مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

تحریف عاشورا

21 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

…تحریف واقعه‌ی عاشورا در طول تاریخ استمرار پیدا كرد. چه به دست دوست، چه به دست دشمن. و این تحریف، چه در بعد گزارش وقایع است، یعنی تحریف لفظی است كه بسیاری از حرف‌هایی كه هیچ سندی ندارد امروز در افواه در قالب مدّاحی‌ها و روضه‌خواندن‌ها رایج است، تحریف معنوی هم در تفسیرهایی است كه از چرایی این واقعه‌ها می‌شود.

تحریف لفظی در چگونگی واقعه‌هاست. یعنی واقعه را درست نقل می‌كنند امّا در بیان روح واقعه و اینكه چرا امام حسین این كار را كرد، چرا امام حسین این حرف را زد، آنجا واقعه دچار تحریف می‌شود. هر كسی از منظر خودش تفسیر می‌كند.

هر كسی از ظنّ خود شد یار من

وز درون من نجست اسرار من

تحریف‌گران هم دوستانند، هم دشمنان. دوستان با جهالت خودشان و دشمنان با عداوت خودشان دست به تحریف واقعه‌ی عاشورا زدند.

دوستان به گونه‌های مختلفی تحریف كردند. بعضی‌هاشان چون آدم‌هایی تك‌بعدی بودند، واقعه‌ی عاشورا را هم تك بعدی تحلیل كردند و این یكی از اشكال تحریف عاشوراست. عاشورا نمود و نماد تمامیت اسلام است. اگر اسلام یك دین جامع است، واقعه‌ی عاشورا هم یك واقعه‌ی جامع است. یك واقعه‌ی تك بعدی نیست. آن كسی كه عاشورا را تك بعدی تفسیر می‌كند، در واقع اسلام تك بعدی را مطرح می‌كند. اسلام تك بعدی، حقیقتِ اسلام نیست. بعضی از مفسران واقعه‌ی عاشورا، عارف، سیاسی، فیلسوف، مورّخ و هر كسی كه بوده‌اند، اینها دوستانه از روی عشق و محبّت سراغ واقعه‌ی عاشورا رفتند. امّا فقط با همان عینك خودشان كه به هستی نگاه می‌كردند، واقعه‌ی عاشورا را تماشا كردند. سایر ابعادش را ندیدند. كلّ عاشورا را در همان بعد خلاصه كردند. این یك نحو تحریف است.

شكل دیگر تحریف این واقعه‌ اسطوره‌سازی بود. یعنی امام حسین عليه‌السّلام، و اهل بیت و اصحاب بزرگوارشان را به شخصیت‌های اسطوره‌ای افسانه‌ای دسترسی ناپذیری تبدیل كردند كه به هیچ‌وجه نمی‌توانند برای دیگران مقتدا و الگو باشند. این هم تحریف عاشوراست.

امام یعنی كسی كه به او اقتدا می‌شود، در پی او می‌روند، برای مردم اسوه‌ی حسنه است، وقتی شما امام را به یك شخصیت اسطوره‌ای و افسانه‌ای تبدیل می‌كنید، او را از شخصیت امامت بیرون آورده‌اید و این‌گونه سازندگی مكتب عاشورا از آن گرفته می‌شود. آیا فقط باید نشست مثل افسانه سرایی‌های افسانه سرایان، به داستان‌های عاشورا گوش كرد، امّا هیچ احساسی مبنی بر اینكه من هم رسالتی به دوش دارم و در این راهی كه امام حسین عليه‌السّلام پیشوای آن بود، باید قدم بردارم و در مسیری كه حركت كرده، او را مشایعت كنم، وجود ندارد؟!

بعضی‌ها به قصد ابراز محبّت به تحریف واقعه‌ی عاشورا دست زده‌اند. یعنی واقعاً اهل بیت را دوست داشتند و به گمان اینكه حالا كه دوستشان داریم چیزهای بیشتری هم بگوییم، شخصیت اباعبدالله و یارانش را قشنگ‌تر ترسیم كنیم. بنا به بافتن حرف‌هایی كه هیچ واقعیت ندارد، گذاشتند. برخی از دوستان هم با بدفهمی از روایاتی كه بسیار موثّق هم هست دست به تحریف زدند. از زبان اهل بیت احادیثی داریم كه: اگر یك روایت را درك كنی و درایت داشته باشی، ارزشش بیشتر از این است كه هزار روایت را حفظ كنی. این متن صحبت‌های معصومین است.

روایاتی كه در ثواب بكاء و تباكی در مصائب اهل بیت عليهم‌السّلام به ویژه اباعبدالله الحسین عليه‌السّلام هست، همه معتبر و موثّق است. امّا باید درست فهمیده شود. بدفهمی، مشكل ایجاد می‌كند. بعضی‌ها در مقابله با این بدفهمی‌ها، اصالت آن روایت‌ها را زیر سؤال برده‌اند، در حالی كه روایاتی كه در فضیلت گریستن بر اباعبدالله الحسین عليه‌السّلام داریم این‌قدر زیاد است كه اگر نگوییم متواتر لفظی است، لااقل متواتر معنوی است. امّا باید این روایات را درست فهمید. گفتند چون ثواب بسیار دارد، من بكی او ابكی او تباكی وجبت له الجنة: كسی كه گریه كند یا دیگری را به گریه بیندازد یا حالت گریه‌كن و حالت محزون به خود بگیرد اگرچه اشك هم از چشمش نیاید، یا تقلاّ بكند كه اشك از چشم خودش درآورد،[۱] بهشت برای این شخص واجب است. این روایت كاملاً موثّق است. از امام صادق عليه‌السّلام است. پس چون اینجا گفتند اشك گرفتن از چشم مردم خیلی ثواب دارد، مردمی هم كه اشك می‌ریزند خیلی ثواب می‌برند، پس یك حرف‌هایی بزنیم كه مردم را گریه بیندازیم كه هم خودمان به بهشت برویم و هم مردم به بهشت بروند. برای این مقصود، چیزهایی بافتند و ساختند كه شأن اهل بیت: بالاتر از این است كه این حرف‌ها در مورد آنها زده شود. بزرگترین جسارت‌هاست. چنان چهره‌ی مظلومِ ستم‌كشِ خواری ترسیم می‌كنند تا به هر نحو از مردم گریه بگیرند. آنچه گفته شد، نقش دوستان در تحریف این واقعه است.



[۱]- تباكی هر دو معنا را دارد: چه اینكه فرد حالت آدم محزون را به خود بگیرد، چه اینكه با تقلاّ كاری كند كه اشك از چشم‌هایش بیاید.

 

* بخشی از سخنرانی استاد مهدی طيّب در جلسه‌ی اهل ولاء
به کوشش مهتاب ابیان

 نظر دهید »

وصیت گرانبها

21 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر


بخشی از وصیت پدری به فرزندش:

آگاه باش كه در پيش رويت گذرگاه سختى است، آن كه سبكبار است در آن گذرگاه حالى بهتر از سنگين بار دارد، و آن كه دچار كندى است بدحال تر از شتابنده در آن است.

 در آنجا محل فرود آمدنت به ناچار يا در بهشت است يا در جهنّم، پس پيش از درآمدنت به آن جهان توشه آماده كن، و قبل از ورودت منزلى فراهم ساز، كه بعد از مرگْ تدارك كردنِ از دست رفته ممكن نيست، و راه بازگشت به دنيا براى هميشه بسته است.
آگاه باش آن كه خزائن آسمانها و زمين در اختيار اوست به تو اجازه دعا داده، و اجابت آن را ضمانت نموده، و دستور داده از او بخواهى تا ببخشد، و رحمتش را بطلبى تا رحمت آرد، و بين خودش و تو كسى را حاجب قرار نداده و تو را مجبور به توسل به واسطه ننموده، و اگر گناه كردى از توبه مانعت را بخواهى.

پس تأخير در اجابت دعا نااميدت نكند، زيرا عطا و بخشش به اندازه نيّت است، چه بسا كه اجابت دعايت به تأخير افتد تا پاداش دعاكننده بيشتر، و عطاى اميدوار فراوان تر گردد.

و چه بسا چيزى را بخواهى و به تو داده نشود ولى بهتر از آن در دنيا يا آخرت به تو عنايت گردد، يا به خاطر برنامه نيكوترى اين دعايت مستجاب نشود. 

و چه بسا چيزى را مى خواهى كه اگر اجابت گردد دينت را تباه كند. روى اين حساب بايد چيزى را بطلبى كه زيباييش براى تو برقرار، و وبالش از تو بركنار باشد، كه ثروت براى تو باقى نيست و تو هم براى آن باقى نخواهى بود.

 

پسرم! بدان براى آخرت آفريده شده اى نه براى دنيا، و براى فنا نه براى بقا، و براى مرگ نه براى حيات، در منزلى هستى كه بايد از آن كوچ كنى، و جايى كه از آن به جاى ديگر برسى، و خلاصه در راه آخرتى، و صيد مرگى كه گريزنده از آن را نجات نيست، و از دستِ خواهنده اش بيرون نرود، و ناگزير او را بيابد.

 از اينكه مرگ تو را به هنگام حيوانى چند كه در چراگاه آفت كه قدم درآنجا قرارى ندارد سُر داده شده اند، نه چوپانى كه از آنان نگهدارى نمايد، و نه چراننده اى كه آنها را بچراند، دنيا آنان را به راه كورى و ضلالت برده، و ديدگانشان را از ديدن علائم هدايت فرو بسته، در وادى حيرت دنيا سرگردان، و در نعمتهايش غرق، و آن را به عنوان ربّ انتخاب كرده اند، از اين رو دنيا با آنان و آنان با دنيا به بازى پرداخته اند، و آنچه را به دنبال آن است فراموش كرده اند.…

دين و دنيايت را به خدا مى سپارم، و از او بهترين سرنوشت را براى تو در امروز و فردا و دنيا و آخرت درخواست مى كنم.

بخشی از نامه ی 31 نهج البلاغه

___________________________________________________________

 نظر دهید »

آدامس

21 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

زیاد اهل امر به معروف و نهی از منکر کردن نبود!

سوار اتوبوس شد دختری رو دید که خیلی متشخص و تر و تمیز نشسته بود

با لباسهای شیک و مرتب

کم کم به آخرین ایستگاه نزدیک می شدن و وقت پیاده شدن همه ی مسافرا بود

یکدفعه دید اون دختر متشخص خودش رو مرتب کرد و آدامسش رو از دهانش در آورد و انداخت کف اتوبوس!

تعجب کرده بود… یه نگاه به ادامس می کرد و یه نگاه به دختر!

مونده بود چیکار کنه و چی بگه…

یاد آدامسهایی می افتاد که گه گاهی به زور نفت و چاقو از چادر خودش جدا می کرد…

می خواست به دختر بگه که این کارش حق الناسه اما نتونست!

دستمال کاغذیش رو از کیفش بیرون آورد و پیش خودش گفت خودم آدامس رو بر می دارم

اینطوری به لباس کسی نمی چسبه

اما نتونست از کنار این موضوع بگذره! دستمال رو به خود دختر داد و گفت…

«اگه ممکنه آدامستون رو از کف اتوبوس بردارید ممکنه به لباس کسی بچسبه»

دختر نگاهی کرد سری تکان داد و دستمال را گرفت!

از طرفی خوشحال بود که بالاخره حرف دلش را به دختر زده

از طرف دیگر ناراحت بود که چرا حرفش را کامل نزده

بالاخره از اتوبوس پیاده شد در حالی که با خودش می گفت…

چطور بعضی ها هنوز این اصل ساده را یاد نگرفته اند که رفتار اجتماعی درستی داشته باشند

چطور نیاموخته اند که تبعات یک عمل به ظاهر کوچکشان می تواند حق های زیادی به گردنشان بیندازد!

______________________________________________

مردان بزرگ از توجه به چیزهای کوچک است که بزرگ می شوند!

 1 نظر

مرگ ناگهان می آید، بیدار شو ...

21 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

با نام خدا

 

این روز و شب ها، روز و شب های بیداری است و زینب کبری سلام الله علیها

جلودار این نهضت است… دردا که خفتگانی که در بستر عادات و جهالت ها و غفلت های

خود خفته و شاید خود را به خواب زده اند در خواب ابدی خواهند ماند…

بعضی وقت ها برای بیدار شدن خیلی دیر است، مثل همان هایی که این

ایام در کوفه بیدار می شوند… بیدار شده اند ولی چه فایده؟ عاشورا گذشته

است و خاندان عترت و طهارت علیهم السلام در اسارتند… به این افرادی که 

وقتی کار از کار گذشته بیدار می شوند می گویند «مایه عبرت»… 

امید است که درس بگیریم و در آتش سوزان حسرت ابدی نسوزیم …

………………………………………………………………………….

پ.ن. عادت ها عجب گریبان گیر آدم اند و چه سخت است ترک عقاید و 

رفتارهایی که عمری این نفسِ سرکشِ راحت طلب به آنها خو کرده است

 چه روزهایی بهتر از این ایام که حداقل برای ترک عادت های غلط زندگی مان

 اراده کنیم و شاید حرکتی… 

مهتاب ابیان

 1 نظر

ظرف زندگی

21 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر




پروفسور فلسفه
با بسته  سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد. سپس  از شاگردان خود پرسید که، آیا این ظرف پر است؟

و همه دانشجویان موافقت کردند.

سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپ های گلف قرار گرفتند؛ سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند.

بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگرپرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: “بله".

بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. “در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!” همه دانشجویان خندیدند.

در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت:

« حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند – خدایتان، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان ، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها باقی بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود. اما سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل تحصیتان، کارتان، خانه تان و ماشينتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده.»

پروفسور ادامه داد:

“اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان را روی چیزهای ساده و پیش پا افتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه.

به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین. همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین. اول مواظب توپ های گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند.”

یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟

پروفسور لبخند زد و گفت: ” خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست، همیشه در زندگي شلوغ هم ، جائي برای صرف دو فنجان قهوه با یک دوست هست! ”

_______________________________

پ.ن: درس قشنگی بود باید ببینیم که ما ظرف زندگی خودمون رو اول با چی پر می کنیم؟

نیره . ب

 1 نظر
  • 1
  • ...
  • 666
  • 667
  • 668
  • ...
  • 669
  • ...
  • 670
  • 671
  • 672
  • ...
  • 673
  • ...
  • 674
  • 675
  • 676
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس