مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

وصل دو خورشید

07 آبان 1390 توسط الزهرا (س) نصر

تذکر: خواندن این متن تا انتها بیش از ٣ دقیقه طول نمی کشد . برای وقتت هم من در پیشگاه الهی ضامن

وصل دو خورشید

سه
دو
یک
دوربین !
رفت.
صدا !
رفت .
حـــرکــــت …
صداهایی را می شنوی که همهمه ی مردانست و هیاهوی زنان و کودکان
که شورِ شعف از فریادهایشان را ، می توانی احساس کنی .
و فضا با دود اسپند ، چنان مِه گون شده است که تشخیص چهره ها برایت دشوار می نماید .
در این میان ، چهره ی مردی که در خشش چشمان زلالش ، تو را شیفته ساخته ، کمی نمایان می شود .
گویی که پنچاه سال سن دارد و طلایه دار جماعتیست .
در میان دود اسپند، پس از آن مرد مهربان زیبا چشم ، جوانی را می بینی که در کنار مرکبی که عروسش بر آن سوار بوده و لجامش در دستان آن طلایه دار می باشد ؛ در حال حرکت است و چه سر به زیر انداخته است این جوان.

هلهله ی زنانِ روان در پی مرکب ، و کودکانی که از شعف ، قرار ندارند ؛ ذهنت را به یک نقطه معطوف می دارد که اینجا یک روستاست که تو به دست تقدیر به اینجا آمده ای تا شاهد بر این ماجرا باشی .
خوب که نگاه می کنی ، سیل جمعیت را می بینی که در این کاروان شادی حضور دارند و آنان که نتوانسته اند در این میان باشند از بام خانه های خود بر این بزم مینگرند .

کات ….
دقایقی بعد
سه
دو
یک
دوربین !
رفت.
صدا !
رفت .
حـــرکــــت …

در گوشه ای از مجلس  داماد از حضار در حال تشکر است و میهمانان یک به یک ، به او تبریک می گویند و برای او و همسرش ، آرزوی خوشبختی می کنند.
و آن طلایه دار که چشمان زلالش تو را مجذوب خود ساخته بود ، با رویی بس گشاده که لبخند در سرتاسر چهره اش موج می زند ، دستی بر گردن داماد  ،  در کنارش ایستاده است و تو احساس میکنی که او علاوه بر اینکه طلایه دار کاروان شادی این زوج جوان بوده است ، نسبتی هم با  آن دو دارد .
و در گوشه ای دیگر از مجلس ، عروس را می بینی که برقُع بر روی دارد و از میهمانان سپاس می گوید .
طلایه دار را می بینی که داماد را رها کرده و به نزد عروس می آید ، کنارش می ایستد و همراه با وی ، از میهمانان تشکر می کند .
کات …
دقایقی بعد
سه
دو
یک
دوربین !
رفت.
صدا !
رفت .
حـــرکــــت …

میهمانان همه رفته اند .
عروس مانده است
داماد مانده است
و طلایه دار
تو پیش می روی که تبریک بگویی که باز می ایستی
میبینی که طلایه دار دستان عروس را گرفت و در دستان داماد گذاشت
و عروس را به داماد به عنوان امانت سپرد .
و تو حیرانی که این مهربان مرد کیست که گاهی دست در گردن داماد داشت و اینک ، عروس را به عنوان  امانتی بس با عظمت ، به او می سپارد ؟!
پیش میروی که تبریک بگویی …

کات ….
دقایقی بعد
سه
دو
یک
دوربین !
رفت.
صدا !
رفت .
حـــرکــــت …

تمام وجودت را عرق فراگرفته است و احساس می کنی قلبِ تک تکِ سلول هایت به تپش در آمده است .
صدای مهربان طلایه دار ِ مهربان را می شنوی که بر تو در تبریک ،  پیشی می گیرد و می گویدت :
به جشن وصل دو خورشید  خوش آمدی .
و تو با زبانی لرزان می گویی : مبارک باشد و میروی تا طلایه دار را در آغوش بگیری و به رسم تبریک ، مصافحه نمایی .
کات ….
دقایقی بعد
سه
دو
یک
دوربین !
رفت.
صدا !
رفت .
حـــرکــــت …


طلایه دار کنارت نشسته است و می گوید :
چه زیبا شبی بود امشب
و چه زیباترش گردانید  دخترم
زمانی که بر کناره سفره ی وصلش گفت:
من بر داماد راضی ام ،  اما بر مَهری که برای من قرار داده است ، راضی نیستم.
و خطاب رحمانی ، توسط امین وحی ، بر من آمد که ای حبیب ما،دخترت را سلامی نیکو از جانب ما برسان
از طرف ما برایش هرچه را که می خواهد تضمین کن .
هر مَهری که دخترت ،  از علی بخواهد ، ما ضمانت می کنیم .
پیام حق را به دخترم رسانیدم .
لبخندی زد و گفت :
پدرجان! مهر من فقط یک چیز باشد
و آن هم شفاعت از گنه کاران ، از شیعیان علی
و مجدد خطاب رحمانی نازل شد که : ضمانت می کنیم از برای فاطمه مقامی را که خواسته بود.
و اینجا بود که باز بر خدای خود سپاس گفتم
و بر خود بالیدم به چنین فاطمه ای
کات …


از دست نوشته های یک خوش ح.س.ی.ن

 نظر دهید »

تا مُـحرَّم 29 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی

07 آبان 1390 توسط الزهرا (س) نصر

من شهید می شوم …

طبری با سند خود از ابوصالح تمار از حذیفة بن یمان نقل کرد که گفت :

از حسین در حالی که کودک بود شنیدم که می فرمود :

والله لیجمعنَّ طُغاةُ بنی امیه علی قتلی و یُقدمُهُم عمر بن سعد

به خدا قسم سرکشان بنی امیه بر کشتن من ،‌گرد هم آیند درحالیکه عمربن سعد پیشاپیش آنان خواهد بود .

موسوعة کلمات الامام حسین / صفحه ی 53


 نظر دهید »

دعاهای امام جواد برای ما

06 آبان 1390 توسط الزهرا (س) نصر

یا اجود الاجودین


اول >
ذکر زیبای قنوت یار ما : …خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و سستی و كوتاهی مخلصان درگاهت را با (توجه به) محبت همراه كنندگانمان، به دوستی تبعیت كنندگانمان، به قبول و كار یاری دهندگانمان كه كمك كنندگان مایند و كسانی كه عاشق یاد ما در نشت هایشان هستند نیرو بخش (یعنی خدایا كوتاهی مخلصان را با توجه به خصوصیات آنان (كه در ادامه می آورد) درگذر و تبدیل به قوت كن). پروردگارا آنان را استوار گردان و خدایا دین ایشان كه برایشان راضی گشتی، محكم گردان، و نعمت خود را بر ایشان تمام و خالصشان كن و آنان را [برای خود] برگزین و خدایا فقرشان را بر طرف و آشفتگی تنگدستی و نیازشان را اصلاح كن و گناهان و اشتباهاتشان را ببخشای و دل هایشان را بعد ازآنكه هدایت نمودی، منحرف نگردان و ایشان را با نافرمانیشان تنها وامگذار و با آنچه با پاكی به ولایت اولیائت و بیزاری از دشمنانت به آنان دادی، آنان را حفظ گردان. براستی كه تو شنوای اجابت كننده هستی و بر محمد و نسل پاكش درود فرست.(بحارالأنوار،علامه مجلسی ج 82 ص 225)


آخر > آقای ما غریب شهید شد ، در خانه اش ، مثل شهید شاهد کوچه …یا جواد الائمه ادرکنی … ولی غریب دیگری از همین خاندان صدایش از دل دشت بلا به گوش می رسد که تشنه لب صدا میزند : هل من ناصر ینصرنی … صل الله علی الباکین علی الحسین

به قلم no normal


>
 نظر دهید »

تا مُـحرَّم 30 روز باقی مانده / مـُحـرِم شو تا مـَحرَم شوی

06 آبان 1390 توسط الزهرا (س) نصر

ملائکه طاقت گریه ی تو را ندارند …

صاحب ذخائر الافهام در طی حدیثی طولانی می گوید : روزی حسین بنا به دلیلی در حالی که کودکی بود ، ناراحت بود و گریه می کرد .
حضرت زهرا برای اینکه فرزند خود را از گریه باز دارند با نقل خاطره ای از دوران کودکی فرزندشان حسین ، به ایشان فرمودند :

روزی تو درگهواره گریه می کردی و من در حال ساکت کردنت بودم .
پدرم رسول خدا به خانه ی ما آمد و دید که تو در حال گریه ای . به من فرمود :
زهرا جان ! اورا آرام کن .
من طاقت شنیدن صدای گریه ی حسین را ندارم . همانا فرشتگان نیز از گریه ی حسین آزرده و ناراحت می شوند .

موسوعة کلمات الامام الحسین / صفحه ی53 تا 55 / با کمی تصرف در متن


 نظر دهید »

مقام محمود...

06 آبان 1390 توسط الزهرا (س) نصر

درخواست:
و
أسئَلهُ أن یُبلّغَنی المقامَ المحمودَ لکم عندالله
و از خدا درخواست می کنم که مرا به مقام پسندیده و در خور ستایشی که خاص شما (آل البیت) است برساند. (فرازی از زیارت پرفیض عاشورا)

پ
اسخ:
و
َ مِن الّیلِ فَتَهَجّد به نافِلَة ً لکَ عَسی أن یَبعَثَکَ ربّکَ مقاماً محموداً
و پاسی از شب را از خواب برخیز و به شب زنده داری و نماز مشغول شو ! امید است که خداوند تو را به مقام پسندیده و درخور ستایش برساند. (سوره مبارکه اسراء / آیه 79)


از قرآن و حدیث نوشته های بانو اکرم

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 704
  • 705
  • 706
  • ...
  • 707
  • ...
  • 708
  • 709
  • 710
  • ...
  • 711
  • ...
  • 712
  • 713
  • 714
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس