرده بود.


* کاش اسناد وابستگی نهضت آزادی به آمریکا را فاش نکرده بودیم!

دبیرکل حزب منحله مشارکت به اقتضای انفعال و انحلال این حزب در مقابل گروهک نهضت آزادی گفت افشاگری دانشجویان پیرو خط امام درباره افراد به استناد اسناد لانه جاسوسی، اشتباه مهمی بود.

در حالی که به تازگی نامه مشترکی به امضای برخی اعضای مرکزیت حزب مشارکت و نهضت آزادی و با محوریت تحریم انتخابات منتشر شده، میردامادی به حمایت تلویحی از اعضای این گروهک در برابر اقدام دانشجویان پرداخت.

به گزارش «کلمه»، میردامادی با تحریف واقعیات تاریخی گفت: اقدام دیگری که برای مدتی به صورت تبلیغاتی انجام شد و به «افشاگری‌ها» معروف شد، انتشار اسناد و گزارش‌های مربوط به افراد بود، فشارهایی از طرف برخی از گروه‌های سیاسی اعمال می‌شد که دانشجویان باید همه اسناد موجود در سفارت را منتشر کنند و مردم باید از همه اسناد سفارت مطلع شوند و عدم انتشار یا حتی تأخیر در انتشار آنها را مخفی کردن مطالب و نامحرم دانستن مردم تفسیر و تبلیغ می‌کردند، یکی از شعارهای ثابت جمعیت‌های قابل توجهی که هر روز در اطراف سفارت اجتماع می‌کردند هم شعار «دانشجوی خط امام افشا کن افشا کن» بود.

ولی اینک با نگاهی نقادانه و منصفانه [!؟] به آن مسئله، به نظر من افشاگری‌ها در مورد افراد، اشتباهی مهم از طرف دانشجویان بود، به دو دلیل، اول اینکه اشغال سفارت اقدامی در مقابل یک تهدید خارجی بود و نباید وارد دسته‌بندی‌ها و رقابت‌های سیاسی داخلی می‌شد و افشاگری‌ها عملا ورود به چنین عرصه‌ای بود، دوم اینکه دانشجویان پس از اشغال سفارت و به ویژه پس از حمایت حضرت امام از آنها مقبولیتی فوق‌العاده در میان مردم پیدا کرده و به مرجعی معتبر و مورد توجه مردم تبدیل شده بودند، این جایگاه و موقعیت به نحوی بود که کافی بود از سوی دانشجویان تنها اعلام شود نام فردی در اسناد سفارت بوده یا سندی مربوط به فردی در آنجا پیدا شده است. در این رابطه می توان به برخورد غیردقیق نوع افراد و حتی نخبگان به ارزش یک سند یا گزارش سفارتخانه ـ اینکه تا چه حد می‌تواند ارزش قضایی یا سیاسی داشته باشد ـ اشاره کرد، به عنوان نمونه، به نظر من برخوردی که در قبال افشاگری‌های اخیر ویکی لیکس شد و عملا هیچ کس ارزش سیاسی و قضایی برای آنها قائل نشد برخوردی صحیح بود.

اظهارات میردامادی از چند جهت مغالطه‌آمیز است، اولا اینکه انتشار اسناد سری جاسوسخانه آمریکا برای آشنایی عمق پروژه‌های براندازی انقلاب در همان یک سال اول، اقدامی کاملا منطقی و ضروری و مستند بود و معلوم نیست چگونه می‌توان مهره‌های میدانی سفارت آمریکا برای اجرای پروژه‌های براندازی را «ورود در دسته‌بندهای سیاسی و رقابت‌های سیاسی داخلی» توصیف کرد، یعنی رژیم مستکبر آمریکا که برای 25 سال از استیلا و غلبه ظالمانه رژیم خودکامه پهلوی در ایران حمایت کرده بود، جزو دسته‌بندی‌ها و رقابت‌های داخلی سیاسی محسوب می‌شد؟

ثانیا سندهای صریحی که از هماهنگی برخی چهره‌های سیاسی و گروهک‌های نفاق با لانه جاسوسی در جهت ضربه به امام و روحانیت و انقلاب با برپایی غائله و اغتشاش علیه جمهوری اسلامی حکایت می‌کند، چرا باید بی‌ارزش تلقی شود، اینکه جماعتی به دیپلمات‌های آمریکایی یا مأموران سازمان سیا در تهران بگویند ما درصدد مهار انقلاب و تجدید مراودات گذشته با آمریکا هستیم اما مردم در وسط میدان هستند و نمی‌گذارند، آیا نباید به اطلاع مردم می‌رسید؟

ثالثا این اسناد ویکی لیکس که معلوم نیست کدامش سند است و کدام سند واقعی نیست و به چه شکلی به دست آمده و چگونه گزینش و منتشر می‌شود، آیا قابل قیاس با عین اسناد لانه جاسوسی است که توسط دانشجویان مورد اعتماد مردم و امام بدون تحریف منتشر شدند، است.

رابعا چرا دبیر حزب منحله مشارکت، به طور خلاصه درد اصلی خود و دوستانش را نمی‌گوید که براساس اتفاق تسخیر لانه جاسوسی (به تعبیر حضرت امام خمینی، «انقلاب دوم و بزرگ تر از انقلاب اول»)، رفتار امروز مشارکتی و طیفی از اصلاح‌طلبان در تسلیم شدن مقابل نهضت آزادی را تا حد «ارتکاب خیانت به کشور و ملت» زیر سؤال می‌برد و بنابراین حضرات مجبورند تمامیت یک تاریخ را تحریف کنند و راه را بیراهه نشان دهند تا آنگاه بتوانند مسیر انحرافی خود را ادامه راه و مسیر قبلی بنمایانند؟!

شایان ذکر است، اخیرا به گزارش «تاریخ ایرانی»، باری روزن وابسته مطبوعاتی سفارت وقت آمریکا در مصاحبه‌ای تصریح کرده که «هیچ مقام جمهوری اسلامی تاکنون از ما عذرخواهی نکرده اما عباس عبدی در پاریس از من عذرخواهی کرد و گفت آن ماجرا اشتباه بود و من متاسفم».

 نظر دهید »

چرا آمریکایی‌ها از نیروی قدس می‌ترسند؟

14 آبان 1390 توسط الزهرا (س) نصر

بیش از یک دهه است که آمریکایی‌ها از نیروی قدس می‌ترسند و این ترس خود را به روش‌های مختلف ابراز کرده‌اند.

                    

روزنامه کیهان در یادداشت امروز خود به قلم مهدی محمدی نوشت: تمرکز آمریکا بر نیروی قدس سپاه و شخص سردار قاسم سلیمانی یکباره علنی شده، ولی مطلقا یکباره به وجود نیامده است.

بیش از یک دهه است که آمریکایی‌ها از نیروی قدس می‌ترسند و این ترس خود را به روش‌های مختلف ابراز کرده‌اند، به ویژه از زمانی که آمریکا پس از سال 2001 قدم به منطقه گذاشت و دو کشور عراق و افغانستان را اشغال کرد، مزه رویارویی با نیروی قدس را به عمیق‌ترین و واقعی‌ترین شکل ممکن چشیده است، شاید حدود یک دهه طول کشید تا آمریکا حریف اصلی خود در منطقه را شناخت، درک آمریکا از آنچه قدرت منطقه‌ای ایران خوانده می‌شود، عمدتا ـ اگر نگوییم در همه موارد ـ مبتنی بر تجربه رویارویی با نیروی قدس است، بدون شک، روزی که حدود یک دهه پیش، آمریکایی‌ها تصمیم به آغاز حضور نظامی گسترده در منطقه گرفتند به هیچ وجه نمی‌توانستند تصور کنند که با چه نیرویی مواجه خواهند شد و هماورد اصلی آنها کیست، آمریکایی‌ها منطقه خاورمیانه را فضایی گشوده و خالی از رقیب می‌دیدند که بهتر است به جای کنترل از راه دور، مستقیما در آن حضور پیدا کرده و اداره‌اش کنند. حالا، بعد از ده سال، درک آمریکایی‌ها از محدودیت‌های عملیاتی، گفتمانی، اطلاعاتی و سیاسی‌شان در منطقه کاملا واقعی شده و تنها چاره‌ای که پیش روی خود می‌بینند این است که بار کنند و از منطقه بروند، شاید بسیاری ندانند، اما این حقیقتی بسیار مهم و گریزناپذیر است که نیروی قدس سپاه و شخص حاج قاسم سلیمانی، در خالی کردن باد نخوت ماشین جنگی آمریکا درون منطقه خاورمیانه یکی از برجسته‌ترین نقش‌ها را داشته است.

مشکل آمریکایی‌ها درباره نیروی قدس، نمونه‌ای کوچک از مشکلی است که آنها درباره کل انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن دارند، آمریکایی‌ها نمی‌توانند بفهمند نیروی قدس چیست، چگونه عمل می‌کند و چه اهدافی را برای خود مشخص کرده، همچنانکه هیچ وقت نتوانستند از ماهیت مکتبی که امام تأسیس کرد و حاج قاسم و یارانش در خلاصه‌ترین تعریف ممکن شاگردان ممتاز آن مکتبند، سر دربیاورند، به همین دلیل است که برای کسانی که حتی به اندازه ذره‌ای سپاه را می‌شناسند، مجموعه اقدامات آمریکا برای پیش بردن پروژه سپاه هراسی، چیزی بیشتر از دست و پا زدن‌های خنده‌دار به نظر نمی‌آید، به این موضوع بازخواهیم گشت.
برخلاف آنچه آمریکایی‌ها تصور می‌کنند نیروی قدس بسیار بیش از آنکه یک نیروی عملیاتی زبده باشد ـ که هست ـ یک تفکر است، تفکری که مرز نمی‌شناسد و کلیدواژه‌ها و گزاره‌هایی را با خود حمل می‌کند که مستقیما با بنیادی‌ترین ارزش‌ها و روش‌های تمدن غربی در تضاد و درگیری دائم است، آمریکایی‌ها برای آنکه بدانند چرا نیروی قدس توانمند است و چرا اینچنین در هماوردی با آنها موفق بوده، باید اندکی از تحلیل‌های جیمز باندی فاصله بگیرند و به ریشه‌های تفکری بیندیشند که قدس حامل آن است.

ترس از نیروی قدس در وهله اول ترس از نیروی برانگیزاننده و سازش‌ناپذیر اسلام انقلابی است، برخلاف آنچه ذهن علیل آمریکایی تصور می‌کند کار اصلی نیروی قدس تجهیز تسلیحاتی و عملیات ویژه اطلاعاتی نیست، کار اصلی نیروی قدس آن است که به مسلمانان یادآوری کند، آئینی که با کفر و ظلم سازش می‌کند و قلت عدد را دلیل کافی برای بی عملی و گام ننهادن در راه مبارزه می‌داند، اسلام نیست، اسلام حقیقی در اصل، بر مبارزه با شرک بنا شده و امروز بزرگ‌ترین شرک تن دادن به سلطه آمریکا و صهیونیست‌هاست، آنچه امروز آمریکا را در منطقه زمین‌گیر کرده و در حال اخراج همیشگی آن از دیار مسلمین است، ترس از موشک‌های حماس و چریک‌های حزب‌الله نیست، بلکه ترس از آن تفکری است که 30 مبارز حزب‌الله را در روستای عیت‌الشعب لبنان 33 روز در محاصره کامل چنان با انگیزه نگه داشت که این روستا ـ در چند صد متری مرز لبنان ـ تا روز آخر جنگ سقوط نکرد، هر وقت آمریکایی‌ها فهمیدند که راز آن مقاومت چه بود، نیروی قدس و حاج قاسم سلیمانی و سید حسن نصرالله را هم شناخته‌اند.

در مرحله بعد، ترس از نیروی قدس، اعتراف به نفرت فراگیر در منطقه خاورمیانه از رژیم غاصب، جنایتکار و منحوس اسرائیل است، مبارزه با اسراءیل و به دنبال آن درگیر شدن با همه آنچه در منطقه بوی آمریکا می‌دهد، موتور محرکه اصلی اسلام انقلابی در منطقه است، این نکته‌ای است که اداره‌کنندگان کاخ سفید تا پیش از آغاز انقلاب‌های اسلامی در منطقه هیچ درکی از آن نداشتند، حکومت به ظاهر استوار دیکتاتورها بدل به حجابی پیش چشم غربی‌ها شده بود که اجازه نمی‌داد عمق نفرت ریشه دوانده از اسرائیل و آمریکا در جان‌های این مردم را ببینند، هنر نیروی قدس این بود که در تمام آن سال‌هایی که آمریکا تصور می‌کرد مبارک و بن علی و ملک عبدالله منطقه را در قبضه قدرت آمریکا نگه داشته و آن را به مکانی امن برای اسرائیل تبدیل کرده‌اند، آتش مبارزه با صهیونیست‌ها را در دل‌های مومنان نه فقط روشن نگاه داشت بلکه هر روز بر شدت و شعله آن افزود تا جایی که اکنون زبانه‌های آن آتش گر گرفته، در حال سوختن دودمان آمریکا در منطقه است، هر وقت آمریکا توانست راز نفرت گسترده از اسرائیل در منطقه را دریابد، سر محبوبیت و موفقیت قاسم سلیمانی و مردانش را هم خواهد فهمید.

در گام سوم، ترس از نیروی قدس، ترس از بسط الگوی انقلاب اسلامی است، حاج قاسم سلیمانی زمانی در یکی از معدود اظهارنظرهای آشکارش گفته بود ملت ایران تنها ملتی در جهان است که لیاقت شکست تاریخی آمریکا را دارد. حدود 5 سال پیش که این جمله از قول حاج قاسم نقل شد بسیاری آن را یک آرزوی بزرگ، شیرین و البته دور دانستند، امروز چه طور؟ امروز که نتانیاهو هم از بیخ گوش خود صدای امام خمینی (ره) را می‌شنود و رابرت گیتس می‌گوید درگیر شدن با ایران به معنای آن است که فردا آمریکا ناچار باشد درون خاک خود با فرزندان انقلاب ایران بجنگد، آیا باز هم می‌توان گفت که جمله حاج قاسم بیان یک آرزوی دور بوده است؟

آمریکایی‌ها می‌دانند بزرگ‌ترین و راهبردی‌ترین مشکلشان در آینده این است که چگونه با روند بازگشت اسلام سیاسی به منطقه مواجه شوند، آنچه این مسئله را سهمگین‌تر می‌کند این است که آمریکایی‌ها دریافته‌اند بازگشت اسلام سیاسی و تلفیق دین و حکومت در منطقه هیچ معنایی جز بسط الگوی ایران ندارد و ایران تنها کشوری در جهان است که تلفیق موفق و کارآمد دین و حکومت در آن شکل گرفته و تجربه شده است و مهم‌ترین محصول آن تجربه هم همان است که قاسم سلیمانی گفت: ایران آمریکا را در منطقه سر جای خود نشانده است، بله، نیروی قدس مبارزان در منطقه را مسلح می‌کند اما نه به سلاح، بلکه به تفکری که هزاران بار برنده‌تر از هر سلاحی است، حاج قاسم به کسی در منطقه اسلحه نداده است، نیازی به این کار نیست، او به مبارزان منطقه آموخته که چگونه فکر کنند تا از دل آن کاری‌ترین ایده‌ها برای ضربه زدن به پیکره استکبار بیرون بیاید، این بزرگ‌ترین سلاح ممکن است، هر زمان آمریکایی‌ها راز بازگشت اسلام سیاسی به منطقه را دریافتند، نیروی قدس را هم شناخته‌اند.

چهارمین نکته این است که ترس از نیروی قدس به معنای ترس از غلبه رفتار ایدئولوژیک بر رفتار پراگماتیک است، آمریکایی‌ها بهتر از هر کسی در این جهان، معنای این جمله را می‌فهمند، دو پرونده را در نظر بگیرید؛ یکی پرونده هسته‌ای در دوران دوم خرداد و دیگری پرونده عراق، یکی را پراگمات‌ها اداره کردند و دیگری را شاگردان حاج قاسم، مردان آفتاب سوخته‌ای که کوره راه‌های کوه و بیابان را بهتر از محلات شیک و چشم فریب شهرها می‌شناسند، کدام پرونده بهتر اداره شد؟ هر وقت آمریکایی‌ها جواب این سؤال را دانستند، نیروی قدس را هم شناخته‌اند.

و آخر از همه ترس از نیروی قدس، هراس از بی‌معنا شدن مرزهاست، قدس به مؤمنان یاد می‌دهد به جای ماندن در خانه خود، در خانه دشمن با او بجنگند، آمریکا شاید تا همین اواخر این موضوع را جدی نمی‌گرفت اما حالا که از قلب نیویورک هم صدای مرگ بر اسرائیل می‌شنود، باید فهمیده باشد که معنای «عملیات برون مرزی» چیست، هر وقت آمریکایی‌ها فهمیدند که نفرت از اسرائیل چگونه به نیویورک رسیده الگوی عمل نیروی قدس در خاورمیانه را هم کشف خواهند کرد.

این نوشته فقط یک مقدمه است و هر کس بخواهد درباره نیروی قدس سخن بگوید ـ امر مبارکی که ظاهرا باب آن باز شده ـ باید عمیقا در یک مفهوم دیگر یعنی مفهوم شهادت‌طلبی هم تأمل کرده باشد، آمریکایی‌ها البته می‌دانند این حرف یعنی چه، چراکه احتمالا تحلیلگرانشان به آنها گفته‌اند که تقریبا همه اظهارنظرهای منتشر شده حاج قاسم سلیمانی مربوط به مجالس بزرگداشت شهداست، مجالسی که اهلش می‌گوید حاج قاسم دعوت به هیچ کدام از آنها را رد نمی‌کند و کلام اول و آخرش این است که: «دعا کنید جا نمانم»، هر وقت آمریکایی ها راز عشق حاج قاسم به احمد کاظمی را فهمیدند، نیروی قدس را هم شناخته‌اند.

خلاصه کنیم، ترس از نیروی قدس، هراس از بهترین و دلیرترین مردان ایران است که در گمنامی محض، در خطرناک‌ترین حوزه‌های مأموریتی و برای کمک به مردمی که جز بیان رنج‌های خود چیزی برای عرضه به آنها ندارند و فقط با هدف گسترش اسلام، سر از پا نمی‌شناسند، مفهومی چنین عمیق و بزرگ آیا در ذهن‌های کوچک و دیجیتالیزه شده آمریکایی‌ها جا می‌شود؟

 نظر دهید »

بیداری اسلامی سرنوشت جهان اسلام را به سوی عزت دگرگون می کند

14 آبان 1390 توسط الزهرا (س) نصر

پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به حجاج حاکی است: در میانه‌ حجّ سال گذشته و حج امسال، حوادثی در دنیای اسلام پدید آمده است که می تواند سرنوشت امت اسلامی را دگرگون ساخته و آینده‌ای درخشان و سرشار از عزت و پیشرفت مادی و معنوی را نوید دهد.



مراسم برائت از مشرکان با قرائت آیات سوره توبه قرآن توسط استاد سعید طوسی آغاز شد و سپس با شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل شروع شد.
در ادامه برنامه پیام مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای به کنگره بین المللی حج توسط نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت قرائت و با تکبیر حجاج پایان یافت.
این مراسم از شبکه های تلویزیونی شبکه اول، شبکه خبر، شبکه قرآن و شبکه جام جم 1 پخش مستقیم شد.

متن کامل پیام مهم رهبر معظم انقلاب به هفت زبان فارسی ، عربی ، انگلیسی ، اردو ، فرانسه ، ترکی استانبولی و مالایو در پایگاه اطلاع رسانی حج در اختیار زائران بیت الله الحرام و عموم کاربران قرار گرفته است.
در مراسم باشکوه برائت از مشرکان که مقارن ساعت 9:30 صبح به وقت عربستان آغاز شد، پس تلاوت آیات آغازین سوره برائت، نماینده ولی فقیه و سرپرست حجاج ایرانی با ابلاغ سلام رهبر معظم انقلاب از تمامی زائران ایرانی خانه خدا بخاطر رعایت نظم و انسجام در بجا آوردن مناسک حج و برنامه‌های مختلف تقدیر و تشکر کرد.

سپس متن کامل پیام رهبر معظم انقلاب توسط حجت الاسلام سید علی قاضی عسکر قرائت شد.

متن کامل این پیام بدین شرح است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
اکنون بهار حج، با طراوت و صفای معنوی و شکوه و حشمت خداداد، فرا رسیده و دلهای مؤمن و مشتاق را پروانه وار بر گرد کعبه‌ی توحید و وحدت، به پرواز درآورده است. مکه و منا و مشعر و عرفات، منزلگاه انسانهای خوشبختی است که به ندای: ” و اذّن فی الناس بالحج .. ” پاسخ گفته و به حضور در میهمانی خدای غفور و کریم سرافراز گشته‌اند. اینجا همان خانه‌ی مبارک و کانون هدایتی است که آیاتٍ بیّنات الهی از آن ساطع و چتر امان برفراز سر همگان در آن گسترده است.
دل را در زمزم صفا و ذکر و خشوع، شستشو دهید؛ چشم باطن را به آیات روشن حضرت حق بگشائید؛ به اخلاص و تسلیم که نشانه‌ی عبودیت حقیقی است روی آورید؛ خاطره‌ی آن پدری را که با طوع و تسلیم، اسماعیلش را به قربانگاه برد بارها و بارها در دل زنده کنید، و بدینگونه راه روشن و آشکاری را که برای رسیدن به دوستی ربّ جلیل در برابر ما گشوده است، بشناسید و قدم نهادن در آن را به همّت مؤمنانه و نیت صادقانه‌ی خود، بسپارید.
مقام ابراهیم یکی از همان آیات بيّنات است. جای پای ابراهیم علیه‌السلام در کنار کعبه‌ی شریف، تنها نمادی از مقام ابراهیم است. مقام ابراهیم، مقام اخلاص و گذشت و ایثار اوست؛ مقام ایستادگی او در برابر خواست نفسانی و عواطف پدرانه و نیز در برابر سیطره‌ی کفر و شرک و سلطه‌ی نمرود زمانه است.
این هر دو راه نجات هم اکنون در برابر یکایک ما آحاد امت اسلامی، گشوده است. همت و شجاعت و عزم راسخ هریک از ما میتواند ما را روانه به سوی همان هدفهائی سازد که پیام‌آوران رسالت الهی از آدم تا خاتم، بشر را به سوی آن فراخوانده و وعده‌ی عزت و سعادت در دنیا وآخرت را به رهپویان آن داده‌اند.
در این محضر عظیمِ امت اسلامی، شایسته است که حج‌گزاران به مهمترین مسائل جهان اسلام بپردازند. اکنون در رأس همه‌ی این مسائل، قیام و انقلاب در برخی کشورهای مهم اسلامی است. در میانه‌ی حجّ سال گذشته و حج امسال، حوادثی در دنیای اسلام پدید آمده است که میتواند سرنوشت امت اسلامی را دگرگون ساخته و آینده‌ای درخشان و سرشار از عزت و پیشرفت مادی و معنوی را نوید دهد. در مصر و تونس و لیبی طاغوتهای دیکتاتور و فاسد و وابسته، از سریر قدرت سرنگون شده‌اند و در برخی کشورهای دیگر امواج پرخروش قیام مردمی، کاخهای زر و زور را به ویرانی و نابودی تهدید میکند.
این صفحه‌ی تازه گشوده از تاریخ امت ما، حقایقی را آشکار می‌سازد که همه از آیات بینات الهی است و به ما درسهای حیات‌بخش میدهد. این حقایق باید در همه‌ی محاسبات ملتهای مسلمان به کار گرفته شود.
نخست آنکه اکنون از دل ملتهائی که دهها سال در سیطره‌ی سیاسی بیگانگان بوده‌اند، نسل جوانی سربرآورده است که با اعتماد به نفس تحسین برانگیز به استقبال خطر رفته و به رویاروئی با قدرتهای مسلّط برخاسته و همت به دگرگونسازيِ وضعیت گماشته است.
دیگر آنکه به رغم تسلط و تلاش حاکمان سکولار و تلاشهای پیدا و پنهان آنان برای دین‌زدائی در این کشورها، اسلام، با نفوذ و حضوری نمایان و پرشکوه، هدایتگر دل‌ها و زبانها گشته و چون چشمه‌ای جوشان در گفتار و کردار توده‌های میلیونی، به اجتماعات و رفتارهای آنان طراوت و حیات بخشیده است. ماذنه‌ها و مصلاّها و تکبیرها و شعارهای اسلامی، نشانه‌ی آشکاری از این حقیقت و انتخابات اخیر تونس برهان قاطعی بر این مدعا است. بی‌گمان انتخابات آزاد در هر کشور اسلامی دیگر هم نتیجه‌ئی جز آنچه در تونس پیش آمد، نخواهد داشت.
دیگر آنکه در حوادث این یک سال، به همه نشان داده شد که خداوند عزیز و قدیر، در عزم و اراده‌ی ملتها، آن چنان قدرتی تعبیه کرده است که هیچ قدرت دیگر را یارای مقاومت در برابر آن نیست. ملتها با این نیروی خداداد، قادرند سرنوشت خویش را تغییر دهند و نصرت الهی را نصیب خود سازند.
دیگر آنکه دولتهای مستکبر و در رأس آنان امریکا، که در طول دهها سال با ترفندهای سیاسی و امنیتی، دولتهای منطقه را سر به فرمان خود ساخته و به پندار خود، جاده‌ی بی مانعی برای سیطره‌ی روزافزون اقتصادی و فرهنگی و سیاسی بر این بخش حساس جهان، پدید آورده بودند، اکنون نخستین آماج بیزاری و نفرت ملتهای این منطقه‌اند. اطمینان باید داشت که نظامهای برآمده از این انقلابها هرگز به نامعادله‌ی خفتبار پیشین تن نخواهند داد و جغرافیای سیاسی این منطقه به دست ملتها و در جهت عزت و استقلال کامل آنان رقم خواهد خورد.
دیگر آنکه طبیعت مزوّر و منافقِ قدرتهای غربی، برای مردم این کشورها آشکار شد. در مصر و تونس و لیبی – هرکدام به نوعی- آمریکا و اروپا تا توانستند در نگهداری از مهره‌های خود کوشیدند و هنگامی که عزم ملتها برخواست آنان فائق آمد، به روی مردم پیروز لبخند مزورانه‌ی دوستی زدند.
حقایق گرانبها و آیات بینات الهی در حوادث یکسال اخیر در این منطقه بیش از اینها است و برای اهل تدبر، دیدن و شناختن آن دشوار نیست.
لیکن با این همه، امروز همه‌ی امت اسلامی و بویژه ملتهای به پاخواسته، نیازمند دو عنصر اساسی‌اند:
نخست: تداوم ایستادگی و پرهیز شدید از سست شدن عزم راسخ. فرمان الهی به پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم در قرآن چنین است: ” فاستقم کما امرت و من تاب معک و لاتطغوا ” و ” فلذلک فادع و استقم کما امرت” و نیز از زبان حضرت موسی علیه‌السلام : ” و قال موسی لقومه استعینوا بالله و اصبروا، ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبه للمتقین”
مصداق بزرگ تقوا در این دوره برای ملتهای به پاخاسته، آن است که حرکت مبارک خود را متوقف نسازند و خود را سرگرم دست‌آوردهای این مقطع نکنند. این است بخش مهم از تقوائی که دارندگان آن، به وعده‌ی ” عاقبتِ نیک” سرافراز گشته‌اند.
دوم: هشیاری در برابر حیله‌های مستکبران بین‌المللی و قدرتهائی که از این قیامها و انقلابها لطمه دیده‌اند. آنها بی‌کار نمی‌مانند و با همه‌ی توان سیاسی و امنیتی و مالی، برای برقراريِ دوباره‌ی نفوذ و قدرت خود در این کشورها به میدان می‌آیند. ابزار آنان، تطمیع و تهدید و فریب است. تجربه‌ها نشان داده است که درمیان خواص، هستند کسانی که این ابزارها در آنان کارگر می‌شود و ترس و طمع و غفلت، آنان را دانسته یا ندانسته به خدمت دشمن در‌میآورد. چشم بیدار جوانان و روشنفکران و عالمان دینی باید به دقت مراقبت کند.
مهمترین خطر، دخالت و تأثیرگذاريِ جبهه‌ی کفر و استکبار در ساخت نظام جدید سیاسی در این کشورها است. آنان همه‌ی کوشش خود را به کار خواهند برد تا نظامهای جدید، هویت اسلامی و مردمی نیابد. همه‌ی دلسوزان در این کشورها و همه آنان که به عزت و کرامت و پیشرفت کشور خود دلبسته‌اند باید تلاش کنند تا اسلامیت و مردمی بودن نظام نوین، به تمام و کمال تامین شود. نقش قانون اساسی‌ها در این میان، برجسته است. اتحاد ملی و به رسمیت شناختنِ دگرسانیهای مذهبی، قبیله‌ئی و نژادی، شرط پیروزی‌های آینده است.
ملتهای شجاع و به پاخاسته در مصر و تونس و لیبی و دیگر ملتهای بیدار و مبارز بدانند، نجات آنان از ظلم و کید آمریکا و دیگر مستکبران غربی تنها و تنها در آن است که تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار شود. مسلمانان برای اینکه بتوانند مسائل خود را به صورت جدّی با جهانخواران حل کنند باید خود را به مرز قدرت بزرگ جهانی برسانند، و این جز با همکاری و همدلی و اتحاد کشورهای اسلامی به دست نخواهد آمد. این وصیت فراموش نشدنی امام خمینی عظیم است. امریکا و ناتو به بهانه‌ی قذافی خبیث و دیکتاتور، ماهها بر سر لیبی و مردم آن آتش ریختند. و قذافی همان کسی بود که پیش از قیام شجاعانه‌ی ملت لیبی درشمار دوستان نزدیک آنان بشمار می رفت، او را در آغوش می‌گرفتند؛ با دست او از ثروت لیبی میدزدیدند و برای خام کردن او دستش را می‌فشردند یا می‌بوسیدند .. پس از قیام مردم، همین او را بهانه کردند و تمام زیرساختهای لیبی را به ویرانی کشاندند. کدام دولت توانست از فاجعه‌ی کشتار مردم و ویرانی کشور لیبی به دست ناتو جلوگیری کند؟ تا چنگ و دندان قدرتهای خونخوار و وحشی غربی شکسته نشود همیشه چنین خطرهائی برای کشورهای اسلامی متصور است و نجات از آن جز با تشکیل قطب قدرتمند جهان اسلام، میسر نیست.
غرب و امریکا و صهیونیزم امروز از همیشه ضعیفترند. گرفتاریهای اقتصادی، ناکامی‌های پی‌درپی در افغانستان و عراق، اعتراضهای عمیق مردمی در امریکا و دیگر کشورهای غربی که دامنه‌ی آن روز بروز گسترده‌تر شده است، مبارزات و جانفشانیهای مردم فلسطین و لبنان، قیامهای دلیرانه‌ مردم در یمن و بحرین و برخی دیگر از کشورهای زیر نفوذ امریکا، همه و همه حامل بشارتهای بزرگی برای امت اسلامی و بویژه کشورهای انقلابی جدید است. مردان و زنان مؤمن در سراسر جهان اسلام و بویژه در مصر و تونس و لیبی از این فرصت برای تشکیل قدرت بین‌الملل اسلامی بیشترین بهره را ببرند. خواص و پیشروان نهضتها به خدای بزرگ توکل و به وعده نصرت او اعتماد کنند و صفحه‌ تازه گشوده‌ی تاریخ امت اسلامی را با افتخارات ماندگار خود که مایه‌ی رضای الهی و زمینه‌ساز نصرت اوست مزین سازند. 
والسلام علی عباد الله الصالحین
سیدعلی حسینی‌خامنه‌ای
5/آبان/1390
29                      ذیقعده 1432

 نظر دهید »

مصرف عسل در ایران دو برابر میانگین جهانی/جایگاه هفتادم دنیا در تولید

14 آبان 1390 توسط الزهرا (س) نصر

رئیس بخش پژوهش‌های زنبور‌عسل موسسه تحقیقات علوم دامی کشور گفت: ایرانی‌ها با میانگین مصرف عسل 573 گرم در سال دو برابر میانگین جهانی عسل مصرف می‌کنند، در عین حال در مقایسه با کشورهای توسعه یافته که سالانه یک الی دو کیلو مصرف سرانه دارند،وضعیت مطلوبی نداریم.



غلامحسین طهماسبی در اولین جشنواره ملی علمی و ترویجی عسل و سلامت جامعه در کرج گفت: تعداد کلونی‌های مدرن کشور از 850 هزار در سال 56 به 5 میلیون و صد هزار کولونی افزایش یافته است.
همچنین میزان کلونی‌های سنتی نیز با سیر ثابت حدود ۳۵۰ هزار کولونی است.
رئیس بخش پژوهش‌های زنبور عسل موسسه تحقیقات علوم دامی کشور افزود: اگر چه تولید عسل طی سال‌های گذشته روند سعودی داشته اما طی چند سال اخیر به دلیل شرایط اقلیمی با نوسان همراه بوده است.
وی افزود: اهداف برنامه چهارم در زمینه شاخص‌های تولید، کیفیت و صادرات عسل محقق نشد.
طهماسبی گفت: مصرف سرانه دنیا 235 گرم در سال اما در کشور ما حدود 600 گرم در سال است،اگر چه نسبت به دنیا وضعیت بهتری داریم اما نسبت به کشورهای توسعه یافته که سرانه مصرف آنها یک الی دو کیلوگرم در سال است وضعیت مطلوبی نداریم.
طهماسبی گفت: طبق برنامه چهارم توسعه قرار بود میزان صادرات به سه هزار تن افزایش یابد،اما بیشترین آمار صادرات ما در سال به 2 هزار تن رسید.
این در حالی است که طی سال‌های گذشته آمار ۵ هزار تن صادرات را نیز داشتیم.
وی افزود: کیفیت، بازاریابی و بسته‌بندی عمده‌ترین مشکل و موانع صادرات عسل کشور است.
طهماسبی گفت: اگر چه طبق برنامه چهارم از نظر تولید وضعیت بهتری داریم اما در مورد راندمان تولید و کیفیت آن باید کار شود.
طهماسبی گفت: طبق برنامه چهارم توسعه راندمان و عملکرد تولید باید ۱۲ الی ۱۴ کیلوگرم از هر کلونی در سال می‌شد که هم اکنون این میزان ده کیلوگرم در سال است.
طهماسبی با بررسی وضعیت زنبور‌داری ایران نسبت به جهان گفت: در حال حاضر ایران با ۵ میلیون و ۱۰۰ کولونی 5.35 درصد کلونی‌های دنیا را دارد که از اینها سالانه ۴۵ هزار تن یعنی 3.2 درصد کل عسل دنیا استحصال می‌شود.
وی افزود: متوسط تولید عسل از هر کلونی در دنیا 20 الی 60 کیلوگرم اما در ایران ۱۰ کیلوگرم در سال است.
این در حالی است که قبلا تا ۱۳ کیلوگرم از کلونی هم عسل برداشت شده بود.
به گفته طهماسبی تغییرات شرایط آب و هوایی از علل عمده کاهش عملکرد تولید عسل در کشور ما است.
طهماسبی گفت: ایران از نظر تولید در جایگاه دهم و از نظر میانگین تولید جایگاه هفتادم دنیا را دارد.
وی کافی نبودن مراکز آموزشی، اساتید و کم توجهی به بخش زنبور عسل و نیز ارتباط ضعیف مروجین و محققین را از موانع عمده تولید عسل کشور عنوان کرد.
طهماسبی همچنین عدم شناسایی درست عسل طبیعی و غیرطبیعی در کشور که مبنای اصولی ندارد را عامل مهم در سرانه مصرف کشور عنوان کرد.
رئیس بخش پژوهش‌های زنبور‌عسل موسسه تحقیقات علوم دامی کشور تصریح کرد: طی سال‌های گذشته واردات عسل مشکلات زیادی را برای زنبور‌داران ایجاد کرده به طوری که عسل‌های بی کیفیت و نامطلوب و با قیمت پایین‌تر وارد کشور می‌شود.
طهماسبی خاطر نشان کرد: با توجه به اینکه عسل به عنوان دارو بوده و در سلامتی تاثیر بسزایی دارد و همچنین ۳۳ درصد تولیدات بخش کشاورزی به دلیل گرد‌افشانی زنبور است و ۹۰ درصد سود اقتصادی حاصل از زنبور ۹۰ برابر سود اقتصادی عسل توسط زنبور در بخش کشاورزی ایجاد می‌شود باید از این بخش حمایت ویژه‌ایی شود.
رئیس بخش پژوهش‌های زنبور‌عسل موسسه تحقیقات علوم دامی کشور در پایان گفت: با همکاری موسسه استاندارد به دنبال جداسازی عسل‌های تقلبی از سالم و معرفی استانداردی برای عسل طبیعی هستیم که در پایان این همایش یکی از عسل‌های شناسایی شده و منطبق با این استانداردها توسط سازمان استاندارد و تحقیقات کشاورزی معرفی می‌شود.

 نظر دهید »

جامه کعبه نو شد..

14 آبان 1390 توسط الزهرا (س) نصر



جامه سیاه کعبه خانه امن الهی پس از شسته شدن به وسیله گلاب ناب ایرانی امروز نهم ذی حجه نو شد.
پرده خانه کعبه که به « جامه کعبه » موسوم است، لحظاتی قبل طی مراسم خاصی تعویض شد.
پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری گزارش داد، این پرده که از ابریشم خالص طی یکسال بافته شده و بر روی آن آیات قرآن مجید با تارهایی از طلا و نقره نوشته شده پس از شستشوی خانه خدا با گلاب ناب ایرانی عوض شد.

پرده جدید کعبه لحظاتی قبل ، هنگامی که زایران بیت الله الحرام برای اعمال حج در صحرای عرفات به سر می برند و مسجد الحرام تا حدودی خلوت تر است، بر روی خانه خدا آویخته ‌شد.
پرده جدید کعبه طبق رسم متداول هفته گذشته از سوی مسئولان کارگاه بافت پرده تحویل مسئول خادمان بیت الله الحرام شده بود.

کارگاه تولید پرده کعبه شامل بخش‌هایی از قبیل بافت نوار ، چاپ ، بافت دستی و بافت ماشینی است و هر سال پرده جدید کعبه با دقت در این کارگاه بافته و تا قبل از ماه ذی الحجه برای تحویل آماده می‌شود.

هزینه تولید پرده کعبه ‪ ۲۰‬میلیون ریال سعودی(معادل 6 میلیارد و 800 میلیون تومان) است و پرده از ابریشم طبیعی مخصوص بافته شده و با رنگ مشکی رنگ آمیزی می‌شود.

ارتفاع پرده کعبه ‪ ۱۴‬متراست و دربخش فوقانی آن نواری به عرض ‪ ۹۵‬سانتیمتر و طول ‪ ۴۷‬متر قرار دارد که توسط ‪ ۱۶‬قطعه مربع شکل آمیخته با هنر اسلامی احاطه شده است.

زیر نوار آیات قرانی نوشته شده و در فاصله‌های ایجاد شده عبارات “یا حی، یا قیوم” و “یا رحمن یا رحیم” و “الحمدلله رب العالمین” درج شده است.

این نوار گلدوزی شده با یک سیم نقره‌ای آب طلا داده شده کل کعبه را احاطه می‌کند. 
پرده کعبه هر ساله در روزهای اول شعبان و روز عرفه تعویض می شود.

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 695
  • 696
  • 697
  • ...
  • 698
  • ...
  • 699
  • 700
  • 701
  • ...
  • 702
  • ...
  • 703
  • 704
  • 705
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس