مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

چند ماده طبیعی که مثل سفیدکننده عمل می‌کنند

06 شهریور 1394 توسط الزهرا (س) نصر

وسایل خانه و آشپزخانه بعد از مدتی که مورد استفاده قرار می‌گیرند، جرم گرفته و حالت شفافبب خود را از دست می‌دهند. آسان‌ترین راه برای پاک کردن و زدودن این جرم‌ها معمولاً استفاده از مواد سفید کننده است. این مواد به خاطر شیمیایی بودن ممکن است حساسیت زا باشند. برای رفع این مشکل چند ماده را پیشنهاد می‌کنیم که علاوه بر زدودن جرم‌ها کاملاً طبیعی بوده و مشکلی در پی نخواهند داشت.

روغن زیتون
اگر وسایل آشپزخانه شما مثل سینک ظرف‌شویی یا وسایل استیل جرم گرفته شده‌اند، برای پاک کردن آن چند قطره روغن زیتون روی پنبه ریخته و روی سطح مورد نظر بکشید. سپس با یک دستمال آن را پاک کنید و از درخشندگی سطوح لذت ببرید.

نمک

وسایلی مثل اتو بخارهایی که پوشش تفلون ندارند، بعد از چندین بار استفاده جرم می‌گیرند. برای از بین بردن این جرم‌ها مقداری نمک روی پارچه تمیز بریزید و اتو را بدون آب روشن کرده و روی نمک‌ها بکشید. مشاهده می‌کنید کف اتو کاملاً تمیز و برای می‌شود.

 

روغن بچه
اگر رنگ روی پوست دست شما ریخته، برای تمیز کردن آن کافی است مقداری روغن بچه روی دستتان بریزید و کاملاً دستتان را با این روغن آغشته کتید و بعد با مایع دست شویی بشویید. با استفاده از این روش لکه های رنگ کاملاً از پوست دستتان محو خواهد شد.

 

معجزه آبلیمو
زدودن چربی از ظرف‌ها به خصوص قابلمه و ماهی تابه‌ها نیاز به شوینده‌های قوی نیست اگر خاصیت مبارزه با چربی را در مایع ظرف‌شویی افزایش دهید. برای ابن کار چند قطره آب لیمو به مایع ظرف‌شویی اضافه کنید تا آن‌ها را کاملاً تمیز کند و چربی‌ها را بز بین ببرد.

 نظر دهید »

از چه کسی باید تقلید کنیم؟

06 شهریور 1394 توسط الزهرا (س) نصر

فراگرفتن احکام و عمل صحیح به مسائل دین امری است که به هیچ وجه نباید از آن غفلت کرد یا نیست به آن سهل انگاری نمود. شاید طرح مسئله ای با عنوان «آموزش احکام» برای خیلی از مخاطبین واژه ای تکراری باشد اما به دلیل تعدد کاربران و گروه های سنی مختلف بر خود فرض دیدیم تا با مراجعه به رساله مراجع تقلید احکام مبتلا به و مورد نیاز کاربران را با هم مرور کنیم.
اولین مطلب را به لزوم تقلید و شرایط مرجع تقلید اختصاص می‌دهیم. با نظرات خود در هرچه کاربردی شدن این بخش ما را یاری کنید. *

در چه مسائلی تقلید لازم است؟
شخص مسلمان باید به اصول دین از روی دلیل اعتقاد پیدا کند و نمی تواند در اصول دین تقلید کند، یعنی بدون سوال از دلیل، گفته کسی را قبول کند. ولى در احکام غیر ضرورى دین فرد باید یا خود مجتهد باشد که بتواند احکام را از روى دلیل به دست آورد، یا از مجتهد تقلید کند، یعنى به دستور او رفتار نماید، یا از راه احتیاط طورى به وظیفه خود عمل نماید که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است.
تقلید در احکام به معنای عمل کردن به دستور مجتهد است و مسائلى را که انسان غالباً به آن‌ها احتیاج دارد واجب است، یاد بگیرد.

از چه کسی باید تقلید کنیم؟

در مسائل و احکام دین از مجتهدى باید تقلید کرد که:
- مرد
- بالغ
- عاقل
- شیعه دوازده امامى
- حلال زاده
- زنده
- و عادل باشد.
همچنین بنا بر نظر فقها و به احتیاط واجب باید از مجتهدى تقلید کرد که حریص به دنیا نباشد و از مجتهدین دیگر اعلم باشد، یعنى در فهمیدن حکم خدا از تمام مجتهدین زمان خود استادتر باشد.

- اگر شناختن مجتهد اعلم مشکل باشد به احتیاط واجب باید از کسى تقلید کرد که گمان به اعلم بودن او دارد، بلکه اگر احتمال ضعیفى هم بدهد که کسى اعلم است ‏و بداند دیگرى از او اعلم نیست به احتیاط واجب باید از او تقلید نماید. اگر چند نفر در نظر او اعلم از دیگران و با یکدیگر مساوى باشند باید از یکى از آنان تقلید نماید.

- تقلید از میت جایز نیست، ولى بقاى بر تقلید میت اشکال ندارد و باید بقاى بر تقلید میت به فتواى مجتهد زنده باشد. کسى که در بعضی از مسایل به فتواى مجتهدى عمل کرده، بعد از مردن آن مجتهد مى‏‌تواند در همه مسایل از او تقلید کند.

کسی که اعمال خود را بدون تقلید انجام داده است:
اگر مکلف مدتى اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد، در صورتى اعمال او صحیح است که بفهمد به وظیفه واقعى خود رفتار کرده است ‏یا عمل او با فتواى مجتهدى که وظیفه‏‌ا‌ش تقلید از او بوده یا با فتواى مجتهدى که فعلاً باید از او تقلید کند، مطابق باشد.

____________________________________________________________
* احکام تقلید مطابق نظر ۱۵ نفر از مراجع عظام تقلید استخراج شده است.

 نظر دهید »

جامعه رضوی، بی‌کار یا اهل کار ؟!

06 شهریور 1394 توسط الزهرا (س) نصر

انسان در ماهیت، كانون نیازها است و نیازهای او از مواد موجود در طبیعت برآورده می ‌شود. این مواد حاضر و آماده و ساخته شده نیست؛ بلكه استفاده از آنها نیاز به كار دارد و هر چیز كه بخواهد به نوعی مورد استفاده قرار گیرد باید كاری روی آن انجام شود. و این ضرورتی است كه نظام طبیعت بر دوش آدمی نهاده است.
در و اقع، كار از دو نظر اهمیتی حیاتی دارد: 1. قانون طبیعت و سنتهای حاكم بر نظام آفرینش. 2. قانون شریعت و برنامه ‌های آن.
قرآن كریم، از كار و عمل، فراوان سخن گفته است و در بعد نظام تكوین و تشریع ضرورت و اهمیت كار و عمل را تبیین و تشریح كرده است. چنانكه می فرماید: «هو انشاكم من الارض و استعمركم فیها … ؛ (1) خداوند شما را از زمین پدید آورد و آباد كردن آن را به شما سپرد …».
واژه «استعمر» با واو به «انشا» عطف شده است، و این بدین معنا است كه ضرورت تشكیل بدن انسان از مواد زمین، و ضرورت عمران و آبادانی در زمین همسان و همانند است، و محكوم به یك حكم و مشمول یك قانون است.

کار، قانون حتمی طبیعت
از نظر قانون طبیعت، كار از یک سوی، وسیله‌ ای است برای فعلیت یافتن آثار پدیده‌ های طبیعی و آماده سازی آنها برای بهره برداری انسان. و از سوی دیگر، كار ابزاری است برای بودن و شدن آدمی و به فعلیت رسیدن نیروهای جسمی و عقلی وی و رشد و شكوفایی استعدادهای فطری و درونی شخصیت او. چنانكه قرآن كریم نیز اشاره می‌فرماید که «روز» تلاش و كوشش را برای انسان امكان پذیر می‌ كند:
«و جعلنا النهار معاشا ؛ (2) و روز را برای كسب روزی (و معیشت) قرار دادیم».
بنابراین جوهر روز، روشنایی است و قلمرو پویایی و تحرك آدمیان را روشن می ‌سازد، همانطور كه ماهیت شب و تاریكی برای باز ایستی از تلاش و آرامش و سكون است.
در این باره امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در فرمایشی نورانی، به جنبه تکوینی و طبیعی كار اشاره می ‌كنند. از نظرگاه ایشان، كار و حركت در راه معیشت یك ضرورت معرفی شده و ناگزیری كار برای انسان، به همگان گوشزد گشته است:
« … لیس للناس بدّ من طلب معاشهم، فلا تدع الطلب ».(3)
عالم آل محمد علیه السلام می فرماید: مردم ناگزیرند در تلاش زندگی خویش باشند، پس كوشش در راه كسب مال را رها مكن.
طبق این تعلیم رضوی، تلاشگر برای بهبود زندگی خانواده‌ خویش، پاداشی از پاداش مجاهدان راه خدا برتر دارد. چراکه در پرتو كار و تلاش است كه امنیت روانی و شخصیت اجتماعی افراد خانواده تضمین می‌ شود و زمینه رشد و تكامل و سعادت آنان فراهم می ‌گردد
بر این اساس، این ضرورت و لزوم، قانونی بی استثنا است، و چنان است كه امام در این روایت تعبیر كرده و واژه عام و فراگیر: «الناس» را به كار برده است، یعنی همه‌ آحاد انسان برای تامین زندگی به كار و تلاش نیاز دارند، و معیشت و حیات بدون كار ممكن نیست.
اما با این وجود برخى با روح تن پرورى به كار و تولید توجّهى ندارند، و تن به فقر و ندارى داده و فكر مى كنند نوعى بى توجّهى به مال دنیاست، مشكلات آنان و خانواده شان بر دوش دیگران است .برخى دیگر كار و تولید را ننگ و عار مى دانند، یا مناسب شأن و مقام خود نمى پندارند و با انواع محرومیّت ها دست و پنجه نرم مى كنند.
در حالی که امامان معصوم علیهم السلام براى اداره زندگى خود، و مبارزه با فقر و ندارى در جامعه، سخت به كار و تولید توجّه داشتند، كار را عار نمى دانستند، كار مى كردند و با تولید فراوان با فقر و ندارى مقابله مى فرمودند. زندگانى آن بزرگواران با خودكفائى اداره مى شد، آنان هرگز دست به سوى كسى دراز نكردند، و از كسى چیزى نخواستند، و از دسترنج خود مى خوردند.
کار
مولای متقیان، حضرت امام علی علیه السلام در حدیثى فرمود:
« تَعَرّضوُا لِلتِّجارَةِ فَاِنَّ لَكُم فیها غِنَى عَمّافى اَیدى النّاسِ ؛ (4)
تجارت كنید و به كار و تولید روى بیاورید كه از آنچه در دست دیگران است بى نیاز مى شوید».
البتهتنها تن آدمی نیست كه به كار نیاز دارد، بلكه رشد روح او و قوای معنوی و فكر و فرهنگ و تربیت او نیز به كار بستگی دارد و بیكاری بر معنویت آدمی نیز آثاری زیانبار می ‌گذارد.
امام صادق علیه السلام در این باره فرمود:
« … و هكذا الانسان لو خلا من الشغل، لخرج من الاشر و العبث و البطر الی ما یعظم ضرره علیه و علی من قرب منه، و اعتبر ذلك بمن نشا فی الجده و رفاهیه العیش و الترفه و الكفایه و ما یخرجه ذلك الیه … ؛ (5)
انسان اگر كاری نداشته باشد، از گستاخی و بیهودگی و ناسپاسی به راههایی كشیده می‌شود كه به حال او و نزدیكانش زیانهای بزرگ دارد. این زیان باری را در حال كسانی بنگر كه در محیطهای مرفه و زندگی خوش و خرم واجد امكانات بار آمدند، كه به چه راههایی كشیده شدند …».
طبق گفته‌ امام اگر هر چه را انسان نیاز داشت، نظام طبیعت آماده و ساخته و پرداخته در اختیار او می ‌گذاشت و انسان نیاز خود را براحتی و بدون تلاش برطرف می ‌كرد، و پیوسته اوقات خود را به بیكاری و فراغت می ‌گذراند، به فساد و تباهی كشیده می ‌شد، و ناگزیر نیرو و انرژی خود را در راههایی صرف می ‌كرد كه به نابودی خود و هم نوعش می ‌انجامید. چون هنگامی كه انسان در كارهای سازنده اقتصادی، اجتماعی، تشكیل خانواده و تامین آنان و… نیاز به تلاش نداشت. به كارهای ویرانگر و فسادآلود دست می ‌یازد و خود و جامعه را به نابودی می ‌كشاند.

کار، تکلیف والای شریعت
نظام تشریع و باید و نبایدهای قانونی اسلام، با نظام تكوین و سنتهای آفرینش هماهنگ است. فطری بودن دین به همین معناست، كه میان نظام تشریع و نظام تكوین و قانون طبیعت و قانون دین، رابطه و تناسب كامل برقرار است، چون تكوین و تشریع از یك مبدا است، همه از خدا است. از این رو، انسان نیز مكلف است از قانون آفرینش سرپیچی نكند، تا دچار پیآمدهای ویرانگر آن نگردد.
قرآن كریم، به ارزش تشریعی كار اشاره می ‌كند تا با توجه به ضرورت تكوینی آن، جنبه شرعی کار نیز روشن ‌گردد:
« و جعلنا فیها جنات من نخیل و اعناب و فجرنا فیها من العیون * لیاكلوا من ثمره و ما عملته ایدیهم افلایشكرون 344.
در آن زمین باغهای نخل و تاك آفریدیم، و در آن چشمه‌ ها بشكافتیم. تا از میوه آن و از آنچه دستهایشان درست كرده است بخورند، پس چرا سپاس نمی ‌دارند.
امامان معصوم علیهم السلام براى اداره زندگى خود، و مبارزه با فقر و ندارى در جامعه، سخت به كار و تولید توجّه داشتند، كار را عار نمى دانستند، كار مى كردند و با تولید فراوان با فقر و ندارى مقابله مى فرمودند. زندگانى آن بزرگواران با خودكفائى اداره مى شد، آنان هرگز دست به سوى كسى دراز نكردند، و از كسى چیزى نخواستند، و از دسترنج خود مى خوردند
بنابراین عمل و كار به عنوان یك ارزش اسلامی مطرح گشته است، چنانکه حضرت امام رضا علیه السلام، در روایتی شریف می فرماید:
« ان الذی یطلب من فضل یكف به عیاله، اعظم اجرا من المجاهد فی سبیل الله ؛ (6)
آنكس كه (با كار و عمل) در جستجوی مواهب زندگی، برای تامین خانواده خویش است، پاداشی بزرگتر از مجاهدان راه خدا دارد».
طبق این تعلیم رضوی، تلاشگر برای بهبود زندگی خانواده‌ خویش، پاداشی از پاداش مجاهدان راه خدا برتر دارد. چراکه در پرتو كار و تلاش است كه امنیت روانی و شخصیت اجتماعی افراد خانواده تضمین می‌ شود و زمینه رشد و تكامل و سعادت آنان فراهم می ‌گردد. این، كار و تلاش است كه ریشه فقر را می‌كند و انسان را از درخواست و چشم به دست دیگران داشتن، بی ‌نیاز می ‌سازد. در حدیثی از امام رضا علیه السلام «درخواست» از جمله كارهای مبغوض و ناخوشایند نزد خداوند شمرده شده است:
« ان الله یبغض القیل و القال، و اضاعة المال، و كثرة السوال ؛ (7)
بیگمان خداوند قیل و قال (گفتار بی‌ فایده) و تباه سازی اموال، و زیاد درخواست كردن را دشمن دارد».
پس مردم رضوی آیین، و شیعه مذهب، به سخت كوشی و تلاش روی می ‌آورند، و صخره ‌ها را بر دوش می‌ كشند، و به جهادی برتر از جهاد در راه خدا دست می ‌زنند، لیكن از دیگران درخواست نمی‌ كنند.

پی نوشت:
1) هود: 61.
2) نبأ : 11.
3) وسائل الشیعة 18: 12؛ الحیاة 320: 5.
4) فروع كافى 1: 370.
5) بحارالانوار 86: 3.
6) یاسین: 34-35.
7) تحف العقول 326، مسند 285: 1 ؛ الحیاة 200: 6.

 نظر دهید »

یک استراتژی بی‌نظیر، و یک پاسخ بی‌نظیرتر

06 شهریور 1394 توسط الزهرا (س) نصر

مامون، هفتمین خلیفه عباسی، در سیاستی كه با مردم، خواه عرب‌ها و خواه ایرانیان به ویژه اهالی خراسان در پیش گرفته بود، هرگز موفق نبود. زیرا بنا نداشت كه از سیاست ظلم و آزار كه پیشینیان وی اعمال می ‌كردند، دست بردارد. چه بسا كه در این وادی پیشتر هم دویده و بر ستمگران گذشته بسیار هم پیشی گرفته بود.
امام رضا
وی از یک سوی، پس از كشتن برادرش و رهایی از شرّ هواخواهانش، در جلب اطمینان اعراب با شكست روبه رو گردید. و از سوی دیگر، ایرانیان به چهره حقیقی عباسیان پی برده بودند و این‌ها تمام از حكومتی سر می ‌زد كه خود آن‌ها در راه ایجادش كوشیده بودند.
پس از رفتاری كه مردم از او درباره برادر و پیروانش دیده بودند، دیگر همه به راحتی می ‌توانستند سیاست مامون را درك كنند. به علاوه، پس از آن كه دیده بودند او وعده‌ های خویش را به فراموشی سپرده، دیگر مشكل می ‌نمود كه بتوانند به حرف‌های او دل خوش بدارند. از این رو از گرد وی پراكنده شده، به تایید و مهر علویان روی بردند، چه می ‌دانستند آنان كه دادگستری می ‌كنند و بر وفق شریعت گام بر می ‌دارند همینانند.
همچنین مامون گرفتار دشواریهای پایگاه‌های مردمی كه طرفدار امام رضا علیه السلام بودند، شد و از طرفی گرفتار جنبشهای انقلابی بود كه از قدرت بسیار برخوردار بودند، آن سان كه برای كرسی زمامداری مامون خطر جدی و حقیقی بوجود آورده بودند و در همه قسمتهای جهان اسلام پراكنده شده بودند.
مامون بیش از هر كس می ‌دانست كه برای روبه رو شدن با این مشكلات نمی ‌توانست نه از عباسیان كمك بگیرد - چه همواره قتل برادرش را بر او عیب‌جویی می‌ كردند - و نه از عرب‌ها كه از او سلب اعتماد كرده بودند. از همه مهم‌تر آن كه در میانشان شخص با كفایتی كه قابل اعتماد باشد، باقی نمانده بود.
وی برای رهیدن از آن موقعیت دشوار و حفظ مقام خلافت، شیوه جدیدی را كه هرگز سابقه نداشت، طرح ریزی كرد. گویا برای یافتن چنین راه حلی مدت‌ها اندیشیده بود و نقشه ‌ای كه سرانجام یافت حكایت از رای محكم و بینش عمیق او می ‌كرد. یعنی پیشنهاد ولایتعهدی به امام علویان و محبوب مردم، حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام.
موضع منفی امام به منزله اشاره ‌ای گذرا به محكوم كردن واقعیت حكومت فاسد بود كه جز دگرگون كردن آن چاره ‌ای نبود، و این بدان معنی بود كه او بطور كلی از وضع موجود حكومت خرسندی نداشت. امام از نخستین هنگام، پرهیز از حكومت مامون و همه پی آمدهای آنرا اعلام فرمود. ازاین رو هیچگونه كار و مسوولیت سیاسی را بر عهده نمی‌گرفت
استراتژی منحصر بفرد
انتخاب امام برای ولیعهدی، كه جز با تهدید به قتل پذیرفته نشد، در ابتدای امر مشكلات و دردسری بزرگ برای مامون دربرداشت. ولی باید به این نكته توجه داشته باشیم كه امام بزرگ‌ترین منبع خطر بشمار می ‌آمد كه در میان طبقات مختلف از امت اسلامی نفوذ بسیاری داشت. مامون هرگز چنین انتخابی نكرد مگر پس از آن كه مطمئن گردید كه خلافت در خانواده خودش باقی می‌ ماند. امام بیست و دو سال از او بزرگ‌تر بود و این خود یكی از دلایل اطمینانش به این امر بود كه در صورت جریان طبیعی امور و مصون ماندن خلیفه از توطئه ‌ها، بعید می ‌نمود كه ولیعهد چنانی، روزی به خلافت دست یابد.
او مصمم شده بود كه به شیوه ‌های خاص خود طی یك نقشه دراز مدت، از یک سوی، امام را واسطه سازش خود با عباسیان بغداد كند و از طرف دیگر بین خود، و علویان و شیعیان خراسان نزدیكی و رابطه برقرار سازد و از شورش‌ها و جنبشهای مردم ایمن شود.
همچنین با محاصره امام و زیر نظر گرفتن رفت و آمد او و دور ساختن وی از پایگاه‌ های مردمی، تخم شك و تردید را در رهبری اهل بیت علیهم السلام بکارد و سپس امام را كم كم از صحنه بیرون براند.
نقشه مامون، مشروع جلوه دادن خلافت خویش و جلب مردم به سوی خود بود. او خواست خود را از خلافت خلع كند و آنرا به امام واگذارد تا امام مجددا آن را به او باز پس دهد و با این لباس شرعی خلیفه مشروع و قانونی گردد.
مامون
پاسخ خردمندانه
روایت شده است كه میان امام رضا علیه ‌السلام و مامون، گفتگوهای زیادی شد و ضمن آن مامون، قبول خلافت را، به امام علیه ‌السلام پیشنهاد كرد و آن حضرت نپذیرفت، سپس ولایتعهدی را عرضه كرد، امام علیه ‌السلام از آن نیز امتناع فرمود، پس از آن مامون گفت:
«تو پیوسته با آنچه خوشایندم نیست، با من برخورد می ‌كنی، گویا از خشم من خود را در امان می ‌بینی، به خدا سوگند، اگر ولایتعهدی را نپذیری، تو را بدان مجبور می‌ كنم و چنانچه باز هم اصرار ورزی گردنت را می‌زنم.»(علل الشرایع: 1/266)
بنابراین دانسته می ‌شود كه موضوع ولایتعهدی امام علیه ‌السلام جز دامی نبوده، كه مامون برای به چنگ آوردن امتیازهای سیاسی چندی، كه می‌ توانست بسیاری از مشكلات حكومت را برطرف كند، گسترده است.
لیكن امام رضا علیه ‌السلام از هر كس به مامون آگاه ‌تر و به مقاصد او بیناتر بود. امام نقشه مامون را می خواند و كوشش او را در سوء استفاده از محبوبیت امام و فریبكاری او در پایگاه‌ های مردمی و استفاده نابجا از قدرت و قوت مركز سیاسی، به آسانی می دانست.
چنانکه حضرت به او فرمود:
« آیا خلافت جامه ‌ای است كه خدای بر تو پوشانیده است؟ و اگر جامه ‌ای است كه خدا بر تو پوشانیده است. تو نمی‌توانی آنرا از خود دور سازی و به من واگذاری. و اگر چیزی نیست كه خدای به تو عطا كرده باشد، پس چگونه چیزی را كه مالك آن نیستی به من وا می گذاری؟»
امام با این سخن آشكار تایید كرد كه نمی‌خواهد مشروعیت خلافت مامون را اعلام فرماید و روی گرداندن ایشان از پذیرفتن خلافت به معنای ارجاع خلافت به او نیست. یعنی اگر امام، خلافت را نپذیرفت به این معنی نبود كه آن را به مامون واگذاشته و بازگردانیده باشد.
موضوع ولایتعهدی امام‌هشتم جز دامی نبود، كه مامون برای به‌چنگ‌آوردن امتیازهای سیاسی چندی، كه می‌‌توانست بسیاری از مشكلات حكومت را برطرف‌كند، گسترده‌بود. لیكن امام از هر كس به مامون آگاه‌‌تر و به مقاصدش بیناتر بود و نقشه او را خوانده‌بود.
موضع منفی امام به منزله اشاره ‌ای گذرا به محكوم كردن واقعیت حكومت فاسد بود كه جز دگرگون كردن آن چاره ‌ای نبود، و این بدان معنی بود كه او بطور كلی از وضع موجود حكومت خرسندی نداشت. امام از نخستین هنگام، پرهیز از حكومت مامون و همه پی آمدهای آنرا اعلام فرمود. ازاین رو هیچگونه كار و مسوولیت سیاسی را بر عهده نمی‌گرفت. زیرا، آن اوضاع به این نیاز داشت كه در آن تغییر اساسی داده شود و از نو بنیان گیرد.
مامون می‌ دانست كه وارد شدن امام رضا علیه ‌السلام در دستگاه حكومتی او هرگز باعث دگرگونی یا اصلاح آن نخواهد شد. زیرا آن دستگاه دچار انحرافی عظیم شده بود كه سراسر امت اسلامی را در بر گرفته بود و امكان نداشت آن انحراف در یكی دو روز تغییر و تبدیل یابد و اصلاح شود. مامون می‌ خواست امام را در دستگاه دولتی خود وارد كند تا او را در برابر دستگاههای مردمی بدنام سازد و به عنوان كاسبی سازش كار و مصلحت اندیش وانمود كند و ثابت نماید كه او دارای نظریه حقیقی و مردمی نیست، و بدینوسیله مردم را از رهبری اهل بیت علیهم ‌السلام نومید سازد. ازاین رو بود كه امام با همه نیرو بر ضد مامون برخاست و با رفتار منفی در برابر دستگاه حاكم و نپذیرفتن مشاركت و همكاری با مامون به هر شكل و صورت قیام فرمود.
امام رضا علیه ‌السلام با مامون بسیار سختگیر بود و با صراحت و قدرت با مامون رفتار می‌كرد و از كردار او عیب می‌ گرفت و آن را می‌ سنجید. مامون نیز به پذیرفتن مواعظ و پندهای امام تظاهر می ‌كرد اما دشمنی امام را در دل ‌داشت. از این رو، وقتی مامون تصمیم گرفت مركز خلافت را از مرو به بغداد منتقل سازد، امام رضا علیه ‌السلام را مسموم كرد و در حقیقت زان پس كه امام همه كوشش خود و امكانات خویش را برای اسلام و اعتلای كلمه آن به كار برد، پاداش آن بزرگوار را داد.
ابوالفضل صالح صدر
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
منابع:
- کتاب «زندگی سیاسی هشتمین امام حضرت علی بن موسی الرضا علیه ‌السلام»، ترجمه «الحیاة ‌السیاسیة لإمام‌ الرضا علیه ‌السلام، دراسة و تحلیل»، سید جعفر مرتضی عاملی، مترجم: خلیل خلیلیان.
- کتاب «تحلیلی از زندگانی امام رضا علیه ‌السلام»، ترجمه «الامام رضا علیه ‌السلام، تأریخ و دراسة»، محمدجواد فضل الله، مترجم: محمدصادق عارف.
- کتاب «زندگانی تحلیلی پیشوایان ما»، ترجمه «الائمة الاثنی عشر علیهم ‌السلام، دراسة تحلیلة»، عادل ادیب، مترجم: اسدالله مبشری.

 نظر دهید »

«تقوا» یا «نسبت خویشاوندی»، کدام از این دو؟!

06 شهریور 1394 توسط الزهرا (س) نصر

جمله ی «سلمان منّا اهل البیت»[1]را خصوصا برای ما ایرانیان زیاد تکرار کرده اند. در روایات دیگر، حضرات معصومین علیهم السلام راه کسب این جایگاه بلند را تقوا[2]، عمل صالح[3] و پیروی از خود[4] معرفی کرده اند. امام صادق علیه السلام با استشهاد به آیه ی 36 سوره ابراهیم[5] می فرماید هر کسی تقوا داشته، عمل صالح انجام دهد از ما است.[6] در مقابل اگر کسی راهی غیر از آنچه آن بزرگواران فرموده اند در پیش گیرد، از اهل بیت علیهم السلام نخواهد بود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله به خویشاوندان خود فرمود اعمال و کردارشان را عرضه کنند نه نسبت فامیلی خود را؛ چرا که در قیامت آنچه برایشان کارساز است اعمال آنها است نه نسبتشان با او.[7] اما موضع اهل بیت علیهم السلام در برابر کسی که منسوب به این خاندان بوده، در عین حال دست به کارهای ناشایست زده، و از نسبت خود نیز سوء استفاده می کرد، چگونه بوده است؟ آیا اهل بیت علیهم السلام به بیان این حکم کلی[8] اکتفا می کردند؟
برخورد امام رضا علیه السلام با برادر خود زید، نمونه ای است که موضع گیری اهل بیت علیهم السلام در برابر چنین مواردی. زید بن موسی، یکی از فرزندان امام کاظم علیه السلام است که به نام فردی از علویین بر ضد حکومت عباسی قیام کرد. در یکی از جنگها زید به بصره[9] حمله کرده، بسیاری از خانه های بنی عباس و پیروانشان را به آتش کشید و اموالی را سرقت کرد. حتی در تاریخ نقل شده است که اگر فردی از بنی عباس را پیش او می آوردند، مجازاتی که برایش در نظر می گرفت این بود که او را در آتش می سوزاند![10] نهایتا فرستاده ی مامون او را شکست داده، نزد مامون فرستاد، اما مامون از کشتن او صرف نظر کرد.
در کتب حدیثی ما چندین مورد از برخوردهای امام رضا علیه السلام با برادرش زید نقل شده است. حسن وشاء می گوید: روزی در مجلسی در خراسان محضر امام رضا علیه السلام بودیم. زید برادر امام نیز در همان مجلس بود. زید عده ای را دور خود جمع کرده بود و دائم می گفت ما خاندان چنین هستیم، ما خاندان چنان هستیم. وقتی امام رضا علیه السلام این گفتار را از زید شنید رو به او کرده، فرمود: «ای زید! قول راویان کوفه که گفته اند خداوند آتش را بر ذریّه فاطمه علیهاالسلام حرام کرده است تو را فریب داده… اگر موسی بن جعفر علیهماالسلام که خدا را اطاعت کرد و روزها روزه و شبها شب زنده داری نمود و تو که خدا را معصیت می کنی روز قیامت در نزد خدا یکسان باشید، پس قطعا تو از پدرت (امام کاظم علیه السلام) در نزد خدا عزیزتری! علی بن حسین علیهماالسلام بسیار می گفت خوبان ما مانند سایر مردم اجر می برند اما بدان ما عذابی دو برابر دارند.»[11]
هرگز امام به کسی اجازه نمی داد با بهره‌گیری از رابطه خود با امام و فرزندان حضرت زهرا و علی بن ابی طالب علیهم السلام، بتواند ستمی کرده، یا در عین بی تقوایی جایگاهی برای خود در بین مردم پیدا کند، خصوصا اینکه امام در خراسان دارای منصب ولایتعهدی بوده، جایگاهش در منسوبان حضرت طمع سوء استفاده از نسبتشان با ایشان را افزایش می داد.
همین طور که از روایت پیدا است حضرت رضا علیه السلام در بین جمع، این بیان تند را نسبت به برادر خود داشته است. زید در مجلسی نشسته است، عده ای از مردم را دور خود جمع نموده، از فضایل خود و خاندان خود می گوید. او سعی دارد تا با این کار برای خود در بین مردم جایگاهی بلند درست کند. در همین بین ناگاه امام رضا علیه السلام نزدیک شده، او را معصیت کار خطاب کرده، می فرماید که او کلام راویان کوفه را نیز نفهمیده است. سپس با بیانی ساده می گوید تو خود را از پدرت نیز برتر می دانی تا با این بیان نیز او را رسوا کند. در پایان نیز عذابی که متوجه زید می شود را دو برابر دیگران می شمارد!!
امام رضا
راوی این روایت در ادامه می گوید: امام پس از مقایسه زید و پدرش امام کاظم علیه السلام رو به من کرده، فرمود: هرکس خدای متعال را اطاعت نکند، از ما اهل بیت علیهم السلام نیست، اما حتی تو ] که هیچ نسبت فامیلی با ما نداری[ نیز اگر خدا را اطاعت کنی از ما اهل بیت علیهم السلام خواهی بود. بیانی کنایه آمیز که هرچند خطاب به حسن وشاء، یار امام رضا علیه السلام است، اما در آن جمع، بار معنایی خود را داشته، باز تاکید می کند که زید هرچند برادر امام است اما با این اعمال، هیچ جایگاهی نزد امام ندارد. [12]

در روایتی دیگر نقل شده است که مامون پس از آنکه زید را بخشید او را نزد امام رضا علیه السلام فرستاد. اما آنگاه که زید را نزد امام آوردند امام با لحنی شدید او را سرزنش کرد و سوگند خورد تا زمانی که زنده است با زید سخن نگوید.[13] علاوه بر اینکه این برخورد امام نیز در برابر چشم مردم بوده است به گونه ای که راوی، لحن شدید امام را دیده و سوگند او را شنیده است، سوگند امام نیز به گونه ای است که در بین مردم خواهد پیچید و همه خواهند گفت علی بن موسی علیهماالسلام ولیعهد خلیفه، سوگند خورده تا پایان عمر با برادرش زید بن موسی سخن نگوید.
این دو برخورد امام نشان می دهد هرگز امام به کسی اجازه نمی داد با بهره‌گیری از رابطه خود با امام و فرزندان حضرت زهرا و علی بن ابی طالب علیهم السلام، بتواند ستمی کرده، یا در عین بی تقوایی جایگاهی برای خود در بین مردم پیدا کند، خصوصا اینکه امام در خراسان دارای منصب ولایتعهدی بوده، جایگاهش در منسوبان حضرت طمع سوء استفاده از نسبتشان با ایشان را افزایش می داد.
آری نه تنها نسبت افراد با امام مانع برخورد، موضع‌گیری و برائت امام از آنان نمی شد، بلکه امام برائت خود را آشکارا و در بین جمع، بروز می دادند تا زمینه هر نوع سوء استفاده را از چنین فردی سلب کنند.

پی نوشت:
[1] - «سلمان از ما اهل بیت است»: الكافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏1 ؛ ص401 و الغارات (ط - الحدیثة) ؛ ج‏2 ؛ ص823.
[2] - الغارات (ط - الحدیثة) ؛ ج‏2 ؛ ص823.
[3] - تفسیر فرات الكوفی؛ ص171.
[4] - تفسیر العیاشی؛ ج‏2؛ ص231.
[5] - در این آیه حضرت ابراهیم علیه السلام به خداوند متعال عرض می کند: «فَمَن تَبِعَنِی فَإِنَّه مِنِّی» هر کس از من پیروی کند از من است.
[6] - تفسیر العیاشی؛ ج‏2؛ ص231.
[7] - عیون أخبار الرضا علیه السلام؛ ج‏2؛ ص235.
[8] - این حکم کلی که هر کس از ما پیروی کند از ماست و هر کس مخالف خواسته‌ی ما عمل نماید از ما نیست.
[9] - برخی نیز به جای بصره از مدینه نام برده اند. ر.ک: بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج‏49 ؛ ص217.
[10] - تاریخ‏الطبری،ج‏8، ص:535 و تاریخ‏الإسلام، ج‏13، ص:77.
[11] - بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏49، ص: 219.
[12] - همان.
[13] - عیون أخبار الرضا علیه السلام ؛ ج‏2 ؛ ص233.

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 123
  • 124
  • 125
  • ...
  • 126
  • ...
  • 127
  • 128
  • 129
  • ...
  • 130
  • ...
  • 131
  • 132
  • 133
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس