مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

سفرنامه مکه ، بخش چهارم

07 آبان 1391 توسط الزهرا (س) نصر

مسجد النبی  - روبه روی گنبد خضرا – حدیث کسا ! قرار وسوسه انگیزی بود . در تاریکی شب روی سنگ های سفید صحن مسجد چهارزانو نشستیم . زل زدیم به گنبد و شروع کریم به خواندن خاطرات روزهایی دور در جایی همین حوالی . انگار حسنین را میدیدیم که در کوچه های مدینه می دوند و علی (ع) را که دارد چاه می کند یا نخل می کارد و رسول خدا(ص) را که  همین اطراف با کودکان گردوبازی می کند .

 سیاهی شب ، سبزی گنبد ، عطر حدیث کسا و بودن در کنار همسفری که بهترین هدیه ی خدا و رسولش بود باعث شد آن لحظات  بشود یکی از قشنگ ترین خاطرات سفرم  .

 


 حالا دیگر مدت هاست بقیع فقط چند ساعتی صبح ها باز است . آن هم مخصوص آقایان . بقیه ی ساعات روز در بین الحرمین هم نمی توانی بنشینی . فقط می توانی چنددقیقه ای روبه بقیع بایستی اگر طولانی شود یا بنشینی بلندت می کنند و می گویند صبح بیا . غربت مدینه غیرقابل وصف است و بقیع در تمام سفر مثل بغضی وانشده می ماند و تو را آب می کند . غربت بقیع آنقدر زیاد شده که ما زائرها هم کم کم یادمان می رود . با عجله صحن ها را رد میکنیم تا به خنکای داخل مسجد برسیم و چهار قبر زیر آفتاب را فراموش می کنیم . برای ساعت های روضه النبی برنامه ریزی می کنیم  و صبح های بین الحرمین را از دست می دهیم . انگار فقط وقت رفتن یادمان می آید که چهار امام هم بودند اینجا و ما چه کم یادشان کردیم . شاید چون نه حرمی داشتند و نه قبه و بارگاهی . شاید چون ما آدم هایی که همه چیزمان به ظاهر بند است  قبرشان را حتی از دور هم ندیدیم . غربت بقیع را که می بینم دلم بیشتر برای رسول خدا می سوزد . پیامبر رحمتی که غربت فرزندانش را می بیند و آدم هایی که از حدیث ثقلین فقط قرآنش را گرفته اند و به عترت که رسید خودشان را به فراموشی زدند . همین شد که به ضلالت افتادند که گفت : انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلو ابدا 

 


  

 کنار همه ی کج فهمی ها و بغض و کینه ها قشنگ ترین رفتار مردم اینجا هنگام نماز است . در پنج نوبت نماز همه ی مغازه ها ، دور یا نزدیک ، کارشان را تعطیل می کنند برای نماز به حرم می آیند . پنج بار در شبانه روز تکرار این کار بستن مغازه ، تا حرم آمدن و برگشتن خیلی همت می خواهد . مخصوصا که مشتری در مغازه ات ایستاده باشد . خیلی ها دیگر همه چیز را جمع و جور نمی کنند طاقه های پارچه کنار مغازه رها شده یا لباس ها همان طور آویزان است  . حتی یک روز گاری میوه فروشی را دیدم که تنها یک چادرشب کوچک کشیده بود روی میوه های تازه و براق و رفته بود نماز . 

 


از سفر قبلی یک یادگار برای خودم آورده بودم . خوب به یاددارم یک شب روبه روی گنبد خضرا ایستادم و سعی کردم آنقدر نگاهش کنم که تصویرش برای همیشه در ذهنم بماند . ماند . تمام این شش سال تصویر آن شب در ذهنم می درخشید . امسال دوباره رفتم جای قبلی . مثل دفعه ی قبل شب بود و روبه روی سبزی گنبد ایستاده بودم . یک تصویر توی ذهنم بود و یکی پیش چشمم . تصویرها را انداختم روی هم . لحظه ی قشنگی بود . اشک هایم روان شده بودند .

بقلم بانو صاد

 1 نظر

فاین تذهبون؟

07 آبان 1391 توسط الزهرا (س) نصر

بهشت جای آدم های عاقل است، آدم هایی که افسار نفسشان

دست عقلشان است نه اینکه عقلشان در خدمت هوا و هوسشان باشد.

تمام ناله و فریاد اهل جهنم این است که کاش می شنیدم حرف های خدا

را و عقلمان را به کار می انداختیم.. (لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر)

عقل چیزی است که با آن می شود خدا را عبادت کرد و بهشت را به دست آورد ..

(العقل ما عبد به الرحمان واکتسب به الجنان)

در نتیجه دینداری نشانه عاقلی است، اگر حداقل عقل حسابگر انسان هم کار کند

به خیلی کارها تن نمی دهد. کدام عاقلی را دیدید که طلا را بندازد در سطل

آشغال؟؟؟ فلسفه کارهای حرام  همین است که در شان گوهری

چون انسان نیست.. حضرت وصی علیه السلام هم فرمود ای فرزند آدم

حداقل ارزش و قیمت تو بهشت است به کمتر از آن خودت را نفروش.

به خودم می گویم عقلت را به کار بنداز و یک کم به فکر خودت باش، آخر

به کجا داری می روی؟؟



بقلم بانو حبیب

 1 نظر

فرفره های جهادی...!!!

07 آبان 1391 توسط الزهرا (س) نصر

خاطرات جهادی - فرفره و بچه های روستا و یک عدد گوسفند محترم در اغوشم !

کاغذهای رنگی روبرویم پخش ِ زمین است ، فرصت ِ خوبی است برای پرسش و مرور هرآنچه که تا امروز با بچه ها کار کرده ایم . چشم هایشان روی کاغذهای رنگی مانده …. قیچی راه می رود در امتداد خطوط ِ موازی روی کاغذها …بچه ها ذوق می کنند …. حواسم به مسیر ِقیچی نیست که ردِ نگاه بچه ها و لبخند های ممتدشان حواسم را حسابی پرت کرده … سراسر غرق ِ هیجان اند از اینکه تا دقایق دیگری یک مربع رنگی 10 در 10 سانتی متر را صاحب خواهند شد (!)

ذهنم می پرد به تهران و بچه هایش……

راستی می شود آنها را هم به همین غایت ، به مدد ِ همین چند کاغذ ِ ساده رنگی اینچنین خوشحال کرد ؟

بچه های تهران …بچه های هوتبان …. نمیدانم !

گوشه های مربع را یک در میان سوزن می کنم میچسبانم به سرچوبک ،سوال بعدی را می پرسم … چند نفری با صدای بلند ، درون ِتونل ِگوش هایم ، جواب می دهند، پرده گوشم میلرزد !!

سرود می خوانیم …. دست می زنند …. ناهماهنگ و با فریاد صلوات می فرستنند … میخندند … میخندم ….. قرآن می خوانند …. گیر می کنند …. تکرار می کنم … تکرار می کنند …. بغض میکنم … می خندند ….

میشمارم فرفره ها را …. پونزده تا ! هنوز خیلی کم است …

بچه ها نشسته و ایستاده دورم حلقه زده اند ، گاهی اوقات در هجوم مهربانی هایشان ، نفس کشیدن سخت می شود …

“رقیه ” وارد کلاس می شود ، درماندگی مرا که می بیند می نشیند کنارم ، در به سامان کردن فرفره ها یاری َم می دهد …. حالا جمعِ بچه ها ، جمع است … بی مقدمه آقارضا می گوید : برای خاله ریحانه ” محکم ” صلوات …. یکی دیگر ادامه می دهد برای خودتون صلوات …. خنده ام می گیرد و هنوز درگیر استعمال آقا رضا از واژه ” محکم ” برای امر صلوات هستم که کسی میگوید برای پدرمادرهاتون صلوات ! …

فرفره ها را میشمارم … به گمانم کافیست … نزدیک سیُ پنج و شش تایی شده ….

صلوات ها گویی به مذاق ِ بچه ها خوش امده که یکی از این فنچول ها ،با بهره گیری از تمام تارهای صوتی َش و ایضا تمام قوای حنجره اش در گوشم فریاد میزند برای خودتون صلوات ! … البته که گوشم هایم در عین ناباوری هنوز شنوایی خودشان را از دست نداده اند و این است از معجزات ِاردوی های جهادی (!) که از هربلای ِ جانی در امانی به مدد ِ امداد های غیبی !

میگویم همه به صف ، ساکت بایستند …دست به سینه تخت ِ دیوار ، می شوند … خیره می شوند به دست های پر از فرفره ام … !!! چقدر احساس ِ نیاز در چَشم هایشان موج میزند ….

خجالت می کشم …. خجالت … از همین بچه های قد و نیم قد خجالت می کشم ….. تو هم بودی شرم میکردی …باور کن ! …این چیزا دلی نیست …. یک احساس ِ درد ِ مشترک است که مستقیم از شاهرگ ِ چَشم هایشان میریزد روی قلبت ! .. این همه نیاز ، تو را له می کند ….باور کن

آخ که کاش میشد تمام خانه هایشان را – ببخشید کپرهایشان را – پُر از کاغذ های رنگی کرد ! آخ خدا … گاهی چقدر آروزهایم کودکانه می شود ….

به همه فرفره می دهم .. .. آقا رضا انگشت اشاره اش را میچسباند به فرفره ی بنفش رنگ ! … میخندم ! این بشر کلا هر وقت میخواهد برای خاله اش ، تیپ بزند همین بلوز همیشگی بنفش رنگش را می پوشد … در تمام جهادی ها، همین بلوز دوست داشتنی اش را دیده ام در پیکره ی باوقارش !

خاطرات اردوی جهادی - فرفره های جهادی - جنوب کرمان - روستای هوتبان

 


* راستی آن هنگام که وقتت را بی بها میفروشی به گردش در بازار و دغدغه ات میشود نوع ِ لباس و رنگ لباس َت که شاید چند صباحی رخساره شان برایت ، تکراری شده است،خوب است فکرت بچرخد به این جور جاها ……شاید نظرت عوض شد (ریحانه !)….. اصلا حواست کجاست دختر ؟ …. البته که می شود ،هم شعار گونه خواند کلمه هایم را ، هم ………………. نمیدانم !

جهادی نوشت های بانو ریحانه

 4 نظر

یک سوال ساده ، یک جواب سخت

06 آبان 1391 توسط الزهرا (س) نصر

چند شب پیش، یکی از اقوام پیامکی رو نشونم داد، با این متن:

چرا باید تأثیر جمله «این مکان مجهز به دوربین مداربسته است»، بیشتر از جمله «عالم محضر خداست، در محضرش معصیت نکنید» در نزد ما باشد؟!

بعد پرسید: تو به این سوال چه جوابی میدی؟

گفتم: خب ما عادت کردیم چیزی رو که با چشم می تونیم ببینیم، بیشتر باور کنیم و برامون ملموس تر باشه؛ درنتیجه رفتارمون هم در اثر همین باور، شکل میگیره.

کمی مکث کرد و بعد یه پیامک دیگه نشونم داد که جواب خودش بود به این سوال:

چون دوربین تحت کنترل انسان است و انسان هم پرده در.

خدا مهربان است و ستارالعیوب. پس ترس ندارد. تا می خواهی گناه کن. او رو نمی کند. مواظب باش خودت لو ندهی.



 بقلم میم یکتا

 9 نظر

آینده ی سورئال کودکان ما

06 آبان 1391 توسط الزهرا (س) نصر

تلویزیون را روشن می کنم. محمد امین، بچه ی خواهرم می آید جلوی تلویزیون می نشیند. با انگشت اشاره می کند به تلویزیون و می گوید: شبکه ی پویا. یعنی بزن شبکه پویا! دو سالش شده.

من: ای بابا! این دو تا پسر بچه ی خودمان کم بود این یکی هم اضافه شد. آخه چقدر شبکه ی پویا؟

محمد امین: شبکه پویا؛ شبکه پویا.

غرغر می کنم. تلویزیون ما مدت هاست جز شبکه ی پویا شبکه ی دیگری به خود ندیده است! می زنم شبکه ی پویا! محمد امین با شوق می نشیند جلوی تلویزیون. کارتون ایرانی پخش می کند. بچه تکان نمی خورد.

من: محمد امین؟

محمد امین: ها

به کارتون در حال پخش اشاره می کنم. پیرمردی درحال حرف زدن است.

من: این کیه؟

محمد امین: گاوه!

از صدای قهقهه ی من کل خانواده جمع می شوند.

من: این کیه؟

پادشاه در حال راه رفتن است.

محمد امین: فیل قرمز!

خانه منفجر می شود. خانمی وارد تصویر می شود.

همه: این کیه؟ این کیه؟

محمد امین: گلابیه. گلابی!

شبکه پویا

فکر می کنم این خردسالان از کارتون های بومی و وطنی -که بلا استثنا پیام ها و محتوای خوبی دارند- چه برداشت غریبی دارند! حالا می خواهم دفعه ی بعد کارتون شکرستان را نشانش بدهم و ببینم از آن تصاویر کج و کوله و پرتحرک چه برداشت کودکانه ای دارد!

ما که با آن کارتون های محدود رئال بزرگ شدیم، این شدیم؛ خدا رحم کند به این نسل که از خردسالی باید فانتزیسم، اکسپرسیونیسم، امپرسیونیسم، کوبیسم و سورئالیسم و اگزیستانسیالیسم تجربی! و سمبولیسم و . . . را با هم درک کند. آبستره هایی خواهند شد!!




 بقلم میم معلمی

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 518
  • 519
  • 520
  • ...
  • 521
  • ...
  • 522
  • 523
  • 524
  • ...
  • 525
  • ...
  • 526
  • 527
  • 528
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس