مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

امام صادق علیه السلام و مقوله تشکیلات و سازماندهی

21 مرداد 1394 توسط الزهرا (س) نصر

وقتی می خواهیم از یک موضوع خاص و یا یک شخصیت خاص سخن بگوییم و ابعاد وجودی اش را بیشتر بشناسانیم، بدنبال ویژگی های “بارز و متمایز” می رویم. امام خامنه ای در معرفی شخصیت والای حضرت اباعبدالله الصادق (علیه السلام) فرموده اند: «امام صادق(ع) مرد مبارزه بود، مرد علم و دانش بود و مرد تشکیلات بود…اما آن بعد سوم را که اصلاً نشنیده‌اید، مرد تشکیلات بودن امام صادق(ع) است که یک تشکیلات عظیمی از مؤمنان خود از طرفداران جریان حکومت علوی در سراسر عالم اسلام از اقصای خراسان و ماوراءالنهر تا شمال آفریقا به وجود آورده بود». گوینده این جملات کسی است که برخی بزرگان معتقدند اگر بخواهیم در سراسر عالم اسلام چندنفر متبحر و متخصص در علم رجال را نام ببریم قطعا یکی از این افراد حضرت آیت الله العظمی خامنه ای است، لذا با این مقدمات بخوبی می توان اهمیت موضوع تشکیلات و سازماندهی را خصوصا برای عرصه فعالیت های دینی و فرهنگی متصور شد. به همین بهانه نکاتی در باب کارتشکیلاتی با تاکید بر تشکیلات و سازمان های فرهنگی جناح مومن انقلابی در ادامه می آید.

تشکیلات به چه معناست؟

به بیان ساده تشکیلات به معنی زنجیره وار و متصل و هماهنگ کار کردن است. بدون راه اندازی یک سیستم و یک تشکیلات قطعا نمیتوان به خوبی یک حرکت را مدیریت کرد. تشکیلات لازمه یک مدیریت خوب است و حتی شاید بتوان گفت لازمه هر مدیریتی است. تصور کنید یک فرد برای اینکه بتواند راه برود باید به خوبی اندام های حرکتی خود را تنظیم کند و به حرکت درآورد، حال چنانچه اختیار پاها را از او بگیریم و یا فرد از قابلیت های دست های خود بی اطلاع باشد، چگونه می تواند یک راه را به خوبی طی کند!؟ تشکیلات و سازماندهی برای هر حرکتی یک ضرورت است. «هیچ کاری در دنیا بدون تشکیلات پیش نمی رود. انقلاب اسلامی ایران هم بدون تشکیلات پیش نرفت و پیروز نشد.» (امام خامنه ای-۲۷/۱۱/۶۰)

امروزه یکی از زمینه هایی که نیاز جدی به سازماندهی و تشکیلات دارد، جریان خود جوش مومن و انقلابی است که روز به روز در حال پیشرفت است. برای موفقیت یک تشکیلات انقلابی مولفه هایی وجود دارد که اهم آن در اندیشه های آن حکیم فرزانه «مدیریت متمرکز، تکثیر به جای انشعاب خطرناک، نظم، روحیه جهادی، توکل به خداوند، مشخص بودن اهداف، برنامه ریزی دقیق و ترمیم چشم انداز، قانون مندی، توجه به اشتراکات به جای اختلاف سلیقه ها، انعطاف پذیری، عدم انحراف در مسائل مالی و مردمی بودن» می باشد که در این یادداشت به صورت خلاصه توضیحاتی در خصوص برخی موارد مذکور بیان می شود.

صفحات: 1· 2

 نظر دهید »

ماجرای نخلی که در برابر امام صادق خم شد

21 مرداد 1394 توسط الزهرا (س) نصر

پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله محمدعلی جاودان به مناسبت فرارسیدن سالروز شهادت امام صادق علیه‌السلام مطلبی را منتشر کرده است که در ادامه می‌آید:

ابن طلحه مى‌گوید: وى از بزرگان و سادات اهل بیت است. صاحب علوم کثیر، عبادت فراوان، اوراد دائم، زهد آشکار و تلاوت بسیار، معانى قرآن کریم را به دقت بررسى و از اقیانوس قرآن گوهرهاى ارزنده را استخراج مى‌کرد و نتایج شگفتى به دست مى‌آورد و اوقاتش را به انجام طاعات گوناگون تقسیم مى‌کرد به گونه‌اى که از خود در آن باره حساب مى‌کشید. دیدنش انسان را به یاد آخرت مى‌انداخت و شنیدن سخنش باعث پارسایى در دنیا مى‌شد.

نتیجه پیروى از رهنمودهایش بهشت بود، نور جمالش ‍ گواهى مى‌داد که او از سلاله نبوت است و پاکیزگى اعمالش روشن مى‌ساخت که او از دودمان رسالت است. گروهى از بزرگان مذاهب و دانشمندان برجسته آنها مانند یحیى بن سعید انصارى، ابن جریح، مالک بن انس، ثورى، ابن عیینه، ابوحنیفه، شعبه، ایوب سجستانى و دیگران از او حدیث نقل کرده‌اند و از دانشش بهره جسته‌اند.

و این بهره‌مندى از او را براى خود منقبتى دانسته و باعث شرف و فضیلت خویش شمرده‌اند.

‏مى‌گوید: او چندین لقب دارد که مشهورتر از همه صادق است و از جمله آنها صابر، فاضل و طاهر است. امّا مناقب و صفات آن حضرت بیش از حد شمار است و عقل و فهم شخص آگاه و بصیر درباره انواع مناقبش حیران است تا آن جا که علوم سرشارى که به خاطر تقواى زیاد بر قلبش جارى بود، همه احکامى را که علل آنها براى کسى قابل درک نیست و علومى را که عقول از احاطه به حکم آنها قاصر است به او نسبت داده و از وى روایت کرده‌اند.

گویند کتاب جفرى که در مغرب به پسران عبدالمؤمن به ارث رسیده، از جمله سخنان اوست. براستى که این خود منقبتى والا و در مقام فضایل، مرتبه بلندى است.

‏۱. ابن ابى حازم گوید: من در خدمت جعفر بن محمّد(ع) بودم ناگاه دربانش آمد و گفت سفیان ثورى پشت در است، فرمود: بگو بیاید. سفیان وارد شد، جعفر بن محمّد فرمود: اى سفیان تو کسى هستى که پادشاه در جستجوى تو است و من از پادشاه بر حذرم، بلند شو و از منزل محترمانه بیرون برو. سفیان عرض کرد: یک حدیث بفرمایید تا بشنوم و برخیزم. جعفر بن محمّد فرمود: پدرم از قول جدم براى من نقل کرد که رسول خدا صلى الله علیه و اله فرمود: کسى که خداوند به او نعمتى داده، باید خدا را حمد و سپاس گوید و هر که دیرتر روزى اش را رساند، باید از خداوند طلب آمرزشى کند و هر که به او اندوهى رسید، باید بگوید: «لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظیم». همین که سفیان بلند شد، جعفر بن محمّد فرمود: سفیان این سه را فراگیر که بسیار مهم است.

صفحات: 1· 2

 نظر دهید »

امام‌ صادق (علیه السلام) چه کسی را شیعه واقعی می‌دانند؟

20 مرداد 1394 توسط الزهرا (س) نصر

از امام صادق(ع) روایتی نقل شده است که شیعه ما را نشناسید، مگر به بر پا داشتن نافله‌های نمازها، اگر کسی نافله‌های نمازش را نخواند شیعه واقعی نیست، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم اینچنین به این شبهه پاسخ می‌دهد:

شیعه در لغت به معنای یاران و پیروان، اتباع و اعوان آمده است بدین معنی که هر گاه فرد و یا گروهی در موردی از فردی متابعت کند، شیعه او هستند.(۱)

در قرآن کریم کلمه شیعه به همین مفهوم به کار گرفته شده است. مثلاً آنجا که می‌فرماید: «ان من شیعته لابراهیم»(۲) از کسانی که راه او (نوح) را دنبال کردند، ابراهیم بود، اما در مفهوم خاص، شیعه به پیروان و یاران امام علی(ع) گفته می‌شود که پس از پیامبر به امامت او روی آوردند، ابن خلدون می‌گوید: شیعه در عرف فقیهان و متکلمان بر پیروان و اتباع علی و پسران او اطلاق می‌شود.(۳)

از امام باقر(ع) روایت شده است که فرمود: از ام سلمه همسر پیامبر درباره علی بن ابیطالب سؤال شد، گفت: از رسول خدا شنیدم که می‌فرماید: علی و شیعیان او همان رستگارانند.(۴)

در روایت دیگر از امام علی(ع) نقل شده است که فرمود: از حسد ورزی مردم نزد رسول خدا نسبت به خودم شکوه کردم، آن حضرت فرمود: ای علی، نخستین چهار نفری که وارد بهشت می‌شوند من هستم و تو و حسن و حسین و پشت سر ما ذریّه ما وارد می‌شوند. و پشت سر ذریه ما دوستان ما و شیعیان ما از سمت راست و چپ ما.(۵)

* ویژگی‌های شیعه

ویژگی‌های یک شیعه واقعی در روایات اهل بیت(ع) به طور گسترده و مبسوط ذکر شده است و بدون هیچ گونه دخل و تصرف، اصل روایات در مورد شیعه واقعی را نقل می‌کنیم:

از امام حسن عسکری(ع) نقل شده است که فرمود: شیعیان علی(ع) آنانند که باکشان نیست، در راه خدا مرگ به سراغ آنان آید یا آنان به پیشواز مرگ روند، شیعیان علی آنانند که برادرانشان را بر خود ترجیح دهند، هر چند خود نیازمند باشد و آنانند که خداوند ایشان را در آنجا که نهی کرده است نمی‌بیند و در آنجا که امر کرده است همیشه حاضر می‌بیند، شیعیان علی(ع) آنانند که در گرامیداشت، برادران مؤمن خویش به علی(ع) اقتدا می‌کنند.(۶)

امام صادق(ع) در مورد شیعه واقعی فرموده است: شیعیان ما اهل پارسایی و سخت‌کوشی (در عبادت) هستند، اهل وفاداری و امانتداری‌اند، اهل زهد و عبادتند، آنانند که در شبانه روز پنجاه و یک رکعت نماز می‌گذارند، شب‌ها را به عبادت سپری می‌کنند و روزها را به روزه‌داری و زکات اموال خود را می‌پردازند و به حج می‌روند و از هر حرامی دوری می‌کنند.(۷)

و همچنین فرموده است: شیعه ما کسی است که آنچه را نیک می‌شمارند، پیش می‌برد و از آنچه را که زشت می‌داند، خودداری می‌کند، خوبی‌ها را آشکار می‌سازد و از سر شوق و اشتیاق به رحمت خدای بزرگ به کارهای سترگ می‌شتابد، پس او از ماست و رو به سوی ما دارد و هر جا که ما باشیم با ماست.(۸)

امام علی(ع) در مورد شیعه واقعی می‌فرماید: به خدا سوگند که شیعیان من مردمانی بردبارند و خدا و دین او را می‌شناسند از خدا اطاعت می‌کنند و فرمانش را می‌برند، به واسطه محبت او راه‌ یافته‌اند، از شب زنده‌داری رنگشان زرد است، بر اثر گریه چشمانشان کم‌سوء و آبریزان است، لباسشان بر اثر ذکر گفتن خشکیده، شکم‌هایشان از گرسنگی به پشت چسپیده است، ربانیت و خداپرستی در رخسارشان معلوم است و پارسایی و خدا ترسی در سیمایشان، چراغ‌های هر تاریکی و ظلمتی هستند، اگر در محفلی حاضر باشند، کسی آن‌ها را نمی‌شناسد و اگر نباشند کسی جویای آنان نمی‌شود، اینان پیروان پاک و برادران ارجمند من هستند، وه که چه شوق به آنان دارم.(۹)

همچنین در اوصاف شیعیان می‌فرماید: خدای متعال به زمین نگریست و ما را انتخاب کرد و برای ما پیروانی برگزید که یاریمان کنند و از شادی ما شادمان می‌شوند و از اندوه ما اندوهناک، در راه ما جان و مال خود را نثار می‌کنند، آنان از مایند و رو به سوی ما دارند و در بهشت با ما هستند.(۱۰)

لازم به ذکر است که اینگونه شیعیان که در روایات از اوصاف و ویژگی‌های آن‌ها یاد شده است، جزء خواص هستند و رسیدن به مقام و منزلت آنان بسیار دشوار و مشکل است و اکثر شیعیان را افراد معمولی تشکیل می‌دهند که به ائمه علاقه دارند و از جان و دل به آن‌ها ارادت می‌ورزند و دوست دارند که جزء شیعیان واقعی باشند، اما بر اثر عوامل مختلف نمی‌توانند به آن حد ارتقاء یابند، این دسته نیز جز شیعه اهل بیت(ع) بوده و قطعاً مورد توجه حضرات معصومین(ع) هستند، اما کسانی که برای رسیدن به مقام و پول خودشان را منتسب به آن‌ها دانسته و در حقیقت جزء ارادتمندان آن‌ها نیستند، این گروه از شیعیان مردود و سخت مورد نکوهش ائمه(ع) بوده است.(۱۱)

در نتیجه شیعیان به سه دسته تقسیم می‌شوند:

دسته‌ای که شیعیان واقعی بوده و پا جای پای ائمه(ع) می‌گذارند، این عده جزء خواص هستند و تعداد آن‌ها بسیار اندک است.

گروه دوم که اکثریت شیعیان را تشکیل می‌دهند گرچه به حد دسته اول نیست، ولی سعی دارند که مانند آن‌ها باشند، این گروه نیز مورد توجه ائمه(ع) بوده و ‌إن‌شاءالله شفاعت آن‌ها شامل این دسته خواهد شد.

اما دسته دیگر که از نام ائمه(ع) سوءاستفاده کرده و می‌خواهند از این طریق به نان و نوایی برسد، این گروه مورد ملامت و سرزنش ائمه(ع) هستند.

بنابراین همه باید تلاش کنند که جزو شیعیان حقیقی و واقعی ائمه(ع) محسوب شوند، گرچه رسیدن به آن درجه بسیار دشوار و مشکل است و تعداد اندک می‌توانند به آن مرحله برسند، ولکن هدف آن باشد:
آب دریا را اگر نتوان کشید
پس بقدر تشنگی باید چشید

* پی‌نوشت‌ها:

۱.مصاحب، غلام حسین، دائرة‌المعارف فارسی، ذیل کلمه شیعه.
۲. صافات:۸۳.
۳. ابن خلدون، مقدمه، بیروت، دارالتراث العربی، چهارم، بی‌تا، ج۱، ص۲۷۶.
۴. ری شهری، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، اول، بی‌تا، ج۲، ص۱۵۴۵.
۵. همان، ج۲، ص۱۵۳۸.
۶. همان، ج۲، ص۱۵۳۹.
۷. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج ۶۸، ص۱۶۸.
۸. میزان الحکمه، ج۲، ص ۱۵۳۸.
۹. کراجکی، ابوالفتح، کنزالفوائد، قم، مکتبة المصطفوی، دوم،۱۴۱۰ هـ ، ص۳۳.
۱۰. میزان الحکمة، ج۲، ص۱۳۵۳.
۱۱. همان.

 نظر دهید »

ميهمان خراسانى و تنور آتش

20 مرداد 1394 توسط الزهرا (س) نصر

ماءمون رقّى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت نمايد:
در منزل آن حضرت بودم ، كه شخصى به نام سهل بن حسن خراسانى وارد شد و سلام كرد و پس از آن كه نشست ، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت :
ياابن رسول اللّه ! شما بيش از حدّ عطوفت و مهربانى داريد، شما اهل بيت امامت و ولايت هستيد، چه چيز مانع شده است كه قيام نمى كنيد و حقّ خود را از غاصبين و ظالمين باز پس نمى گيريد، با اين كه بيش از يك صد هزار شمشير زن آماده جهاد و فداكارى در ركاب شما هستند؟!
امام صادق عليه السلام فرمود: آرام باش ، خدا حقّ تو را نگه دارد و سپس به يكى از پيش خدمتان خود فرمود: تنور را آتش كن . همين كه آتش تنور روشن شد و شعله هاى آتش زبانه كشيد، امام عليه السلام به آن شخص خراسانى خطاب نمود: برخيز و برو داخل تنور آتش ‍ بنشين .
سهل خراسانى گفت : اى سرور و مولايم ! مرا در آتش ، عذاب مگردان ، و مرا مورد عفو و بخشش خويش قرار بده ، خداوند شما را مورد رحمت واسعه خويش قرار دهد.
در همين لحظات شخص ديگرى به نام هارون مكّى - در حالى كه كفش هاى خود را به دست گرفته بود - وارد شد و سلام كرد. حضرت امام صادق سلام اللّه عليه ، پس از جواب سلام ، به او فرمود: اى هارون ! كفش هايت را زمين بگذار و حركت كن برو درون تنور آتش و بنشين .
هارون مكّى كفش هاى خود را بر زمين نهاد و بدون چون و چرا و بهانه اى ، داخل تنور رفت و در ميان شعله هاى آتش نشست .
آن گاه امام عليه السلام با سهل خراسانى مشغول مذاكره و صحبت شد و پيرامون وضعيّت فرهنگى ، اقتصادى ، اجتماعى و ديگر جوانب شهر و مردم خراسان مطالبى را مطرح نمود مثل آن كه مدّت ها در خراسان بوده و تازه از آن جا آمده است .
پس از گذشت ساعتى ، حضرت فرمود: اى سهل ! بلند شو، برو ببين در تنور چه خبر است .
همين كه سهل كنار تنور آمد، ديد هارون مكّى چهار زانو روى آتش ها نشسته است ، پس از آن امام عليه السلام به هارون اشاره نمود و فرمود: بلند شو بيا؛ و هارون هم از تنور بيرون آمد.
بعد از آن ، حضرت خطاب به سهل خراسانى كرد و اظهار داشت : در خراسان شما چند نفر مخلص مانند اين شخص - هارون كه مطيع ما مى باشد - پيدا مى شود؟
سهل پاسخ داد: هيچ ، نه به خدا سوگند! حتّى يك نفر هم اين چنين وجود ندارد.
امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اى سهل ! ما خود مى دانيم كه در چه زمانى خروج و قيام نمائيم ؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، كه حدّاقلّ پنج نفر هم دست ، مطيع و مخلص ما يافت شوند، در ضمن بدان كه ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستيم .(1)

1-بحارالا نوار: ج 47، ص 123، ح 176، به نقل از مناقب ابن شهرآشوب .

 نظر دهید »

خوردن انگور و كمك به مراجعين

20 مرداد 1394 توسط الزهرا (س) نصر

يكى از اصحاب امام جعفر صادق عليه السلام حكايت كند:
روزى در مِنى و عرفات در حضور آن حضرت مشغول خوردن انگور بوديم ، كه فقيرى آمد و تقاضاى كمك كرد.
حضرت يك خوشه انگور به آن فقير داد، فقير گفت : انگور نمى خواهم ، چنانچه درهم و دينارى داريد، كمك نمائيد؟ امام صادق عليه السلام فرمود: خداوند به تو كمك نمايد.
و فقير مقدارى راه رفت و سپس بازگشت و همان مقدار انگور را درخواست كرد، ولى حضرت چيزى به او نداد و فقط فرمود: خدا به تو كمك نمايد.
بعد از آن ، فقيرى ديگر آمد و درخواست كمك كرد؟
حضرت چند دانه انگور به او داد، فقير آن چند دانه انگور را گرفت و گفت : ((الحمد للّه ربّ العالمين )) كه خداوند مهربان مرا روزى داد؛ و چون كه خواست برود امام عليه السلام به او فرمود: صبر كن ؛ و دو دست مبارك خود را پر از انگور كرد و تحويل او داد.
فقير بار ديگر خداى تعالى را شكر و سپاس گفت ؛ و خواست حركت كند كه برود، حضرت فرمود: چقدر پول همراه دارى ؟
فقير پول هاى خود را كه حدود بيست درهم بود نشان داد و حضرت نيز به همان مقدار درهم به او كمك نمود.
هنگامى كه فقير پول ها را از آن حضرت گرفت ، شكر و سپاس خداى را به جا آورد.
و حركت كرد تا برود، حضرت فرمود: صبر كن و سپس پيراهن خود را درآورد و تحويل آن فقير داد و فرمود: آن را بپوش ، فقير پيراهن را گرفت و پس از شكر خدا، نيز از آن حضرت سپاس ، به جاى آورد؛ و دعاى خيرى در حقّ حضرت كرد و رفت .(1)
همچنين مرحوم شسخ طوسى و ديگر بزرگان آورده اند:
شخصى به نام مفضّل بن قيس حكايت نمايد:
روزى به محضر مبارك امام صادق عليه السلام وارد شدم ؛ و بعضى از مشكلات زندگى خود و خانواده ام را براى آن حضرت بازگو كردم .
امام عليه السلام به كنيز خود فرمود: آن كيسه را بياور.
هنگامى كه كنيز كيسه را آورد، حضرت به من فرمود: در اين كيسه مقدار چهارصد دينار است ، كه منصور دوانيقى آن ها را براى ما ارسال داشته است ، آن ها را بردار و مشكلات زندگى خود و خانواده ات را برطرف نما.
پس از آن كه كيسه را گرفتم ، عرضه داشتم : ياابن رسول اللّه ! من تقاضاى پول نكردم ؛ بلكه خواستم در حقّ ما به درگاه خداوند متعال دعائى كنى ، تا به دعاى شما گرفتارى هاى ما برطرف گردد.
امام عليه السلام فرمود: مانعى بدارد، اين پول ها را بردار؛ و به همين زودى به درگاه خداوند سبحان دعا مى كنم ، كه ان شاء اللّه ؛ به خواسته هايت برسى .
و در پايان به عنوان موعظه و نصيحت فرمود: مواظب باش كه اسرار زندگى و خانواده ات را براى هر كسى بازگو نكنى ؛ كه خود را در نزد افراد، بى جهت سبك خواهى كرد.(2)

1-بحارالا نوار: ج 47، ص 42، ح 56، به نقل از كافى : ج 4، ص ‍ 49.
2- اختيار معرفة الرّجال : ص 183، ح 320، و 322.

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 156
  • 157
  • 158
  • ...
  • 159
  • ...
  • 160
  • 161
  • 162
  • ...
  • 163
  • ...
  • 164
  • 165
  • 166
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس