مدرسه علمیه الزهرا (س)  نصر تهران

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

نه دی

رهبر انقلاب: روزهای سال، به طور طبیعی و به خودی خود همه مثل همند؛ این انسانها هستند، این اراده‌‌‌‌‌ها و مجاهدتهاست که یک روزی را از میان روزهای دیگر برمیکشد و آن را مشخص میکند، متمایز میکند، متفاوت میکند و مثل یک پرچمی نگه میدارد تا راهنمای دیگران باشد. روز عاشورا - دهم محرم - فی نفسه با روزهای دیگر فرقی ندارد؛ این حسین بن علی (علیه السّلام) است که به این روز جان میدهد، معنا میدهد. روز نهم دىِ امسال هم از همین قبیل است. این مردمند که ناگهان با یک حرکت روز نهم دی را هم متمایز میکنند. ١٣٨٨/١٠/١٩

‌‌

عبادت و انتظار

03 مهر 1394 توسط الزهرا (س) نصر

قالَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله: …واِنْتِظارُ الْفَرَجِ عِبادَةٌ. حديث رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: …و انتـظار فـرج عـبادت اسـت.

 نظر دهید »

ارزش و فضليت انتظار فرج

03 مهر 1394 توسط الزهرا (س) نصر

انتظار، بهترين عمل عَنِ الرِّضا عَنْ ابائِهِ عليه السلام قالَ: قالَ رَسُولُ اللّه ِصلي الله عليه و آله: اَفْضَلُ اَعْمالِ اُمَّتى اِنْتِظارُ فَرَجِ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ. حديث امام هشتم)ع) به نقل از پدران بزرگوارش فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: برترين اعمال امّت من انتظار فرج از خداى عزوجل مى باشد.

 نظر دهید »

غائبان دیروز٬ حاضران امروز!!!

02 مهر 1394 توسط الزهرا (س) نصر

اگر برای خودمان حصاری معیّن به نام اسلام در نظر بگیریم٬ در این محدوده اعمال در ۴ بخش قرار می گیرند که یک مسلمان عمل را در یکی از این بخش ها قرار می دهد و متناسب با آن رفتار می کند. آن چهار بخش عبارتند از حرام٬ مکروه٬ مستحب٬ واجب.

وقتی شخص تسلیم دین می شود و نام مسلمان را بر خود می گذارد باید در این چهارچوب عمل کند. یعنی واجب را انجام دهد و حرام را ترک کند ولو برایش گران بیاید. و عمل به مستحب کند و از مکروه دوری نماید تا کمال پیدا کند.

واجبات دین زیادند. مثل نماز که ترکش انسان را از دین خارج می کند. خمس و زکات که ندادنش مال انسان را حرام آلود می نماید. روزه در ماه مبارک و سایر تکالیفی که همه ی ما خوب می دانیم.

پیامبری که نماز را واجب کرد٬ ابلاغ پیام غدیر را بر همه ی مردم “حاضران بر غایبان"٬ “پدران بر فرزندان” تا روز قیامت واجب فرمودند.

«فَلْـيُبَلّـغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ و الْوالِدُ الْوَ لَـدَ إلي يَومِ الْقيامَه…»

پیامبری که امر به معروف را واجب اعلام کردند در خطبه ی غدیر فرمودند: ريشه ي امر به معروف اين است كه به گفته ي من [درباره ي امامت] برسيد و سخن مرا به ديگران برسانيد و غايبان را به پذيرش فرمان من توصيه كنيد و آنان را از ناسازگاري سخنان من بازداريد؛

«أَلاوَإِنَّ رَأْسَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ أَنْ تَنْتَهُوا إِلي قَوْلي وَتُبَلِّغُوهُ مَنْ لَمْ يَحْضُرْ وَ تَأْمُروُهُ بِقَبُولِهِ عَنِّي وَتَنْهَوْهُ عَنْ مُخالَفَتِهِ»

های جماعتی که به لطف خدا٬ - نه به استحقاق- صدای پیامبر صلی الله علیه و آله را از اعماق تاریخ شنیده اید٬

های آن هایی که قلبتان به محبت مولا امیرالمومنین علیه السلام می تپد٬

های کسانی که نام اسلام و ایمان بر پیشانی ها و قلب هایتان حک شده است این وظیفه ی ماست:

“ابلاغ غدیر“

ما کم کاری کرده ایم. این تبلیغ هر چه باشد ارزشمند است. هر چقدر هم که کم باشد. آن که در توانمان است نباید دریغ کنیم. علامه ی امینی ها چه فهمیدند که تمام عمرشان را در راه دفاع از آینه ی تمام نمای مظلومیت٬ امیرامومنین علیه السلام خرج کردند؟

ابلاغ پیام غدیر نیاز به پست و مقام بالا٬ پول و … ندارد. هر کدام از ما باید به عنوان یک مبلغ رفتار کند در هر جایگاهی که هست. کلامی٬ نوشتاری٬ رفتاری. امروز باید فرهنگ شیعه دیده شود.

و پیامبر در همان خطبه دعا نمودند آن ها که علی علیه السلام را یاری نمایند: « وانصر من نصره» و دعای پیامبر بدون شک مستجاب است. و کاش از آن دسته باشیم که رحمت عالیمان دعایش نموده است…

 نظر دهید »

آورده‌اند که...

07 شهریور 1394 توسط الزهرا (س) نصر

اعتقاد به معجزه و امور خارق العاده و غیرطبیعى براى مردم مسلمان و معتقد به كتاب مقدس آسمانى قرآن یك اصل مسلم و قطعى است زیرا قرآن كریم معجزات فراوانى را براى انبیاء عظام و پیامبران عالیقدر صریحا اثبات مى نماید و همچنین به جانشینان و اوصیاء و مقربان درگاه حق. چنانچه در قرآن مى فرماید: «وابتغوا إلیه الوسیلة» یعنى بوسیله محمد و آل محمد علیهم السلام به خدا تقرب و آن بزرگواران را در خانه حق شفیع کنید تا مهمات دین و دنیا و آخرت را كفایت فرماید.

رازدانِ دلتنگان
مرحوم حاج شیخ محمدجواد بیدآبادى به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام و توقف چهل روز در مشهد مقدس ‍ به اتفاق خواهرش از اصفهان حركت نمود و به مشهد مشرف شدند. چون هیجده روز از مدت توقف، در آن مكان شریف گذشت، شب آن حضرت در عالم مکاشفه به ایشان امر فرمودند: فردا باید به اصفهان برگردى. عرض مى كند: مولاى من ! قصد توقف چهل روزه در جوار شما كرده ام و هنوز هجده روز بیشتر نشده است .
امام علیه السلام فرمود: چون خواهرت از دورى مادرش دلتنگ است و از ما مراجعتش را به اصفهان خواسته براى خاطر او باید برگردى . آیا نمى دانى كه من زوار را دوست مى دارم؟
چون مرحوم حاجى بیدار مى شود، از خواهرش مى پرسد كه از امام رضا علیه السلام روز گذشته چه خواستى؟ گفت : چون از مفارقت مادرم سخت ناراحت بودم، به آن حضرت شكایت كرده، درخواست مراجعت نمودم .
گفت: خواهرم! غمگین مباش؛ حضرت رضا علیه السلام به من دستور دادند كه فردا به اصفهان برگردیم.

طبیب حقیقی
مرحوم شیخ موسى نجل شیخ على نجفى نقل فرمود: به زیارت حضرت ثامن الائمه علیه السلام مشرف شدم، دچار بیمارى سختى شدم و در اثر آن ناخوشى هر دو چشمم آب سیاه آورد، بطوری كه جائى را نمى دیدم.
شب آن حضرت در عالم مکاشفه به ایشان امر فرمودند: فردا باید به اصفهان برگردى. عرض مى كند: مولاى من ! قصد توقف چهل روزه در جوار شما كرده ام و هنوز هجده روز بیشتر نشده است .
مبلغى هم پول داشتم، صاحب خانه بعنوان قرض از من گرفت و مركبى هم داشتم كه صاحب خانه از من خریده بود نه پولى را كه طلب داشتم مى داد، نه وجه مركب را و چند كتاب هم داشتم، مفقود شد و از این جهات بسیار دلتنگ بودم .
آنگاه با دلتنگى تمام نزد طبیب رفتم. چون چشمانم را دید دوائى را تجویز نمود و گفت تا سه روز آن را استفاده نما اگر بهبودى یافتى فبها، اگر بهبودى نیافتى علاجى ندارد، چون آب سیاه آورده. من به گفته او عمل كردم بهبودى حاصل نشد. لذا مایوس از همه جا شده رو به دارالشفاى حقیقى كه حرم حضرت رضا علیه السلام باشد شدم.
وقتى مشرف شدم به آن حضرت عرض كردم:
اى سید من! مى دانى كه من براى تحصیل علوم دینیه آمده ام و اكنون چشمم چنین شده و حال شفاى چشمم و وصول طلبم و وجه مركب و كتابهاى خود را از حضرتت مى خواهم .
از صبح كه به حرم مشرف شدم تا ظهر مشغول گریه و زارى بودم. آنگاه براى ظهر به منزل رفتم و بعد از نماز و صرف نهار خواب مرا ربود. وقتى از خواب بیدار شدم، چشمانم را روشن و بینا دیدم. با خود گفتم: خوابم یا بیدار؟ فوراً برخاستم و به راه افتادم . اهل خانه چون مرا بینا دیدند تعجب كرده و از مرحمت حضرت رضا علیه السلام اظهار خوشحالى نمودند.
بعد از این قضیه آن طلبى را كه داشتم با وجه مركب به من رسید و كتابهاى مفقود شده نیز پیدا شد.
امام رضا
مهماندار مهربان
علامه حاج شیخ علی اصغر كرباسی در منزل آقای فلسفی بالای منبر فرمودند: من در تهران روزهای یازدهم ماه در منزلی جهت منبر رفتن دعوت شده بودم، ماه ذیقعده پیش آمد من هم مطابق معمول رفتم جهت انجام وظیفه «روز تولد حضرت رضا علیه ‌السلام» دیدم درب منزل بسته است و كسی در خانه نیست. در این اثناء یك بانویی آمد و گفت: آقا، اینها مشهد مقدس مشرف هستند، شما تشریف ببرید داخل و روضه را بخوانید.
كلید انداخت و درب را گشود من همه به همان اطاق همیشگی رفتم و روضه را خواندم و بازگشتم.
ماه بعد كه جهت منبر مشرف شدم، اهل آن خانه از من پوزش طلبیدند كه ماه گذشته برای اولین بار روز تولد حضرت رضا علیه ‌السلام مشهد مشرف شدیم و شما پشت درب آمدید.
من گفتم: خواهری درب را باز كرد و گفت: شما روضه را بخوانید اینها مشهد هستند.
اهل خانه گفتند: ما به كسی كلید نداده بودیم و از جریان گشودن درب بی ‌خبر هستیم.
سپس گفتند: ما در همان نزدیكی حرم شریف یك اطاق در طبقه پنجم كرایه كرده بودیم هنوز مشغول اثاث كشی بودیم كه طفلی از ما از بالای بام به زیر افتاد.
من (خانم آن خانه) حضرت رضا علیه ‌السلام را صدا زدم كه: آقا ما هنوز به حرم مشرف نشده‌ ایم به داد برس. آمدم پایین و صدا زدم من مادر این بچه هستم. بچه رااز مردم گرفتم داخل ماشین شده به طرف بیمارستان امام رضا علیه ‌السلام رفتیم در بین راه بچه چشمهایش را باز كرد و گفت: مادر: من باكم نیست. گفتم: مگر از بام نیفتادی؟! گفت: نه، بین راه آقایی مرا گرفت و روی زمین گذارد.
وقتى مشرف شدم به آن حضرت عرض كردم: اى سید من! مى دانى كه من براى تحصیل علوم دینیه آمده ام و اكنون چشمم چنین شده و حال شفاى چشمم و وصول طلبم و وجه مركب و كتابهاى خود را از حضرتت مى خواهم
نیتِ پاک یک عاشق
شخص بازرگانى به قصد زیارت حضرت رضا صلوات الله علیه از محل خود حركت نموده رو به راه گذاشت .در بین راه در یكى از منازل كه منزل كرده بود، یك مرد كور و نابینا كه مادرزادى بود مطلع شد و فهمید كه آن مرد رو به زیارت حضرت رضا علیه‌ السلام مى رود. از او خواهش و استدعا كرد كه چون مشرف شدى و زیارت كردى چون خواستى برگردى قدرى از خاك روضه منوره آن بزرگوار براى من بیاور، شاید خداى متعال ببركت آن تربت مطهره شریفه چشمان مرا شفا مرحمت فرماید. آن شخص هم خواهش او را قبول كرد.
وقتى مشرف شد و زیارت كرد هنگامى كه از مشهد حركت كرد یادش رفت از خاك بردارد تا به همان منزل رسید كه كور خواهش خاك كرده بود و اتفاقاً بسیار بى خرجى شده بود و آن كور هم مطلع شد كه آن زائر از زیارت برگشته لذا به نزد او آمد و مطالبه خاك كرد. آن زائر تاجر چون فراموش كرده بود و نمى خواست جواب ناامیدى به آن كور بدهد. فوراً از جا برخاست و رفت و قدرى خاك از همان مكان برداشت و براى او آورد. آن مرد كور هم با خوشحالى تمام گرفت و با خلوص نیت كه این خاك، خاك قبر امام رضا علیه‌ السلام است، بر چشمان خود كشید.
همان شب از نظر عنایت حضرت رضا علیه‌ السلام چشمهاى او بینا شد. پس هدیه بسیارى به آن زائر داد و آن زائر به بركت وجود مقدس امام هشتم علیه‌ السلام مخارج راهش فراهم آمد و روانه شد.
چیز نادیده چه لذت دارد آنكه دیدست و چشیدست بصیرت دارد
هر كه نشناخت رضا را و اطاعت ننمود از كجا، كی خبر از فیض و سعادت دارد؟
تا نیایی و نبینی تو جلال و كرمش تو چه دانی كه به زائر چه محبت دارد
رافتش را بنما درك تو از نام رئوف چون ز لطفش به خلایق همه رافت دارد
ضامن آهوی وحشی شده تا دریابی كه به زوار و غریبان چه كرامت دارد
(آیة الله فخرالمحققین شیرازی)

 3 نظر

مأمون، شخصیتی استثنایی

07 شهریور 1394 توسط الزهرا (س) نصر

یک تنه در برابر همه
زندگی مأمون سراسر كوشش و فعالیت و خالی از تنعم بود، درست برعكس برادرش امین كه غرق خوش‌گذرانی و تفریح بود. مامون خطوط آینده خود را از لحظه ‌ای تعیین كرد كه به موقعیت خود پی برد و دانست كه برادرش امین از مزایای خوبی برخوردار است كه دست وی از آن‌ها كوتاه است. او این نكته را مسلم می ‌پنداشت كه عباسیان به خلافت و حكومت او تن در نخواهند داد. از این رو خود را فاقد هرگونه پایگاهی كه بدان تكیه كند، می‌ دید و به همین دلیل آستین همت بالا زد و برای آینده ‌اش به برنامه ‌ریزی پرداخت.
او از اشتباه های امین پند آموخت. مثلا فضل با مشاهده امین كه خود را به لهو و لعب سرگرم ساخته بود، به مامون می‌گفت كه تو پارسایی و دینداری و رفتار نیكو از خود بروز بده و مامون نیز همین‌گونه می‌كرد. هر بار كه امین حركت سستی را آغاز می‌كرد، مامون آن حركت را با جدیت در پیش می ‌گرفت.(1)
از این‌جا ما به راز نامه ‌ای كه مامون برای عباسیان نوشته بود، پی می ‌بریم و می ‌فهمیم كه به چه دلیل او خود را به صورت یك پندگوی پرهیزگار جلوه داده و نامه خود را در هاله ‌ای از تقوی و پارسایی فرو برده بود! از این نامه بی میلی نسبت به دنیا، مقید بودن به احكام آموزش‌های دینی می ‌بارد! مامون با نگاشتن این نامه می ‌خواست عباسیان را توجه دهد به این‌كه او از قماشی برتر از قماش امین است.
از مجموع این نظریات، ممكن است قول به تشیع مامون را تایید كرد، اما رفتار او با امام رضا علیه ‌السلام و تحمیل ولایتعهدی خود به او و به شهادت رسانیدن آن حضرت، همه بر مبنای همان اصلی است كه پدرش از آن پیروی می ‌كرد، كه «الملك عقیم» یعنی پادشاهی نازاست و سیاست پدر و مادر نمی ‌شناسد
حاکمی زیرک
تردیدی نیست كه مامون از نیرومندترین، باهوش ترین، دانشمندترین و میانه ‌رو ترین خلفای دوره اول عباسی است، او در زمان خلافت خویش، علم و دانش را ترویج كرد و پایگاه دانشمندان را بالا برد و آنها را به خود نزدیك ساخت و مجالس بحث و مناظره آزاد، با آنان تشكیل داد و این به سبب شیفتگی و علاقه او، به توسعه علوم و معارف بود، به تشیع اظهار تمایل می ‌كرد و امام علی علیه ‌السلام را احق و افضل از دیگران می‌ دانست. ارباب حدیث، مناظره ‌ها و مباحثه ‌های طولانی او را، با گروهی از دانشمندان حدیث و علمای اهل سنت و كلام نقل كرده‌ اند، كه دلالت دارد بر روشنی و وسعت اندیشه، و داشتن ایده و نیرومندی و پایداری او در دفاع از آن.
از امام علی علیه ‌السلام نیز نقل شده كه روزی درباره بنی عباس سخن می ‌گفت، تا بدین جا رسید كه فرمود: «هفتمی از همه‌ شان دانشمندتر خواهد بود.» (2)
سیوطی، ابن تغری بردی، و ابن شاكر، كتب مامون را چنین ستوده‌ اند:
«بهترین مرد بنی عباس بود به لحاظ دوراندیشی، اراده، بردباری، دانش، زیركی، هیبت، شجاعت، سیادت، فتوت، هر چند همه این صفات را اعتقادش به خلق قرآن لكه ‌دار نموده بود. (3) در میان عباسیان كسی دانشمندتر از او به مقام خلافت نرسید … » (4)
پدر مامون نیز خود به برتری وی بر برادرش امین شهادت داده و گفته بود: «در عبدالله دوراندیشی منصور، عبادت مهدی و بزرگی هادی را می ‌بینم، ولی من محمد را بر او پیش انداختم در حالی كه می ‌دانستم محمد تابع هوای نفسش است، هر چه به دست می‌ آورد به اسراف از كف می ‌بازد، زنان و كنیزان را در تصمیم های خویش شركت می‌ دهد. اگر امّ جعفر (زبیده مادر امین) نبود و بنی هاشم هم اصرار نمی ‌داشتند، حتما عبدالله را بر او مقدم می‌ داشتم … » (5)
كوتاه سخن آن كه هر كس از مورخان و یا دیگران به شرح حال مامون پرداخته، برتری اش را تصدیق و او را تنها مرد ارزنده میان خلفای عباسی معرفی كرده است.

شیعه
به دنبال حق
درباره مذهب مامون اختلاف است، برخی او را شیعه دانسته ‌اند و بعضی گفته ‌اند اظهار تمایل او به این مذهب، به خاطر حضرت رضا علیه ‌السلام و رعایت احساسات دیگر علویان بوده است و لیكن بررسی احوال او، چیز دیگری را نشان می‌ دهد.
او در كودكی، از تربیت مربی شیعی برخوردار بود و اندیشه تشیع در اعماق وجود او راه یافته و تاثیر كرده بود، در بزرگی نیز در سرزمین خراسان، كه بیشتر مردم آن شیعه و دوستدار اهل‌ بیت علیهم ‌السلام بودند استقرار پیدا كرد.
مامون خود موضوعی را كه سبب تشیع او شده و این درس را از آن آموخته، بیان می ‌كند و این قضیه ‌ای است كه با پدرش هارون، برای او اتفاق افتاده است.
مامون روزی به یاران خویش گفت: آیا می‌ دانید چه كس تشیع را به من آموخت؟
گفتند: نه.
گفت: رشید (پدر مامون) آنرا به من آموخت.
گفتند: چگونه؟
گفت: وقتی موسی بن جعفر علیهما‌السلام از مدینه بر هارون الرشید وارد شد، فروتنی رشید را در برابر او دیدم و دیدم كه چگونه او را بزرگ می‌ داشت. هنگامی كه تنها شدیم پرسیدم: ای امیرمومنان این مرد كیست كه او را چنین بزرگ داشتی و تجلیل كردی و در مجلس خود به سوی او از جای برخاستی و او را به پیشواز رفتی و در بالای مجلس خود نشاندی و فروتر از او نشستی و به ما فرمان دادی كه ركاب او را بگیریم؟
گفت: او امام مردم است و حجت خدا بر آفریدگان او، و خلیفه او نزد پرستندگان اوست.
گفتم: ای امیرمومنان، آیا تو همه این صفات را نداری؟
گفت: من به ظاهر و با توسل به زور و غلبه، امام مردمم. اما موسی بن جعفر امام بر حق است. بخدا سوگند ای فرزند، كه او به مقام رسول الله از من و از همه آفریدگان دارای استحقاق بیشتری است. به خدا سوگند اگر تو نیز با من در سر این مقام نزاع كنی، همانا سرت را بر خواهم كند. چه، ملك عقیم است. (6)
با بررسی احوال او می توان دریافت مامون برخی از مبادی مذهب تشیع را، كه مبتنی بر اساس اولویت امام علی علیه ‌السلام به خلافت بلافصل پیامبر صلی الله علیه و آله می ‌باشد، پذیرفته است، زیرا در مناظره‌ ها و استدلال های خود با دیگران، درباره این مساله پافشاری می‌ كند. شاید مباحثات و اسلوب جالب او در رد نكات مثبت اقوال مخالفان، شكی باقی نگذارد، كه او ایده تشیع را پذیرفته است.
علاوه بر این گرایشهای روشن دیگری، كه در خلال احوال از او دیده شده، نظر ما را تایید می ‌كند، كه از آن جمله است، اعتقاد او به مخلوق بودن قرآن، كه در این خصوص، به فقها سخت می‌ گرفت و از آنان می ‌خواست، كه همین قول را تبلیغ كنند.(7)
او در زمان خلافت خویش، علم و دانش را ترویج كرد و پایگاه دانشمندان را بالا برد و آنها را به خود نزدیك ساخت و مجالس بحث و مناظره آزاد، با آنان تشكیل داد و این به سبب شیفتگی و علاقه او، به توسعه علوم و معارف بود
از گرایشهای دیگر مامون، اعتقاد او به جواز نكاح متعه است، كه در اثبات آن استدلال می ‌كرد و خلیفه دوم را كه امر به تحریم آن كرده بود، محكوم می ‌داشت، چنان كه تاریخ‌ نویسان آن را نوشته ‌اند.
و دیگر قول او به برتری و تفضیل امام علی علیه ‌السلام است بر دیگر صحابه و این كه پس از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، او از همه كس به خلافت شایسته ‌تر بوده است.
و دیگر، اقدام جالب اوست به این كه طعن و لعن معاویه را مرسوم داشت و آن را بر همه مردم لازم شمرد و اعلان كرد هر كس معاویه را به نیكی یاد كند، ذمه ‌اش از او بریء است و همانا بهترین مردم پس از پیامبر صلی الله علیه و آله، علی بن ابی ‌طالب علیه ‌السلام است (8) و این اقدام مناسب و شایسته ‌ای بود در برابر كردار زشت معاویه كه ناسزاگویی و لعن بر امام علی علیه ‌السلام را سنّت قرار داد و تا زمان عمر بن عبدالعزیز ادامه داشت.(9)
و دیگر از كارهای مامون توجه او به علویان و عطوفت با آنان بود، علویان فدك را از او مطالبه كردند و او آن را به آنها برگردانید و عمل پیشینیان خود را در غصب و تصرف آن محكوم كرد.
بنابراین از مجموع این نظریات، ممكن است قول به تشیع مامون را تایید كرد، اما رفتار او با امام رضا علیه ‌السلام و تحمیل ولایتعهدی خود به او و به شهادت رسانیدن آن حضرت، همه بر مبنای همان اصلی است كه پدرش از آن پیروی می ‌كرد، كه «الملك عقیم» یعنی پادشاهی نازاست و سیاست پدر و مادر نمی ‌شناسد.
آن چه برای ما در این جا مهم است همین نگرش كوتاه بر زندگی وی می ‌باشد تا به اجمال زیركی و سیاست و تدبیر وی را به خاطر آوریم.

پی نوشت:
1) الآداب السلطانیة: 212.
2) مناقب آل ابیطالب: 2/ 276 ؛ سفینة البحار: 2/332 ، در ماده «غیب.
3) قلقشندی در كتاب خود «مآثر النافه فی معالم الخلافة: 1/213» می‌ نویسد: مردم سه چیز را بر مامون عیب می ‌گرفتند: یكی آن كه قایل به خلق قرآن بود. دوم تشیع او، و سوم این كه فلسفه را در میان مردم رایج ساخت.
4) تاریخ الخلفاء: 306 ؛ فوات الوفیات: 1/239 ؛ النجوم الزاهرة، تاریخ الخمیس: 2/334.
5) مراجعه كنید به قصیده ابن عبدون: 245 ؛ تاریخ الخلفاء سیوطی: 307 ؛ شبیه به همین مطلب در كتاب‌های دیگر هم آمده: الاخبار الطوال: 401 ؛ الاتحاف بحت الاشراف: 96 ؛ تاریخ الخمیس: 2/334.
6) عیون اخبار الرضا: 1/88.
7) چنان كه می ‌دانیم، در آن روزگار موضوع حادث یا قدیم بودن قرآن، سر و صدا و غوغای بزرگی را در جهان اسلام، برپا كرده بود، كه این حادثه را «محنت قرآن» نام نهاده ‌اند.
8) تاریخ الخلفاء للسیوطی: 308.
9) در زمان عمر بن عبدالعزیز كه مردم توانستند ناخشنودی و كراهت خود را از این عمل اظهار كنند، او به منظور تحكیم پایه‌ های لرزان حكومت اموی، آن سنت پلید را منسوخ كرد.
ابوالفضل صالح صدر
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان
منابع:
- کتاب «زندگی سیاسی هشتمین امام حضرت علی بن موسی الرضا علیه ‌السلام»، ترجمه «الحیاة ‌السیاسیة لإمام‌ الرضا علیه ‌السلام، دراسة و تحلیل»، سید جعفر مرتضی عاملی، مترجم: خلیل خلیلیان.
- کتاب «تحلیلی از زندگانی امام رضا علیه ‌السلام»، ترجمه «الامام رضا علیه ‌السلام، تأریخ و دراسة»، محمدجواد فضل الله، مترجم: محمدصادق عارف.
- کتاب «زندگانی تحلیلی پیشوایان ما»، ترجمه «الائمة الاثنی عشر علیهم ‌السلام، دراسة تحلیلة»، عادل ادیب، مترجم: اسدالله مبشری.

 نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 122
  • 123
  • 124
  • ...
  • 125
  • ...
  • 126
  • 127
  • 128
  • ...
  • 129
  • ...
  • 130
  • 131
  • 132
  • ...
  • 734

.

ذکر روزهای هفته

مدرسه علمیه الزهرا (س) نصر تهران

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • اهل بيت عليهم السلام
    • امام اولمان را بشناسیم
  • توصيه هاي تربيتي
    • در محضر استاد
    • نکات تفسیری
  • اسماء الله الحسنی
  • فاطمیه
  • نکته های قرآنی
  • دعا و نیایش
  • سبک زندگی
    • شهدا
    • امام خمینی (ره)
    • شناخت پیامبران
      • سفرنامه مکه
    • زندگی به سبک شهدا
    • فرهنگی
  • در محضر استاد
    • بیانات امام خامنه ای
      • اخبار مدرسه
    • در محضر رهبری
    • سلسله مباحث حیا در بُعد تربیتی
  • نکات خانه داری
  • نکته های ناب
  • در محضر اهل بیت
  • کلام امام
  • احکام
  • سلامتی
  • ماه خدا
  • اخبار
    • معرفی امامزاده های ایران
      • محرم نوشت ها
        • دلنوشت های طلاب
          • آموزش آشپزی
          • ویژه نوشته های دهه فجر
          • خوش نوشته
        • توصیه های سلامتی
      • نکته های جالب
  • محرم
  • پژوهش
    • مستوره آفرینش ( بیانات رهبری در باره زن و خانواده )
    • فناوری اطلاعات
    • پژوهش ها و تحقیقات پایانی طلاب
    • مقاله نویسی
    • مقالات مفید
  • مسابقات پژوهشی

جستجو

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس