مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

نقش مكتب جبرگرایى در کربلا

19 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

بنابه گفته ابى هلال عسكرى، معاویة بن ابى سفیان مبتكر جبر بود. ابن ابى الحدید نیز مى‎گوید: معاویه آشكارا به جبر و ارجا (پیروى از مرجئه) تظاهر مى‎كرد.(1)

از این رو درباره بیعت با یزید اظهار مى‎داشت: «و ان امر یزید قضا من القضا و لیس للعباد الخیره من امرهم(2)؛ همانا خلافت یزید از مقدرات الهى است و مردم را در تقدیرات الهى؛ اختیارى نیست.»

كعب الاحبار یهودى مسلمان‎نما نیز مى‎گفت: «حكومت هرگز به بنى هاشم نخواهد رسید.» عبدالله بن عمر هم كه در این راستا قرار گرفته بود، اظهار مى‎كرد: “فاذا رایت الهاشمى قد ملك فقد ذهب الزمان(3)؛ آنگاه كه ببینى فردى از هاشمیان به حكومت دست یابد، دنیا به پایان خواهد رسید."(4)

و بدین ترتیب حكومت یزید بن معاویه را از مقدرات الهى تبلیغ كردند و مكتب جبر را به عنوان پشتوانه مذهبى آن به رسمیت شناختند.

بر اساس جبرگرایى، انسانها در كارهایى كه انجام مى‎دهند، فاقد اختیارند، این خداست كه ملك را به كسى كه بخواهد مى‎دهد و از كسى كه بخواهد مى‎گیرد، یكى را ذلیل و دیگرى را عزیز مى‎شمارد و آن كه بر قدرت مسلط شده، حق است و خواست خدا و آن كه مرووس و مظلوم است، محكوم است و خواست خدا چنین بوده، نه ظالم در ظلمش مقصر است و مختار و نه عدالت عادل از روى اختیار است، آنچه خداوند مقدر نموده و از كانال قضا و قدر گذشته، حتمى است و انسانها به ناچار فرمانبرند!

و متاسفانه این بنیان كژ، دیوارهاى كجترى بر آن بنا شد و همچنان این خط انحرافى بر اكثریت جوامع اسلامى سنى مذهب حاكم است و این همان مبنایى است كه ابوالحسن اشعرى مبانى اعتقادى خویش را بر آن بنا گذاشته است.

این تفكر انحرافى، دستاویزى قرار گرفت تا زمینه جنایت هولناك یزید را فراهم آورد و آنگاه توجیه كند، از این رو عمر بن سعد درباره شهادت امام حسین(علیه‎السلام) گفت: “این كار از جانب خداوند مقدر شده بود.”

عبیدالله بن زیاد نیز در تعقیب همان هدف، و در ضمن براى تحقیر اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) خطاب به حضرت زینب(علیهاالسلام) گفت: «الحمدلله الذى فضحكم و قتلكم و اكذب احدوثتكم؛ حمد خداى را كه شما را رسوا كرد و كشت و تكذیب كرد سخنگویانتان را.»

زینب(سلام الله علیها) فرمود: «الحمدلله الذى اكرمنا بنبیه محمد(صلی الله علیه و آله) و طهرنا من الرجس تطهیرا انما یفتضح الفاسق و یكذب الفاجر و هو غیرنا(5)؛ حمد شایسته خدایى است كه به واسطه پیامبرش به ما كرامت داد و از گناه و آلودگى ما را پیراسته ساخت. خداوند، تنها فاسق و فاجر را رسوا مى‎سازد و او غیر ماست (یعنى خدا شما را رسوا ساخت).»

در همان مجلس، آنگاه كه ابن زیاد، از نام امام على بن الحسین(علیهماالسلام) مى‎پرسد و آن حضرت مى‎فرماید: من على بن الحسین هستم، ابن زیاد مى‎گوید: “الیس قد قتل الله على بن الحسین؛ آیا خداوند على بن الحسین را نكشت؟!”

امام پاسخ مى‎دهد: “قد كان لى اخ یسمى علیا قتله الناس؛ برادرى داشتم به نام على كه سپاهیان شما او را كشتند!”

ابن زیاد گفت: بلكه خدا او را كشت! و امام فرمود: خداوند (توسط ماموران مخصوصش) هنگام موت (و ایجاد سبب مرگ) انسانها را مى‎میراند.(6)

امام زین العابدین(علیه‎السلام) بدین وسیله در صدد خنثى ساختن تبلیغات امویان برمى‎آید؛ بدین صورت كه اولا: مسوولیت آنها را در جنایت سرزمین کربلا خاطر نشان مى‎سازد، ثانیا: تفكر انحرافى جبرگرایى را مردود مى‎شمارد و عقیده درست اسلامى را كه توسط ائمه معصومین (علیهم‎السلام) تبیین شده گوشزد نمود. آن عقیده این است: “لا جبر و لا تفویض ولكن امر بین امرین."(7) یعنى قضا و قدر الهى در تضاد با اختیار انسان نیست و انسانها به اراده الهى، داراى اختیار، آفریده شده‎اند تا راه هدایت یا شقاوت را برگزینند و اگر چنین نبود و انسانها فاقد اختیار بودند كه پاداش و مجازات، بى معنا بود؛ بلى خداوند پس از آفرینش جهان، اختیاراتش را به بندگانش تفویض نكرده است و لذا در معصیتى كه گناهكاران مرتكب مى‎شوند هم قدرتش را خدا داده است همان طور كه قدرت انجام كارهاى نیك را به نیكوكاران داده است ولى در این كه حر شوند یا یزید، مختارند!

بارى، بنى امیه، نه تنها امام حسین(علیه‎السلام) و فرزندان و یارانش را به شهادت رساندند، و خاندان رسالت را به اسارت بردند و بزرگترین جنایت تاریخ را به وجود آوردند، بل اصول اعتقادى اسلام را دستخوش تدلیس و تحریف قرار داده، پوستین وارونه بر تن اسلام پوشاندند و هولناكترین ضربت را به پیكر اسلام وارد ساختند.

سیدمحمدرشید رضا مولف تفسیر “المنار” مى‎گوید: یكى از دانشمندان بزرگ آلمان به عده‎اى از مسلمانان گفت: “شایسته است ما مجسمه معاویة بن ابى سفیان را از طلا بریزیم و در برلن (پایتخت آلمان) نصب كنیم، گفتند: براى چه؟! گفت: زیرا معاویه بود كه رژیم دموكراتیك حكومت اسلامى را به حكومت استبدادى مبدل كرد و اگر او، این ضربه را به اسلام نزده بود، اسلام همه جهان را مى‎گرفت و اكنون ما آلمانی‎ها و سایر كشورهاى اروپایى، عرب و مسلمان بودیم."(8)

 

1- شرح نهج البلاغه، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج1، ص340.

2- ابن قتیبه الدینورى، الامامه والسیاسه، ج1، ص158.

3- تهذیب تاریخ دمشق الكبیر، ج4، ص332.

4- ناگفته نماند بعدها بنى عباس و علویین ـ كه هر دو از بنى هاشم بودند ـ به حكومت رسیدند و دنیا هم به پایان نرسید!

5- الارشاد، ص244.

6- همان.

7- الاصول من الكافى، ج1، ص160.

8- تفسیر المنار، ج11، ص260.


 نظر دهید »

پیام های عاشورا در کلام امام خامنه ای (1)

19 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر




خدمت حسين‏ بن‏ على عليه‏السّلام آمدند و به آن بزرگوار اصرار كردند كه «آقا، شما هم قيام نكنيد! به جنگ با يزيد نرويد!»

اين، يك عبرت عجيب در تاريخ است. آن‏جا كه بزرگان مى‏ترسند، آن‏جا كه دشمن چهره بسيار خشنى را از خود نشان مى‏دهد، آن‏جا كه همه احساس مى‏كنند اگر وارد ميدان شوند ميدان غريبانه‏اى آنها را در خود خواهد گرفت؛ آن‏جاست كه جوهرها و باطن افراد شناخته مى‏شود . در تمام دنياى اسلامى آن روز - كه دنياى بزرگى بود و كشورهاى اسلامى زيادى كه امروز مستقل و جدا هستند، آن روز يك كشور بودند - با جمعيت بسيار زياد، كسى كه اين تصميم، عزم و جرأت را داشت كه در مقابل دشمن بايستد، حسين‏بن‏على عليه‏السّلام بود. بديهى بود كه وقتى مثل امام حسينى حركت و قيام كند، عدّه‏اى از مردم هم دور او را خواهند گرفت و گرفتند. اگر چه آنها هم، وقتى معلوم شد كه كار چقدر سخت است و چقدر شدت عمل وجود دارد، يكى‏يكى از دور آن حضرت پراكنده شدند، و از هزار و اندى آدمى كه با امام حسين عليه‏السّلام، از مكه به راه افتاده، يا در بين راه به حضرت پيوسته بودند، در شب عاشورا تعدا اندكى ماندند كه با مجموع آنچه كه روز عاشورا خودشان را به حضرت رساندند، هفتاد و دو نفر شدند.
_____________________________________________​_________________
بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار قشرهاى مختلف مردم به مناسبت فرارسيدن ماه محرم‏ 1371

ز.س حسام

 1 نظر

از بدها ،از خوبها

19 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

گفتی از عشق برایت بنویسم ،مینویسم .

                                          بسم الله الرحمن الرحیم

از بدها ، از خوبها

از بدها : حاج ابراهیم همت ،غلامحسین کبیری ،طلبه جانباز علی خلیلی ،جانباز امر به معروف حجت

الاسلام فروزش ،بسیجی فعال همان که بعضا در داخل به عنوان نیروی مفلس هم خوانده میشود ،مادر

شهید صبوریکه هنوز چشم به راه امدن فرزندش از سومار است

از خوبها : شیث رضایی ،ایدا بازیگر پنج کیلومتر تا بهشت ،محمد رضا گلزار ،اقازاده های به سفر رفته

برای ادامه تحصیل ،عادل فردوسی پور ،مدیران ارشد برخی از نواحی که عکس خمینی و خامنه ای بالای

سر زده اند و در دل دیگر هیچ

من با بسیج هویت گرفته ام و با چفیه درجه هویتم را روح الله با بسیج بیست میلیونی رقم زد و درجه ام

را سید علی با گذاشتن افسر جنگ نرم بر دوشم قرار داد . از روزی که چفیه بر گردن اویختم دانستم که

مسئئولیتم سنگین تر شده این سنگینی را زمانی حس کردم که مولایم پس از ان ماجرا دیگر چفیه از

گردن خویش باز نکرد.

از زمانی که قدم در بسیج گذاشتم به تمرین حروف الفبای بسیج مشغول شدم و همچون کلمات اب ،بابا

، نان اول دبستان از بر همه را میگویم.

با الف اخلاص را گرفتم و دانستم اساس کارم اخلاص است و گمنامی و دنبال نام و نشان نبودن ،با ب به

بصیرت رسیدم و شد قطب نمای کارم و با صاد به صلابت رسیدم و با کمک واو در خط ولایت مداری قرار

گرفتم و تمرین شین را اغاز کردم تا روزی در مسیر الف و صاد و واو به شهادت نائل شوم .

خدا قوت داد تا بتوانم با صبر در برابر استهزاأء و تمسخر دوستانم در دانشگاه و جامعه دوام بیاورم و با

اندوخته ی بصیرتم توانستم شبهه لباس شخصی های مزدور را از ذهن مردمان شهرم بزدایم . هرچند که

این ابتدای ماجراست و شبهه های کیک و ساندیس برای بسیجیان کماکان باقی است .

دروغ نگفته باشم از نیروهای خودی هم کم نشنیده ام همان جایی که مقایسمان کردند با جوانان اول

انقلاب و جنگ که چه نشسته ای که بسیجیان و رزمندگان جنگ خالص بودند و شما مدعیان مدعی،

داعیه ی اخلاص را در سر میپرورانید.

در فتنه ی 88 خونم به جوش امد اخر علی بی یار و یاور مانده بود و این عمار سر میداد . میدانید این

عمار از زبان علی یعنی چه ؟

یعنی مولا دیگر فاطمه و میثم و عمار و مالک ندار د .و عده ای همچون ابوموسی اشغری گردد حضرت ماه

دور میزنند و من و دوستانم که تمامی بسیجیان را تشکیل میدهند به صحنه امدیم هر چند که از قبل هم

در صحنه بودیم و کار میکردیم که سرداری در سپاه خطاب به مردم بیان داشت که اگر بسیج نبود تهران نبود .

این روزها در صدر اخبارمان بحث از حمله ی امریکا و اسرائیل به کشورمان است که این تهدیدها کار امروز

و دیروز نیست اما تا به ححال به این فکر افتاده ای که چرا دشمن تا بن دندان مسلح با در دست داشتن

بهانه ی سلاح هسته ای به خود جرات حمله به کشورمان را نداده است جوابش را امام خامنه ای مدتها

قبل گفته است که ایران بمبی دارد فراتر از بمب هسته ای و ان جوانان بسیجی است .

این سخن را گویا عده ای در داخل خوب نشنیدند و شاید شنیده اند و خود را به نشنیدن زدند .میدانی

چه کسانی را میگویم همان هایی که در مجلس ششم نامه ای با 135 امضا به امام خامنه ای نوشتند

که یا جام زهر را بنوش و یا….

همانها امروز هم از سر استیصال و درماندگی دم از اعتدال در برخورد با امریکا و اسرائیل میزنند البته

 اعتدال از دیدگاه انان یعنی عقب نشینی از ارمانها و اصول .

ما را از چه میترسانند و میترسانید ؟ به والله که شما بسیجی را نشناختید و به والله که شما از غیرت

بسیجی بویی نبرده اید . .

ما را از چه میترسانید از مرگ ،از جنگ ،از ویرانی که ما خود فرزندان جنگیم . ما برای جهاد اکبر اماده

شده ایم و هرچند جنگیدن در جهاد اصغر جنگ نرم هم دست کمی از جهاد با نفس ندارد .

ما را از امریکایی که امروز منفور جهانیان و ملت خود شده میترسانید و یا از اسرائیلی که مفلوک جنگ22

۲۲ روزه غزه و دلاور مردان حزب الله شده .

ترا به خدا اگر غیرت ندارید لااقل بصیرت داشته باشید و بدانید که ترس ما از حمله ی امریکا و اسرائیل

نیست . رادارهایتان را قوی کنید .

امروز کمینگاه مرصاد انتخابات مجلس نهم است .مجلسی که منافق و منحرف و فتنه گر میخواهند در ان

عرض اندام کنند .

وتو باید نقش خود را در این پازل پیدا کنی .

امروز دیگر ما از امریکا و اسرائیل ضربه نخواهیم خورد که ضربه را از نیروی منافق خودی دریافت میکنیم .

به هوش باشیم که در اخر الزمان فتنه ها سنگین تر است و گمان مکنی که فتنه ی 88 که ریشه در

سقیفه دارد پایان یافته که تا حضور بقیه الله فتنه ها ادامه دارد .

محرم نزدیک است و صدای علی اصغر به گوش میرسد و هل من ناصر حسین با اذان علی اکبر حسین ترا

میخواند که چه نشسته ای ،برخیز وحسین زمان خویش را دریاب و به شعار کل یوم عاشورا و کل ارض

کرببلا شعور ببخش.

حرف از علی اکبر امد و حسین ،بسیجیان بیایید در این میثاق ،فاطمه وار فریاد یا علی براوریم و دعا

کنیم .

دعا کنیم که همچون علی اکبر حسین برای حسین زمان در جبهه ی بسیج با اخلاص و گمنامی ارباَ اربا

ی اربابمان حضرت بقیه الله باشیم .

ساقی اسماعیلی

 

 1 نظر

تزوير يزيد، درابرازپشيماني از قتل امام حسين ـ عليه السلام

19 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

 

 


چون اسيران اهل بيت ـ عليهم السلام ـ وارد كاخ يزيد شدند و در گوشه

‎اي كه در نظر گرفته شده بود، قرار گرفتند يزيد دستور داد تا سر مطهر امام حسين ـ عليه السلام ـ را در ميان طشتي نهادند. لحظه‎اي بعد او با چوبي كه در دست داشت به دندانهاي امام ـ عليه السلام ـ مي‎زد و اشعاري را «كه عبدالله بن زِبَعري سهمي» در زمان كافر بودن خود گفته بود و يادآور كينه‎هاي جاهلي بود خواند و چنين گفت:

 

 

لِيتَ أشياخي بِبَدْرٍ شَهِدُوا جَزَعَ الخَزرَج مِنْ وَقعِ الاَسَلِ

لَاَهَلّوُا و استَهَلُّوا فَرَحاً ثُمَّ قالوا يا يزيدُ لا تَشَلُ

فَجَزَيناهُمْ بِبَدْرٍ مِثلُها وَ اَقَمنا ميل بَدرٍ فَاعْتَدل[1]

ترجمه: «كاش بزرگان من كه در بدر حاضر بودند و گزند تيرهاي قبيلة خزرج را ديدند، امروز در اين مجلس حاضر بودند و شادماني مي‎كردند و انتقام خود را از آنان گرفتيم… .»

زينب ـ سلام الله عليها ـ چون اين سخنان ياوه را از يزيد شنيد، همچون شيري شرزه خروشيد و با قدرت و شهامت تمام چنين پاسخ داد:

ـ يزيد! چنين مي‎پنداري كه چون اطراف زمين و آسمان را بر ما تنگ گرفتي و ما را به دستور تو مانند اسيران از اين شهر به آن شهر بردند، ما خوار شديم و تو عزيز گشتي؟

اي پسر آزاد شدگان![2] آيا اين عدالت است كه زنان و دختران و كنيزكان تو در پس پردة عزّت بشينند و تو دختران پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ را اسير كني و پردة حرمت آنان را بدري و آنان را بر پشت شتران از اين شهر به آن شهر بدون سرپرست و محرمي بگرداني؟

مي‎گوئي كاش پدرانم كه در جنگ بدر كشته شدند اينجا بودند و هنگام گفتن اين جمله با چوب، به دندان پسر پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‎زني؟ ابداً به خيالت نمي‎رسد كه گناهي كرده‎اي و رفتار زشتي مرتكب شده‎اي! بي‎جهت شادي مكن! چون بزودي در پيشگاه خدا حاضر خواهي شد، آن وقت است كه آرزو مي‎كني كاش كور و لال بودي و اين روز را نمي‎ديدي.

و اما آن كسي كه تو را چنين به ناحق برگردن مسلمانان سوار كرد (يعني معاويه) در محكمة الهي حاضر خواهد شد. روزي كه داد خواه، محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، دادستان خدا، و دست و پاي شما گواه جنايات شما در آن محكمه باشد. در آن روز خواهي دانست كه تو بدبخت‎تري يا پدرت معاويه.

يزيد! اي دشمن خدا! و پسر دشمن خدا! سوگند به خدا تو در ديدة من ارزش آن را نداري كه سرزنشت كنم و كوچكتر از آن هستي كه تحقيرت نمايم.

اگر گمان مي‎كني با كشتن و اسير كردن ما سودي به دست آورده‎اي و به زودي خواهي ديد آنچه سود مي‎پنداشتي جز زيان نيست. آن روز جز آنچه كرده‎اي حاصلي نخواهي داشت، آن روز تو پسر زياد را به كمك مي‎خواني و او نيز از تو ياري مي‎خواهد! تو و پيروانت در كنار ميزان عدل خدا جمع مي‎شويد، آن روز خواهي دانست بهترين توشة سفر كه معاويه براي تو آماده كرده است اين بود كه فرزندان رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ را كشتي. به خدا قسم من جز از خدا نمي‎ترسم و جز به او شكايت نمي‎كنم. هركاري مي‎خواهي بكن! هر نيرنگي كه داري به كار زن! هر دشمني كه داري نشان بده! به خدا اين لكة ننگ كه بر دامن تو نشسته است هرگز سترده نخواهد شد.

سپاس خداي را كه كار سروران جوانان بهشت (يعني امام حسن ـ عليه السلام ـ و امام حسين ـ عليه السلام ـ) را به سعادت پايان داد و بهشت را براي آنان واجب ساخت. از خدا مي‎خواهم رتبه‎هاي آنان را فراتر برد و رحمت خود را بر آنان بيشتر گرداند. چون سرپرست و ياوري تواناست.[3]

سكوتي مرگبار سراسر كاخ را فراگرفت، يزيد كه ناتواني خود و قدرت حريف را ديد و آثار ناخوشايندي را در چهرة حاضران ديد، گفت: «خدا بكشد پسر مرجانه را، من راضي به كشتن حسين نبودم!…»[4]

-——————————————————————————-

[1] . ابن طيفور، بلاغات النساء، قم، مكتبة بصيرتي، ص 20.

[2] . وقتي پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ مكه را فتح كرد، بزرگان قريش و در رأس آنان ابوسفيان، جدّ يزيد، از گذشتة خود پشيمان شدند و ترسيدند كه پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ آنان را مجازات كند، ولي حضرت ـ صلّي الله عليه و آله ـ به آنان فرمود: «برويد، شما آزاد شدگانيد.» زينب ـ سلام الله عليها ـ با اين بيان اشاره به آن عفو بزرگ جدّ خود در مورد جدّ يزيد نمود.

[3] . ابن ابي طيفور، همان كتاب، ص 12ـ23.

[4] . دكتر شهيدي، سيد جعفر، قيام حسين ـ عليه السلام ـ، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1359 هـ.ش، ص 187ـ189.

 1 نظر

زائر حسين عليه السلام

19 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

در كتاب كامل الزياره و وسايل و كتاب تحفة الزّاير، مجلسى مرحوم روايت نموده است از معاوية بن عمَّار كه گفت : روزى بخدمت مولاى خود امام جعفرصادق عليه السلام مشرَّف شدم ، ديدم آن سرور مشغول نماز است چون فارغ شدند، شنيدم كه مناجات مى كرد باپروردگار خود و عرض ‍ مى كرد:
اى خداونديكه مخصوص كرده اى آينده ما را به كرامت ، و وعده داده اى ما را به شفاعت ، و علوم رسالت را به ما داده اى و ما را وارث پيغمبران گردانيده اى و ختم كرده اى امتّان گذ شته را و علم گذشته و آينده را به ما داده اى و ما را مخصوص به وصيّت پيغمبر(ص ) گردانيده اى و دلهاى مردم را مايل به ما گردانيده اى ، بيامرز مرا و برادران مرا به زيارت كنندگان قبر ابى عبداللَّه حسين عليه السلام را كه خرج كرده اند مالهاى خود را، و بيرون آورده اند از شهرها بدنهاى خود را، براى رغبت بر نيكى ما و اميد ثوابهاى تو در صله ما، و براى شاد گردانيدن پيغمبر(ص ) تو، و اجابت نمودن ايشان امر ما را، و براى خشمى كه بر دشمنان ما داخل كرده اند، و مقصود ايشان خوشنودى تو است ، پس عوض ايشان را از جانب ما به خوشنودى بده ،
و حفظ كن ايشان را در شب و روز، و رفيق ايشان را در اهل و اولاد، ايشان را كه در وطن خود گذاشته اند، و دفع كن از ايشان شرّ هر جبّار معاند را، و هر ضعيف و قوى از مخلوقات خود و از شرّ شياطين جنّ و انس را، و بده به ايشان زياده از آنچه از تو اميد دارند،
اى خداوند ما چون دشمنان عيب و سرزنش كردند با ايشان به سبب بيرون آمدن ايشان به زيارت ما پس مانع ايشان نشد از عزم كردن و بيرون آمدن به زيارت ما،
پس رحم كن آن رويهاى ايشان را كه مى مالند بر قبر امام حسين عليه السلام و رحم كن بر آن ديده هاى ايشان كه گريه و آب چشم آن را جارى كرده اند براى ترحّم بر ما، و رحم كن دلهاى ايشان را كه سوخته و جزع كرده اند در مصيبت ما، و رحم كن آن صداهاى ايشان كه بلند كرده اند در مصيبت ما، خداوندا آن خانه ها و بدنها را به تو مى سپارم تا سيراب گردانى از حوض ‍ كوثر و روز تشنگى ايشان .
و از اين قسمت مناجات و دعا بسيار كرد تا اينكه سر از سجده بر داشت و عرض كردم : آن دعا كه در حقّ زوّار و گريه كنندگان امام حسين عليه السلام از شما شنيدم ، كه مثل آن را در حقّ كسى كه خدا رانمى شناسد مى كرديد، گمان دارم كه آتش جهنّم هرگز بر او نرسد،
آرزو كردم كه خدايا كاش حجّ نكرده بودم و به زيارت امام حسين عليه السلام مشرّف ميشدم ، آن حضرت فرمودند: چه مانع است تو را اى معاويه . ترك زيارت حسين عليه السلام نكن ، عرض كردم فدايت شوم نمى دانستم كه زيارت آن حضرت اينقدر فضيلت دارد، فرمود:
اى معاويه آنهايى كه در آسمان از براى زيارت كننده حسين عليه السلام دعا ميكنند ترك نكن زيارت حسين عليه السلام را از ترس و خوف كسى ، زيرا هركس ترك كند زيارت او را آنقدر حسرت مى برد و آرزو مى كند كه اى كاش ‍ آن قدر در نزد قبر آن حضرت مى ماندم كه در آنجا مد فون مى شدم .
آيا دوست ندارى كه خدا تو را در ميان آن اشخاصى كه دعا ميكند براى ايشان رسول خدا(ص ) و على عليه السلام و فاطمه (س ) و باقى ائمّه معصومين عليه السلام ببيند؟ آيا نمى خواهى از كسانى باشى كه در قيامت مى آيند و هيچ گناه براى ايشان نمى باشد؟ آيا نمى خواهى از كسانى باشى كه حضرت رسول (ص ) در قيامت با ايشان مصافحه ميكند؟
(آرى رسول خدا (ص ) مى فرمايد:
مَن مِسَّ جِلدى لَم تَمسَّ النّار. يعنى هركس بدن مرا لمس كند آتش جهنّم بر او نمى رسد پس معلوم است كسى كه با رسول خدا(ص ) مصافحه كند آتش دوزخ را البته نخواهد ديد.
اللّهمّ ارزقنى زيارت الحسين بحقّ الحسين و جدّه و ابيه و امّه و اخيه و ذرّيته و بنيه عليه السلام .
خدايا روزى كن زيارت امام حسين عليه السلام را بر ما بحقّ امام حسين عليه السلام و جدّش رسول خدا (ص ) و پدرش اميرالمؤمنين عليه السلام و مادرش فاطمه زهرا(س ) و برادرش امام حسن عليه السلام واولادش عليه السلام .

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 670
  • 671
  • 672
  • ...
  • 673
  • ...
  • 674
  • 675
  • 676
  • ...
  • 677
  • ...
  • 678
  • 679
  • 680
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس