مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

بصیرت

30 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

…در زمان ما هم داستان این است. اگر ما مبتنی بر ظنّ و گمان، شناخت‌های سطحی و كودكانه بدون تحقیق و تعمّق حركت كنیم در مسیر زندگی و مبتنی بر دلدادگی به دنیا، -كه دنیا جلوه‌های مختلفی دارد، یكی پول دنیا برایش دوست داشتنی است، یكی مقام دنیا، یكی شهرت دنیا، یكی شهوت دنیا- اگر دلدادگی به دنیا محرّك ما در زندگی باشد، بدانید كه ما هم راه كوفیان را طی خواهیم كرد و برای اینكه از این گزند مصون بمانیم، لازمه‌ی آن معرفت و ایمانی است كه حقیقتش محبّت است.

امام باقر فرمود: هل الدّین الاّ الحب در واقع ایمان دل دادن به خدا و رسول خدا و حجّت‌های خدا و جهان آخرت و غیب عالم است. ایمان این است. اگر معرفت از یك سو و ایمان از سوی دیگر نباشد، خطر اینكه ما هم به بیراهه كشیده شویم وجود دارد.

يزيد در سال اوّل واقعه‌ی عاشورا را پدید آورد آن جنایت عظیم را نسبت به فرزند رسول خدا و اهل بیتش، سال دوّم هم داستان قتل عام مدینه را برنامه‌ریزی كرد و آن همه جنایتی كه در مدین اتّفاق افتاد، جوی خونی كه از كنار قبر پیغمبر جاری بود از مسلمان‌ها و مؤمنین.

و فجایع عجیبی، تجاوز به عنف‌ها، حدود سه روز یا یك هفته تمام زن و دختران مدینه را بر لشكریان خود، یزید حلال كرد و خدا می‌داند كه در آن داستان چقدر تجاوز به عنف شد.

سال سوّم حكومت یزید هم بحث حمله به كعبه و ویران كردن كعبه بود به بهانه‌ی آنكه عبدالله ابن زبیر آنجا مخفی شده یا پناه گرفت. با منجنیق كعبه را سنگباران كردند و كعبه را خراب كردند. یكی از دفعاتی كه كعبه در طول تاریخ تخریب شده و دوباره بازسازی كردند در همین داستان سال سوّم حكومت یزید بود.

اگر شما دیدید معاویه توانست به اغراض خود دست پیدا كند ولایت‌عهدی یزید را تثبیت كند، و بعد از به درك واصل شدنش یزید زمام امور را به دست گیرد و این جنایاتی كه در طول سه سال حكومتش مرتكب شد را مرتكب شود؛ چه شد كه معاويه توانست برای همیشه یزید پلیدی، یزید شرابخوار، یزید سگ‌باز، یزید پلید كه خدا می‌داند پلیدی‌اش چقدر است.

پسر حنظله غسیل الملائكه، حنظله آن رادمرد صحنه‌ی جهاد بود كه در زمان رسول الله به شهادت رسید. شب عروسی‌اش بود كه فردای آن روز جهاد و جنگ بود. حنظله اجازه گرفت تنها امشب را در مدینه بمانم، فردا خودم را به لشكر ملحق كنم و پیغمبر اجازه دادند. و حنظله صبح حتّی فرصت این كه غسل كند را به خود نداد و به لشكر پیغمبر ملحق شد. و در همان حمله‌های نخستین هم به شهادت رسید كه بعد پیغمبر اكرم فرمودند: من دارم می‌بینم كه ملائكه آب آوردند و دارند حنظله را غسل می‌دهند لذا معروف شد به حنظله غسیل الملائكه.

پسر این حنظله در مدینه زندگی می‌كند فرزندان زیادی هم دارد. شاید هشت، نه تا پسر دارد یعنی نوه‌های حنظله متعدّدند. پسر حنظله با فرزندانش از مدینه راه می‌افتادند. بروند شام كه ببینند داستان چیست وقتی برگشتند عبارتی گفتند كه آدم واقعاً حیا می‌كند بگوید. رفتند ببینند واقعاً یزید چه جور آدمی است. گفتند: ما كسی را دیدیم شراب می‌خورد، تار و تنبور می‌زند، با مادران و خواهران خود همبستر می‌شود. چنین موجود پلید و كثیفی بشود خلیفه‌ی رسول الله بشود امیرالمؤمنین. چه‌طور معاویه موفق شد كه چنین كاری را به نتیجه برساند؟!

یك بار كه معاویه آمد به مدینه برای آنكه به هر زوری شده برای یزید بیعت بگیرد برای ولیعهدی او یك ملاقات با امام حسین دارد. در آن ملاقات با امام حسین به حضرت می‌گوید كه تو چرا با یزید بیعت نمی‌كنی؟ حتماً می‌خواهی بگویی كه پدرت، مادرت، خودت از پدر و مادر و خود یزید بهتری. به این خاطر حاضر نیستی بیعت كنی. بعد معاویه شروع می‌كند تجزیه و تحلیل، می‌گوید اینكه بگوییم مادرت از مادر یزید بهتر است آن را من حرفی ندارم چون مادر یزید از قریش نبود و مادر تو از قریش بود. خوب باز ببینید (یعنی فضیلت حضرت زهرا مهم اینكه یعنی بحث ملّی‌گرایی و ناسیونالیسم و قبیله‌گرایی) گفت بله این را قبول دارم و مادرت هم دختر پیغمبر بوده. امّا اگر بگویی كه پدر تو بهتر از پدر یزید یعنی من معاویه است، این حرف بی‌ربط است چرا كه پدر تو با پدر یزید جنگیدند و خدا پدر یزید را بر پدر تو غالب كرد و پدر تو از بین رفت و پدر یزید باقی ماند، پس پدر یزید كه من معاویه‌ام از علی بهترم. و امّا اگر بگویی من حسین از یزید بهترم، این هم هیچ دلیلی ندارد.

امام حسین فرمودند: یعنی تو می‌گویی یزید شراب‌خوار، سگ‌باز، میمون باز از من حسین بهتر است. معاویه برگشت گفت: غیبت نكن، چرا غیبت می‌كنی، غیبت حرام است، چرا از پسرعمویت غیبت می‌كنی (حالا یزید را هم می‌گوید پسرعمویت، به خاطر اینكه ریشه‌ی آنها همه برمی‌گردد به یك جد، یك نقطه) غیبت حرام است. این تقدّس‌هایی كه گاهی دهان آدم را می‌بندد برای گفتن یك سری حقایق و دفاع از حقایق. ببینید معاویه چه‌طوری بازی درمی‌آورد. بعد می‌گوید من هیچ‌وقت ندیدم كه یزید از تو غیبت كند و تو از یزید غیبت می‌كنی. كسی كه غیبت نمی‌كند از كسی كه غیبت می‌كند بهتر است، پس یزید از تو بهتر است، اینها در تاریخ ثبت شده، قصّه نیست…*

* بخشی از سخنرانی استاد مهدی طيّب در جلسه‌ی اهل ولاء
به کوشش مهتاب ابیان

 2 نظر

یلدای سرخ

30 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

پیش نوشت:

بعد از ح س ی ن ، خانه ی شادی خراب باد …

به تصویر می کشند یلدا را این بار به رنگ خون …

تابلویی محو با زمینه ای سیاه به شبی می ماند که در دل آن دخترکی سه ساله زانو به بغل به گوشه ای خزیده و در فراق بابا مشق دلتنگی می کند و کبودی های روی بدنش کوچه های بنی هاشم را در خاطر عمه تداعی گر است …

آن طرف تر بزرگ زنی بر فراز ناقه ها  ، به ماهی هلال می ماند که قرص ماهی را کنار علقمه جا گذاشته است … عقیله ای که در پس چشم های مقتدرش ، دلتنگی برای برادر غوغا می کند …

و در مرکزیت تابلوی یلدای سرخ ، راسی بر نی به جای حافظ بر قرآن تفال زده و زمزمه می کند :

” أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَباً “

پس نوشت:

و حسین جان ! بعد از تو تمام شب های فراق برای بانو زینب ، یلدایی بود بلند و ظلمانی …

اول هفته در چهارراه پارک وی ، آجیل فروشی “تواضع” از بس شلوغ بود جا برای وارد شدن نبود … مردم داشتند برای یلدا آماده می شدند! … نمی خواهم بگویم اگر اینقدر مشتاقانه به جای آماده شدن برای یلدا آماده ظهور می شدیم تا الان احتمالا به یک نتایجی می رسیدیم!!

+ نمی دانم مردم چطور دلشان می آید زبانشان به تبریک بگردد … وقتی بانو زینب … نمی دانم ، شاید ایراد از من است که این روزها زبانم برای تبریک گفتن در می ماند!

ز.هدایتی

 1 نظر

کلامی از لاله(4)

30 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

شهید سید حمید هاشمی :

امام جان ! ای کاش مقداری از خاک زیر نعلین شما را پس از شهادتم بر چهره خونینم می پاشیدند تا در روز قیامت ،‌ نزد خداوند افتخار نمایم که خاک زیر پای امامم بوده ام .

 

ز.س حسام

 1 نظر

نخستین زائرانِ کربلا - پاداش همدلی

30 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

جابر در فراز پایانی زیارتنامه‎اش گفته بود: «سوگند به آن خدایی که محمد(صلی الله علیه و آله) را به حق برگزیده و مبعوث کرد! ما نیز در آنچه شما شهیدان در آن وارد شده‎اید، شریک هستیم.» از این رو، عطیّه و دیگر زائران شگفت زده شده بودند. گرچه آنها به صداقت صحابی سرشناس و عارف پیامبر اکرم باور داشتند، اما سزاوار است که پاسخی برای این ابهام و سؤال دریابند؛ لذا عطیّه می‎پرسد:

چگونه با آنان شریک هستیم و حال آن که نه دشتی پیموده‎ایم، نه از بلندی و کوهی بالا رفته‎ایم و نه در راه خدا شمشیری زده‎ایم؛ اما اینان کسانی هستند که بین سرها و پیکرشان جدایی افتاده و شهید شده‎اند، فرزندان آنها یتیم گشته و همسران آنان بیوه شده‎اند؟!

جابر بعد از بیان حدیث نبوی، گفت:

«والّذی بعث محمّداً بالحقّ نبیّاً انّ نیّتی و نیّة اصحابی علی ما مضی علیه الحسین علیه‎السلام و اصحابه؛ سوگند به خدایی که محمد را به پیامبری برگزید! نیّت و انگیزه من و یارانم همان چیزی است که حسین علیه‎السلام و یارانش داشتند.»

ارزش تولّی و تبرّی

عطیّه عوفی در پایان گزارش «زیارت اربعین» می‎گوید:

جابر به من گفت: اکنون مرا به طرف خانه‎های مردم کوفه ببر. بعد از پیمودن مسافتی، خطاب به من گفت: ای عطیّه! آیا به تو سفارش و وصیّتی بکنم؟ چرا که گمان دارم پس از این سفر، دیگر تو را نبینم و با هم دیداری نداشته باشیم! [عرض کردم: بفرمایید. در این موقع، آن صحابی جلیل القدر گفت:]

«أحبب محبّ آل محمّد(صلی الله علیه و آله) ما أحبّهم، و أبغض مبغض آل محمّد ما أبغضهم و إن کان صوّاماً قوّاماً، و أرفق بمحبّ محمّد و آل محمّد فإنّه إن تزلّ له قدم بکثرة ذنوبه ثبتت له اُخری بمحبّتهم، فإنّ محبّهم یعود الی الجنّة و مبغضهم یعود الی النّار؛ دوستدار آل پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دوست بدار مادامی که ایشان را دوست می‎دارد، و دشمن خاندان پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دشمن بدار مادامی که با ایشان دشمنی می‎کند ولو این که فراوان روزه بگیرد و نماز بگزارد. با دوست محمّد و اهل بیتش مدارا کن؛ چرا که اگر در اثر زیادی گناهش یک پایش بلغزد، به واسطه دوستی‎اش با آنان، پای دیگرش استوار بماند. بنابراین، دوستدار پیامبر و آلش به سوی بهشت می‎رود و بازگشت و سرانجام دشمن آنها، دوزخ خواهد بود.»

روایتی دیگر

علاّمه مجلسی در کتاب تحفةالزّائر، در ضمن بیان «زیارت اربعین»، داستان سفر زیارتی جابر را از زبان فردی به نام «عطا»(15)* می‎نویسد؛ که او نیز همچون «عطیّه» از همسفران جابر بود. در این گزارش، مطالب دیگری وجود دارد که می‎تواند موضوع این مقاله را تکمیل سازد؛ از جمله این که:

- جابر در کنار قبر امام، سه مرتبه «الله اکبر» گفت و سپس بیهوش شد.

- وی بعد از به هوش آمدن، اینگونه سلام داد:

السّلام علیکم یا آل الله، السّلام علیکم یا صفوة الله…

- دو طرف صورتش را بر قبر مطهّر حضرت کشیده، آنگاه چهار رکعت نماز خواند.

- نزد قبر حضرت علی اکبر(علیه‎السلام) آمده و عرضه داشت:

السّلام علیک یا مولای وابن مولای، لعن الله قاتلک، لعن الله ظالمک، أتقرّب الی الله بمحبّتکم و أبرء الی الله من عدوّکم.

- بعد از خواندن دو رکعت نماز، به پیشگاه شهدای کربلا چنین درود فرستاد:

السّلام علی الأرواح المُنیخة بقبر ابی عبدالله، السّلام علیکم یا شیعة الله و شیعة رسوله و شیعة امیرالمؤمنین و الحسن والحسین، السّلام علیکم یا طاهرون، السّلام علیکم یا مهدیّون، السّلام علیکم یا ابرار، السّلام علیکم و علی ملائکة الله الحافّین بقبورکم، جمعنی الله و ایّاکم فی مستقرّ رحمته تحت عرشه.

- سپس به جانب آرامگاه حضرت عباس(علیه‎السلام) رفته و این زیارتنامه را زمزمه کرد:

السّلام علیک یا اباالقاسم، السّلام علیک یا عبّاس بن علی، السّلام علیک یابن امیرالمؤمنین، أشهد لقد بالغت فی النّصیحة و أدّیت الأمانة و جاهدت عدوّک و عدوّ أخیک، فصلوات الله علی روحک الطّیّبة و جزاک الله من أخٍ خیراً.(16)

- جابر بن عبدالله انصاری بعد از خواندن دو رکعت نماز و درخواست حوائج از درگاه الهی، با شهدای کربلا وداع نموده (17) و آرام آرام از سرزمین تابناک نینوا به جانب دیگر رهسپار شد تا پیام آور اهداف مقدّس عاشوراییان بوده باشد.


پی‎نوشت‎ها:

an style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">1. سیرتنا و سنّتنا سیرة نبیّنا و سنّته(صلی الله علیه و آله)، چاپ الآداب، نجف اشرف، 1384 ق.

2. نامه‎ها و ملاقات‎های امام حسین(علیه‎السلام)، ابوالقاسم عالمی دامغانی، ص 162 و 163، بنیاد معارف اسلامی، قم، اوّل، 1376 ش/ اشک روان بر امیر کاروان، حاج شیخ جعفر شوشتری، ترجمه حاج میرزا محمدحسین شهرستانی، ص 246 و 247، دارالکتاب (جزائری)، قم، دهم، 1383 ش.

3. زندگانی امام حسین(علیه‎السلام)، ابوالقاسم سحاب، ص 603 - 601، سحاب کتاب، تهران، دوم، 1358 ش.

4. همان، ص 683.

5. فرهنگ عاشورا، جواد محدّثی، ص 127 و 128،

6. سحاب رحمت، عباس اسماعیلی یزدی، پ، ص 797، انتشارات مسجد مقدس جمکران، قم، سوم، 1380 ش؛ فرهنگ عاشورا، ص 317 و 318.

7. عدّه‎ای بر این باورند که: «از هنگامه رسیدن خبر شهادت به حجاز و حرکت جابر از آنجا، قهراً زمانی بیش از چهل روز را می‎طلبد؛ مگر این که بگوییم جابر از مدینه نیامده و از کوفه یا شهر دیگری عازم کربلا شده باشد.» / بر ساحل عاشورا، هادی قطبی، ص 216، احمدیّه، قم، اوّل، 1381 ش.

8. روایت عطیّة بن سعد در منتهی الآمال، ص 536 و 537/ سحاب رحمت، ص 800 – 797/ قصّه کربلا، ص 527 – 525/ زندگانی امام حسین(علیه‎السلام)، ص 677 – 674/ معالی السّبطین، شیخ محمد مهدی حائری، ج 2، ص 195 – 192/ منشورات الشّریف الرّضی، قم، دوم، 1363 ش/ مقتل امام حسین (علیه‎السلام)، ترجمه جواد محدّثی، ص 259 و 260، شرکت چاپ و نشر بین الملل، تهران، دوم، 1382 ش آمده.

9. بنا به قولی، جابر در سال 61 هجری نابینا بود. (فرهنگ عاشورا، ص 128؛ زندگانی امام حسین (علیه‎السلام)، ص 677.

10. به نقل دیگر: ابن خیرالنّبیّین. (قصّه کربلا، ص 525، به نقل از بحارالانوار، ج 65، ص 130).

11. ابن سید الوصیّین. (معالی السّبطین، ج 2، ص 193).

12. تولّد، زندگی و شهادت حضرت یحیی(علیه‎السلام) و امام حسین(علیه‎السلام) حوادث مشترکی دارد.

13. در نقل دیگر: السّلام علیکِ. (قصّه کربلا، ص 526).

14. حلّت بفناء قبرالحسین. (سحاب رحمت، ص 798).

15. عطا؛ گویا وی نیز از شاگردان جابر بن عبدالله انصاری بود.

برخی گویند که: منظور از عطا، همان عطیّه است و روایت وی تقطیع شده است… (تحقیق درباره روز اربعین حضرت سیّدالشّهدا(علیه‎السلام)، [شهید] سیدمحمدعلی قاضی طباطبائی، ص 140 - 138، شرکت چاپ میهن، تبریز، اوّل، 1352 ش.)

* شیخ عبّاس قمی(ره) در پایان «زیارت اربعین» می‎گوید که متن این زیارتنامه جابر، همانند آن زیارتی است که در قسمت «زیارت نیمه رجب» بیان شده است. ر.ک: مفاتیح الجنان.

16. مصباح الزّائر، سیّد ابن طاووس، ص 288 - 286، مؤسّسة آل البیت(علیهم‎السلام).

17. روایت کربلا، حاج یدالله بهتاش، ص 290 و 291، نشر سبحان، تهران، سوم، 1378 ش.

به کوشش مهتاب ابیان

 3 نظر

کجای کاریم !؟

30 آذر 1390 توسط الزهرا (س) نصر

 

گفتند نیست از شب یلدا درازتر

پیداست شام غریبان ندیده اند …

شهادت حضرت سیدالساجدین امام سجاد تسلیت باد

 2 نظر
  • 1
  • ...
  • 659
  • 660
  • 661
  • ...
  • 662
  • ...
  • 663
  • 664
  • 665
  • ...
  • 666
  • ...
  • 667
  • 668
  • 669
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس